X
تبلیغات
مهدی سرداری
safety
 

 

توصیه‌هایی برای چهارشنبه سوری

 

    آنچـه این روزها به عنوان ترقـــه و مواد محترقه و انفجاری مورد استفاده قرار می‌گیرند بسیار حســاس هستند كه حتـی در اثـر جـابجایی و حمل و نقل و یـا وارد شدن ضـربه و رسیدن حـرارت اندك به آنهـــا عمل كرده و منفجر مـی‌شوند و گاه نیـز بـدون رسیدن حـرارت و یا وارد شدن ضـربه در اثر فعل و انفعالات شیمیایی و یا حتی در مقابل ارتعاش هوا و یا قرار گرفتن در محدوده یك فركانس خاص خود به خـود فعال شده و منفجر می‌شوند در هر صورت در اثـر انفجار این مـواد انرژی زیاد به طور ناگهــانی آزاد شده و در اثر پرتاب ذرات و انرژی رها شده علاوه بر ایجاد حریق و صدای مهیب،خسارات جانی و مــالی نیز به بار می‌آید، در صورت انفجار در محیط بسته اثر تخریبی این مواد فوق‌العاده زیاد خواهد بود به نحـوی كه 250 گرم از این مواد می‌تواند یك خانه با وسعت 70 متر مربع را كاملا تخریب و ویران نماید و شیشـه‌های ساختمانها را تا شعاع 250 متری بشكند.


                                    عوارض جسمانی و روحی استفاده از مواد محترقه

1-   قطع عضو و تخریب کلیه از عوارض زودرس انفجار مواد محترقه است.

يادمان باشد بيشترين آسيبهای نافذ و کور کننده در چهارشنبه سوری، ناشی از برخورد و ورود ترکش  شيشه ای يا فلزی به داخل چشم حادث می گردد. وجود يک عينک محافظ می تواند تا حد زيادی از حوادث چشمی بکاهد. کوری چشم در صـورت اصابت مستقیـم ترکش های ناشی از انفجار مواد محترقه ، قطع عضو بدن و ایجاد سوختگی های درجه یک تا درجه 3 ، از دیگـر عـوارض زودرس سوختگی ها است . در صورت شدت زیاد سوختگی نظیر سوختگی های درجه سوم حتی ممکن است منجر به مرگ فرد نیز شود . سوختگی های ناشی از بازی با مواد محترقه خطرناک در چهارشنبه سوری دارای دو نوع عوارض هستند به گـونه ای که برخـی از آنهـا به عنوان عوارض زود رس و برخـی در دراز مدت بر افـراد عوارض

ایجاد می کند.مشکلات روحی و عصبی از عوارضی است که فرد دچار سوختگی در طولانی مدت به آن مبتلا می شود، سـوختگی ها به ویژه سوختگی هایی که از شدت بیشتری برخوردار است موجب دفع الکترولیت های بدن نظیر سدیم، پتـاسیم بدن مـی شود که دفع ایـن الکترولیت ها نیز منجر اختلال فعالیت کلیه ها خواهد شد . دفع الکترولیت های بدن موجب می شود که میزان اوره در بدن افزایش یابد که به تدریج موجب دیالیزی شدن فرد نیز می شود ، همچنین کاهش این الکترولیتها باعث عفونت ثانویه در محل زخم ناشی از سوختگی می شود.

2-  استرس ناشی از پرتاب مواد محترقه باعث ایجاد اختلالات روانی می شود

استرس ناشی از پـرتاب مواد محترقه به سوی افرادی که حتی از این مواد خطرناک دور هستند ، می تواند موجب ایجاد یا تشدید اختلالات روانی شود استرس نقش اساسی در بروز بیماریها و اختلالات قلبی و مغزی و تشدید این اختلالات دارد . پرتاب مواد محترقه جلوی پای افراد به ویژه زنان و مردان مسن عمل ضد اجتماعی محسوب می شود که باید با این رفتارها مقابله کرد و بهترین راه مقابله نیز فرهنگ سازی و ایجاد امکانات تفریحی مناسب و برخورد با مراکز تولید و توزیع مواد محترقه است .

 

26 توصیه ایمنی به شهروندان در خصوص حوادث چهارشنبه آخرسال

1-     در شادی های فرزندان دلبندمان همراهی کنیم تا همیشه نظاره گر گل خنده های شان باشیم.

2-     با فرزندان تان در تهیه وسایل آتش بازی بی خطر و مفرح همراهی کنید.

3-     قطع عضو ، ضـایعه ای جبـران ناپذیر است ، با احتیاط و پرهیز از رفتارهای پرخطر زندگی را برای خود و دیگران تلخ نکنیم.

4-     از نگهداری مواد محترقه ، تهیه و ساخت وسایل آتش بازی دستی توسط فرزندان تان اکیدا خودداری کرده و نظارت بر موضوع را جدی بگیرید.

5-     سرود شاد زندگی را در صدای مهیب نارنجک و مواد محترقه به سکوت و غم تبدیل نکنیم.

6-     از نگهداری مواد محترقه و وسایل آتش بازی (حتی وسایل و مواد استاندارد) در نزدیکی وسایل حرارتی و برقی خودداری شود.

7-     حتی الامکان برای روشن کردن آتش از محل های تعیین شده توسط شهرداری منطقه استفاده کنید.

8-     در هنگام برپایی آتش در داخل یا خارج از ساختمان از دسترسی به کپسول اطفاء حریق و جعبه کمک های اولیه اطمینان حاصل کنید.

9-     مـراقب رفتـارهای خطـرناک و نـاهنجار افـراد بوده و در صورت لزوم مراتب را به واحدهای گشت نیروی انتظامی و یا پلیس 110 اطلاع دهید.

10-از سـوزاندن وسایل یا مواد غیر متعارف مانند کپسول گاز ، لاستیک و آمپول و استفاده از مواد آتش زا نظیر بنزین، الکل ، کاربیت و مانند آن جدا خودداری کنید.

11- با ایجاد سرو صدای ناهنجار و مهیب شادکامی خودرا به تلخ کامی دیگران تبدیل نکنید.

12-از برپایی آتش در معابر باریک و در نزدیکی پست های برق یا ایستگاه های تقلیل فشار گاز و پارکینگ های عمومی خودداری کنید.

13- حادثه هر لحظه در کمین است . هیجان شادی ها را به آتش خانمان سوز تبدیل نکنیم.

14- از برپایی آتش های حجیم و غیر قابل مهار خودداری شود.

15- حتی االمقدور با ریختن مقداری خاک در زیر محل برپایی آتش، از آسیب رساندن به سطح آسفالت معابر خودداری شود.

16-سوختگی بسیار دردناک است، با بی احتیاطی خود لحظات شاد را به درد و رنج همیشگی تبدیل نکنید.

17- نگهداری مواد محترقه غیر استاندارد از قبیل اکلیل ، سرنج، زرنیخ ، کلرات ودیگر مواد غیر مجاز برخلاف قانون بوده و می تواند خسارات جبران ناپذیری برای خود و دیگران به همراه داشته باشد.

18- با رعایت حقوق شهروندی از پرتاب نارنجک و مواد محترقه به ساختمان ها که موجب آسیب رساندن و بد منظر کردن آنها و سیمای شهرمان می گردد ، خودداری شود.

19-تبليغات مناسب رسانه اي براي اطلاع رساني نکات ایمنی  و پخش برنامه های مهیج از تلویزیون در ساعات مراسم چهار شنبه سوری از تبعات خطرناك بازي با مواد محترقه کم می نماید.

20-مراقب باشید افراد خانواده تان خصوصا کودکان و افراد مسن در این ایام از خانه خارج نشوند.

21-بدلیل نور های خیره کننده وپرتاب ترکش های مواد محترقه بسوی چشم از دیدن مراسم آتش بازی از فاصله نزدیک خوداری نمائیم.

22-تا حدامكان در معابري كه ترقه منفجر مي كنند حاضر نشویدویا عبور نکنید .

23-پس از شناسائی عاملین فروش مواد محترقه آنهارا به مراجعه انتظامی معرفی نمائید.

24-با توجه به اینکه دانش آموزان بیشتر ین فعالیت را دراین قبیل مراسمات دارند لازم است که در مدارس تذکرات ایمنی به آنها گوش زد گردد.

25-در اين روزها برای يک بار هم که شده به اورژانس بيمارستانهای چشم اين شهر سری بزنيد تا اوج فاجعه رعايت نکردن مسائل ايمنی آتش، آتش بازی، ترقه، و انفجار و ...  را از نزديک ببينيد.

۲۶-پس از پایان مراسم در نظافت محله با کارگران شهرداری همکاری نمایید.

|+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در چهارشنبه سوم مهر 1392  |
 

شب چهارشنبه سوری خوب یا بد

مقدمه

چند سالی است که وقتی به شب چهارشنبه سوری نزدیک می شویم ، تشویش و دلهره ، بسیاری از مردم را فرا می گیرد . باز هم مواد محترقه خطرناک و به طبع آن حوادث ناگوار . آسیب دیدن مردم به ویژه جوانان و نوجوانان باعث شده چهـارشنبه سـوری سنتـی به یـاد ماندنی ، به یک چهارشنبه سوری سراسر دلهره و اضطراب تبدیل شود بـه طوری که کمیته هایی متشکل از سازمان آتش نشانی تهران ، نیروی انتظامی و دیگر ارگان های ذی صلاح را تحت شعاع خود قرار داده است .

آیا تا به حال از خود پرسیده ایم که چرا این گونه شده است ؟ آیا فرهنگ خانواده ها تغییر کرده ؟ آیا فرهنگ جوانان و نـوجوانان جهت تخلیه انرژی خودشان دستخوش تغییرات شده ؟ و یا این که عدم بستر سازی فرهنگی از سوی مسئولین ذی صلاح ، عامل این تغییرات است ؟ ما در این جا نمی خواهیم بگوییم کدامیک مقصر هستند بلکه می خواهیم با دیدی بازتر و کلان تر به آن نگریسته و در پی حل مشکل بر آییم . همگان اذعان دارند که چهارشنبه سوری از سنت های دیرینه ایـرانیان بـوده است و هـر ساله نیـز اجرا می شده ، ولـی این را بدانیم هرگاه بخواهیم در مذمت سنتی چون سنت چهارشنبه سوری اقدام کنیم و به جای آن که جهت سوق دادن جوانان و نوجوانان به سمت حرکات شایسته ، بستر سازی درستی فراهم نماییم ، عنوان گردد " این سنت غلط است " باید قبول نمود که راه را به اشتباه می رویم .  با توجه به این که جوانان و نوجوانان نیاز به تخلیه انرژی درونی خود دارند و برای تخلیه این انرژی رو به رفتارهای ناشایست می آورند ، این اعمال موجب آذیت و آزار خودشان  و دیگران می شود . بنابراین بیاییم به جای مذمت این شب به یاد ماندنی ، دیدگاه و روش خود را تغییر دهیم . حال چگونه باید عمل کرد .

جوانان و نوجوانان علاقه زیادی دارند که بدانند ، والدینشان در گذشته و در سنین آنان ، چه رفتاری داشته اند . آیا رفتارجوانانه از آن ها سر می زده و یا درگذشته با توجه به تعاریفشان رفتار بزرگمنشانه داشته اند ؟ همه مان ، بدون اغراق می دانیم نوجوانی و جوانی ، بدون آزمون وخطا نیست . ولی وقتی با فرزندانمان صحبت می کنیم ، چنان برخورد می کنیم کـه انگار در گذشته دچار خطا نشده ایم . همین امر باعث عدم اطمینان فرزندانمان به خودمان می شود . همیشه می گویند " آن چه از دل برون آید لاجرم بر دل نشیند " . وقتی به فرزندانمان دروغ بگویم و خود را خیلی خوب و بدور از هر خطا جلوه دهیم ، برای آنان این گفته ها ثقیل است . شاید به لحاظ احترام به بزرگ ترها ، به حرفمان گوش دهند ولی در خفا اموری را که خود دوست دارند اجرا می کنند . لذا اولین گام این است که به منظور سوق دادن فرزندان به سوی حرکات و رفتار شایسته ، شرایطی را فراهم نماییم تا جوانان و نوجوانان به واقع ، زیبایی های گذشته را به عینه مشاهده کنند و بدین طریق انرژی خود را تخلیه نمایند . معلمی را می شناسم که با دانش آموزانش ارتباط بیسار خوبی برقرار کرده است . وقتی پیرامون این مطلب تحقیق کردم ، متوجه شدم آن معلم گرانقدر ، از نوجوانی و جوانیش و خطاهایی که کرده و پس از آن پی به اشتباه خود برده ، صحبت می کند و طریقه جبارن اشتباه خود را برای دانش آموزان تشریح می کند . همین امر باعث شده دانش آموزان او را بسیار دوست داشته و به اواحترام گذارده و حرفهایش را گوش دهند . چرا ما این روش را به کار نبریم ؟

گام بعدی ، بستر سازی فرهنگی از سوی مسئولین ذی صلاح است که باید همسو با خانواده ها درصدد فراهم نمودن امکانات مناسب جهت برگزاری مراسم سنتی بر آیند . این عمل نیازمند برنامه ریزی منسجم ، تشکیل انجمن های تخصصی و کمیته هایی متشکل از ارگان های ذی صلاح ، به مرحله اجرا درخواهد بود .

در این مقاله سعی شده قبل از این که به مشکلات پدید آمده و تبعات بعدی این شب در این چند ساله اخیر اشاره شود ، از زیبایی های این مراسم سنتی در گذشته حتی نچندان دور گفته خواهد شد تا جوانان و نوجوانان از گذشته بزرگترهای خود بیشتر آگاهی داشته و ملموس تر آن را حس کنند .

 

آداب شب چهارشنبه سوری

  منشأ و زمان پیـدایش چهارشنبه سـوری دقیقاً مشخص نیست . امـا در ایـران باستان ، روز چهارشنبه آخر سال نحوست داشته است و بـرای رفع نحوست، آتش را که مظهر فروغ ایـزدی بـوده است روشن مـی کردند و از  روی آن می پریدند . در همه ی سرزمین های ایـرانی در فاصله ی پنج هزار کیلومتـری کردستان تا چین ، آیین جشن چهارشنبه سوری به همراه مـراسم جانبی بسیار متنوع و زیبای آن و سرایش ترانه های شادی بخش و جشن و پایکوبـی برگزار مـی شود . گستره ی بـرگزاری این جشن حوزه ی حضور فرهنگ ایرانی را نشان می دهد . این گستره نه تنها کشور ایران بلکه از سرزمین های شرق عراق و شمال آن ( کردستان غربی ) ، شمال سوریه ، شرق ترکیه ، جنوب روسیه ( داغستان و چچنستان ) ، آذربایجان و قفقاز، ارمنستان، غرب پاکستان، افغانستان، جنوب ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، غرب و شمال هند وغرب چین تشکیل می شود .

  تـا چند سال پیش ، شب چهـارشنبه آخـر سال مـراسم متنـوعی داشت که در استـان های مختلف بـه اشکال گـوناگون صورت می پذیرفت و اکنون نیز برخی از آن رسوم در بعضی از استان های ایران برگزار می شود ولی در این چند ساله در شهـرهای بـزرگ از جمله تهـران دیگر شب چهارشنبه سوری ، با تبلیغات منفی بیشتر به میدان جنگ شبیه شده است تا به یک تفریح سنتی .

 در این مقاله  به برخی از رسوم این شب در اقصی نقاط ایران و بعضی کشورها ، اشاره شده است که خواندن آن خالی از لطف نیست :

 مراسم شب چهارشنبه سوری در دوران کهن

در شب چهارشنبه سوری، به جز روشن کردن سه یا هفت کوپه آتش به یاد سه پند بزرگ ایرانیان، «اندیشه ی نیک»، «گفتار نیک»، و «کردار نیک» و یا هفت امشاسپند «هرمزد»، «وهومن»، «اردیبهشت»، «شهریور»، «سپندارمذ»، «خورداد» و «امرداد»، مراسمی ویژه ای نیز برگزار می شود مانند :

آتش افروزی بر فراز خانه ها و بلندی ها، خانه تکانی پیش از چهارشنبه سوری، خریدن آیینه و کوزه ی نو، خرید اسفند (اسپند دانه)، چراغانی، تهیه و خوردن آجیل هفت مغز، کوزه شکستن، فال گوش ایستادن، فال کوزه، ریختن آب قلیا و آب دباغ خانه به گوشه و کنار خانه، به صحرا رفتن در روز چهارشنبه سوری، تخم مرغ شکستن، شال اندازی، قاشق زنی، گره گشایی از بخت دختران با بستن قفل به گردن یا گوشه ای از چادر، نشستن روی چرخ کوزه گری، شکستن گردو، گفتن آرزوها به آب روان، فریاد زدن خواسته ها در چاه قدیمی، کمک خواستن از «چهارشنبه خاتون»، رنگ کردن خانه با گِل هایی به رنگ آبی و زرد، پختن آش ویژه ی چهارشنبه سوری و ...

 چهارشنبه سوری در استان های ایران

1- استان آذربایجان شرقی
تبریزی ها در شب چهارشنبه سوری به روی هم آب یا گلاب می پاشند و معتقدند آب پاشیدن، زندگی را با سعادت قرین می کند. از دیگر رسوم ضروری این شب، فرستادن خُنچه از منزل داماد به منزل عروس است. در این خنچه معمولاً میوه،شیرینی، گلدانهای پرگل، ماهی و خلعت(پارچه) برای خانواده
ی عروس و خود عروس گذارده می شود. دختران دم بخت تبریزی هنگام پریدن از روی آتش می خوانند: « بختم آچیل چهارشنبه» یعنی: چهارشنبه! بختم را بازکن.


2- استان آذربایجان غربی

خانواده های ارومیّه ای در این شب به خانه
ی مسن ترین فرد فامیل می روند و به خوردن آجیل سرگرم می شوند. آجیل حتماً باید از هفت نوع خوراکی تهیه شود. این هفت نوع خوراکی می تواند از بین خوراکیهای زیر باشد:
انجیر، کشمش، مویز، خرما، توت خشک، فندق، بادام، گردو، سنجد، نخودچی، آب نبات، تخمه بدون نمک، باسلق، برنجک(برنج بوداده) برگه هلو، برگه زردآلو و گندم برشته. کسی که مرادی و حاجتی دارد، باید تقسیم آجیل را به عهده بگیرد تا مرادش برآورده شود.

3- استان اردبیل
در مغان، مردم پیش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه، دسته جمعی به کنار رودخانه می
روند، آتشی بر می افروزند و جوانان در آنجا به سوارکاری می پردازند و هنگام بازگشت، زنان ظرف هایشان را از آب رودخانه پر می کنند و به خانه می آورند و آب آن را به دور و برخانه می پاشند که با این کار، سال جدید، سالی سرشار از روشنی و زلالی و پاکی خواهد بود.

4- استان بوشهر

بوشهری ها پس از آتش افروزی در خانه
هایشان و پریدن از روی آن ، با قایق از روی آب می گذرند و معتقدند با این کار نحسی این شب از بین مـی رود. در ضمن کـوزه ی نویی را که تا آن زمان استفاده نکرده اند، بـه دیـوار می زنند تا شکسته شود تا بلا و بدبختی، مثل کوزه شکسته شود .

  استان تهران

زنان با حبوباتی که از راه قاشق زنی گردآوری کرده اند، آشی می پزند با نام «ابودرد» و باور دارند که این آش علاج همه ی بیماری ها است. همچنین در این شب دختران گوشه ی روسری یا چادر خود را گره می زنند و در بیرون خانه به نخستین کسی که برسند می خواهند که این گره را بگشاید تا گره های سال آینده باز شود

5- استان خراسان
در خراسان مراسم کوزه شکستن به این طریق است که درون کوزه های کهنه مقدار نمک که علامت شور بختی است و مقداری ذغال که علامت سیاه بختی است و یک سکه کم ارزش پـول مـی ریزند و تمام افـراد خانواده آن را به دور سر می چرخانند و آخرین نفر کوزه را از پشت بام به کوچه پرت می کند و می گوید:
«درد و بلام توکوزه   راه بیفته بره تو کوچه»
در بعضی از نقاط خراسان در این شب به جای آش ، چهار نوع پلو می پزند. این پلوها عبارتند از : رشته پلو، عدس پلو، زرشک پلو و ماش پلو که معمولاً به فقرا ، نزدیکان و همسایگان می دهند . در آجیل خراسانی ها مطلقاً نمک وجود ندارد، چون نمک را علامت شوربختی می دانند.


6- استان خوزستان
در اهواز ، پس از پریدن از روی آتش، مراسم قاشق زنی انجام می گیرد که خانواده ها، خوراکی یا آجیل شور و شیرین در ظرف قاشق زنان می ریزند.


7- استان سیستان و بلوچستان
در سیستان مردم ، گونی، پتو و نمد کهنه را به صورت گلوله در می آورند و آن را در غروب آخرین چهارشنبه سال، آتش می زنند و معتقدند که نحوست این شب با این عمل از بین می رود .

8- استان فارس
در شیـراز بـرای گشـودن بخت دختران در شب چهارشنبه سوری بـه سعدیه می روند و از آب استخر سعدیه بر سر وروی دختران می  ریزند . زنان نیز با ریختن این آب به روی خود ، معتقدند که مهرشان در دل شوهر بیشتر می شود . در این شب زنان بـرای برآورده شدن حاجاتشان زیر منبر مسجد جامع شهر دعا می خوانند و پس از دعا خواندن، حلوا و آش می پزند.
9- استان کردستان
مـردم کـردستان مخصوصاًروستائیان ، دستـه جمعی به صحرا و کنار چشمه سارها می روند و پس از مدتی که به شادی و پایکوبی و کشتی گرفتن گذراندند ، هنگام مراجعت به خانه ، هرکسی مقداری سنگریزه جمع می کند و بدون آنکه به پشت سـرخود نگاه کند ، سنگریزه را از روی شانه به عقب پرتاب می کند و بدین ترتیب بلا و آفت را از خود دور می سازد.
از دیگـر مـراسم این شب ، شال اندازی است کـه عده ای از جـوانان بالای پشت بام خانه  ها و کنـار درها و پنجـره های همسایگان و ثروتمندان می روند و ضمن خـواندن سرود و تصنیف ، از دریچـه ای ، شال را آویـزان می کنند. اهل خـانه هدیه ای را بـه شال می بندند که معمولاً سکه ، تخم مرغ ، شاخه نبات ، کله قند ، جوراب یا نخودچی و کشمش است .

10 – استان کرمانشاه

زنان آبستن با آوردن هیزم برای آتش چهارشنبه سوری ، باور دارند که هر چوبی که در آتش می گذارند پلیدی ها و وقایع ناگوار را از فرزندشان دور می کنند.

مردم شاه آباد (اسلام آباد) استان کرمانشاه، چهارشنبه سوری را جشن پیروزی کاوه ی آهنگر بر ضحاک می دانند و هر ساله به پاس این پیروزی در کوه های پیرامون شهر و روستا آتشی بزرگ برافروخته و با خواندن آوازهای گروهی و جشن و پایکوبی تا نیمه های شب بر گرد آتش می چرخند.

11- استان کرمان
در کرمان مقداری ذغال، نمک، سکه ی کم ارزش پول و کمی نان درکوزه خالی می  ریزند و شب چهار شنبه سوری آن را از بالای بام به کوچه پرتاب می کنند تا بلا و کمبود از همه چیز مخصوصاً از آنچه در کوزه است دور شود.

12- استان گیلان
در روستاهای اطراف رشت، غروب شب چهارشنبه سوری، در پنج منطقه پوشال برنج را با فاصله کنار هم می چینند، سپس آنها را آتش می زنند و برای دفع چشم زخم، اسپند در آتش می ریزند و افراد هرخانواده از بزرگ به کوچک، سه مرتبه از روی آن می پرند و این ترانه را به گویش گیلکی می خوانند:
«گل گل چهارشنبه         به حق پنجشنبه
نکبت بی شه               دولت بی یه
زردی بی شه              سرخی بی یه»
یعنی: آتش سرخ چهار شنبه! به حق پنجشنبه نکبت برود، دولت بیاید. زردی برود، سرخی بیاید.
پس از پریدن از روی آتش ترقه در می کنند به این معنی که از نحوست چهارشنبه در امان باشند.
در این شب خورشت«ترشه تره» می پزند و آن را با کته، ماست و دوغ می خورند. صبح فردا (روز چهارشنبه) خاکستر برجای مانده از آتش شبانه را جمع می کنند و پای درختان میوه می ریزند به این نیّت که درختان بارورشوند و میوه ی بیشتری بدهند .

13- استان لرستان
در این شب در خـرم آباد هیـزم را بـه هفت دسته تقسیم می کنند و با فاصله های معینی در یک ردیف می چینند و آتش می زنند و با خواندن :         «زردی مه د تو  ،      سرخی تو د مه»
یعنی: زردی من از تو و سرخی تو از من و از روی آن می پرند .


14- استان مازندران
در روستاهای مازندران در شب چهار شنبه سوری ، علاوه برکشتی گرفتن و اسپند دودکردن ، انواع آش ها پخته می شود از جمله « آش هفت ترشی» که از هفت نوع سبزی و هفت نوع ترشی و هفت نوع حبوبات در آن استفاده می شود و نیز « گزنه آش » که یکی از سبزی های مصرفی در آن ، گزنه است . اعتقاد بـر این است که خـوردن این آش بسیاری از بیماری ها و کسالت ها را از بین می برد.

15- استان مرکزی
در این استان، علاوه بر مراسم آتش بازی ، برای آمرزش اموات مقداری خرما یا شکر پنیر تهیه می کنند ؛ و یا حلوا درست می کنند و سرگذر می ایستند و به عابران تعارف می  کنند . هر رهگذر وظیفه دارد یک دانه بردارد و قبل از خوردن ، برای آمرزش اموات خیرات دهنده ، حمد و سوره ای بخواند و سپس خوراکی را بخورد . در بسیاری از روستاهای استان مرکزی ایران جوانانی که نامزد دارند از روی بام خانه ی دختر، شال خود را پایین می کنند و دختران در گوشه ی آن شال شیرینی و تخمه می پیچند. این رسم را «شال اندازی» می گویند .

16 – استان یزد

زرتشتیان روستای مریم آباد یزد نیز بر این باورند که آتش چهارشنبه سوری، آتشی است که «منیژه» به هنگام کوشش برای رهایی «بیژن» از چاه، بر سر دهانه ی چاه روشن کرده است.

در روستای زرتشتی نشین قاسم آباد یزد نیز پس از مراسم چهارشنبه سوری مراسم «چک و دوله» برگزار می شود. به این ترتیب که یک دولچه ی (سطل) کوچک را برمی دارند و درون آن کمی آب همرا با آویشن و برگ سبز می ریزند. هرکس آن جا هست چیزی از خودش مانند انگشتر و ... را درون آن می اندازد، پس از آن روی دولچه را با پارچه ی سبزی می پوشانند و یک دختر نابالغ را در میان جمع خود نشانده و این دولچه را به دستش می دهند. دخترک اشیا را یکی یکی در مشت خود پنهان می کند و بیرون می آورد و یک نفر دیگر دو بیتی هایی را می خواند و پس از خواندن دو بیتی دخترک شیئ را نشان می دهد و صاحب آن با توجه به شعر خوانده شده به نیت و تعبیر خود می رسد.

|+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در سه شنبه دوم مهر 1392  |
 مرد فداکار

پاسداشت

 

 برای مردی که از آتش به بهشت رفت

برای آتش نشان فداکار،امیدعباسی
 
 

            

 

 پنج روز، کافی بود تا تاریخ ایران نمادی دیگر از فداکاری و ایثار را در خود ثبت کند، «آتش‌نشان فداکار» صفتی که این روزها بیشتر از هر فرد دیگری اذهان را به سمت فرمانده جوان ایستگاه 68 آتش‌نشانی تهران می‌برد؛ مردی سوار بر کامیونی قرمزرنگ در حالی که دست چپش را بر در نیمه بازخودرو گذاشته، تصویر فردی به نام «امید» که امروز در تمام ایستگاه‌های آتش‌نشانی پایتخت دیده می‌شود. 
 
به گزارش ایسنا،امید عباسی، آتش‌نشان 35 ساله‌ در سال 79 به استخدام سازمان آتش‌نشانی پایتخت درآمد و سابقه فعالیت در ایستگاه‌های 23 مجیدیه، 74 کوهسار، 85 جیحون و 68 شهید باقری دارد. 
 
وی به مدت سه سال فرمانده ایستگاه 68 آتش‌نشانی بود، ظهر روز سه‌شنبه زمانی که برای اطفای حریق در طبقه دهم یک ساختمان مسکونی به این محل رفت، با دختربچه‌ای 9 ساله به نام «ریحانه» روبه رو شد که قصد داشت از ترس آتش خود را از طبقه دهم ساختمان به بیرون پرتاب کند که این آتش‌نشان با مشاهده این صحنه به سمت این دختربچه رفت و پس از قراردادن ماسک اکسیژنش روی صورت ریحانه، وی را برای انتفال به محل امن به همکارش تحویل داد و درحالی که خود مشغول عملیات اطفای حریق بود، ناگهان بالا رفتن حرارت و دودزدگی سبب مصدومیت شدیدش شد. 
 
آتش‌نشانان، امید را به بیمارستان پیامبران منتقل کردند، اما پس از گذشت کمتر از 24 ساعت از پذیرش وی در این بیمارستان، تیم پزشکی مرگ مغزی عامل نجات دختربچه 9 ساله از مرگ حتمی را تایید کرد و پس از آن اقدامات برای اهدای اعضای بدن وی که خود نیز پیش از آن با ثبت‌نام و دریافت کارت اهدای عضو آمادگی‌اش را برای زندگی بخشی به دیگران اعلام کرده بود، آغاز شد. 
 
با انتقال «امیدعباسی» به بیمارستان مسیح دانشوری و انجام معاینات و تشکیل کمیسیون پزشکی، بدن این آتش‌نشان در حوالی ساعت 15 روز پنجشنبه به اتاق عمل منتقل و کبد و دو کلیه وی برای اهدا به بیماران نیازمند از بدن وی خارج شد. 
 
دیدار ریحانه با خانواده ناجی‌اش 
 شاید آن روز که ریحانه، محبوس در خانه‌شان شعله‌های آتش را درمقابل خود می‌دید، گمان نمی‌کرد دقایقی بعد امیدی فرابرسد و با کنارزدن آتش، وی را از مرگ حتمی نجات دهد، اما «امید عباسی» با آمدنش نه تنها وی را نجات داد که به سه تن دیگر نیز زندگی بخشید و حالا چهار روز بعد، عصرروزشنبه است که آپارتمان امید و همسرش که در سال 86 با وی ازدواج کرد در کوچه‌ای بن‌بست حوالی شهران، میزبان ریحانه و خانواده‌اش می‌شود. 
 
پدر ریحانه که چشمانش از عذاب وجدان حکایت می‌کند به همراه دخترش وارد خانه می‌شود و طوری که انگار منتظر عکس‌العمل تندی باشد شروع به صحبت با  خانواده امید می‌کند که صحبت‌های پدر امید دیدگاهش را تغییر می‌دهد، وی با روحیه‌ای مضاعف از شهادت فرزندش می‌گوید و ریحانه را در آغوش می‌گیرد. پس از دیدار ریحانه با خانواده آتش‌نشان فداکار تهرانی در حالی که شایعاتی از احتمال حضور رییس جمهور و شهردار تهران در خانه «امید» شنیده می‌شود، دوستان وهمکاران امید در مسیر حرکت به ایستگاه 68 آتَش‌نشانی تهران خاطراتی از وی را بازگو می‌کنند. 
 
ماجرای سید شدن امید عباسی 
 به گزارش ایسنا، یکی از همکاران امید که سابقه آشنایی و دوستی طولانی با وی دارد در حالی که هنوز شهادتش را باور نکرده خاطره‌ای از ماجرای سیدشدن  امید تعریف می‌کند و می‌گوید: سال 82 بود که امید هنگام عملیات از ارتفاع به پایین پرتاب شد و هر دو دستش آسیب دید، بطوری که به توصیه پزشک مجبور شد 40 روزی دستانش را آتل ببندد که از همان موقع بخاطر سبزبودن پوشش آتل میان برخی از دوستان و همکارانش به «سید امید» معروف شد و تا روز شهادتش  نیز از سوی آنان با همین عنوان خطاب می‌شد. 
 
ماجرای جشن‌عروسی، مهارت رانندگی‌اش در جاده امامزاده داوود، ملاقات روزانه با پدر و ... خاطرات دیگریست که دوستانش از وی نقل کردند. ایستگاه 68، فضای سنگینی دارد و حتی رنگ‌قرمز ماشین‌های آماده باش هم به تیرگی می‌زند، اطراف ایستگاه با پارچه‌ها و بنرهای مشکی رنگ تزئین شده و همکاران امید مشغول هماهنگی مراسم تشییع هستند،  شرح آخرین روز و آخرین کارهای امید را از یکی دیگر از دوستانش می‌پرسم که وی می‌گوید: صبح چند کار از امید خواستم که انجام داد، البته هیچ‌وقت به من «نه» نمی‌گفت و همیشه خواسته‌هایم را با چشم گفتن جواب می‌داد. 
 
وی درباره آخرین ارتباطش با امید هم به ایسنا گفت: حوالی ظهر سه‌شنبه برای کاری به دریاچه شهدای خلیج‌فارس رفتم که از طریق بی‌سیم متوجه حریق  ساختمانی در شهرک باقری شدم و زمانی که به محل رسیدم امید به بالا رفته بود .... 
 
ورود بی‌خروج به بهشت 
 در کمد امید هنوز قفل است و معلوم نیست چه موقع باز می‌شود، لباس‌ها و کلاهی که در آخرین عملیات بر سر داشت نیز در ایستگاه است و آنها را در حالی که دود گرفته شده‌اند در محل استراحت امید قرار داده‌اند، دفتر ثبت ورود و خروج آتش‌نشانان هم روی میز کنار سینی خرما و حلواست، بازش که می‌کنی نام فرمانده اول هر صفحه نوشته شده و آخرین تاریخ امضای ورود وی نیزمربوط به صبح سه‌شنبه 24 اردیبهشت ماه است، ورودی که امضای خروجش سفید است، طبیعی هم است، ورود به بهشت که خروج ندارد

|+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در پنجشنبه بیستم تیر 1392  |
 

روشهاي پيشگيري از خطرات برق :

 

 

 

 اغلب خطر برق گرفتگي در مواقعي پيش مي آ يدكه پوشش سيمهاي برق معيوب شده باشد اگر روپوش سيمهاي حامل برق پاره يا در آ ن شكافي ايجاد شود در موقع دست زدن ممكن است سانحه اي بوجود آيد همچنين ممكن است پوشش سيمهاي داخلي موتورها يا دستگاههاي الكتريكي ساييده يا سوخته شود ودراثرتماس بابدنه دستگاه مخاطراتي ايجاد كند اين مورد بيشتر در موتورها يا دستگاههايي كه قابل حركت بوده وآ نها رابراي انجام كار ا زنقطه اي به نقطه ديگر حمل مي كنند پيش مي آ يد .اگر شدت جريان از 025/0 آمپر تجاوز كند در موقع عبور از بدن موجب مرگ مي شود. مقاومتي كه بدن شخص در مقابل عبور جريان برق بوجود مي آ يد متفاوت است واز 500 تا 5000 اهم يا بيشتر مي رسد . اين اختلاف مقاومت بستگي به طبيعت شخص و وضع محيطي دارد كه در آن قرار گرفته است . در شرايط نا مساعد ومواردي كه تدابير حفاظتي كامل اتخاذ نشده باشد يك اختلاف پتانسيل مختصرمثلا 15 تا20 ولت نيز ممكن است براي شخص خطرناك باشد . البته عبورجريان نيزدرشدت برق گرفتگي وخطرات ناشي از آ ن دخالت تام دارد . اگر در دستگاههايي كه با فشار ضعيف 24 ولت كار مي كنند اتصال بدنه بوجود آ يد ممكن است به اشخاصي كه مورد برق گرفتگي حساسيت واستعداد دارند آسيب برساند زيرا اگر مقاومت بدن شخص درحدود 1500 اهم باشد جرياني معادل 048/0 آمپر از بدن عبوركرده وچون ميزان آ ن ازحد 025/0 آمپر بيشتر است باعث مرگ او خواهد شد . تامين حفاظت بوسيله ايزوله كردن شخص:  يكي از راه حل هاي اساسي براي محفوظ كردن كارگران عبارت است از ايزوله كردن آنها بوسيله دستكش،كاسك ، لباس يا كفش حفاظتي كه از موارد عايق ساخته شده و شخص رادر مقابل ورود جريان از بدن، كف محل كار را با موا د عايق مانند فرش لاستيكي مفروش كرده و يا از زير پايي يا چهار پايه يا پايه هاي عايق استفاده كرد. دو يا چند جسم هادي يا دستگاههاي الكتريكي كه نزد به هم قرار داشته باشد ممكن است دراثرعواملي مانند اتصالي به بدنه وامثال آ ن داراي اختلاف پتانسيلهاي مختلف شوند و دست كارگران در آن واحد به هر دوي آنها اصابت كند كه دراين صورت با وجود مجهز بودن به كفش عايق جريان خطرناك از بدن كارگرعبور خواهد كرد. شدت جريان خطرناكي كه ازبدن عبور مي كند متناسب با اختلاف پتانسيل بين دودستگاه فوق الذكر مي باشد دراين قبيل موارد مي بايد اين اجسام را بوسيله يك سيم هادي به يكديگرمتصل كرد تا درچنين مواردي اختلاف پتانسيل بين آ نها وجود نداشته باشد . حفاظت در مورد اتاق يا محفظه هايي كه بدنه آ نها داراي پتانسيل يكسان مي- باشد : اگر شخصي درداخل اتاق يا محفظه اي قرارگيرد كه پتانسيل تمام نقاط آ ن باهم مساوي ويكسان باشد تا در مدتي كه در داخل اتاق باقي مانده خطري برايش موجود نيست ولي به محض اينكه پاي خودرا براي خروج از اتاق روي زمين گذاشت تحت اثر اختلاف پتانسيل اتاق و زمين دچار برق گرفتگي خواهد شد .  تامين حفاظت بوسيله ايزوله كردن سيم ترانسفورماتور از زمين: براي اينكه شدت جريان موجود در يك سيم هادي كه به منبع توليد برق متصل شده است از بدن شخص بگذردكافي است كه مدار جريان آ ن بسته شود مدار در اين مورد فقط با متصل كردن سيم خنثي ترانسفورماتور مي باشد اين منظور در موردي تعيين مي شود كه كارخانه يا محل كار داراي يك ترانسفورماتور مخصوص به نام ترانسفورماتورايزولمان باشد تغذيه كليه دستگاهها مستقيماً بوسيله اين ترانسفور ماتور عملي مي گردد . همچنين ممكن است ترانسفورماتورهايي رابه اسم ترانسفورماتورايزولمان روي مدار تغذيه هريك از دستگاههاي مورد نظر قرار دارد متاسفانه دراين مورد اگر در محلي از شبكه اتصال به زمين ايجاد شود چون مدار مسدودي از راه زمين بوجود مي آيد خطر برق گرفتگي پيش خواهد آمد . براي جلوگيري از خطر بايد مراقبتهاي دقيق به عمل آورد كه شبكه در طول خط كاملا عايق باشد ودستگاههاي الكتريكي روي فوند امنتها عايق نصب شده باشد همچنين اگر در پوشهاي عايق سيمهاي الكتريكي ناقل جريان عيني مشاهده شد بايد بلافاصله اقدام به تعمير يا تعويض آنها گردد.  تامين حفاظت بوسيله اتصال دادن به زمين : طريقه ديگري كه براي جلوگيري ازخطر برق گرفتگي موجود مي باشد عبارت است از اتصال دادن بدنه به زمين در مورد كليه قطعات فلزي و دستگاههاي الكتريكي كه ممكن است دراثرخراب شدن روپوش سيم ووصل شدن به بدنه اين قطعات توليد جريان خطرناك اتصالي كند با اجراي اين عمل بدن شخص كه با اين دستگاهها معيوب تماس پيدا مي كند درانشعاب جريان قرار مي گيرد و مقدار شدت جرياني كه به طورشنت از بدن عبور مي كند جزيي ا زجريان خطرناك اصلي مي باشد و اگر سيم اتصال به زمين به طور صحيح وبا مقاومت كم نصب شده با شد شدت جرياني كه از بدن عبور ميكند به ميزان خطرناك 025/0 آ مپر خطرناك نمي رسد . در كارخانجات براي جلوگيري از خطرعبور جريان از بدن در اثر ايجاد اتصالي بين فاز و بدنه دستگاههاي برقي بايد بوسيله سيمي با مقاومت كم وحساب شده بدنه دستگاهها را به زمين اتصال داد .  تامين حفاظت افراد بوسيله رله ديفرانسيل : رله ديفرانسيل روي موتورها ومصرف كننده ها نصب شده و روي اختلاف جريان خروجي دستگاه عمل كرده ودر صورت ايجاد اتصال بدنه در دستگاه وفرار جريان خطا به زمين ميزان جريان خروجي ا ز دستگاه كمتر از جريان ورودي مي شود جريان ورودي وخروجي در دوسيم پيچ كه در دو جهت مخالف يكديگر پيچيده شده مي رود . در حال عادي كه اتصال بدنه بوجود نيامده جريان هر دو سيم پيچ مساوي بوده حوزه مغناطيسي ايجاد نمي شود ولي دراثر ايجاد اختلاف بين دو جرياني كه در اين دو سيم پيچ مي رود حوزه مغناطيسي ايجاد شده و هسته مغناطيسي باعث قطع مدار مي گردد زمان قطع مدار در حدود1/3 ثانيه بوده وبه اين طريق اتصال به بدنه را در اين مدت كوتاه قطع مي كند وديگر خطر برق گرفتگي نخواهد داشت .

 
|+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در شنبه بیست و پنجم خرداد 1392  |
 

مقدمه

كاربردهاي توربين گازي در صنعت، به طور كلي به دو شاخة اصلي تقسيم مي شود.

الف- توربينهايي كه در صنعت هواپيمايي استفاده مي شود؛

ب- توربينهايي كه در ساير صنايع به كار برده مي شود.

اين دو گروه به دليل متفاوت بودن از نظر كاربري، نكات متمايزي را در طراحي توربين گازي به وجود مي آورند. موارد زير را به عنوان شاخصهاي اصلي مي توان نام برد:

الف- اجزاي توربينهاي گازي صنعتي معمولاً براي حدود يكصد هزار ساعت كار طراحي مي شود در حالي كه براي توربينهاي صنايع هواپيمايي، شاخصهاي ديگري مطرح است.

ب- ابعاد هندسي و وزن، براي توربينهاي گازي صنعتي اهميت زيادي ندارد، اما توجه به اين دو مشخصه در طراحي توربينهاي گازي مورد استفاده در صنايع هوايي حائز اهميت است؛

ج- از انرژي جنبشي دود خروجي توربينهاي صنايع هوايي، استفاده مي شود، در حالي كه در توربينهاي صنعتي، اين انرژي تلف مي گردد. لذا لازم است انرژي جنبشي توليد شده در توربينهاي گازي صنعتي، تا حد ممكن كاهش يافته و كنترل گردد.

اگرچه موارد ذكر شده تفاوتهايي اساسي را در طراحي به وجود مي آورد اما سرمايه گذاري و نتايج تحقيقات انجام شده در صنايع هواپيمايي، در ساير صنايع مرتبط با توربينهاي گازي صنعتي نيز، بسيار مورد استفاده قرار مي گيرد. طوري كه با اصلاحات و تغييرات انجام گرفته روي مدلهاي مختلف، انواع پيشرفته تر و با كارايي بالاتري طراحي و ساخته مي شود. تفاوتهاي اين دو نوع توربين گازي، بيشتر در سيستم ياتاقان، محفظة احتراق مناسب براي مصرف سوختهاي ارزان قيمت، توربين قدرت و سيستم كاهش سرعت براي بهره برداري در بارهاي پايين است. موارد كاربرد توربين گازي در ساير صنايع به قرار زير است


|+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در سه شنبه سوم بهمن 1391  |
 

 

عوامل تشديد كننده حوادث برق

اگر بخواهيم به مجموعه عوامل تشديد كننده حوادث به خير گذشت و منجر به ضايعه اشاره نماييم . نقش نيروي انساني بيش از ديگر عوامل خود را نشان مي دهد ، اين مهم در دو قالب اثر گذاري مستقيم و تأثير غير مستقيم انسان بر حوادث حاكي است اما به اختصار مجموعه عوامل تشديد كننده حوادث مي توان به موارد ذيل اشاره نمود :
1- نبود امنيت شغلي براي نيروها به ويژه نيروي اجرايي و عملياتي
2- احساس وجود تبعيض و پايين بودن دريافتي نيروها نسبت به ديگر كاركنان ( اكثر حوادث برابر بررسي هاي انجام شده در پنج روز آخر ماه و پنج روز اول ماه يعني زمان دريافت فيش حقوقي اتفاق مي افتد. )
3- ساختار سازماني ضعيف و وجود موانع اجرايي براي رشد نيروهاي عملياتي
4- مشخص نبودن هويت سازماني ( خصوصي – دولتي – اقتضايي و .. )
5- وجود رفتارهاي مديريتي ضعيف ( افراط و تفريط )
6- ورود گسترده پيمان كاران كم تجربه
7- مستهلك بودن و فرسودگي شبكه هاي توزيع برق
8- كم رنگ بودن نقش و جايگاه ايمني در فرايندهاي عملياتي سازمان ها
9- نبود مراكز اطلاعاتي مناسب و نواقص اطلاعات شبكه اي
10- وابستگي عمليات به نيروهاي قديمي ( استادكاري ) و كمبود اطلاعات مرتبط با تغييرات در شبكه هاي توزيع برق و كانال هاي ارتباطي
11- عدم كفايت تجهيزات مدرن روز در شبكه هاي توزيع برق
و ...

|+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در چهارشنبه یکم آذر 1391  |
 

استانداردهای آسانسور

 

با وجود اینکه حدود ده سال از اجباری شدن استاندارد آسانسور می گذرد، متاسفانه به علت آگاهی نداشتن نصابان آسانسور از قوانین استاندارد و نداشتن مدیر فنی آشنا با استاندارد و كنترل كیفیت، متاسفانه هنوز شاهد اشتباهات و عدم تطابق هایی زیادی در بازرسی آسانسور هستیم. یکی از آنها الزاماتی است که باید در مورد چاه آسانسور رعایت شود، دراين مطلب به مهمترین عدم تطابقاتی كه بسیار زیاد در بازرسی از آسانسورها مشاهده می شود با ذكر بند مربوطه آن در قوانین استاندارد پرداخته شده است:

چاه آسانسور و چاهك آسانسور

1-در بند 3-12 و 3-13 استاندارد 1-6303 مقررات ساختمان ونصب آسانسور های برقی به شرح زیر تعریف شده است:

  • چاه آسانسور : فضایی که در آن کابین و وزنه تعادل ( در صورت وجود ) حرکت می کند. این فضا به کف چاهک ، دیوارهاو سقف محدود می گردد.
  • چاهک آسانسور : بخشی از چاه است كه در زیر پایین ترین طبقه آسانسور قرار دارد.

در استاندارد 1-6303 مقررات ساختمان و نصب آسانسورهای برقی الزامات استاندارد چاه آسانسور در بند 5 عنوان شده است مهمترین عدم تطابق هایی كه در این قسمت مشاهده می شود عبارتند از:

  • اولین عدم تطابقی که زیاد دیده می شود پوشش در دیواره چاه آسانسوركه بعضاً استفاده می شود از مواد گرد وغبارزا است و سقف چاه آسانسور دارای پوشش با مواد اشتعال زا باقیمانده در مرحله بتن ریزی ساختمان است كه بند 5-3 استاندارد نوشته شده دیواره ها و كف و سقف چاه باید دارای شرایط زیر باشند:
    • 1- از مواد نسوز و با دوامی ساخته شوند كه عامل گرد وغبار نباشند
    • 2- دارای پایداری مكانیكی كافی باشند.

  • دومین اشتباه و سهل انگاری وعدم تطابقی كه نصابان آسانسور در الزامات چاه آسانسور انجام میدهند وجود حفره و روزنه در پوشش دیواره چاه كف و سقف می باشد كه طبق بند 5-2-1 استاندار د 1-6303 داریم: هر چاه { آسانسور} باید دیواره های بدون روزنه كف و سقف ، همانگونه در بند 5-3 تعریف شده است ، باشد.

  • تنها چاههای باز مجاز عبارتنداز:
    • الف- محل نصب درهای طبقات
    • ب- محل نصب درهای بازرسی و اضطراری چاه و دریچه های بازدید
    • ج- دریچه های خروج گاز و دود در هنگام آتش سوزی
    • ت- دریچه های تهویه
    • ث- سوراخهای باز دائمی بین چاه و موتورخانه یا اطاقهای فلكه
    • همچنین دربند 5-4-2 استاندارد نیز نوشتار صریح مقررات آسانسور می گوید: كل مجموعه درهای طبقات و دیواره یا بخشی از دیواره ها كه درسمت ورودی كابین قرار می گیرند بجز ناحیه ای كه درب عمل می كند، باید بدون روزنه باشند.
    • نصابان باید بدانند دیواره چاه حتی نباید یك روزنه به قطر 1 میلی مترداشته باشد.

  • سومین عدم تطابقی كه در بازرسی آسانسور در چاهک آسانسور دیده می شود کف چاهک آسانسور صاف و هموار نیست که بند 5-7-3-1 استاندارد1-6303به صراحت نوشته شده است: چاهک پایین ترین قسمت چاه است که کف آن بایدصاف و تقریباً تزار باشد، به استنثا نقاطی که ضربه گیرها و پایه ریلها و وسایل مکش آب نصب شده اند.
  • چهارمین عدم تطابقی زیاد مشاهده می شود استفاده از کلید قارچی می باشد که دارای شرایط استاندارد نیست که اکثر نصابان در انتخاب مکان این کلید ایمنی اشتباه می کنند که امکان دسترسی آسان از داخل یا خارج چاهک به این کلید وجود ندارد و همچنین بعضی از نصابان از کلید های خارج از استاندارد استفاده می کنند:

    • در بند 5 -7-3-4 استاندارد رعایت موارد زیر در چاهک الزامی است:
    • کلیدی که باز شدن در چاهک جهت توقف و نگهداشتن آسانسور در دسترس باشد، و از لحاظ ایمنی حالت ایمنی حالت روشن و خاموش کلید باید مشخص باشد و همچنین طبق 15-7 استاندارد 1-6303 کلید قارچی باید نزدیک یا روی کلید توقف در چاهک باید کلمه توقف(STOP )در جایی نصب شود که احتمال بروز خطا در هنگام استفاده رخ ندهد.

  • پنجمین عدم تطابق رایج در بازرسی آسانسور که یکی از بیشترین عدم تطابق ها که نصابان آسانسور، سازندگان وبرقکاران و مالکان ساختمان در چاه آسانسور مرتکب می شوند، نصب سیم ها و لوله های غیر مرتبط اضافی در چاه آسانسور است ومتاسفانه بعضی از نصابان ناآگاهانه متعقدند که لوله مانند هواکش (تهویه هوا) ممنوعیت جهت استفاده در چاه ندارد وهمانطور دربند5-8 خواهید دید استفاده از اینگونه لوله ها در چاه آسانسور نیز مغایر استاندا رد 1-6303 استاندارد آسانسور الکتریکی است.
    • طبق 5-8 چاه آسانسور باید کاربرد انحصاری برای آسانسور داشته باشد. این بند با تیتر زیر آغاز شده است:
    • 5- 8 کاربرد انحصاری چاه آسانسور
    • فضای چاه آسانسور باید منحصراً برای آسانسور باشد و نباید حاوی کابلها و ابزار وچیزهای دیگر باشد، مگر برای خود آسانسور .اما چاه ممکن است دارای سیستم گرمایش خاص خود باشد، این گرمایش نباید بطور مستقیم از آب داغ و بخار تامین شود. همچنین هر گونه ابزار کنترل و تعدیل باید بیرون از چاه قرار گیرد.
  • ششمین عدم تطابقی كه به وفور در نصب آسانسور دیده می شود در نصب چراغ های تونلی جهت روشنایی چاه آسانسور است به علت عدم آگاهی در نصب مکان چراغ های تونلی است که اکثر نصابان اولین و آخرین چراغ تونلی در فاصله 5/0 متری از کف چاهک و 5/0 متری از سقف چاه آسانسور نصب نمی کنند . دربند 5-9 به صراحت در مورد روشنایی چاه آسانسور نشده است :
    • چاه باید به روشنایی دائمی الکتریکی مجهز باشد بطوریکه در زمان تعمیرات یا سرویس ، حتی زمانیکه همه درها بسته اند روشن باشد. این روشنایی باید توسط یک لامپ در حداکثر نیم متر از بالاترین و پایین ترین نقاط چاه و در میان چاه نیز حداکثر هر 7 متر یک لامپ، به شرط آنکه این تعداد لامپ روشنایی کافی را ایجاد نمایند، تامین گردد.
    • و اشتباه خیلی بزرگ عده ای از نصابان در مورد تامین برق چراع های تونلی انجام می دهند ، عدم تامین روشنایی چراغ تونلی به صورت مستقل از کلید اصلی آسانسور( کلید صفرو یک جعبه سه فاز) است. در بندهای 13- 4-1 و 13-6-1 استاندارد1-6303به صراحت عنوان شده است :
      • 1-4-13:در موتورخانه ها، برای هر آسانسور باید یک کلید اصلی موجودباشد. این نباید تغذیه مدارهای زیررا قطع نماید:
      • الف- روشنایی کابین
      • ب- پریز نصب شده روی سقف کابین
      • پ- روشنایی موتورخانه
      • ت- پریز موتورخانه
      • ث- روشنایی چاه آسانسور
      • ج- زنگ اخبار
      • و طبق بند 13-6-1 تغذیه چراغ های تونلی باید از تغذیه سیستم محرکه مستقل باشد ویاقبل از کلید صفر و یک جعبه سه فاز قرارگیرد و نوشتار این بند را می خوانیم:
    • تغذیه برق روشنایی کابین، چاه و اطاقهای فلکه ها و موتورخانه باید از تغذیه سیستم محرکه مستقل باشند.این عمل می تواند یا بوسیله یک مدار جداگانه و یا از طریق اتصال به خط تغذیه سیستم محرکه قبل از ورود به کلید اصلی انجام گیرد.

حال که به عدم تطابق های رایج نصابان آسانسور در چاه و چاهک و سقف چاه آسانسور پرداختیم در این قسمت به اشتباهات و عدم تطابق های رایج درنصب دربها ی آسانسور خواهیم پرداخت. دراين جا پنج مورد عدم تطابقی كه در بازرسی آسانسور زیاد مشاهده می شود باذكر بند مربوطه در استاندارد عنوان شده است

درهای آسانسور:

با توجه به این که درهای آسانسور کاملاً مشخص وملموس هستند در بند 3 استاندارد 1-6303 تعاریف و اصطلاحات تعریفی خاصی در مورد درها نشده است. در حال اکثر درها استفاده شده در ایران معمولاً از دونوع لولایی و اتوماتیک است.

در استاندارد 1-6303 مقررات ساختمان ونصب آسانسور های برقی الزامات درهای کابین آسانسور بند7عنوان شده است مهمترین عدم تطابق هایی در این قسمت مشاهده می شود:

  • اولین عدم تطابقی که متداولا در بازرسی آسانسور مشاهده می شود تغییر شکل یافتن درهای آسانسور است که متاسفانه اکثر نصابان از این بند استاندارد اطلاع ندارند و معمولا کابین سازان را مسئول این موضوع می دانند و اکثر نصابان معتقدند که بندی برای این موضوع در استاندارد 1-6303 (مقررات ایمنی ساختمان و نصب اسانسورهای برقی) وجودندارد:
    • ولی باید بدانند که دربند 7-2-1 در استاندارد نامبرده به صراحت نوشته شده است درها و چهارچوبها باید طوری ساخته شوند تامرور زمان تغییر شکل ندهند بدین منظور می توانند از فلز ساخته شوند. همانطور که می دانید در جدول تناوبی عناصر ( مندلیف ) فلزات زیادی وجود دارد که دارای خصوصیات فیزیکی وشیمیایی مختلفی می باشند بنابراین باید درها ساخته شده فلزی از فلزی باشند که دارای مقاومت مکانیکی کافی باشند که دربند 7-2-2 که با قلم هما ( آزمون عمکردی) نگارش شده است نحوه آزمون مقاومت مکانیکی درها به شرح زیر است:
    • درها به همراه قفلشان باید دارای مقاومت مکانیکی کافی باشند، بطوریکه در برابر نیروی عمودی معادل 300 نیوتن در هر نقطه ای از پانلها در ناحیه ای به مساحت 5 سانتی متر به شکل دایره یا مربع ، از هر دو طرف بدان وارد می اید باید:
      • الف- بدون تغییر شکل دائمی مقاومت کنند
      • ب- بدون تغییر شکل الاستیک بیش از 15 میلی متر مقاومت کنند
      • ج- بعد از اعمال چنین نیرویی بطور مطلوبی کار کنند
  • دومین عدم تطابقی دربازرسی درها آسانسور زیاد دیده می شود استفاده از شیشه های خارج از استاندارد در دربهای آُُُُسانسور است که متاسفانه بعضی از نصابان از شیشه های معمولی برای درها ی آسانسور استفاده می کنند طبق 7-2-1 استاندارد1-6303 ( مقررات ایمنی ساختمان و نصب آسانسور: قسمت اول- آُسانسورهای برقی) در پارگراف دوم به صراحت نوشته شده است:
    • بکارگیری شیشه مسلح (شیشه سیم دار)با مواد پلاستیکی تنها بمنظور رویت طبق بند 7-6-2-2 مجاز می باشد وبند7-6-2-2 به تشریح یند 7-2-1 به نگارش زیر پرداخته است:
      • یک یا چند قسمت از سطح درب ، باید با نظر گرفتن موارد زیر شفاف باشد تا نور را از خود عبور دهد.
      • دارای مقاومت مکانیکی کافی بند 7-2-2 باشد
      • دارای ضخامت حداقل 6میلی متر باشد
      • حداقل سطح شیشه خوربرای هر درب طبقه 015/0 متر مربع باشد بطوریکه مساحت قسمت شفاف حداقل 01/0 متر مربع باشد
      • با پهنای حداقل 60 میلی متر و حداکثر 150 میلی متر می باشد لبه پایینی بخشهای شفاف که پهن تر از80 میلی متر است، باید حداقل یک متر بالاتر باشد
  • سومین عدم تطابقی كه درهای آسانسور دیده میشود حفاظت عملكرد است بیشترین مشكلی این عدم تطابق ها دارد آسیبش به استفادكنندگان است در چند بند استاندارد1-6303 صراحتاً حفاظت درهای آسانسور اعم از لولایی واتوماتیك تشریح شده است. دربند 7-5-1 كلیات این موضوعات به شرح زیر بیان شده است:
    • طراحی درها باید بگونه ای باشد تاخطر ایجاد جراحت با آسیب دیدگی ناشی از گیر كردن بین در را تا حد امكان كاهش دهد. و 7-5-2 در مورد طراحی درهای خودكار مجهز به نیروی محركه (اتوماتیك و نیمه اتوماتیك) به عنوان تیتر آمده که متن در بند 7-5-2-1 صراحتاً نوشته شده است : طراحی این نوع در، باید طوری باشد تا آسیب دیدگی اشخاص بعلت برخورد به در تا حد امكان كاهش یابد . شرایط و الزامات زیر باید برآورده شود:
      • 7-5-2-1-1 نباید نیرویی بیش از 150 نیوتن جهت جلوگیری ازبسته شدن در، لازم باشد، این اندازه گیری در یك سوم ابتدای حركت درب انجام نمی گردد.
      • 7-5-2-1-1-2 انرزی جنبشی درب طبقه وقطعات مكانیكی نصب شده بر آن ، باسرعت میانگین بسته شدن، اندازه گیری و محاسبه شدن ، اندازه گیری و محاسبه شود و نباید از6 ژول بیشتر شود.
      • ایمنی كه اكثر نصابان از آن ساده می گذرند عدم استفاده از دگمه اوپن درب(DO) است در بند های 7-5-3-1-1-3 الزام استفاده وشرایط نصب این دگمه حساس به شرح زیر گفته شده است:
        • الف- این وسیله حفاظتی می تواند در، درب كابین تعبیه شود
        • ب- عملكرد این وسیله در50 میلی متر انتهای مسیر حركت ضرورتی ندارد.
        • در قسمت ج این بند به صورت آزمون عملكردی بیان شده است كه بعضی از نصابان به دلیل عدم آگاهی شان از تست بازرس تعجب میكنند و در هنگام آزمون بازرسی جبهه گیری می كنند به شرح زیر است:
        • ج- در حالتی كه سیستم این وسیله حفاظتی پس از مدت زمانی آن را غیر فعال می سازد تا بطریقی رفع مانع شود، انرژ‍ ی تعریف شده در بالا نباید از 4 ژول بیشتر شود

  • چهارمین عدم تطابقی به علت نا آگاهی نصابان آسانسور به علت در خواست بازرسی آسانسور پیش از اتمام علمیات ساختمانی به صورت متداول دیده می شود عدم روشنایی مقابل درها طبقات است به لحاظ آنکه تامین ایمنی این بخش از آسانسور خارج از فضای اسانسور صورت میگیرد مالکان و نصابان فکر می کنند عدم تطابق جزو بندها ی استاندارد می باشد، ولی در بند 7-6 روشنایی مقابل، چه از لحاظ شدت و چه از لحاظ جهت ها باتیتر روشنایی موضعی و چراغهای سیگنال به صراحت نوشته شده است که:
    • شدت روشنایی طبیعی ویا مصنوعی طبقه در نزدیکی درب کف آن باید حداقل 50 لوکس باشد بطوریکه حتی اگر چراغ آسانسور خراب شد، وقتی استفاده کننده درب طبقه را باز می کند، بتواند براحتی هرچه در جلویش قراردارد، را تشخیص دهد.
  • پنجمین عدم تطابق به علت عدم آگاهی نصابان از علایم نقشه کشی می باشد. این عدم تطابق که متداولا به چشم می خورد، علامت دگمه های بازکننده مجدد درب(door open) و بستن مجدد درب(door close) می باشد که به صورت اشتباه نصب شده است.
    • در بند 15- 2-3-2 در قسمت های ب وپ علایم دگمه های DO , CO به وضوح نمایش داده شده است:
      • ب: برای دگمه بازکننده مجدد درب (درصورت وجود نشانه)
      • پ: برای دگمه بستن مجدد درب ( در صورت وجود نشانه(

کابین های آسانسور

پس از آنکه در دو قسمت قبل به عدم تطابق های رایج در درب ها و چاه آسانسور مورد بررسی قرار گرفت دراین قسمت رایج ترین عدم انطباق هایی که در بازرسی درقسمت کابین های آسانسور مشاهده می شود مورد بررسی قرار گرفته است که امیدوارم نصابان با مطالعه این مطالب ساده باعث ارتقا سطح کیفی نصب و همچنین عدم مشاهده آسانسور مغایر استاندارد1-6303از سوی بازرسان شوند .
در استاندارد1-6303 قسمت تعاریف و اصطلاحات (بند3) از بند3-23 تا 3-27 به تعریف کابین و متعلقات آن به شرح زیر پرداخته است:

  • کابین (اتاقک) آسانسور: بخشی از آسانسور که شبیه اتاقک بوده ومسافران و یا بار ، در داخل آن قرار گرفته و جابجا می شوند.
  • قاب یا یوک: کادری فلزی است که کابین یا وزنه های تعادل از طریق آ ن به سیستم تعلیق متصل می گردد. این قاب می تواند با دیوارهای کابین یکپارچه باشد.
  • محافظ یا سینی پاخور: صفحه قایم مسطح بالبه شیبداری است که در آستانه درب طبقه یاورودی به کابین نصب می شود.
  • مساحت مفید کابین: اندازه سطح مقطع کابین که در ارتفاع یک متری از کف کابین بدون نظر گرفتن اشغال می کنند اندازه گیری می شود. در صورتیکه کابین بدون در باشد ، محفظه ای به عمق 1/0 متر در جلوی آستانه هر کابین از مساحت مفید حذف می شود.
  • مسافر: هر شخص که با آسانسور جابجا می شود

الزامات درنصب کابین آسانسور نصابان ملزم به رعایت آنها هستند دربند 8 استاندار1- 6303 ( مقررات ایمنی ساختمان ونصب آسانسور برقی) به نگارش در آمده است :
اولین عدم تطابقی در کابین زیاد مشاهده می شود اکثر نصابان در محاسبه ظرفیت اسانسور به علت نداشتن آگاهی از جدول ظرفیت استاندارد وسایر شروط تعیین ظرفیت در تعیین ظرفیت اشتباه می کنند.

طبق بند 8-2-4 استاندارد داریم: تعداد مسافران را می توان یا از تقسیم بار اسمی (ظرفیت) برعدد 75 و گرد کردن نتیجه به پایین ترین عدد صحیح بدست آورد و یا به کمک جدول بدست آورد . هر کدام از این دو محاسبه که کوچکترین رقم رابدهند ، ملاک انتخاب تعداد مسافرین می باشد و همچنین نحوه اندازه گیری طبق بند3 -26 به شرح زیر است:

سطح مقطع کابین، در ارتفاع یک متری از کف کابین بدون در نظر گرفتن فضایی که دستگیره ها اشغال می کنند اندازه گیری می شود.

جدول محاسبه تعداد مسافران

تعداد مسافران

حداقل مساحت مفید کابین متر مربع

تعداد مسافران

حداقل مساحت مفید کابین متر مربع

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

1.87

2.10

2.15

2.29

2.43

2.57

2.71

2.85

2.99

3.13

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

0.28

0.49

0.60

0.79

0.98

1.17

1/31

1.45

1.59

1.73

نکته: بیش از 20 مسافر،به ازاء هرمسافر 115/0 متر مربع به سطح کابین افزوده می شود.

دومین عدم تطابق کابین که به صورت متداول در بازرسی آسانسور زیاد دیده می شود استفاده از سینی پاخور فاقد استاندارد که معمولا کابین سازان و نصابان به علت عدم آگاهی از بند استاندارد1-6303 از سینی با ارتفاع کمتر از 75 سانتی متر استفاده و نصب می نمایند؛ که بند 4-8 که با تیتر محافظ پا شروع شده است شامل الزامات زیر است:

  • 1-4-8 سرتاسر عرض آستانه ورودی کابین باید مجهز به صفحه محافظ پنجه پا باشد، مقطع این صفحه باید بوسیله پخی با زاویه 60 درجه نسبت به سطح افق به سمت پایین امتداد یابد تصویر این پخ روی صفحه افقی نباید کمتر از20 میلیمتر باشد.
  • 2-4-8 ارتفاع قسمت عمودی صفحه محافظ پنجه پا باید حداقل 75/0 متر باشد


سومین عدم تطابقی در کابین آسانسور زیاد دیده میشود که عدم رعایت 3 بند از بندها مورد به درهای کابین میباشد که بند 8-6 استاندارد، با تیتر دربهای کابین آغاز شده است که 3 بند نامبرده فوق به شرح زیر است:

  • 8-6-1 دربهای کابین باید بدون روزنه باشند.
  • 8-6-2 وقتی دربهای کابین بسته هستند ، کلیه ورودیهای کابین بجز فواصل می باید مسدود گردد.
  • 8-6-3 درهنگام بسته بودن در کابین ، درز بین لته درها یا بین پایین لته درها و ستونهای جانبی ، نعل سردر یا چهارچوپ آستانه ها، باید تا حد امکان کوچک باشد.

چهارمین ورایج ترین عدم تطابقی و شاید هم مهم ترین عدم تطابقی در بازرسی های آسانسور که به علت ضعف فنی نصابان به صورت متداولتری مشاهده می شود عدم رعایت حفاظت عملكرد درهای داخل كابین می باشد، اهمیت ایمنی این موضوع به این خاطر است كه حفاظت درها ی كابین ارتباط مستقیم با استفاده كنندگان اسانسور دارد كه بعضا نیرو وسرعت بسته شدن درها بیش از حد تعیین شده است با توجه به اهمیت استاندارد 1-6303 در بند 8-7 با تیتر حفاظت در حین عملكرد به طور مفصل به تشریح آن پرداخته است. مهمترین بخشهای این بند به شرح زیر می باشد:

  • 8--7-1 كلیات: دربها و متعلقات آن باید طوری طراحی شوند كه صدمات ناشی از فشرده شدن بخشی از بدن شخص ، لباس و یا اشیا دیگری كه بین آنها گیر می كند را به حداقل كاهش دهند. برای جلوگیری از احتمال بریدگی در حین حركت درهای كشویی خودكار ، سطح سمت كابین درها نباید سوراخ یا بر آمدگی بیش از 3 میلی متر باشد.
  • 8-7-2 درهای مجهز به نیروی محركه : این نوع درها باید طوری طراحی شوند كه آسیب دیدگی شخص ناشی از ضربه لنگه در حداقل باشد:
  • به این منظور شرایط زیر باید فراهم شود:
    • 8-7-2-1 دربهای كشویی افقی : باید توجه به اینكه اكثر دربها به كار رفته در آسانسور دربهای خودكار است در این به بندهای مربوط به آن می پردازیم:
  • 8--7-2-1-1 دربهای خودكار:
    • 8-7-2-1-1-1 نیروی لازم جهت جلوگیری از بسته شدن درب نباید از 150 نیوتن بیشتر باشد . این نیرو نباید در یك سوم اول مسیر حركت درب اندازه گیری شود
    • 8-7-2-1-1-2 انر‍ژی جنبشی درب كابین و اجزا مكانیكی كه به صورت صلب به درب متصل باشند در متوسط سرعت بسته شدن درب محاسبه و اندازه گیری شده نباید از 10 ژول بیشتر باشد.
    • 8-7- 2-1-1-3 چنانچه درب هنگام بسته شدن ، به شخص در حال عبور از آستانه ضربه زده. یا در حال ضربه زدن باشد یك وسیله حساس حفاظتی می بایست . به طور خودكار درب را دوباره باز كند:
  • الف- این وسیله حفاظتی را می توان در 50 میلی متر آخر طول مسیر حركت هر لنگه درب بی اثر نمود
  • ب- در صورت وجود سیستمی كه پس از مدت زمان مشخص ، وسیله حفاظتی حساس را بی اثر می كند ، برای برطرف كردن موانع كه در هنگام بسته شدن مقاومت می كند. انر ژی جنبشی تعریف شده در فوق ، هنگام حركت باوسیله حفاظتی خنثی نباید بیش از 4 ژول باشد
    • 7-5-2-1-2 درهایی که در هنگام بسته شدن تحت کنترل دائمی مصرف کننده می باشد (مثلاًبا فشار دگمه ) اگر انرژی جنبشی محاسبه شده از 10 ژول بیشتر شود ، سرعت میانگین سریعترین لته باید کمتر از 3/0 متر بر ثانیه باشد.

پنجمین عدم تطابقی زیاد در کابین آسانسور دیده میشود روشنایی نامناسب در کابین آسانسور عدم رعایت نصب تعداد لامپ های استفاده شده به هنگام استفاده ازلامپهای التهابی در کابین است علت این امر به خاطر عدم آگاهی نصابان از بند 8-17 مربوط به روشنایی کابین است که بند با زیر بندهایش به شرح زیر است:

این بند با تیتر روشنایی آغاز شده است و دارای بند هایی به شرح زیر است:

  • 8-17-1 کابین باید مجهز به روشنایی الکتریکی باشد بطوریکه روشنایی آزاد دائماً فراهم نماید . شدت روشنایی باید به اندازه 50 لوکس در محل کلید های فرمان داخل کابین و کف کابین باشد.
  • 8-17-2 در صورتیکه روشنایی با لامپهای التهابی تامین گردد ، باید دست کم از دولامپ به طور موازی متصل شده اند ، استفاده گردد .

ششمین اشتباهی بعضی از نصابان انجام می دهند استفاده از چراغ اضطراری منبع غیر خودکار تامین می کنند در زمان قطع برق این چراغ روشن نمی ماند.

بند 8-17-3 به شرح زیر الزامات چراغ اضطراری بیان می کند:

  • وجود یک منبع برق اضطراری که بطور خودکار قابل شارژ بوده ودر هنگام قطع برق حداقل یک لامپ یک واتی را به مدت یک ساعت روشن نگهدارد ضروری است.
  • این منبع برق باید بطور خودکار در هنگام قطع برق روشنایی را تامین نماید.

هفتمین عدم تطابقی بیشتر در شهرستانها و پکیچ خارجی دیده می شود استفاده از مهار غیر صحیح و غیر سراسری جهت حفاظت وزنه ها ی تعادل است که بعضا توجیه نصابان استفاده از استانداردها ی خارجی است ولی طبق بند 8-18-1-الف استاندارد ملی ایران مهار وزنه تعادل برای آسانسور 1 متر بر ثانیه به بالا باید یک چهارچوب یاشبکه از وزنه ها حفاظت کند.

موتورخانه

پس از آنکه در قسمت های قبل رایج ترین عدم تطابق ها ی مشاهده در بازرسی آسانسور در چاه ، درهای آسانسور و کابین گفته شد از این قسمت به بعد به رایج ترین عدم تطابق هایی در موتورخانه که پر ایرادترین قسمت آسانسور در بازرسی های آسانسوراست، می پردازیم. در این جا یازده عدم تطابق رایج موتورخانه با ذکر بند مربوطه پرداخته شده است.

در بازرسی های آسانسورها طبق استاندارد1-6303 بالغ بر 50 درصد عدم تطابق های مشاهده و نوشته شده گزارش بازرسی مربوط به موتورخانه است.

در بند 3 (بند تعاریف و اصلاحات )استاندارد1-6303 برای قطعات و موتورخانه و در بند های 3-18 و 3-29 به شرح زیر آمده است:

3-18 سیستم محرکه اسانسور:

سیستمی است شامل موتوری که آسانسور را به حرکت در آورده و یا از حرکت باز می دارد.
3-29 موتورخانه:

اتاقی است که ماشین یا ماشینهای سیستم محرکه و یا تجهیزات مربوطه در آن قرار دارند، الزامات موتورخانه آسانسور دربند 6 استاندارد آسانسور ذکر شده است و در جاهایی در مورد روشنایی و پریز های موتورخانه الزامات مطرح بوده بعضی از شرایط به بندهای 14 .و 16 استاندارد1-6303 استاندارد (مقررات ایمنی ساختمان و نصب اسانسور قسمت اول- آسانسورهای برقی) ارجاع شده است.

اولین عدم تطابقی که در بعضی آسانسورها به علت استفاده از نردبان برای ورود به موتورخانه به علت عدم آگاهی نصابان از الزامات نردبان زیاد به چشم می خورد استفاده از نردبان غیر ثابت و عدم استفاده از محافظ نردبان است در بند 6-2-2 به صراحت نوشته شده است که:

بطور کلی بهتر است دسترسی اشخاص به موتورخانه و محل فلکه ها ترجیحاً از طریق پله ها انجام گیرد و چنانچه نصب راه پله امکان پذیر نباشد . استفاده از نردبان تحت شرایط زیر ضروری می باشد:

  • الف- در معرض خطر لغزش و واژگون نباشد
  • ب- در موقع قرار گرفتن در محل زاویه ای بین 70 و 76 درجه با افق داشته باشند ، مگر اینکه بصورت ثابت بوده و ارتفاعشان از 1/5متر کمتر است
  • پ- باید منحصراً بمنظور چنین استفاده ای بوده و هموار ه در مجاورت محل دسترسی نگهداری شوند، پیش بینی های لازم به این منظور ضروری می باشد
  • ت- نزدیک به انتهای نردبان باید یک یا جند دستگیره که بهسو لت قابل دسترسی باشند، قرار گیرند
  • ث- پیش بینی نقاط اتصال قبل از گذاشتن نردبان باید صورت گیرد.
  • و همچنین بعضی از بازرسان با اسنتاد به استانداردهای پله ایمنی معتقد ند که پهنای پله نردبان حداقل باید 15 سانتی متر باشد.

پس از آنکه در قسمت قبلی در مورد نردبان مناسب ورودی موتورخانه واشتباهات نصب آن گفته شد. دومین عدم تطابقی در کف بعضی از موتورخانه ها دیده می شود و حتی این عدم تطابق بعضا به خاطر زیبا سازی ساختمان مالکان ساختمان از مواد لغزنده استفاده میکنند:

نصابان آسانسور و مالکان ساختمان باید بدانند طبق بند 6-3-2-1 استاندارد، کف اتاقها (موتورخانه) باید از مواد غیر لغزنده ساخته شده باشد.

مهمترین عدم تطابق هایی که در موتورخانه آسانسور در بازرسی فنی مشاهده می شود عدم رعایت فواصل و ابعاد موتورخانه است و این مسئله به علت عدم تهیه نقشه و محاسبات آسانسور پیش از نصب است و با توجه به اینکه این مسئله قابل رفع نیست منجر ارجاع پرونده به کمیته فنی می باشد و این باعث می شود که تایید آسانسور در صورت تایید کمیته فنی یک تا دو ماه طول بکشد. درصورت عدم تایید کمیته فنی منجر به ایجاد تعییرات در موتورخانه وبعضا تخریب آن می شود.

سومین عدم تطابقی که بیشتر نصابان آسانسوردر موتورخانه انجام میدهند عدم رعایت فاصله 70 سانتی متری جلو ی تابلو فرمان می باشد نصابان باید طبق بند 6-3-2-1 در قسمت الف ملزم به رعایت شرایط زیر می باشند:

فضای جلول تابلوهای کنترل و کابینت ها:

این فضا مطابق زیر تعریف می شود: عمق فاصله اندازه گیری شده از سطح خارجی کابینتها و پانلها حداقل 0/7 متر باشد. این فاصله از محل جلوترین بر آمدگی ( مانند دستگیره ها) ، به 0/6 متر تقلیل می یابد. پهنا باید به اندازه پهنا ی کامل کابینت و یا 0/5 متر ( هرکدام بیشتراست) باشد.

لازم به ذکر است در صورتی که امکان تامین شرایط فوق نبود شرکت نصاب ملزم به ارائه عکس و نقشه جهت ارجاع پرونده به کمیته فنی می باشد.

چهارمین عدم تطابق که اکثر نصابان به علت کمبود فضا موتورخانه رعایت نمی کنند عدم تامین فضای 5/0×6/0 متر مربع جهت سرویس کاری آسانسور است نصابان باید بدانند که طبق قسمت های ب و پ بند 6-3-2-1 استاندارد 1-6303 (مقررات ایمنی ساختمان و نصب اسانسور های برقی) ملزم به تامین فضا های زیر هستند:

  • ب- پیش بینی فضایی در موتورخانه که ابعاد حداقل 5/0 ×6/0 متر به منظور سرویس و بازدید قسمتهای متحرک در نقاطی که ضرورت دارد، و در صورت نیاز راه اندازی اضطرار ی از آنجا صورت می گیرد
  • پ- راههایی دستیابی به این فضا ها باید حداقل دارای پهنای 6/0 متر باشند و در جاهایی که بخشهای متحرک ندارد، این مقدار به 4/0 متر کاهش می یابد.

خوشبختانه به علت ارجاع بالا پرونده ها به کمیته فنی آسانسور ، کمیته برای بندهای فوق با تبصره به شرح زیر تخفیف قایل شد:

در صورتیکه گاورنر مجهز به حفاظ مناسب ودائم با ارتفاع حداکثر 50 سانتی متر باشد کلیه ابعاد دسترسی می تواند 30×30 سانتی متر کاهش یابد.

پنچمین عدم تطابق که حساس و متاسفانه غیر قابل رقع است که به علت عدم اشراف کامل مهندسان ناظر به استاندارد 1-6303 زیاد اتفاق می افتد عدم رعایت ارتفاع 180 سانتی متری سقف موتورخانه است و اهمیت این موضوع است پس از اجرای ساختمان قابل رفع نیست که این عد م تطابق در کمیته فنی آسانسور مطرح شود که این جلسات معمولا هر دوماه یک بار برگزار می شود پس نصابان و مهندسان ناظر باید بدانند که طبق 6-3-2-2 باید فًاصله سکو تا سقف موتورخانه باید حداقل 180 سانتی متر باشد در این بندمی خوانیم:

در محلهای تردد و کارکردن{موتورخانه} ، ارتفاع ناحیه باز نباید از8/1متر باشد، این ارتفاع از سطح زیرین نقاط پلهای سقف تا نقاط زیر اندازه گیری میشود:

  • الف- کف منطقه در دسترس
  • ب- کف منطقه کارکرد

لازم به ذکر است که کمیته فنی در یک سال اخیر ارتفاع سقفهایی که زیر 170سانتی متر باشند را قابل مطرح شدن در کمیته فنی نمی دانند و گفته است که بازرس راساً دستور تخریب را بدهد که امیدوارم که مهندسان ناظر و سازندگان ساختمان ونصابان آسانسور دیگر دچار چنین اشتباهاتی نگردند.

ششمین ، هفتمین و هشتمین عدم تطابق رایج موتورخانه، سه اشتباه در نصب درب های موتورخانه است که معمولاً بسیار زیاد در بازرسی اسانسور از نصب درهای موتورخانه دیده می شود.

ششمین و هفتمین اشتباه نصابان آسانسور در موتورخانه عدم رعایت ابعاد 180×60 سانتی متر درب موتورخانه و همچنین عدم رعایت جهت بازشدن درب موتورخانه می باشد که متاسفانه بعضی از نصابان اسانسور در عدم رعایت این موضوع که در بند 6-3-3 استاندارد گفته شده است در موتورخانه نباید به طرف داخل باز شود، نصابان و مسئولان شرکتهای بازرسی باید بدانند که طبق 6-3-3-1استاندارد 1-6303 ملزم به رعایت موارد زیر هستند:

درهای ورودی موتورخانه آسانسور باید حداقل 6/0 متر عرض و 8/1 مترارتفاع داشته باشند و به طرف داخل باز شوند.

هشتمین اشتباه نصابان آسانسور در موتورخانه عدم تطابقی در درهای موتورخانه اسانسور می باشد که زیاد دیده می شود: استفاده از قفل نامناسب برای درب است، نصابان باید در نصب قفل درب موتورخانه باید طبق بند های 6-3-3-3 و 6-4-3-3 موارد زیر را رعایت کنند.

  • 6-3-3-3 درها و دریچه های موتورخانه باید مجهز به قفلهایی باشند که دارای یک کلید بوده و بدون کلید از درون موتورخانه باز نشوند قفل دریچه ها یی که برای دسترسی به وسایل هستند ، ممکن است از داخل قفل شوند.
  • 6-4-3-3 درها ودریچه ها باید مجهز به قفلهایی باشند که دارای یک کلید بوده و ازدرون بدون استفاده ازکلید باز شوند.

نهمین عدم تطابق که بسیار در بازرسی آسانسور ها دیده می شود، عدم نصب کلید مستقل جهت روشنایی موتورخانه است که بعضی از نصابان اسانسور و سازند گان ساختمان به علت سهل انگاری روشنایی موتورخانه را مستقیماً از داخل جعبه سه فاز تامین می کنند.

نصابان آسانسور باید بدانند که طبق بند 6-3-6 ملزم به رعایت موارد زیر جهت روشنایی موتورخانه هستند در این بند می خوانیم:

موتورخانه باید مجهز به روشنایی الکتریکی دائمی باشد، که حداقل بتواند با شدت 200 لوکس نسبت به کف، روشنایی مناسب را تامین نماید. منبع تغذیه این روشنایی باید با بند 13-6-1 مطابقت نماید.

دهمین عدم تطابق در بعضی مواقع با وجود اینکه کلید مستقل جهت روشنایی موتورخانه تعبیه می شود ولی به علت عدم آگاهی نصابان آسانسور تامین برق کلید روشنایی موتورخانه مستقل از کلید صفر و یک جعبه نمی باشد در بند 13-6-1 به صراحت این موضوع به شرح زیر نوشته شده است:

تغدیه برق روشنایی کابین، چاه و اطاقهای فلکه های موتورخانه باید از تغذیه سیستم محرکه مستقل باشند. این عمل می تواند یا بوسیله یک مدار جداگانه و یا از طریق اتصال به خط تغذیه سیستم محرکه قبل از ورود به کلید اصلی موضوع 13- 4 انجام گیرد و همانطور که پیشتر در قسمت عدم تطابق های چاه آسانسور گفته شده است، بند14-3 به شرح زیر است:

در موتورخانه ها، برای هر آسانسور باید یک کلید اصلی موجود باشد. این کلید نباید تغذیه مدارها به شرح زیر را قطع نماید:

  • الف- روشنایی کابین
  • ب- پریز نصب شده روی سقف کابین
  • پ- روشنایی موتورخانه
  • ت- پریز موتورخانه
  • ث- روشنایی چاه آسانسور
  • ج- زنگ اخبار

یازدهمین عدم تطایق موتورخانه: متاسفانه با وجو د انکه در موتورخانه، تامین تغدیه و کلید مستقل توسط نصاب صورت گرفته ولی در بازرسی ها دیده شده که مکان مناسبی جهت نصب کلید روشنایی موتورخانه انتخاب نشده است.

در پارگراف سوم بند 6-3-6 می خوانیم که: نصب کلید کنترل روشنایی در محل ورودی و نزدیک نقطه یا نقاط دسترسی و در ارتفاع مناسب باید انجام شود.

در پایان نصابان آسانسور باید بدانند در موارد زیر باعث ارجاع پرونده بازرسی آسانسور به کمیته فنی می شود:

  • 1- عدم تامین فاصله 35 سانتی متر گاورنر نسبت به قطعات ثابت موتورخانه
  • 2- ارتفاع کمتر از 180 سانتی متر سکو تا سقف موتورخانه
  • 3- عدم تامین فاصله 70 سانتی متری جلوی تابلو ی فرمان
  • 4- عدم تامین درب موتورخانه به ابعاد 60 ×180 سانتی متر

پس از آنکه در قسمتهای قبلی در مورد رایج ترین عدم تطابق ها مشاهده شده در چاه، درها، کابین وموتورخانه پرداخته شد در این قسمت به بررسی عدم تطابق های فواصل هوایی بین کابین و دیوار چاه آسانسور و بین کابین و وزنه تعادل و در نصب علایم و دستور العمل پرداخته شده است.

فواصل

در این قسمت به بررسی رایج ترین اشتباهات نصابان پرداخته شده که متاسفانه در بحث فواصل عدم تطابق های زیادی مشاهده شده و مشکل این عدم تطابق ها این نیست که پس از نصب آسانسور به راحتی قابل برطرف کردن نیستند.

بحث فواصل هوایی بین کابین و دیوار چاه آسانسور و بین کابین و وزنه تعادل در بند 11 استاندارد 1-6303 به تحریر در آمده است در 11- 1 کلیات آن به شرح زیر است:

فواصل تعریف شده دراین استاندارد نه تنها باید در هنگام انجام آزمونهای قبل از بهره برداری بلکه در تمام دوره بهره برداری از اسانسور نیز برقرار بماند.


سه عدم تطابق عمده در بازرسی آسانسور طبق استاندارد 1-6303 زیاد مشاهده می شود و عدم تطابق چهارمی نیز وجود دارد که بازرسان را ملزم می کند که استاندارد EN81پارت 1 به علت اهمیت ملزم با آن برخورد کنند.

  • اولین عدم تطابق زیاد در بازرسی مشاهده می شود عدم رعایت حداکثر فاصله سیل درهای آسانسور وکابین است که اکثر نصابان فاصله 35 میلی متر آن را رعایت نمی کنند.
    • در بند11-2-2 استاندار1-6303 نوشته شده است: فاصله افقی بین لبه پایین درگاه کابین ولبه پایین درگاه طبقات نباید از 35 mm تجاوز کند بنابراین کلیه نصابان ملزم به رعایت فاصله لازم بین سیل در وکابین آسانسور هستند.
  • دومین عدم تطابقی در بحث فواصل زیاد دیده می شود عدم رعایت فاصله حداقل 5 سانتی متر ی هستند طبق 11-4 استاندارد 6303-1 تمامی ملزم به رعایت فاصله وزنه وکابین به شرح زیر هستند: کابین ومتعلقات آن درفاصله حداقل 05/0 متری از وزنه تعادل ( در صورت وجود) و متعلقات مربوطه قرار گیرد.
  • سومین عدم تطابقی که زیاد مشاهده می شود عدم رعایت فاصله 12 سانتی متر بین درب طبقات و کابین است نصابان آسانسور باید بدانند که طبق بند 11-2-3 فاصله افقی بین درب کابین و درهای طبقات در حالت بسته و فاصله دسترس بین درها در تمام طول زمان عملکرد عادی نباید از 12/0 متر تجاوز کند.
  • عدم تطابق چهارمی که آسانسور ها یی که فاصله کابین با دیوار ه چاه زیاد مشاهده می گردد عدم نصب نرده یا حفاظ بر روی کابین است که استاندارد EN81 نصابان آسانسور را ملزم می کند که اگر فاصله کابین با دیوار چاه آسانسور بیش از 30 سانتی متر باشد بر روی سقف کابین حفاظ نصب کنند اهمیت آن نیز کاملا مشخص است زیرا احتمال سقوط برای سرویسکار و نصاب وجود دارد.

علایم و دستورالعمل ها ی آسانسور

پس از آنکه رایج ترین اشتباهات نصابان در قسمت های چاه، در آسانسور،کابین، موتورخانه وفواصل مورد بررسی مورد بررسی قرار گرفت از قسمت به بعد به بررسی رایج ترین عدم تطابق مشاهده شده در نحوه نصب و استفاده از علایم و دستورالعمل های غیر مجاز می پردازیم:

الزامات علایم و دستور العمل های آسانسور در بند 15 استاندارد 1-6303 ( استاندارد مقررات ایمنی ساختمان ونصب آسانسور قسمت اول – آسانسورهای برقی) بیان شده است و یازده عدم تطابق رایج مشاهده شده در نصب علایم و دستور العمل های آسانسور به تفصیل با ذکر شماره بند مورد بررسی قرار گرفته است.

اولین عدم تطابقی که زیاد دیده می شود استفاده از برچسب ها و دستورالعمل های اشتعال زا و قابل پاره شدن در موتورخانه می باشد که طبق استاندارد1-6303 دربند 15-1 نصابان ملزم به استفاده از دستور العمل و برچسبهای غیر قابل پاره و مواد بادوام غیر اشتعال زا کرده است در این بند میخوانیم:

تمام بر چسبها، نکات و دستورالعمل ها باید خوانا بوده و قابل فهم باشد( در صورت لزوم توسط علایم یا نشانه ها نشان داده می شود) و همچنین باید غیر قابل پاره شدن بوده، از مواد با دوام فلز یا غیر اشتعال ساخته شود.

دومین عدم تطابقی در دستورالعمل ها که به ویژه در پکیچ خارجی دیده می شود استفاده از زبان غیر فارسی در دستورالعمل و علایم نصب شده در موتورخانه و سایر قسمتهایی که علایم نصب شده، میباشد در ادامه بند 15-1 استاندارد1-6303 نوشته شده اشت {برچسبها و علایم } در محل قابل رویت قرار گیرد و به زبان فارسی نوشته شده باشد.

سومین عدم تطابقی که در این زمینه در بازرسی آسانسور دیده می شود استفاده از پلاک ظرفیت غیراستاندارد که متاسفانه به علت عدم آگاهی نصابان آسانسور از الزامات پلاک ظرفیت، این پلاک با ابعاد غیر استاندارد و مطالبی که خارج از الزامات استاندارد نصب می کنند در بند 15-2 -1 استاندارد1-6303 ویژگی پلاک ظرفیت به شرح زیر بیان شده است:

  • بار اسمی آسانسور برحسب کیلوگرم و معادل آن برابر تعداد مسافر باید مشخص گردد تعداد مسافر مطابق 8--2-4 (درقسمت کابین توضیح داده شده) تعیین می شود که باید بصورت زیر باشد:
  • حداکثر ظرفیت.......... حداکثر نفر ...........حداکثر کیلوگرم..........
  • حداقل ارتفاع حروف و اعداد بکار رفته برای جلب توجه باید به قرار زیر باشد:
    • الف- 10 میلی متر برای حروف بزرگ و شماره ها
    • ب- 7 میلی متر برای حروف کوچک.

چهارمین عدم تطابقی در علایم آسانسور زیاد دیده می شود که بسیار تعجب آور می باشد، عدم ذکر شرکت نصاب بر پلاک ظرفیت داخل کابین می باشد که دربند 15-2-2 استاندارد 1-6303 نصابان آسانسور ملزم رعایت اصول زیر کرده است:

اسم فروشنده و شماره مشخص کننده آسانسور (سریال ساخت) باید بر روی {پلاک ظرفیت} نشان داده شود.

پنچمین عدم تطابقی که در استفاده از علایم به کرات بازرسی آسانسور استفاده از شاستی های زرد و قرمز در کابین آسانسور است نصابان آسانسور باید بدانند به غیر از شستیهای استپ و زنگ کابین مابقی دگمه ها نباید به رنگ قرمزو زرد باشنددر بند15-2-3-1 استاندارد 1-6303 به شرح زیر بیان شده است:

15-2-3-1شستی یا کلید توقف ( در صورت وجود) باید به رنگ قرمز باشد و با کلمه توقف مشخص گردد و جایی قرار گیرد که در استفاده از کلید اشتباهی پیش نیاید. شستی زنگ در صورت وجود باید به رنگ زرد باشد و باشکل زنگ مشخص شود. رنگهای قرمز وزرد نباید برای سایر دگمه های کابین بکار رود.

ششمین عدم تطابقی زیاد در کابین اسانسور به چشم می خورد که اهمیت این عدم تطابق از آن جهت مهم است که کاربرد مستقیم برای استقاده کنندگان آسانسور دارد عدم رعایت همخوانی شستی کابین طبقه ای که محل ورود وخروج مسافر است در بند 15-2-3-2 در قسمت الف استاندارد1-6303 براین موضوع به صورت زیر تاکید شده است:

وسایل کنترل باید به وضوح نمایانگر نوع عمل خود باشند، برای این منظور موارد زیر توصیه می گردد

الف- برای شستی های فرمان طبقات ، علائم و-2- و1- و0 و1و2و......و غیره

عدم تطابق دیگری در استفاده علایم در کابین به عنوان هفتمین اشتباه رایج نصابان زیاد مشاهده می شود که پیشتر در رایج ترین اشتباهات نصابان در کابین گفته شد استفاده از علایم غیر صحیح برای دگمه باز کننده مجدد و دگمه بستن مجدد کابین است که نصابان برای استفاده از علایمdoor open ,doorclose طبق نصب علایم زیر طبق 15-2-3-2 قسمت ب وپ استاندارد هستند.

  • الف - برای دگمه باز کننده مجدد درب (در صورت و جود نشانه )
  • ب- برای دگمه بستن مجدد درب ( در صورت وجود نشانه(

هشتمین اشتباهی که زیاد دیده می شود روی سقف کابین عدم نصب اطلاعات صحیح روی سقف کابین است طبق بند 15- 3 استاندارد 1-6303 نصابان باید اطلاعات زیر را روی سقف کابین نصب کنند.

در 15-3 به صورت زیر بیان شده است روی سقف کابین اطلاعات زیر نشان داده شود .
الف- عبارت توقف (stop) بر روی یا نزدیک وسیله توقف ، بنحوی که احتمال بروز خطا در وضعیت توقف رخ ندهد.

  • ب- کلمات کارکرد عادی وبازرسی( رویزیون) بر روی یا نزدیک کلید عملکرد
  • پ- جهت حرکت، بر روی یا نزدیک شستی های مربوطه

لازم به ذکر است که کلیه علائم باید بند 15-1 به زبان فارسی باید نشان داده شود. همانطور که پیشتر وعده دادم بودم رایج ترین عدم تطابق های مشاهده در نصب علایم ودستور العمل های موتورخانه در این قسمت به تفصیل مورد بررسی قرار خواهد گرفت عدم تطابقی عجیبی در حدود 10 تا 15 درصد بارزسی های مشاهده گردیده نصب علایم هشدار به جای قمستهای بیرونی برروی قسمتهای داخلی در موتورخانه و همچنین استفاده از کلمات و زبان خارج از استاندارد 1-6303 بر هشدار در موتورخانه است که در بند 15-4 -1 به صراحت محل نصب و زبان علایم هشدار به شرح ذیل مشخص کرده است:
1-4-15 یک عبارت اخطار دهنده حداقل شامل موارد زیر :

"خطر: موتورخانه آسانسور، ورود کلیه افراد غیر مجاز ممنوع"

باید روی قسمت بیرونی دربها یا دریچه ها که محل دسترسی به موتورخانه و اتاق قرقره ها می باشد.

عدم تطابق دیگری که نصب علایم در موتورخانه دیده می شود عدم نصب صحیح دستور العمل حرکت دستی آسانسور و نمایش جهت حرکت کابین بر روی دیوار و فلاویل است که طبق بندهای 15-3-4 و15-4-3-1 دستور العمل نصب در موتورخانه باید دارای شرایط زیر باشد:

در محوطه داخلی موتورخانه نصب دستورالعملهای راهنما در ارتباط با از کار افتادن آسانسور و بویژه چگونگی استفاده اضطراری از ابزار دستی یا برقی ، جهت حرکت دادن کابین و کلید باز کردن درب طبقات، بطور کامل و واضح ضروری می باشد. ودر بند 15- 4-3-1 می خوانیم :

جهت حرکت کابین باید بوضوح روی سیستم محرکه نزدیک به چرخ دستی و چرخ طیار {فلاویل }نشان داده شود. در صورتیکه این چرخ طیار غیر قابل جدا شدن باشد، جهت ها می تواند روی خود چرخ مشخص گردد.

لازم به ذکر است که کلیه این دستور العمل ها طبق بند 15-1 باید بر روی صفحه ای غیر اشتعال زا و به زبان فارسی باشد.

نهمین ، دهمین ویازدهمین به عنوان آخرین عدم تطابقی ها که بسیار بسیار در بازرسی آسانسور به علت عدم اگاهی نصابان از استاندارد و آزمون های نوعی در نصب علایم بر روی سه قطعه آسانسو ر که استانداردشان نیز اجباری است ،یعنی ضربه گیرها ، قفل درها، ترمز ایمنی مشاهده می شود که هیچ گونه علامت ندارند ولی نصابان بدانند که این سه قطعه طبق بند 15-8 و 15-13و 15-14 از قطعاتی مجاز به استفاده هستند که دارای پلاک هایی با ویژگی های زیر باشد.

در 15-8 می خوانیم که روی ضربه گیرها بجز ضربه گیر های از نوع ذخیره کننده انرژی باید پلاک مشخصات که موارد زیر را نشان دهد باشد:

  • الف- نام سازنده ضربه گیر
  • ب- علامت آزمون نوعی و مراجع آن

در بند 15-13 به صراحتا نوشته شده است بر روی قفل ها باید یک پلاک مشخصات شامل موارد زیر نصب گردد:

  • الف- نام سازنده
  • ب- علامت آزمون نوعی و مراجع آن

در 15-14 ویژگی های پلاک پاراشوت به صورت زیر بیان شده است، بر روی ترمز ایمنی یک پلاک شامل موارد زیر نصب گردد:

  • الف- نام سازنده
  • ب- علامت آزمون نوعی ومراجع آن
|+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در شنبه بیست و هفتم آبان 1391  |
 

                         fire extinguisher2

خاموش کنندهای دستی

 

مصارف گوناگون در عرصه صنعت در وزن های مختلف ، این کپسول ها شامل :

پودر و گاز ، پ.در و هوا ، Co2 ، آب و گاز ، کف و گاز و هالوژنه

کاربرد خاموش کننده های قابل حمل

کپسول های آتش نشانی( خاموش کننده ها ) به 5 دسته تقسیم می شوند . 1) کپسول های آتش نشانی آب 2) کپسول های آتش نشانی مواد شیمیائی و مرطوب 3 ) کپسول های شیمیائی کف 4 ) کپسول های آتش نشانی پودر و گاز ـ 5) کپسول های آتش نشانی دی اکسید کربن Co2

این کپسول های آتش نشانی بر اساس محیط و نوع آتش سوزی باید مورد استفاده قرار بگیرند ( بطور مثال : نمی توان کپسول آب و گاز را برای خاموش کردن وسایل برقی استفاده کرد و یا کپسول پودر و گاز را برای آتش سوزی داخل منزل )

 



 

توضیحات : کپسول های پودری در وزن های 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 6 ، 12 کیلوی

قابل سفارش می باشند.
 

کپسول پودر و گاز

 




 

توضیحات :

در وزن های 2 ، 3 ، 4 ، 6 و کپسول های

10 ، 12، 30 کیلویی چرخ دار بوده که اغلب موارد مصرف برق و کارهای الکترونیکی استفاده می گردد .

کپسول co2

 




 

موارد مصرف :
کارگاه های نجاری و دیگر مصارف صنعتی که در وزن های 10 - 12 لیتر و 50 کیلویی می باشد .

 

کپسول آب و گاز سایز 12 و 50 کیلویی




 

توضیحات :

در دو مدل (تحت فشار )و(بالن بغل)

کپسول های پودری در وزن های 25 ، 50 ، 75 کیلویی و در وزن های بالاتر قابل

سفارش می باشند .

کپسول پودر وگاز چرخدار

|+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391  |
 
كلاه هاي آتش نشاني:
 
 
  • انواع اروپائي كلاه هاي ايمني مبارزه با حريق با استانداردهاي بين المللي وملي ازجنس فايبرگلاس و ABS با تجهيزات كامل از قبيل طلق محافظ صورت و حفاظ پشت گردن در مدل زير موجود مي باشد :
    • MOBY - نسل جديد کلاه هاي آتش نشاني :
    • اين کلاه مدل پيشرفته کلاه Gallet 1 مارک MSA است که با 10 ويژگي برتر جديد توليد و به بازار کشورهاي صنعتي بزرگ جهان عرضه شده است. کلاه از الياف بلند فايبرگلاس کامپوزيت با مقاومت فيزيکي، مکانيکي و حرارتي بسيار بالا ساخته شده که براي عمليات گوناگون مبارزه با حريق به ويژه در آتش سوزيهاي مهيب کاربرد آن نسبت به ساير محصولات مشابه که از جنس پلاستيک نوع ABS مي باشند بسيار ارجح است. کلاه به عينک مخصوص و طلق طلايي ضد انفجار و پرتوهاي مضّره مجهز بوده، قابل استفاده سهل همراه با تجهيزات ديگر نظير ماسک هاي تنفسي، چراغ قوه و غيرو مي باشد. اجزاء تعليق کننده داخلي کلاه از بهترين طراحي و مرغوبترين مواد توليد شده اند. اين کلاه با همکاري امريکا و ايتاليا طراحي و توسط شرکت ايتاليايي DNA و تحت استانداردهاي معتبر بين المللي توليد شده و در ايران تحت نمايندگي رسمي شرکت ايمن تهران عرضه مي گردد.
    • اطلاعات بيشتر در کاتالوگ مربوطه در دسترس مي باشد.

    کاتالوگ فارسي

    کاتالوگ

    تائيديه استاندارد

    • کلاه PAB-FIRE 03 :
    • پوسته خارجي ساخته شده از پلاستيک کوپليمر مقاوم در مقابل حرارت زياد (تحمل دماي 140 درجه سانتيگراد بمدت 30 دقيقه و دماي 250 درجه سانتيگراد بمدت 15 دقيقه) مجهز به شيلد محافظ صورت و محافظ گردن از جنس الياف کربن با روکش آلومينيومي، ضربه گير داخلي کلاه از مواد نرم فوم پلي يورتان و بند ويراق مقاوم حرارتي براي اندازه هاي 52 لغايت 62 سانتيمتري، بند زير چانه از جنس الياف نسوز Nomex و نيز نصب نوارهاي شبرنگ بر روي دو طرف پوسته خارجي کلاه.
    • کلاه داراي استاندارد CE شماره EN443/1997 ميباشد. کلاه داراي قابليت استفاده با ماسکهاي تمام صورت مختلف و نيز امکان استفاده از جاچراغ قوه اي مخصوص (قيمت جداگانه است) مي باشد.
    • اطلاعات بيشتر در کاتالوگ مربوطه در دسترس مي باشد
  • |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391  |
     
    ساير تجهيزات مبارزه با حريق و نجات :
    • تشک نجات در عمليات مبارزه با حريق :
    • مدل 100A - مارک PIEMME ANTINCENDI ساخت ايتاليا
    • اين تشک دو لايه از بهترين خصوصيات فيزيکي و فن آوري برخوردار بوده، داراي سطح مفيد حدود 45.6 مترمربع (با ابعاد 6x7.60 و ارتفاع 2.40 متر)، وزن کلي 220 کيلوگرم با تمام ضمائم مي باشد.
    • تشک از طريق دو عدد دمنده الکتريکي با دبي 8910 مترمکعب در ساعت براي لايه بالايي و با دبي 4360 مترمکعب در ساعت براي لايه پاييني باد ميشود.
    • اين کالا سفارشي است و پس از اخذ سفارش حداکثر ظرف 4 ماه تحويل خواهد شد.
    • ساير مشخصات فني در کاتالوگ پيوست در دسترس مي باشد.

    کاتالوگ

    • نردبان ضد حريق - اين نردبان محکم، سبک و کم حجم و داراي بلندي 15 متر بوده و تمام اجزاي بکار رفته در ساخت آن نسوز و ضدحريق مي باشد. پله از فايبرگلاس و طنابها از الياف سنتتيک نسوز توليد و ساخته شده اند. اين نردبان ساخت شرکت HOUTONG چين مي باشد.
    • نردبان طنابي نجات مدل DL010 - اين نردبان محکم، سبک و کم حجم و داراي بلندي 25 متر بوده، پله ها از آلومينيوم آنودايز شده و طناب هاي جانبي از الياف پلي آميد به قطر 10.5 ميليمتر بافته و ساخته شده است. وزن کل نردبان حدود 16.5 کيلوگرم، عرض پله ها و فاصله عمودي پله ها از يکديگر 310 سانتيمتر و تحمل کشش استاتيک برابر 200 کيلوگرم مي باشد. نردبان براي عمليات نجات از چاه، گودال ها، شکاف ها و کانال هاي عميق و نيز استفاده با سه پايه هاي نجات بسيار مناسب است. اين نردبان ساخت شرکت PROTEKT کشور لهستان مي باشد.
    • نردبان کابلي نجات مدل DL012 - اين نردبان محکم، سبک و کم حجم و داراي بلندي 25 متر بوده، پله ها از آلومينيوم آنودايز شده و طناب هاي جانبي از کابل فولادي گالوانيزه شده به قطر 4 ميليمتر ساخته شده است. وزن کل نردبان حدود 15 کيلوگرم، عرض پله ها و فاصله عمودي پله ها از يکديگر 310 سانتيمتر و تحمل کشش استاتيک برابر 200 کيلوگرم مي باشد. نردبان براي عمليات نجات از چاه، گودال ها، شکاف ها و کانال هاي عميق و نيز استفاده با سه پايه هاي نجات بسيار مناسب است. اين نردبان ساخت شرکت PROTEKT کشور لهستان مي باشد.

    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391  |
     

    سيستم اعلام حريق اتوماتیک

     

    الف ) موضعي یا محلی

    ب ) غير موضعي یا متصل به سیستم مرکزی

    سيستم اعلام حريق اتوماتیک موضعي:

    اين سيستم به دستگاهي گفته مي شود كه نسبت به دود يا حرارت و يا هر دو حساس است و فاقد هرگونه سيم كشي ميباشد و آژير آن بواسطه باطري داخل دستگاه هنگام حساس شدن دستگاه بصدا در مي آيد . اين دستگاه مناسب براي اماكن يك يا دو طبقه و جاهاي كوچك است كه افراد در محل دائماً حضور دارند .

    سيستم اعلام حريق اتوماتیک غير موضعي:

    اين سيستم مجهز به نيروي برق و باطري است و داراي قطعات بشرح زير مي باشد . دتكتور دودي ، حرارتي ، شستي اعلام حريق ، آژير ، چراغ چشمك زن ، زنگ خطر و تابلوي مركزي .

    تابلوهاي مركزي

    اين دستگاه كه مركز اصلي سيستم اعلام حريق است داراي چراغ هاي كوچكي بنام LED روي تابلو مي باشد كه مفهوم رنگ قرمز يا خطر و زرد يا خرابي و سبز يا سالم بودن دستگاه مي باشد ، تابلوهاي دستگاه معمولي از يك تا 16 زون و بيشتر طراحي مي شود در هر زون از يك تا حداكثر 20 دتكتور با توجه به دستور كارخانه سازنده مي توان دتكتور نصب نمود . اين تابلو به محض دريافت فركانس هاي الكترونيكي از قطعات منصوبه در اماکن كه نشان دهنده وضعيت خطر باشد فوري آژيرها را بصدا در مي آورد .

    ضمناً اين دستگاه ها نوعاً قادرند ساير تجهيزات الكتريكي را فعال و يا قطع نمايند، مانند روشن كردن فن فشار مثبت، بستن درب حريق ، قطع برق ، ارتباط با مراكز پليس و ... .

    در روي اين تابلوها دكمه هاي مختلفي ديده ميشود مانند دكمه تست دستگاه يا دكمه بصدا در آوردن آژير ، دكمه قطع آژير ، دكمه غير فعال كردن هر زون و سويچ اصلي دستگاه جريان برق سيستم اعلام حريق 24 ولت است (با كمي افزايش يا كاهش ولتاژ) .

    تابلوهاي پيشرفته يا آدرس ده قابليت برنامه ريزي نرم افزاري دارند وحدود 120 قطعه يا دتكتور بر روي دو رشته سيم كه بصورت رفت و برگشت و بعنوان لوپ معروف اسـت چيده مي شود . محل نصب دتكتور نوعاً بر روي سقف و يا داخل كانال هاي تأسيساتي و در هر فضاي بسته و مستقل مي باشد . محل نصب دستگاه مركزي در اتاق نگهباني و يا نزديك ورودي ساختمان و در جايی مناسب و قابل ديد ميباشد . سيستم هاي اعلام حريق معمولي و آدرس ده بصورت اتوماتيك و خودكار عمل ميكنند و نياز به سرويس ماهانه دارند .

    دتكتور دودي

    1- نوع يونيزاسيون

    2- نوع فتو الكتريك

    دتكتوردودي نوع يونيزاسيون

    الف ) نوع خطي يا گازي

    ب ) نوع نقطه اي

    دتكتور دودي يونيزاسيون

    سنسور اين دتكتور از دو محفظه بيروني و داخلي تشكيل شده و عنصر مخصوص بصورت فويل در محفظه داخلي قرار گرفته در هنگام كار دتكتور يك ميدان مابين دو محفظه برقرار ميشود . وقتي دود وارد ميدان شود باعث تغيير ولتاژ مي گردد و اين تغيير ولتاز توسط برد الكتريكي دتكتور را به حالت آلارم يا آژيري مي برد و چراغ نشانگر دتكتـور روشـن مي شود اين دتكتور حساس به دود هاي رقيق مانند دود سيگار است و براي اماكني مانند اتاق برق ، كامپيوتر و ... مناسب مي باشد .

    دتكتور يونيزاسيون دودي نقطه اي

    دتكتور دودي يونيزاسيون نقطه اي اگر بصورت يك دستگاه در سقف و امثالهم نصب گردد و بواسطه سيم كشي اطلاعات را به دستگاه مركزي برساند آنرا دتكتور نقطه اي گويند .

    دتكتور دودي نوع فتو الكتريك :

    الف ) نوع خطي يا بيم دتكتور

    ب ) نوع نقطه اي

    دتكتور دودي فتو الكتريك

    اين دتكتور داراي يك چراغ بنام فتوسل در قسمت مارپيچ زير پوسته دتكتور مي باشد كه قسمت مارپيچ از ورود نور منابع بيروني جلوگيري مي كند و همچنين داراي يك ديود نوراني ميباشد كه شعاع هاي نوري منتشر شده توسط چراغ دتكتور را ثبت نمي كند . وقتي دود وارد قسمت مارپيـچ بشود ، نور حاصــل از چـراغ سـايه دار شده و اين امر توسط ديود نوري ثبت مي گردد كه دتكتور را در وضعيت آژير قرار ميدهد .

    دتكتور دودي فتوالكتريك خطي يا بيم دتكتور

    اين دتكتور داراي دو چشم الكترونيكي جدا از هم بنامهاي گيرنده و فرستنده ميباشد و در جاهاي بزرگ مي توان از آنها بعنوان دتكتور دودي استفاده كرد محل نصب اين دتكتورها بايد طوري كاليبره شود كه عدسي يا لنز هر دستگاه دقيقاً مقابل دستگاه ديگر باشد و هيچ مانعي در ميدان ديد آنها قرار نگيرد ، بنحوي كه هر دو دستگاه كاملاً همديگر را ببينند .

    در چنين شرايط هر چيزي كه وارد ميدان ديد دو دستگاه شود حكم خطر را پيدا مي كند و سيستم آژير را بصدا در مي‌آورد .

    دتكتور دودي فتوالكتريك نقطه اي

    اين دتكتور عمليات بررسي دود ناشي از حريق را در داخل خود دتكتور انجام ميدهد و نسبت به دودهاي غليظ و داراي مولكول هاي درشت كربن حساس است و مناسب براي اماكن مسكوني و اداري مي باشد .

    دتكتور حرارتي

    1- نوع خطي

    2- نوع نقطه اي

    دتكتور حرارتي نوع خطي

    اين دتكتور ممكن است بصورت نوارهاي مسي يا كابل هاي مخصوص و حساس به حرارت باشد ، لذا در اماكني كه ضرورت دارد تا حريق خيلي فوري كشف و خنثي گردد نصب مي گردد و در اثر افزايش دماي محيط اطراف فوراً وضعيت خطر را به دستگاه مركزي اعلام مي كند .

    دتكتور حرارتي نوع نقطه اي

    الف ) نوع ثابت

    ب) نوع افزايشي

    دتكتور حرارتي نوع ثابت

    ايـن دتكتور نسبـت به دماي معيني حساس است و اگر دماي محيط رفته رفته افزايش يــابد و به درجه حرارتی مشخص برسد دتكتور اعلام وضعيت خطر را به دستـگاه مركزي اعــــلام مي كند . اين دتكتور هاي براي دماهاي مختلف با سنسورهاي مختلف ساخته مي شوند .

    دتكتور حرارتي نوع افزايشي

    ايـن دتكتـور نسبـت بـه دمـاي معينـي حسـاس اسـت و اگر دمـاي محيـط افـزايش ناگهاني داشته باشد. حتي درجه حرارت آن به درجه حرارت مشخص هم نرسد اعلام وضعيت خطر كرده و آژير را دستگاه به صدا در مي آورد .

    دتكتور شعله اي Flame) )

    1- نوع ماوراء بنفش

    2- نوع مادون قرمز

    اين دتكتورها نسبت به شعله آتش حساس هستند و با توجه به نوع كار در محيط و نورهاي موجود ميتوان يكي از انواع دتكتورهاي شعله اي را انتخاب و نصب نمود .امروزه از سیستم مانیتورینگ کامپیوتری نیز به منظور کشف حریق استفاده می شود.

    2) استفاده از سيستم هاي كنترل و اطفاي حريق

    گفتیم که آتش نتيجه يك واكنش شيميايي است كه از تركيب اكسيژن، حرارت و يك ماده قابل اشتعـــال بدســـت مي آيد.

    - ترکیب هر ماده با اکسیژن را اکسیداسیون می گویند.

    اکسیداسیون با سرعت کم را خوردگی می گویند. مثل زنگ زدن آهن

    اکسیداسیون با سرعت متوسط را حریق می گویند.مثل سوختن چوب

    اکسیداسیون با سرعت زیاد را انفجار می گویند. مثل انفجار یک مخزن سوخت

    از ترکیب اکسیژن با كربن اجسام دي اكسيد كربن (co2)و گاهي هم توليد منواكسيد كربن co تولید می شود و در اثر اين فعل و انفعال شعله و حرارت حاصل می گردد.

    لوازم و تجهیزاتی که برای اطفای حریق استفاده می شوند.

    الف) استفاده از کپسولهای اطفای حریق

    این کپسولها می توانند از نوع دستی ، سوار بر چرخ ویا ثابت در دسترس برای مهار آتش سوزی ها قبل از گسترش بکار روند.

    1- کپسولهای اطفای حریق پودری دو نوع کپسولهای اطفای حریق پودر و گاز و کپسولهای اطفای حریق پودری کارترج دار. (در استاندارد NFPA رنگ این کپسولها آبی ویا قرمزبا نوار آبی می باشد ) مواد شـيميايي پايه كه براي توليد پودرهاي خشك مورد استفاده قرار مي گيرند عـبـارتند از: بيكربنات سديم، بيكربنات پتاسيم، كلريدپتاسيم، بيكربنات اوره-پتاسيم و مونوآمونيوم فسفات كه با افزودني هاي مختلفي مخلوط ميشوند. اين افزودنيها براي بهبود خواص مواد پايه صورت مي پذيرد. اين خواص عبارتند از سياليت و روان روي ، بالا بردن كيفيت نگهداري، مقاومت در برابر آب و عدم جذب رطوبت. اكثر اين مواد افزودني را تركيباتي مانند:استيرتهاي فلزي، تري كلسيم فسغات، سيليكونز و غيره تشكيل مي دهند كه با پوشش ذرات پودر باعث سياليت و حركت آزادانه ذرات شده و از كلوخه شدن آنها در مقابل آب و ارتعاش جلوگيري مي نمايد.

    پودر خشك شيميايي براي اطفا حريق مايعات بازده كمتري دارد. البته مي توان از آن براي اطفا حريقهاي برقي استفاده نمود. كاربرد پودر خشك معمولي به اطفا حريق هاي سطحي محدود مي شود اما براي اطفا حريق مايعات حتما" نياز به فوم خواهيم داشت.

    2- کپسولهای اطفای حریق CO2 (در استاندارد NFPA رنگ این کپسولها سیاه ویا قرمز با نوار سیاه می باشد ) دي اكسيد كربن داراي خصوصيات مطلوبي در اطفا حريق مي باشد. قابل اشتعال نبوده و با تعداد زيادي از مواد واكنش نمي دهد و نيروي لازم براي كاربرد آن از فشار درون سيلندر ذخيره تامين مي گردد. از آنجا كه به صورت گاز می باشد. مي تواند در تمام جهات حريق نفوذ كرده و گسترش يابد علاوه بر اين در حالت گازي و حتي در فاز جامد بسيار ريز كه برفك گفته مي شود رساناي جريان نمي باشد، بنابراين مي توان براي اطفا حريق وسائل برقي از آن استفاده نمود.استفاده از گاز دي اكسيد كربن هيچگونه اثري بر جا ي نگذاشته و نياز به نظافت پس از اطفا ندارد. اين ماده خاموش كننده بسيار مهمي مي باشد زيرا تركيب درصد اكسيژن محيط را كاهش مي دهد و اتمسفر را رقيق نموده از بروز حريق هاي بزرگ جلوگيري مي نمايد. در حالات مناسب كنترل و كاربرد، اثر خنك كنندگي آن مورد توجه بوده، بويژه زماني كه بصورت مستقيم بروي حريق استفاده شود.

    3-کپسولهای اطفای حریق ‌آب و گاز ،(در استاندارد NFPA رنگ این کپسولها قرمز می باشد)

    4-کپسولهای اطفای حریق کف (فوم) ،(در استاندارد NFPA رنگ این کپسولها کرم و یا قرمز با نوار کرم می باشد)

    5-کپسولهای اطفای حریق ‌هالوژنه.در حــال حاضر به دلیل اثرات زیست محیطی (آسیب رساندن به لایه ازن) استفاده از اینگونه خاموش کنندهاممنوع مي باشد.

    ب) استفاده از سيستم هاي اطفاي حریق ثابت آب

    1- سیستم جعبه های حریق (فایرباکسها) و جعبه قرقره هاي حریق(هوز ریل)

    دراماكن و ساختمانهای مختلف جهت امكان مقابله و مبارزه با حريقها در فواصلی معين نصب می شوند. داخل اين جعبه ها لوله هاي نواري نرم با سايز 1.5 اينچ و يا شيلنگهاي نیم سخت فشار قوي با سايز ً4/3 اينچ يا ً1 اينچ با طول حداكثر 20 متر و سرلوله دو حالتي مناسب و قرقره هاي مربوطه بعلاوه شير فلكه هاي مخصوص قرار مي گيرد . شيلنگ نواري داخل جعبه بوسيله كوپلينگ به شير فلكه قابل اتصال است . آب پشت شير فلكه مي تواند دائماً تحت فشار و يا به محض باز كردن شير و افت فشار ، توسط پمپ ها مجدداً تحت فشار لازم قرار گيرد ؛ علاوه بر لولـه حاوي آب يا اصطـلاحاً لولـه تر بعضاً نياز است در كنـار لولـه تر لـوله خشك نيز طراحي و يا لوله خشـك به لوله تر متصل شود . لوله خشك داراي يك دهانـه گيـرنده آب در جنـب درب ورودي ميباشـد كه ماشينهاي آتش نشاني هنگام نياز از آن استفاده مي كنند . استفاده از جعبه هاي آتش نشاني نياز به آموزش و مهارت لازم دارد . فایر باکسهای آتش نشاني منصوب در اماكن ، نياز به منبع ذخيره آب با ظرفيت مناسب و پمپ هاي آتش نشاني ثابت دارد تا همواره بتواند سرلوله ها را هنگام استفاده شارژ نمايد سيستم تر آن بايد دور از شرايط هواي سرد قرار گيرد . جعبه هاي آب آتش نشاني با حداكثر 30 متر فاصله از يكديگر قابل نصب بر روي ديوار و يا هر مكان مناسب در ارتفاع 120 سانتي متر از كف بنا يا محوطه مي باشد .

    فشار آب در لوله هاي نواري نبايد كمتر از 4 اتمسفر و در لوله هاي لاستيكي فشار قوي كمتر از 2/2 اتمسفر باشد . پرتاب اب با سرلوله ها حداقل 6 متر باشد . در بعضي اماكن نیز بسته به نوع حریقی که ممکن است در آن محل ایجاد شود ممكن است جعبه های حریق مجهز به كف شيميائي و يا سبك باشد ، در اينصورت مي توان با قرار دادن سرلوله هاي مخصوص كف و مايع كف مورد نظر و دستگاه تناسب ساز يا اينداكتور هنگام آتش سوزي از كف براي اطفاء استفاده نمود.

    1- شبکه آب آتش نشانی یا شیر برداشت آب آتش نشانی( هیدرانتها)در بعضی ازمعابر شهری و مراکز صنعتی و تجاری شیر های برداشت آب آتش نشانی ( هیدرانتها)به شبکه آب آتش نشانی شور یا شیرین بسته به منابع تامین آب در هر محل دارد.که از این شیرهای میتوان مستقیماًٌ برای اطفای حریق و یا آبگیری کامیونهای آتش نشانی استفاده کرد.هیدرانتها در دو نوع ایستاده و زیر سطحی وجود دارند که درس آبرسانی به آنها اشاره شد.-

    ج – استفاده از سيستم هاي اطفاءحریق اتوماتيك

    1- سيستم هاي اطفاءحریق اتوماتيك آبي

    اين سيستم شامل پمپ ، مخزن ذخيــره آب ، لولـه كشي ، انـواع اسپرينكلـر يا آب افشان و زنگ خطر مي باشد . اسپرينكلرها مي تواند داراي حباب شيشه اي مقاوم نسبت به درجه حرارت هاي متفاوت باشند و يا اينكه فاقد حباب شيشه اي بوده و سر آنها باز باشد در جاهايي كه سر اسپـرينكلــر باز است نوعاً از سيستــم اعلام حريق اتوماتيك فرمان اجراء سيستم اسپرينكلر داده مي شود ضمن اينكه بصورت دستي نيز مي توان سيستم را فعال نمود .در ساير موارد با بالا رفتن درجه حرارت حباب شيشه اي در اثر ازدياد گرما تركيده و آب بر روي محل حريق زده مي باشد. هنگام به جريان افتادن آب زنگ خطر نيز جهت اطلاع ديگران به صدا در مي آيد . اين سيستم ميتواند از توسعه حريق بصورت اتوماتيك جلوگيري و نهايتاً آنرا اطفاء نمايد..

    2- سيستم اطفاء حریق اتوماتیک گازي

    اين سيستم شامل تعدادی سيلندر گاز مانند CO2 و يا هالوژن (تعدادسیلندرها متناسب با حجم فضا مکان حریق دارد) مي باشند و براي مراكزي مانند سايتهای كامپيوتری ، پستهای برق،موتورخانه ها و انبارهای کشتیها و... طراحي و نصب میگردند. قبل ازاستفاده از این سیستمها بایستی حتماً ورودی ها و خروجی های هوا بسته واز خالی بودن این مکانها از نفرات مطمئن بود. با کشیدن یک دستگیره گاز از سیلندرها آزاد و از طریق سیستم لوله کشی و نازلها یا شیپورهایی مخصوص به محیط پر از آتش تزریق و آتش را خفه مینماید.

    3- سيستم اطفاء حریق اتوماتیک فوم

    این سیستم کاربرد بسیار خوبی برای اطفای حریق مایعات قابل اشتعال دارد خصوصاً نصب سیستم اطفای حریق ثابت بر بالای مخازن نفتی

    د ) اطفای حریق توسط اکیپهای آتش نشانی

    همانگونه در فصل قبل گفته شد از جمله اقدامات فعالی که برای جلوگیری از گسترش و اطفای حریق در نظر می گیرند تشکیل سازمانها و واحدهای آتش نشانی است. در اختیار داشتن آتش نشانانی با آمادگی جسمانی عالی و آموزش دیده با تجهیزاتی به روز در هر شهر یا مرکز صنعتی و.... کمکی بزرگ برای کاهش خسارات جانی و مالی محسوب می گردد.

    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در یکشنبه بیست و یکم آبان 1391  |
     

    شناسائي مواد منفجره  

     

    مواد منفجره اجسامي هستند كه در اثر يك عامل خارجي مانند ( ضربه ، حرارت و يا تاثير توأم آنها) بطور ناگهاني تجزيه مي شوند و مقدار زيادي گاز داغ توليد مي كنند. اگر اين مواد در هواي آزاد منفجر شوند ، كار مهمي انجام نخواهد داد در صورتي كه اگر انفجار آنها در محيط محدود صورت گيرد، گازهاي توليد شده فشار زيادي به ديواره وارد مي كند و باعث تخريب محيط مي شود.

    درتركيب تمام مواد منفجره ، دو عنصر كربن وهيدروژن موجود است و علاوه بر آنها اكسيژن نيز جهت احتراق و تبديل اين عناصر به مواد گازي ( دي اكسيد كربن و بخار آب ) وجود دارد. همچنين ازت و عناصر فلزي هم در تركيبات اين مواد وجود دارد و در سالهاي اخير انواع پلاستيكي آن نيز ساخته شده است.

    بايستي توجه داشت كه مقدار انرژيي كه بوسيله مواد منفجره آزاد مي شود چندان زياد نيست و كمتر از ميزان انرژي سوختهاي معمولي است. اما آنچه در مورد اين مواد مهم است، سرعت آزاد شدن انرژي است كه فوق العاده زياد است. مثلاً انرژي موجود در يك کيلوگرم ماده منفجره معمولي در حدود یک دهم انرژي موجود در يك كيلوگرم بنزين است ؛در صورتيكه ميزان انرژي آزاد شده در واحد زمان در مورد ماده منفجره مزبور درحدود 2 ميليون برابر بيشتر از سرعت انرژي آزاد شده بنزين است .

    انواع انفجار 

     يك انفجار در نتيجه حالتهاي زير بوجود مي آيد:

    1) تغييرات شيميايي : مانند انفجار ناشي از احتراق و انفجار مواد منفجره .

    2)تغييرات فيزيكي : مانند انفجار بر اثر ازدياد فشار .

    3) تغييرات اتمي : مانند انفجارات هسته اي .

    انفجار در اثر تغييرات شيميايي

    يك انفجار شيميايي ، نتيجه يك واكنش شيميايي يا تغيير حالتي است كه در يك فاصله زماني فوق العاده كوتاه رخ ميدهد و با توليد مقدار زيادي حرارت معمولاً مقدار زيادي گاز همراه است . انفجارهاي شيميايي بوسيله تركيباتي كه حاوي مواد انفجاري و به هم فشرده هستند ، اما لزوماًَ نياز به محبوس شدن ندارند حاصل مي شوند. درطي يك واكنش شيميايي يك انتقال گرمازايي فوق العاده سريع همراه با تشكيل گازها و بخارات خيلي داغ انجام مي شود.

    به خاطر بي نهايت سريع بودن واكنش (  کمتر از يك صدم ثانيه ) ، گازها بلافاصله منبسط نمي شوند ،  بلكه براي كسري از ثانيه ، درون ظرف خود باقي مي مانند و آن حجمي را كه در ابتدا اشغال كردند، پر مي كنند. بنابراين به علت فضاي فوق العاده كوچك و دماي انفجار بي نهايت بالا ( چندين هزار درجه )، فشار زيادي ( چندصد اتمسفر ) حاصل مي شود، اين فشار به اندازه اي زياد است كه قادر است يك موج انفجار توليد كند و ديواره ظرف را بشكند و باعث خسارت به اشياء اطراف شود. اگر موج انفجار به اندازه كافي قوي باشد به اشياي دور نيز خسارت وارد مي كند.

    بسياري ازتركيبات شيميايي گرچه درگروه مواد قابل انفجار قرار ندارد ممكن است تحت شرايط بخصوص تجزيه انفجاري داشته باشند، به عنوان مثال يك ماده اكسيد كننده ويك ماده قابل سوخت با طي يك عمل اكسيداسيون و احيا ميتواند چنين حالتي داشته باشد. در انفجار مايعات نيز نظير گازها تركيب و ساختمان شيميايي مايع مهم مي باشد. براي اكثر جامدات قابل انفجار سرعت انفجار با زياد شدن دانسيته افزايش مي يابد. انفجارهاي گازها ، گردوغبار مواد قابل اشتعال انفجار ذرات مايع ( مد ) نيز دراين گروه قرار مي گيرد.

    انفجار براثر تغييرات فيزيكي

        يك انفجار فيزيكي وقتي بوجود مي آيدكه يك ماده در حالي كه فشرده شده ، دستخوش يك تبديل فيزيكي آني شود. در همان زمان انرژي پتانسيل سريعاً به انرژي جنبشي تبديل شده و دماي آن فوراً  بالا رفته و منجر به توليد يك موج شوك در محيط اطراف آن مي شود. انفجار ديگهاي بخار ، سيلندرهاي گاز يا ظروف تحت فشار از این نوع می باشند كه اين ظروف به صورتي طراحي شده اند كه يك ضريب اطمينان قابل قبول در برابر ازدياد فشار كه ممكن است دراثر جذب حرارت توسط مخزن صورت پذيرد ، داشته باشد . ظروف تحت فشار معمولاً مجهز به يك يا چند سيستم ايمني تخليه فشار از قبيل توپي ، قابل ذوب ، شير اطمينان ، ديسك شكننده و …. مي باشند . انفجار اين ظروف و مخازن ممكن است در اثر يكي از عوامل زير اتفاق بيفتد:

    وجود عيب و نقص در ظروف تحت فشار ، اشكال درعملكرد سيستمهاي ايمني ، انتخاب سيستم هاي ايمني نامناسب ، متمركز شدن حرارت در يك نقطه از بدنه سيلندر و مخزن .

    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در یکشنبه بیست و یکم آبان 1391  |
     

    واژگونی قطار مسافربری زاهدان_تهران

    قطار مسافربری در مسیر زاهدان به تهران ساعت 23و 35 دقیقه جمعه شب در منطقه ˈچرخابˈ اشکدز در شهرستان صدوق از ریل خارج شد. این حادثه 4 کشته و 35مجروح بر جای گذاشت./


     
    واژگونی قطار مسافربری زاهدان، تهران 4 کشته و 35 زخمی بر جای گذاشت
    واژگونی قطار مسافربری زاهدان ـ تهران در محور یزد ـ تهران، 4 کشته و 35 نفر زخمی به همراه داشت.
    به گزارش گروه علمي، پزشكي باشگاه خبرنگاران به نقل از وب دا؛ اولین حضور نیروهای اورژانس در صحنه، 4 دقیقه بعد از حادثه بوده است.

    براساس این گزارش، 5 واگن قطار مسافربری زاهدان ـ تهران در محور یزد ـ تهران و در محل پل نظرآباد اشکذر سقوط کرده و 40 کشته و زخمی برجای گذاشت. به گزارش واحد EOC مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی استان یزد، این حادثه در ساعت 23:45 شامگاه جمعه 19 آبا ن ماه اتفاق افتاده و علت آن خروج قطار از ریل ذکر شده است.

    بر پایه این گزارش، 4 نفر از مصدومان حادثه پیش از رسیدن نیروهای امدادی جان سپردند. اما 35 مصدوم باقی مانده توسط 10 کد اعزامی از سوی اورژانس یزد و کد اتوبوس آمبولانس (اتولانس) مرکز فوریت های پزشکی استان یزد ( 11 کد) به بیمارستان های افشار، شهید صدوقی، شهید رهنمون و شهدای کارگر یزد انتقال داده شدند. 25نیروی اورژانس یزد طی 4 تا 20 دقیقه بعد از اولین تماس در محل حضور پیدا کرده و پس از انجام اقدامات اولیه و حیاتی برای مصدومین، مصدومین حادثه را به اولین مرکز درمانی انتقال داده اند.

    گزارش EOC از حضور یک کد امدادی از سوی هلال احمر استان در صحنه ی حادثه خبر داد. ستاد بحران استان طی این حادثه به سرعت فعال شده و امداد رسانی و پشتیبانی ازعملیات امداد و نجات این حادثه را به عهده گرفته است.

    برپایه این گزارش، رییس مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی استان یزد به همراه دو پزشک مرکز مدیریت حوادث در محل حادثه حضور پیدا کرده و وضعیت انتقال و امداد رسانی به مصدومان را از نزدیک مورد نظارت قرار دادند.

    بر اساس این گزارش، تکنسین های اورژانس 115 استان یزد تا ساعت ها پس از وقوع حادثه در محل حادثه حضور داشته و به همراه سایر نیروهای امدادی اعزام شده عملیات امداد و نجات را پیگیری کرده اند. لحظاتی بعد از حادثه رییس دانشگاه علوم پزشکی، مدیران درمان و مدیران بیمارستان ها با حضوردر صحنه حادثه و همچنین در بیمارستان های ذکر شده ضمن عیادت از مصدومان این حادثه کیفیت خدمات رسانی را مورد نظارت قرار دادند./
    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در یکشنبه بیست و یکم آبان 1391  |
     












    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در شنبه بیستم آبان 1391  |
     


    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در شنبه بیستم آبان 1391  |
     

    آوار برداری

     

     

    مقدمه

    هر ساله بلایای طبیعی همانند زلزله، سیل، طوفان و آتش سوزی قسمتهای مختلفی از جهان را گرفتار میکند. چنین بلایای طبیعی علاوه بر آسیبهای مستقیم جانی و مالی، با برجای گذاشتن مقادیر بسیار زیادی از آوار در محلهای حادثه دیده باعث آلودگی محیط زیست و در برخی موارد سد شدن جریان زندگی در مکانهای حادثه دیده می شوند. کشور ما ایران، یک کشور حادثه خیز میباشد که بسیاری از بلایای طبیعی در آن بوقوع می پیوندد که نادیده گرفتن مسائل مربوط به از بین بردن آثار و زباله های باقیمانده در آن، شرایط زندگی را برای ساکنان دشوار می سازد. بلایای مختلف آوارهای مختلفی برجای می گذارند که محل وقوع حادثه نیز تاثیر بسیاری در نوع مواد پسماند دارد. در مقاله حاضر پس از بررسی انواع بلایای طبیعی و نوع آوار آنها به مسئله آوار زلزله و پاکسازی محل پس از زلزله و دپو کردن مواد زاید پرداخته میشود.

    بلایای طبیعی و نوع آوار

    آواربرداری و حذف آن از محل حادثه دیده یکی از مهمترین اجزاء در عملیات نجات و بازسازی می باشد. بسیاری از آثار باقیمانده از بلایای طبیعی خطرناک نیستند. خاک، مصالح ساختمانی، زباله های سبز همانند درختان و بوته ها، حجم بسیار زیادی از آوار را تشکیل می دهند که بسیاری از آنها قابل بازیافت می باشند. مواد باقیمانده از طوفانها، زلزله ها، گردبادها، سیل و آتشسوزی در چند زیر مجموعه قابل تقسیم می باشد (جدول 1).

    جدول 1: طبقه بندی مواد باقیمانده از بلایا

    ساختمانهای آسیب دیده

    رسوبات (ناشی از زمین لغزش)

    زباله های سبز

    دارایی ها شخصی

    خاکستر و چوب سوخته

    زلزله

    دارد

    دارد

    دارد

    دارد

    دارد

    سیل

    دارد

    دارد

    دارد

    دارد

    آتش سوزی

    دارد

    دارد

    دارد

    گردباد

    دارد

    دارد

    دارد

    طوفانهای دریایی

    دارد

    دارد

    دارد

    دارد

    شناخت آوار زلزله

    زلزله ایجاد کننده امواج لرزه ای بوده و باعث جابجائی زمین در طول گسلها می گردد. این امواج لرزه ای عامل ویرانی ساختمانها و پلها در منطقه ای محدود و آسیب رسیدن به ساختمانها و سایر سازه های دورتر می باشند. آسیبهای جانبی ناشی از آتشسوزی، انفجار و آبگرفتگی های محدود ناشی از شکستگی لوله های آب میتواند افزایش دهنده مقادیر نخاله بوجود آمده باشد. آوار زلزله شامل مصالح ساختمانی، وسایل شخصی افراد و رسوبات ناشی از زمین لغزش می باشد. برای مثال جمع آوری و مدیریت بقایای بجامانده از زلزله نورتریچ (ژانویه 1994) در شهر لوس آنجلس تا مدتها ادامه یافت و مقدار آوار و نخاله در پایان ماه جولای 1995 به 3 میلیون تن رسید. در طی 3 ماه عملیات نخاله برداری، مقامات شهر تصمیم به تلاش در جهت بازیافت نخاله ها در جهت صرفه جویی در ظرفیت باقیمانده دپو ها گرفتند. بسیاری از زباله ها مربوط به آوارهای ساختمانی بود که قابل بازیافت توسط شرکتهای محلی بودند. ساختمانهای مختلف انواع مختلفی از آوار را به وجود می آورند که بصورت مختصر در زیر به بررسی آنها می پردازیم:

    ساختمانهای چوبی و بنایی غیر مسلح: اینگونه ساختمانها معمولا از سایر سازه ها کوچکتر بوده و مصدومان در این ساختمانها اغلب با استفاده از ابزار دستی قابل نجات و رهایی هستند. قطعات چوبی و دیوارهای بنایی قابل خرد شدن به قطعات کوچکتر و قابل حمل می باشد. لذا در اینگونه آواربرداری نیازی به ماشین آلات سنگین نیست و افراد تیم نجات با استفاده از ابزار دستی خود می توانند به نجات افراد در زیر آوار مانده بپردازند.

    ساختمانهای بتنی: یک مد خرابی معمول در سازه های بتنی بهنگام زلزله، فروافتادن دال کف، تقریبا بدون شکست، بر روی کف زیرین خود میباشد. در این نوع خرابی که تحت عنوان "پن کیک" از آن یاد میشود، دالهای کف فروافتاده از دسترسی و رهایی مصدومان جلوگیری می کند و لذا مشکلات زیادی را بخصوص درصورتی که موقعیت و وضعیت قربانی نامعلوم باشد ایجاد می نماید. دال بتنی هر طبقه به ابعاد 30 متر در 30 متر و به ضخامت 10 سانتیمتر وزنی بالغ بر 250 تن دارد که از ظرفیت جرثقیلهای معمول فراتر است. لذا باید این دالهای بتنی به قطعات کوچکتر بریده شوند تا قابل حمل و جابجائی بوسیله جرثقیلهای عادی شوند.

    سازه های فولادی: ساختمانهای فولادی یک طبقه معمولا دارای مقاطع فولادی کوچکی هستند که با استفاده از اره های دستی و یا برقی قابل نفوذ می باشد. حتی در ساختمانهای سنگین صنعتی نیز از این روش می توان برای بریدن قطعات سنگین به تکه های قابل حمل استفاده نمود. جک و یا کیسه های هوا نیز برای ایجاد فضای دسترسی به مصدومان قابل استفاده می باشد. سازه های چند طبقه فولادی در داشتن دالهای بتنی به عنوان اعضای سقف مانند سازه های بتنی می باشد. قسمت زیادی از آوار سنگین در ساختمانهای فولادی بدلیل تفاوت در سختی بین قابهای فولادی و دیوارهای آجری، با ریزش دیوارها حاصل می گردد. پنلهای پیش ساخته بتنی معمولا سخت ترین نوع آوار را ایجاد می کنند چرا که معمولا به هنگام افتادن تکه تکه نشده و بصورت قطعات بزرگی باقی می ماند.

    پس از وقوع زلزله، بدلیل گرفتار شدن بسیاری از افراد در زیر آوار، نیاز به جابجایی سریع آوار به منظور کمک رسانی به افراد مانده در زیر آوار می باشد، از سوی دیگر پس از پایان عملیات جستجو و نجات مرحله پاکسازی و آماده سازی محل حادثه دیده برای ادامه فعالیتهای انسانی آغاز می گردد. بدلیل متفاوت بودن ماهیت این دو نوع آوار بردای مدیریت این بخشها نیز نیاز به مهارتهای مختلفی دارد و از دو منظر می توان آواربرداری پس از زلزله را مورد بررسی قرار داد: آواربرداری کوتاه مدت (امدادی) و آواربرداری بلند مدت (پاکسازی).

    مدیریت آوار برداری زلزله در زلزله ایزمیت ترکیه - در ایران چه خواهیم کرد؟

    شکل 1: نمونه ای از خرابی ساختمان بصورت پن کیک در زلزله 1999 ایزمیت

     آوار بصورت "پن کیک" – زلزله 1999 ایزمیت

    شکل 2: آوار بصورت "پن کیک" – زلزله 1999 ایزمیت

    آوار برداری کوتاه مدت

    آنچه که در آوار برداری کوتاه مدت از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد سرعت عمل و دقت در آوار برداری است. سرعت مقوله مهم در عملیات جستجو و نجات است چرا که با توجه به جدول 2، از 24 ساعت اولیه پس از زلزله به عنوان زمان طلایی در نجات یاد می شود.

    جدول 2: احتمال زنده ماندن به نسبت زمان زیر آوار ماندن [1]

    زمان زیر آوار ماندن

    درصد زنده ماندن

    30 دقیقه

    99.3 %

    یک روز

    81 %

    دو روز

    53.7 %

    سه روز

    36.7 %

    چهار روز

    19 %

    پنج روز

    7.4 %

    بحث آواربرداری کوتاه مدت، از زیر مجموعه های مدیریت بحران بشمار می رود و نیاز به تخصص و آشنایی کافی به انواع آوار، نحوه امداد رسانی و جستجو دارد. آنچه امر آوار برداری را مشکل می کند، وجود آوار سنگین و مواد حجیم است که به سادگی قابل جابجایی بوسیله اعضای تیم نجات بدون استفاده از ابزار مکانیکی نمی باشد. برای مثال یک نمونه از آوار سنگین ممکن است یک دال بتنی به ابعاد 3 متر در 3 متر و ضخامت 15 سانتیمتر با وزن تقریبی 3 الی 4 تن می باشد. حجم و وزن زیاد باعث میشود که بدون استفاده از ماشین آلات امکان نجات وجود نداشته باشد. دالهای سقف و کف، قطعات بزرگ بتن مسلح و قطعات بتن پیش ساخته بعنوان آوار سنگین بشمار می روند.

    آوار برداری بلند مدت

    در آواربرداری بلندمدت که مربوط به مرحله پاک سازی محل حادثه دیده می باشد، ماشین آلات سنگین از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشند. در این مرحله شرایط بحران برطرف گردیده و باید در مسئله پاکسازی به بازدهی و بهره وری توجه خاصی شود. برای شهرهای بزرگ جهان مانند ونکوئر از هم اکنون برای مرحله پاکسازی برنامه مدونی آماده گردیده و تمهیدات ویژه ای برای مرحله بازیافت ضایعات حاصل از زلزله تهیه گردیده است. برای مثال با جداسازی و آسیاب کردن آوار ساختمانی می توان مصالح مورد نیاز برای زیرسازی جاده ها را تهیه نمود[4]. بدلیل اهمیت آواربرداری بلندمدت و مرحله پاکسازی، در مقاله ای جداگانه به این موضوع پرداخته خواهد شد.

    استفاده از ماشین آلات در آوار برداری کوتاه مدت

    نقش ماشین آلات در آواربرداری پس از زلزله با توجه به نوع آوارهای ایجاد شده تعیین می شود و برای انواع مختلف آوار ابزار متفاوتی مورد استفاده قرار می گیرد. البته باید توجه نمود که در مرحله امداد رسانی (آواربرداری کوتاه مدت) با وجود اهمیت مقوله سرعت، معمولا استفاده از ماشین آلات سنگین بدلایل زیر توصیه نمی شود:

    1. عدم دقت کافی

    2. امکان آسیب رسیدن به افرادی که زیر آوار مانده اند بدلیل سنگینی ماشین آلات

    3. عدم امکان شنیده شدن صدای قربانیان زیر آوار به دلیل صدای ناشی از کارکرد ماشین آلات

    با وجود مشکلات فوق استفاده از ماشین آلات در برخی موارد امری ضروری است، مخصوصا در زلزله های شهری که بیشتر ساختمانها بصورت بتنی و فولادی بوده و بدلیل ایجاد آوارهای سنگین نیاز به ماشین آلات برای جابجائی آوار سنگین وجود دارد. جرثقیل بهترین وسیله در آواربرداری های شهری است و در مرحله بعد بیل مکانیکی برای انجام خاکبرداریهای محدود مورد استفاده قرار می گیرد این درحالی است که استفاده از لودر در آوار برداری بهیچ عنوان توصیه نمی شود. با وجود این اغلب توصیه می شود که تا پنج روز بعد از وقوع زلزله از انتقال ماشین آلات سنگین به محل حادثه دیده جلوگیری شود و در صورتی که نیاز به کارکرد ماشین آلات غیر قابل انکار باشد، باید بهنگام کارکرد ماشین آلات از زمانهای سکوت ( بمنظور شنیدن صدای احتمالی قربانیان ) استفاده شود.

    ابزار جدیدی که در عملیات امداد و نجات استفاده میشود جکهای دستی و کیسه های هوا برای ایجاد فضای لازم بمنظور خارج کردن افراد حبس شده در زیر آوار است.

    در ضمن بهنگام عملیات جستجو و نجات باید به این نکته توجه نمود که آوار یک توده سه بعدی است و از هر شش وجه آن میتوان وارد عمل شد. بطور سنتی در کشور ما خاکبرداری از بالا و جوانب مرسوم بوده و از توجه به ابعاد دیگر مانند نقب زدن از پایین غفلت میشود (شکل 3).

    نحوه دسترسی به داخل ساختمان خراب شده در اثر زلزله

    شکل 3: دسترسی به زیر آوار از طریق حفر نقب

    خلاصه و نتیجه گیری

    ایران، یک کشور زلزله خیز بوده و هر از چندی شاهد حوادث ناگواری در گوشه و کنار کشور هستیم. ولی آنچه که باید بدان توجه نمود این است که تا بحال در کشور ما زلزله شهری بوقوع نپیوسته و تقریبا تمام زلزله های کشور در مناطق روستایی و یا با بافت قدیمی بوده اند ( زلزله های طبس، آوج، بم ... ) این بدان معنی است که ما تابحال با آواربرداری ساختمانهای بنایی مواجه بوده ایم ولی آنچه که مشهود است آواربرداری شهری تفاوت چشم گیری با آواربرداری های بعمل آمده در کشور دارد. در یک زلزله شهری نمیتوان یک دال بتنی مسلح را با لودر جابجا کرد و یا نمیتوان تلی از تیرآهن را با آن بلند نمود و مصدومان احتمالی را از زیر آوار نجات داد. در آواربرداریهای شهری جرثقیلها نقش اصلی را در آواربرداری بر عهده دارند. از سوی دیگر همواره شاهد بوده ایم که بلافاصله بعد از زلزله آمار لودرهای ارسال شده به مناطق زلزله زده در صدر اخبار می باشد درحالی که لودر مرگبارترین وسیله در عملیات امداد و نجات بشمار می رود. آواربرداری یک عملیات کاملا مهندسی بوده و نیاز به تجربه و دید علمی دارد لذا از هم اکنون باید در تربیت افراد متخصص در امر آوار برداری علمی اقدامات عملی صورت بگیرد.

    آوار برداری با بیل مکانیکی پس از زلزله ایزمیت ترکیه

    شکل 4: آوار برداری با استفاده از بیل مکانیکی در زلزله 1999 ایزمیت

    مراجع:

    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در شنبه بیستم آبان 1391  |
     

    اهمیت پیشگیری های لازم در مقابل صدمات ناشی از برق گرفتگی

    ایمنی در برق

    ایمنی: هر شخص باید احتیاط کردن را در خود پرورش دهد در عین حال بخاطر داشته باشد کاری که به آن اشتغال دارد هنگامی خالی از هر گونه حادثه خواهد بود که کلیه احتیاط های لازم را در انجام آن بکار برد، در غیر اینصورت در نتیجه بی فکری، بی مبالاتی، ریسک های غیر ضروری و .... ، خطرات جبران ناپذیر بسیاری به بار خواهد آورد.

    در هیچ مورد فرد بدون مجهز بودن به وسایل استحفاظی و ادوات و ابزار کامل و داشتن اطلاعات لازم نباید بدان کار دست بزند. هر شخص موظف است در ایمنی محیط کارگاه تشریک مساعی کند، چه شما در مقابل ماشینی قرار بگیرید که با سرعت بسوی شما می آید ، چه خود را در مقابل یک شوک الکتریکی قرار دهید، در هر دو حالت شما با خطر مواجه هستید، این خطر ممکن است به قیمت جان شما تمام شود.

    در دنیای متمدن امروزی افزایش کاربرد انرژی الکتریکی در صنعت و زندگی باعث افزایش احتمال خطرات ناشی از تماس انسان با آن شده و عدم رعایت مسائل ایمنی ، حوادث ناگواری را بوجود می آورد ، لذا بمنظور جلوگیری از این حوادث الزامی است که تمام افراد جامعه ، اطلاعاتی در مورد برق و روشهای ایمنی داشته باشند.

    بعضی از دستورات حفاظتی در مقابل خطرات الکتریکی به شرح ذیل می باشد:

    1 ـ هرگز نباید تردید کنید که آیا سیم یا مداری دارای جریان برق هست یا نه؟ هر مداری که هادی و یا عدم هادی بودن آن ثابت نشده حامل جریان برق فرض کنید.

    2 ـ جهت تشخیص مدارهای الکتریکی، از وسایل و یا دستگاه مناسب استفاده نمایید.

    3 ـ هنگام کار با وسایل الکتریکی ، از تجهیزات حفاظتی لازم از قبیل دستکش لاستیکی ـ زیرپای لاستیکی ـ انبرهای حفاظتی فیوزگیر ـ ابزار آلات عایق دار و امثال آنها  استفاده نمائید.

    4 ـ در موقع کار با وسایل الکتریکی و تعمیرات آن، حتی الامکان سعی کنید از یک دست خود استفاده نمائید.

    5 ـ قبل از شروع بکار در مدارهای الکتریکی ابتدا جریان برق را توسط کلید اصلی قطع کرده و اخطار لازم را بروی کلید برق نصب نمایید. این عمل از وصل شدن جریان برق بوسیله شخص دیگری جلوگیری  خواهد کرد . قبل از بستن مجدد کلید برق، اطمینان حاصل نمائید کسی با تجهیزات یا سیمهای الکتریکی کار نکرده و بدین وسیله در میسر جریان برق قرار نگرفته است.

    6 ـ همیشه از علائم خطر استفاده کرده و مکانهای مخاطره آمیز را با طناب محصور نمایید.

    7 ـ تجهیزات الکتریکی یا سیم کشی های برقی را بطور سالم و مطمئن انتخاب نموده و با اصول صحیح آنها را کار گذارید.

    8 ـ فقط به اشخاص مجرب و کاردان اجازه دهید که با دستگاههای الکتریکی کار کنند.

    9 ـ مرتباً برنامه های مراقبتی ، جهت بازرسی تجهیزات یا سیمهای الکتریکی ترتیب دهید و بدینوسیله مواظب باشید که عایقهای آنها فرسوده یا خراب نگردد.

    10 ـ هرگز فیوزهای سوخته را با سیم یا فلزات دیگر بکار نیاندازید.

    11 ـ هرگز اجازه ندهید که شخصی به تنهایی روی مدارالکتریکی کار بکند.

    12 ـ هرگز مدارهای الکتریکی را با لامپ امتحان نکنید. زیرا اگر لامپهای 220 ولتی را در ولتاژ 380 ولت قرار دهید، ترکیده و ایجاد حادثه خواهد کرد، برای آزمایش مدار همیشه از وسایل دقیق مانند ولتمتر ـ تسترو فازمتر استفاده کنید.

    13 ـ در مواقع سیم کشی و یا کار با مدارهای الکتریکی ، هیچ وقت از نردبانهای فلزی استفاده نکنید.

    14 ـ کلیه اجسام هادی را که مجاورت فشار قوی قرار دارند به اتصال زمین وصل کنید .

    15 ـ همیشه از تاثیرات خازنی ترانسفور ماتورها و سایر دستگاههای فشار قوی احتراز نمایید. بدنه ماشین در اینگونه وسایل الکتریکی ، به منزله طرف دیگر خازن عمل می کنند، از این رو وقتی شخصی در تماس با این دو عامل قرار گیرد، جریانی از بدنش عبور می کند که در اکثر مواد مهلک و خطرناک است.

    16 ـ جداره خارجی کلیه ماشین ها و ترانسفورماتورها را به سیم رابط زمین وصل نمایید.

    17 ـ هرگز وقتی که دستهایتان مرطوب یا به علت بریدگی ، خون آلود است مدارهای الکتریکی را لمس نکنید.

    18 ـ هرگز در مجاورت جریانهای الکتریکی از خط کشهای فلزی استفاده نکنید.

    19 ـ هنگامی که نیاز به تعویض آمپر متر معیوبی که به ترانس جریان متصل است و دائماً تغذیه می شود دارید دو سر ثانویه آنرا (آمپرمتر را از مدار خارج نکنید) باز نکنید در غیر اینصورت ولتاژ القائی در اولیه ترانسفورماتور افزایش یافته و می تواند حادثه آفرین باشد.

    20 ـ هیچ وقت نباید ذغالهای روی کلکتور و یا حلقه های برق گیر ماشین های الکتریکی را در مواقع کار باز کنید، زیرا در اثر جدا شدن و فاصله پیدا کردن زغالها، جرقه های شدیدی ایجاد و باعث ایجاد خطر می شود.

    21 ـ دقت کنید که کلیه بست ها و اتصالهای الکتریکی ، محکم و مطمئن باشند.

    22 ـ هرگز برای قطع مدارهای الکتریکی که حامل جریان زیادی می باشند از کلیدهای ساده و بدون جرقه گیر ماننده چاقوئی استفاده ننمایید.

    23 ـ هرگز سوئیچ را به آرامی و با تردید نبندید، سعی کنید که همیشه آنرا سریع و با اطمینان ببندید.

    24 ـ هنگام کار در پیرامون دستگاههای الکتریکی مواظب باشید که بندهای فلزی ساعت ـ انگشتر و یا وسایل دیگری که هادی جریان برق هستند را از خود دور سازید.

    25 ـ همیشه از کلیدهای نوع بی خطر استفاده کنید و آنها را طوری در مدار قرار دهید که وقتی کلید باز است تیغه ها حامل جریان برق نباشند. فقط به اشخاص وارد و مجرب اجازه دهید که کلیدها را در صورت سوختن تعویض کنند.

    26 ـ در هر کارگاه یا کارخانه ای حداقل یک یا چند نفر بایستی تنفس مصنوعی را یاد گرفته باشند تا بتوانند در مواقع لزوم شخص برق گرفته را از مرگ نجات دهند.

    حفاظت در مقابل برق فشار ضعیف

    خطراتی که فشار الکتریکی ضعیف تولید می کند موضوعی وسیع و دامنه دار است که متاسفانه نمی توان بحث کلی آن را در این جزوه خلاصه کرد. لازم به تذکر است که شوک الکتریکی که اغلب با لمس تجهیزات الکتریکی (هنگام کار) همراه است بدون اطلاع قبلی و اعلام خطر اتفاق می افتد. عده ای فقط فشار قوی را خطرناک می پندارند و تنها ولتاژهای زیاد موجب برق گرفتگی و تلفات جانی می دانند. این گونه افراد چون فقط توجه به مقدار ولتاژ برق دارند به هنگام کار با تجهیزات فشار ضعیف معمولاً دقت و احتیاطی که در مورد تجهیزات فشار قوی مبذول می دارند ، مراعات نمی کنند. خطرهای ناشی از انرژی الکتریکی در نوع خود یکی از مهلک ترین حادثه ها محسوب می شوند. اما اگر از انرژی درست استفاده شود خطر کمتری نسبت به سایر منابع انرژی دارد. بنابراین بایستی وسایل الکتریکی در نهایت دقت ساخته و در محل مناسب نصب شده و درست استفاده شوند ، تعمیرات و نگهداری به موقع از آنها به عمل آید. چنانچه پیشگیریهای لازم به عمل نیاید درصد خطرات  ناشی از الکتریسیته به صورتهای زیر افزایش می یابد:

    1 ـ شوک الکتریکی

    شوک الکتریکی زمانی اتفاق می افتد که قسمتی از بدن شخص بخشی از مدارهای الکتریکی شود و از آن جریان برق کافی عبور کند. عبور جریان الکتریکی از بدن انسان، بستگی به وضعیت فیزیکی آن دارد. ممکن است شوک الکتریکی به سوختن بدن منجر شود و این در شرایطی است که فرکانس الکتریکی زیاد باشد، مثلا فرکانس استاندارد برق شبکه الکتریکی در کشورهای مختلف بین HZ 50 _ 60 (سیکل بر ثانیه) است که متاسفانه این فرکانس می تواند حداکثر تاثیرات فیزیکی را در بدن شخص ایجاد کند. جریانی حدود یک یا دو میلی آمپر بی خطر است و فقط بصورت لرزش خفیف در بدن ممکن است ظاهر شود. در جریان های بیشتر حدود 10 ـ 15 میلی آمپر ممکن است این شوک بصورت گذرا در سطح بدن عبور کند، اما در آمپر بالاتر این اثر بصورت گرفتگی ماهیچه ها نمایان می شود. اگر شخصی سیم های حامل جریان را با کف دست لمس کند در اثر عکس العمل، ماهیچه های دست بسته می شود و دیگر قادر به رها کردن آن نخواهد بود. در این شرایط و در جریانهای بالاتر با درد شدید همراه است، بطوری که در جریان حدود 30 ـ 50 میلی آمپر غیر قابل تحمل خواهد بود. در حقیقت 50 میلی آمپر مرز مقدار جریانی است که اگر بالاتر رود برای انسان خطر مرگ را در پیش خواهد داشت. بافتهای پوستی در جریان 200 میلی آمپر یا بیش تر می سوزند و از بین می روند.

    در فرکانس 50 ـ 60 هرتز جریانی که به بدن وارد می شود ، تقریباً بطور یکسان تقسیم می گردد و در صورتیکه قلب یا مرکز کنترل تنفس در مغز ، در مسیر جریان قرار گیرد دچار برق گرفتگی می شود، با احتساب مقاومت بین دو دست (1000 اهم) ولتاژ 75 ولت بین دو دست انسان خطرناک خواهد بود، زیرا در این شرایط بیشتر از 50 میلی آمپر جریان در بدن عبور خواهد کرد.

    تاثیر شوک الکتریکی بستگی به مسیری دارد که جریان برق در بدن انسان طی می کند، مسیر همان قدر اهمیت دارد که مقدار جریان و زمان عبور آن ، بطوری که اگر مسیر جریان در یک دست وارد و از دست دیگر خارج شود،  خطرات بدی را خواهد داشت ، ممکن است به فلج قلب و توقف سیستم تنفسی منجر شود ، اگر جریان 100 میلی آمپری برای مدت کوتاهی از قلب بگذرد (کمتر از سه ثانیه) انقباضات نامنظم بطنی ایجاد می شود و این بدان معنی است که ضربان قلب مختل شده است و اگر چنین وضعیتی بیش از یک دقیقه به طول انجامد، مرگ حتمی خواهد بود. اگر چه در یک ولتاژ معین خطر برق گرفتگی جریان مستقیم به مراتب از خطر متناوب کمتر است ، ولی نکته قابل توجه این است که چون قوس های الکتریکی جریان مستقیم سوزنده تر از قوس الکتریکی جریان متناوب است، شدت سوختگی نیز در جریان مستقیم به مراتب بیش از جریان متناوب است.

    2 ـ سوختگی های ناشی از شوک الکتریکی

    همزمان با شوک الکتریکی و عبور جریان از پوست ممکن است محل تماس در اثر قوس الکتریکی ایجاد شده ، بسوزد این حالت معمولا در زمان اتصال کوتاه مدار اتفاق می افتد، زیرا در این حالت جریان نقطه اتصالی بسیار زیاد و قوس الکتریکی هم به همان نسبت خطرناک است، با فشار الکتریکی 1000 ولت معمولا قوس الکتریکی از قطع مدارهای اندوکتیو ایجاد می شود و تاثیر این قوس اگر صدمات چشم را منظور نکنیم چندان مهم نیست.

    سوختگی های شدید در شبکه های 35 ـ 220 کیلوولتی و شبکه های 6 ـ 10 ـ 20 کیلو ولتی که دارای ظرفیت زیاد می باشند بوجود می آید . محل اتصال در بدن شخص که جریان از آنجا عبور کرده در بیشتر موارد شکل آماس دایره ای و یا بیضوی دارد ، که کناره آن از نوار سفید و یا خاکستری رنگ احاطه شده است و پوست در محل صدمه دیده سفت شده و  بشکل میخچه در می آید (پستی و بلندی نوک تیز) که رنگ زرد و خاکستری دارد. در علائم جریان قرمز شدن پوست، تورم و چرکی شدن مشاهده نمی شود یکی دیگر از مشخصات ، نداشتن درد چه در موقع بوجود آمدن و چه بعد از آن می باشد در بعضی موارد در سطح پوست ذرات فلزات ذوب شده و تبخیر شده از تاثیر جریان جای می گیرد ، محلی که پوست بدین شکل صدمه دیده دارای سطح سفت و ناهموار بوده و شخص احساس جسم خارجی را در همان محل می کند و این نوع صدمه مانند سوختگی بستگی به سطح تماس محل صدمه دیده دارد. اگر جریان زیادی از بدن عبور کند در قسمت های کم مقطع (بازوان و ران گرمای زیاد بوجود آمده و این گرما عضلات آن محل را فاسد می کند و ماده ی رنگی عضله (میگلوبین) را فاسد کرده و وارد جریان خون می نماید، اگر مقدار این ماده ی رنگی از حد معینی تجاوز کند وارد بدن بخصوص کلیه ها شده و شخص پس از چند روز بعلت مسمومیت عمومی بدن از بین می رود. آزمایش ادرار شخص میزان درجه مسمومیت را مشخص می کند، علاوه بر موارد بالا بایستی صدمات چشم در اشعه و قوس الکتریکی ، ضرب خوردگی ، شکستگی استخوان را در مواقع سقوط از بلندی جزو صدمات ناشی از برق گرفتگی بحساب آورد.

    بطور خلاصه جریان برق به سه طریق به انسان صدمه می زند:

    1 ـ در اثر عبور جریان  از بدن و تاثیر روی دستگاه عصبی

    2 ـ در اثر عبور جریان  از بدن و تاثیر روی قلب

    3 ـ در اثر جرقه و قوس الکتریکی و سوزاندن سطحی و عمقی پوست یا داخل بدن

    1 ـ بررسی مقاومت بدن در مسیرهای مختلف بدن

    بدن یک موجود زنده مانند سایر اجسام در طبیعت دارای یک مقاومت الکتریکی است، ولی چون موجودات زنده از عناصر بسیار گوناگون ساخته شده و ترکیب آنها متغیر است، دارای مقاومت الکتریکی ثابتی نیستند.

    مقاومت الکتریکی بدن انسان نیز در افراد مختلف ، بسیار متفاوت است از 100000 نفر افرادای که تحت آزمایش قرار گرفته اند مقاومت بدن تعداد بسیاری محدودی (2 یا 3 نفر) در حدود 1000 اهم و مقاومت بدن تعداد کمی نیز در حدود 40000 اهم بوده سات . (از فرق سر تا کف پا) و بین انگشتان دست راست و چپ بطور متوسط مقاومت بدن افراد بین 2500 تا 5000 اهم است ، با این حال مقاومت بدن انسان در شرایط مختلف گرسنگی ، تشنگی، خستگی، بی خوابی ، در حال خواب و بیداری، هنگام کار فکری یا بدنی، خوشحالی و اندوه و بالاخره بیماری و سلامتی مرتباً تغییر می کند. وقتی که بدن انسان مرطوب و عرق کرده است مقاومت آن خیلی کمتر است، علاوه بر مقاومت داخلی بدن ، نقاط اتصال به سیم های برق و زمین نیز دارای مقاومت الکتریکی است. هر قدر محل تماس کوچکتر و فشار الکتریکی کمتر باشد مقاومت الکتریکی بیشتر است.

    توجه داشته باشید که مقاومت بدن انسان را نمی توان از روی آزمایش بدست آورد چون نمی توان ولتاژ الکتریکی را به بدن وصل نمود مقاومت بدن انسان در مقابل عبور جریان الکتریسیته در قسمت های مختلف بدن متفاوت است، بطوریکه استخوان و پوست و چربی و غضروف نسبت به عضلات و خون مقاومت بیشتری را در مقابل عبور جریان برق نشان می دهد. بزرگترین مقاومت تشکیل دهنده بدن قسمت بشره پوست (قسمت شاخی) می باشد که فاقد رگهای خونی و عصب می باشد. این قشر حدود 2/0 تا 5/0 میلی متر ضخامت دارد که می توان آن را تقریباً جزء عایق محسوب نمود و مقاومت کلی بدن انسان تا موقعی که قشر شاخی سالم باشد بستگی به مقاومت این قشر دارد. و مقاومت کلی بدن انسان تا موقعی که قشر شاخی سالم می باشد بستگی به مقاومت این قشر دارد. طبق تجارب بدست آمده پوست خشک و سالم دارای مقاومت 10000 تا 100000 اهم است ، در صورتی که قشر شاخی پوست برداشته شود این مقاومت به 7000 تا 8000 اهم تنزل پیدا خواهد کرد و در صورت از بین رفتن محل بشر پوست مقاومت تا 600 اهم تنزل پیدا می کند ، بعلاوه مقاومت بدن انسان بستگی به محل تماس ، سطح تماس و محل ورود و خروج جریان دارد. طبق آزمایشاتی که توسط «فریبرگر» در آلمان روی اجساد انسان در حالات مختلف صورت گرفت ، پوست خشک و مرطوب و خیس در فشار الکتریکی 250 ولت ، مقاومت از 1000 اهم کمتر نمی باشد و برای حالتی که بدن داخل آب اس به 750 اهم رسیده است پرفسور جورنو که حالت تحریک قلب را بوسیله فشار الکتریکی 5000 ولت بوجود آورده مشاهده نمود که مقاومت داخل سینه در حدود 50 اهم می باشد مقاومت بدن بین دو دست و یا دست و پا متغیر بوده و در موقع عبور جریان از قلب حادثه مرگبار پیش      می آید .

    پوست بدن را نمی توان عایق غیر کاملی بحساب آورد که عوامل زیر در مقاومت آن موثرند:

    1 ـ ضخامت پوست 2 ـ وضع رطوبت پوست، درجه حرارت و مقدار نمک 3 ـ فشار تماس پوست به قسمت برقدار 4 ـ شدت جریان الکتریکی 5 ـ مسیر عبور جریان  6 ـ نوع جریان الکتریکی (DC و AC) متناوب و یا مستقیم 7 ـ فرکانس جریان متناوب 8 ـ مدت زمان عبور جریان از بدن

    با رطوبت و عرق کردن مقاومت پوست خیلی کم می شود هر قدر سطح تماس سیم ها بیشتر باشد این مقاومت کمتر می شود و در فشار الکتریکی بین 50 ـ 60 ولت می توان فرض نمود که مقاومت پوست بدن انسان نسبت معکوس با سطح تماس آن دارد. مقاومت پوست با مقدار جریان و ازدیاد آن کم می شود و اگر مدت عبور جریان بیشتر شود از بین رفتن پوست پیش آمده و کم شدن مقاومت بدن مشاهده می شود. آزمایشات و تجربه نشان داده که اگر مقاومت بدن انسان در مقابل جریان 1/0 میلی آمپر 500000 اهم باشد ، در عبور جریان 10 میلی آمپر به 8000 اهم می رسد . فشار الکتریکی متصل به پوست تاثیر زیادی دارد، بطوریکه با فشار الکتریکی ، بشره پوست سوراخ شده و مقاومت پوست تقلیل می یابد. این اثر در پوست های نازک در فشار الکتریکی 10 الی 40 ولت مشاهده می شود و در فشارهای الکتریکی 250 ولت و بیشتر مقاومت پوست بدن مثل پوست بدون بشره می باشد. در سلولهای پوستی پرده هایی وجود دارند که قابلیت نفوذ کمی دارند، در مقابل آنها ، یونها تحت تاثیر اختلاف سطح جمع شده و با ازدیاد فشار الکتریکی بین قسمت هایی که با عناصر هادی تماس دارند نیروهای جاذبه بین یونها و الکترونها بوجود آمده و تحت تاثیر حوزه الکتریکی معینی این پرده سوراخ می گردد. میزان سوراخ شدگی بستگی به سطح تماس دارد.

    ضخامت پوست نقش مهمی دارد بطوریکه مقاومت پوست دست یک کارگر در حالت خشک قابل مقایسه با مقاومت پوست یک بچه نمی باشد. مایعات و جنس آنها و درجه حرارتشان در مقاوت پوست اثر می کند، اسید، باز ، نمک ، عرق پوست ، مقاومت آن را خیلی پایین می آورند.

    برای پوست سالم و خشک تا ولتاژ 50 ولت مقاومت ورودی و خروجی پوست بستگی به سطح و فشار تماس، رطوبت و نمکی بودن پوست و درجه حرارت دارد. بین فشارهای الکتریکی 50 ـ 150 ولت عوامل فوق عامل حوزه الکتریکی با اختلاف سطح نیز اضافه می گردد. بطوریکه با ازدیاد فشار الکتریکی تاثیر این عوامل بیشتر از سایر عوامل می گردد بین 150 ـ 200 ولت عامل فشار الکتریکی اهمیت بیشتری پیدا      می کند. در فشار الکتریکی بیشتر مقاومت خیلی کمتر می باشد بطوریکه عایق پوست در عرض چند ثانیه از بین می رود. مقاومت الکتریکی در محل ورود و خروج بستگی به مسیر جریان از بدن دارد.

    1 ـ اگر هر دو دست با سیم های برق تماس حاصل کند، جریان بین دو دست و از طریق هر دو ریه و قلب برقرار می شود در اینصورت هم تنفس قطع می شود و هم قلب از کار باز می ماند، به این دلیل اکیداً توصیه می شود که هرگز نباید با دو دست به سیم های برق دست زد. در این حالت در ولتاژ های پائین مقاومت 5000 اهم در محل خشک ، 2000 اهم در محل مرطوب است. در فشار الکتریکی تا 250 ولت اثر حفاظتی پوست کمتر شده، این مقاومت به 2000 اهم برای تماس جزئی در محل خشک و 1000 و 1500 اهم برای تماس کامل در محل خشک می باشد، ولی در هوای مرطوب به 500 اهم می رسد و اگر پوست مجروح باشد این مقاومت تنزل پیدا می کند.

    2 ـ اگر تماس بین دست و پا باشد مقاومت کفش در این حالت دخالت می کند، مقاومت عبور جریان از بدن را زیادتر می کند البته این مقاومت بستگی به تماس با زمین، با کفشهای گوناگون بصورت خشک یا تر دارد، بعلاوه وضع تماس و عبور جریان این مقاومت را کمتر می سازد که بصورت های زیر اتفاق خواهد افتاد:

    الف ـ تماس دست راست با سیم های برق و اتصال پاها و زمین باعث می شود که جریان از انگشتان دست راست ـ شانه راست ـ ریه راست ـ کبد ـ ران و ساق پای راست به زمین هدایت می شود، در اینصورت نیمه راست بدن در معرض تشنج و انقباض عضلات و شوک قرار می گیرد.

    ب ـ تماس دست چپ با سیم های برق اگر پاها به زمین متصل باشد جریان برق از دست چپ و ریه چپ  و قلب و طحال به پای چپ و از آنجا به زمین هدایت می شود . در این حالت چون قلب در معرض عبور جریان قرار دارد در اثر انقباض شدید از کار باز می ماند . بنابر این کارکردن با دست چپ خطر بیشتری دارد.

    مقاومت بدن در جریان متناوب برای این حالت در حدود 100000 اهم است به شرطی که تحت فشار 10 ولت قرار بگیرد، در صورتی که فشار الکتریکی را بالا ببریم ، این مقاومت کم می شود و از 1000 ولت به بالا مقدار آن تقریباً 600 اهم می شود و در صورت حذف بشره این مقاومت 600 اهم می شود که به مقدار فشار الکتریکی بستگی نخواهد داشت و برای ولتاژ 220 ولت حدود 15000 الی 20000 اهم خواهد بود.

    3 ـ اگر سیم برق به فرق سر متصل شود و جهت جریان از فرق سر به طرف پاها و زمین باشد از خطرات ذکر شده در بالا برخوردار می باشد و مقدار آن حدود 8000 اهم می شود.

    4 ـ اگر به دلایلی هر دو گوش انسان با سیم های برق تماس حاصل نماید در این حالت مقاومت بین دو گوش حدود 100 الی 200 اهم خواهد بود.

    توجه داشته باشید مدت عبور جریان اهمیت زیادی در مقاومت پوست دارد، زیرا در محل تماس گرما ایجاد می شود و این گرما مقاومت الیاف را کم کرده و سبب آسان شدن حرکات یونها از میان مایعات     می گردد ،  پس هر علتی که درجه حرارت را بالا ببرد مقاومت پوست را کمتر خواهد ساخت.

    2 ـ احساس های فیزیولوژی بدن انسان در مقابل شدت جریانهای مختلف عبوری از بدن

    اثر فیزیولوژیکی برق در بدن انسان از زمانهای خیلی پیش تا اندازه ای شناخته شده است حوادثی که در اثر سقوط صاعقه در طول تاریخ زندگی بشر پیش آمده است ؛ مطالعات زیادی را بوسیله کارشناسان و متخصصین موجب گردیده است . آزمایشهایی که روی حیوانات و حتی در ایالات متحده روی انسانهای محکوم به مرگ به عمل آمده نشان داده است که پدیده های حاصل از عبور جریان برق از بدن دو نوع بوده است:

    الف ـ پدیده های Subjeclifs یا عوارض آنی

    ب ـ پدیده های Consectif یا عوارض بعدی

    ولی مرگ بر اثر عبور جریان برق، در اثر عوامل زیر پیش می آید:

    1 ـ فساد و خرابی نسوج زنده در اثر فشار الکتریکی (ضربات صاعقه)

    2 ـ تحریک شدید عصبی که منجر از کار افتادن قلب می گردد.

    3 ـ فلج شدن عضلات حنجره که موجب خفقان در مدتی در حدود 6 دقیقه می شود، بعلاوه عوامل دیگری مانند تجزیه شیمائی خون و موادتشکیل دهنده بافتهای بدن که موجب عفونت خون و ضعف عضلانی می شود منتهی به مرگ می گردد.

    ثابت شده است که اختلالات فیزیولوژیکی حاصله از عبور جریان الکتریکی مربوط به ولتاز نیست بلکه بستگی به شدت جریان دارد. در ضمن مقاومت هادیها نقش مهمی در تولید حوادث برق گرفتگی بازی     می نماید. مثلا کم شدن ناگهانی مقاومت هادی ، شدت جریان را فوراً بالا می برد . ممکن است جریانهای الکتریکی که معمولاً بی آزار هستند ناگهانی کشنده شوند و بالعکس . ازدیاد مقاومت هادی از زیان شدت جریان می کاهد .

    علاوه بر خصوصیات فیزیکی یک عده عوامل فیزیولوژیکی ناشناخته نیز وجود دارد که باعث می شود در همان شرایط مساوی ، یک جریان معین در شخص بی اثر بوده باشد ، ولی در فرد دیگر تولید ضایعاتی نماید. مثلا هنگام زیاد شدن فشار خون و یا افزایش عصب پنوموگاستریک Pneumogastrique حساسیت در برابر الکتریسیته شدیدتر می شود و یا چنانچه حادثه برق زدگی همزمان با آخر سیستول Systole (انقباض قلب) روی دهد خطرناکتر می شود.

    احساس عبور جریان برق بستگی به چگالی آن و محل ورود و خروج و نسبت به سطح تماس و اشخاص فرق می کند. اگر جریان 7 ـ 8 میلی آمپر از دستها، عبور نماید باعث انقباضات عضلات بدن می شود و برای شدت جریان بالاتر از 15 میلی آمپر تشنجات دست طوری است که نمی توان سیم گرفته شده در دست را را رها کرد. این انقباضات ممکن است به بازوان و پاها نیز برسد. در بعضی از موارد انقباض عضله ای سبب قطع تماس می گردد و همچنین ممکن است شخص سانحه دیده سایر عضلات خود را که کمی از عبور جریان متاثر شده است بکار انداخته و خود را از محل تماس آزاد نماید.

    جریانهای که مانع کنترل ارادی عضلات می گردند روی استخوان بندی اثر نموده و خطرناک می باشند زیرا مسیر آنها از جسم به عضلات تنفسی اثر نموده و سبب قطع تنفس هنگام شوک می گردد ادامه عبور این جریانها سبب مرگ ناشی از خفگی خواهد شد. برای شدت جریان بیشتر از 25 میلی آمپر در قفسه سینه جریان از عضله قلبی عبور نموده و اگر قطع جریان خون بیش از 6 ـ 8 دقیقه طول بکشد انهدام سلولهای عصبی تغذیه نشده سبب مرگ خواهد شد. این پدیده ها را که انقباض عضله ای بوجود می آورند نباید با  قطع تنفس که از اثر شدت جریان روی مرکز عصبی تنفس بوجود می آید  یکسان در نظر گرفت . پس از قطع شوک الکتریکی مدتی تحریک عصبی قفسه سینه ادامه پیدا نموده و اگر تنفس مصنوعی داده نشود مرگ بهمراه خواهد داشت. قطع تنفس از مراکز عصبی تنفس ، توقف کار قلب را سبب شده و اگر در عرض چند دقیقه کمکی به شخص برق زده نشود مرگ حتمی خواهد داشت. در بعضی حالات الیاف قلبی بطور مغشوشی منقبض شده و بجای اینکه تپش قلب همزمان شود نقش موثر تلمبه قلبی از بین رفته و حجم بطن قلب در اطراف مقدار متوسطی تغییر می یابد و تلمبه قلبی از کار می افتد . در این شرایط که قلب و مغز تغذیه نمی شوند در عرض چند دقیقه مرگ فرا می رسد، این پدیده قابل برگشت نیست مگر اینکه فورا یک شوک الکتریکی مخالف را با شدت جریان زیادی در ناحیه عضله قلبی داده و آنرا به حرکت در آورد تا قلب تپش عادی خود را از سر گیرد ولی اغلب وسایل فوری در دسترس نبوده و باعث مرگ شخص         می شود.

    بالاترین حد شدت جریانی که قلب انسان می تواند تحمل کند در حدود 50 میلی آمپر است اگر مدت تاثیر شدت جریان از 30 ثانیه بیشتر شود و جریان متناوب 50 ـ 75 میلی آمپر احتمالا باعث مرگ خواهد شد.

    خطرناکترین حد شدت جریان بین 75 میلی آمپر و 3 آمپر است که اگر مدت تاثیر آنها بیش از 2/0 ثانیه باشد ، باعث از کار افتادن قلب و مرگ انسان می شود. جریان بیش از 3 آمپر در صورتی که مدت تاثیرش کم باشد بندرت باعث مرگ می شود ولی شدیداً باعث سوختگی خواهد شد.

    توجه داشته باشید که اثر جریانهای برق روی انسان قبلاً در قسمت شوک الکتریکی توضیح داده شده است .

    3 ـ تاثیر برق گرفتگی بر روی قلب از نظر فیزیولوژی

    ضربان قلب بستگی به چثه انسان داد هر چه انسان بزرگتر باشد ضربان قلب کمتر بوده و برعکس هر چه جثه انسان کوچکتر باشد ضربان قلب بیشتر می باشد. همچنین ضربان قلب بستگی به سن افراد نیز دارد هر چه سن افراد کمتر باشد ضربان بیشتر می باشد و هر چه سن افراد بیشتر باشد ضربان کمتر خواهد بود. بعنوان مثال قلب یک نوزاد 80 بار در دقیقه می زند و ضربان قلب یک انسان 40 ساله تقریباً 60 بار در دقیقه می باشد.

    ضربان قلب در حالتهای استراحت ، عادی ، کار و تلاش فرق دارد. در حالت استراحت(درازکشیدن) تقریباً 60 الی 65 بار در دقیقه و در حالت عادی (نشستن و راه رفتن) تقریباً 60 الی 70 بار در دقیقه و حالت کار و تلاش (انجام فعالیت های کاری) تقریباً بیشتر از 70 بار در دقیقه خواهد بود.

    توجه داشته باشید که ضربان قلب، حساسیت بدن را برابر الکتریسیته شدیدتر می سازد و با ازدیاد ضربان قلب حساسیت بدن در برابر الکتریسیته بیشتر شده و خطر برق گرفتگی را زیادتر می سازد و برعکس وقتی قلب در معرض عبور جریان برق قرار می گیرد ابتدا ضربانهای خارج از موقع پیدا می شود. بعد ضربانهای مضاعف و یا چهار برابر تولید می گردد. تعداد ضربانهای گاهی به 8 برابر ضربانهای طبیعی می رسد و پس از آن قلب به رعشه می افتد .

    حساسترین عضو بدن در مقابل جریان برق قلب انسان است و در اکثر موارد توقف قلب موجب مرگ گردیده است همچنین از کار افتادن عضلات حنجره و انقباض شدید ریوی که مانع ادامه تنفس می شوند دومین عامل مرگ بوده است.

    عضله ای که تحت تاثیر جریان برق قرار گیرد دارای انقباضات کزازی شکل می شود و هنگامی که جریان قطع می شود انقباض عضلانی نیز از میان می رود، لیکن اگر حجاب حاجز که خود یک عضله مخصوص است دچار جریان برق شود. استفراغهای متوالی پیدا می شود که ممکن است باعث خفگی گردد.

    4 ـ تاثیر فرکانس در برق گرفتگی

    الف ـ جریان مستقیم

    اگر جریان برق مستقیمی که از بدن انسان عبور کند بیش از 05/0 آمپر باشد(50میلی آمپر) برای غالب افراد خطرناک است. جریان برق روی سیستم اعصاب اثر فوری دارد وموجب انقباض شدید عضلات        می شود. اگر مدت عبور جریان خیلی کم باشد. انسان فقط دچار ضربه عصبی CHOC می شود در اثر  این شوک به یک طرف پرتاب و یا عضلات او منقبض شده و تکانهای شدیدی می خورد ولی اگر زمان جریان طولانی شود قلب فلج شده و از کار می افتد و تنفس بعلت انقباض ریه ها و حنجره غیر ممکن و انسان دچار حالت خفگی می شود. ادامه عبور جریان مستقیم از بدن باعث تجزیه خون و مواد شیمیایی بافتها و عضلات شده و آنها را فاسد نموده و خطر مرگ حتمی است.

                                                                                          

    ب ـ جریان متناوب

    مقاومت بدن در مقابل عبور جریان خیلی  کمتر است و بعلت تغییر مداوم جهت جریان، ضربان و درد بر سلسله اعصاب شدیدتر است. باین جهت عبور 025/0 آمپر(25 میلی آمپر) جریان متناوب که فرکانس آن 25 الی 100 هرتز باشد برای انسان خطرناک است، انقباض شدید عضلات ،  قدرت دفاعی بدن را در مقابل خطر از بین می برد و شخص برق گرفته نمی تواند خود را از آن رها کند.

    اگر سیم برق در کف دست قرار گیرد در اثر انقباض ماهیچه های دست انگشتان انسان قفل شده و اتصال سیم را محکمتر می کند. خطر جریانهای متناوب با فرکانس زیاد برای انسان کمتر است زیرا این جریانها بیشتر از پوست بدن عبور کرده و به اعضای داخلی صدمه نمی رساند.

    ج ـ اثر فرکانس در برق گرفتگی

    جریانهای متناوب با فرکانسهای 15 الی 75 هرتز برای انسان خطر بیشتری دارند زیرا مقاومت بدن در مقابل عبور جریانها بسرعت کم می شود . فرکانسهای زیاد باعث مرگ نمی شوند.

    با ازدیاد فرکانس مقاومت الکتریکی بدن انسان که دارای ظرفیت (خازنی ) می باشد کم می گردد زیرا در رابطه  می توان چنین تصور کرد که با ازدیاد فرکانس مقدار جریان عبوری از بدن انسان بیشتر خواهد شد. در صورتی که تجربه عکس این موضع را ثابت کرده و نتیجه آزمایش روی سگ ها طبق جدول بالا می باشد.

    فرکانسهای زیاد باعث مرگ نمی شوند بلکه ایجاد سوختگی محل اتصال می باشند. مثلا فرکانس 3000-10000 هرتز یا بیشتر هرگز باعث مرگ نشده و سوختگی ایجاد می کند. تاثیر جریان مستقیم به اعضاء بدن انسان نشان می دهد که مقاومت بدن انسان در مقابل برق زدگی از جریان مستقیم نسبت به متناوب  بیشتر است. در شبکه های تا 1000 ولتی یا شبکه ی 6 تا  10 کیلو ولتی با ظرفیت کم ، در مرحله اول که  مقاومت بدن انسان بیشتر است و مقدار عبور جریان کم می باشد تشنج عضلات انگشتان دست و پا بوجود می آیاد و اگر شخص برق گرفته در این لحظه نتواند خود را از برق جدا کند مقاومت بدن وی کم گشته مقدار جریان عبوری زیادتر شده و به این علت تشنج عضلات بیشتر می شود و قطع تماس از برق غیر ممکن می گردد.

    بطور کلی جریانهای با فرکانس زیاد مثلا 100000 هرتز بمراتب کم خطرتر از فرکانسهای کم 15 الی 50 سیکل است، زیرا در جریانهای بالا بعلت شتاب زیاد الکترونها، الکترونها سعی می کنند بیشتر به سطح جانبی جسم هادی متمایل گردند. مثلا در اغلب سیم های حامل جریانهای فرکانس بالا به جای سیم از      لوله های هادی استفاده می شود . زیرا همانطور که می دانید جریان از مقطع سیم ، کمتر عبور می کند، روی این اصل وقتی انسان دفعتا دستش با این نوع سیمها تماس حاصل می کند فقط محل سطح تماس می سوزد و بعضی اوقات شدت سوختگی زیاد و این جریانها از سطح خارجی بدن عبور می نماید و هیچگونه اختلالی در داخل ایجاد نمی کند. اختلاف سطح از 50 ولت به پایین خطرناک نیست.

    انواع الکترودهای زمین

      بطور کلی چرا مبادرت به اتصال زمین می کنیم. ؟

    دو علت اصلی برای اینکار وجود دارد که یکی از نظر فنی و اقتصادی دارای اهمیت بسیار بوده ودیگری از نظر حفاظت و ایمنی موجودات زنده واموال، مهم می باشد. قبل از اینکه به بحث درباره یک یک این علل و نحوه استفاده از اتصال زمین جهت رفع اشکالات و خطرات بپردازیم لازم است مسئله را از زاویه ای دیگر نیز مورد توجه قرار دهیم زیرا نباید فراموش کنیم که استفاده از اتصال زمین بمنظور رعایت نکات فنی و ایمنی اگر شرایط غیر از آنچه هست می بود، نه میسر می گردد و نه اینکه اصولا احتیاجی به اینکار وجود می داشت .

    سه شرطی که استفاده از اتصال زمین را ضروری و میسر می سازد عبارتند از :

    ــ خواص ذاتی برق

    ــ خواص ذاتی محیط زیست

    ــ خواص ذاتی موجودات زنده به طور کلی و بخصوص انسان

     خاصیت ذاتی برق با توجه به موضوع مورد بحث اجمالاً و بدون وارد شدن به مباحث نظری و بطور کلی عبور جریان برق از هادیها ، در اثر وجود اختلاف سطح و خاصیت ذاتی محیط زیست هادی بودن نسبی زمین و مصالح و لوازم و دستگاههائی است که به طور روزمره در دسترس می باشد علاوه بر این یکی دیگر از خواص ذاتی محیط زیست وجود پدیدهائی نظیر رعد برق می باشد که در سیستمهای الکتریکی اثر مخرب داشته و لازم است بنحوی آنها را حفظ و حراست نمود.دیگر اینکه در سیستم های الکتریکی بعلت وجود زمین و خواص محیط و سیستم بر روی هم جریانهای خازنی بوجود می آید که خود در موضوع مورد بحث بی تأثیر نمی باشد همچنین یکی دیگر از خواص ذاتی محیط زیست وجود مواد قابل اشتعال طبیعی و مصنوعی در آن به مقدار فراوان می باشد (چوب،پارچه ،مواد شیمیایی و مصنوعات آن وغیره ) وبالاخره خاصیت ذاتی موجودات زنده این است که عبور جریان برق از بدن آنها در اغلب قریب به اتفاق موارد ناخوشایند، مضر و کشنده است.

      همانطوری که گفته شد اتصال به زمین در سیستم های الکتریکی از دو نقطه نظر حائز اهمیت می باشد. حفاظت فنی و مسائل اقتصادی از یک طرف و حفاظت و ایمنی موجودات زنده از طرف دیگر . ذیلاً هر کدام از موارد فوق را به تنهائی مورد بررسی قرار خواهیم داد ولی قبل از انجام این کار لازم است قدری راجع به مفهوم اتصال زمین نیز صحبت شود .

    اتصال زمین مقاومت اتصال زمین (مقاومت الکترود زمین )

    وقتی درباره اتصال زمین یا مقاومت زمین  یا دقیق تر ،مقاومت الکتریکی الکترود زمین صحبت می شود این سوال ممکن است پیش آید که در مقایسه با مفهوم یک مقاومت عادی مقاومت  الکترود زمین چگونه بیان میشود.؟

    بعبارت دیگر در مفهوم عادی ،مقاومت یک نقطه نسبت به نقطه دیگری بیان یا اندازه گیری می شود در صورتی که یک الکترود زمین که ظاهراً فقط یک نقطه اتصال داردنسبت به چیزی اندازه گیری و بیان میشود ؟ اگر بخواهیم جواب ساده و جامعی به این سوال داده باشیم باید بگوئیم مراد ، مقاومت الکتریکی الکترود نسبت به جرم کلی زمین می باشد ولی این بیان ، مفهوم جدیدی را طرح می نماید که خود احتیاج به توضیح وشکافتن دارد .

    درباره سنجیدن مقاومت الکترود زمین نسبت به جرم کلی زمین چنین برمی آید که یک الکترود زمین که یک سر آن در دسترس می باشد سر دیگرش در مکانی است که آن را جرم کلی زمین نامیده ایم و اگر بخواهیم بصورت عادی مقاومت این مجموعه را اندازه گیری نمائیم لازم خواهد بود بنحوی به نقطه دوم مقاومت یعنی جرم کلی زمین دسترسی پیدا کنیم وتنها راهی که این کار را ممکن می نماید ایجاد یک الکترود زمین ، مشابه به الکترود اولی است که در این صورت دارای دو الکترود می شویم که دو سر آنها موجود بوده و دو سر دیگر آنها به جرم کلی زمین وصل می باشد .

    اگر فرض کنیم زمین مورد آزمون کاملا همگن و یک دست بوده و الکترود ها از هر نظر مشابه یکدیگر باشند با اندازه گیری مقاومت دو الکترود که در این حالت بصورت سری خواهند بود و تقسیم نتیجه بدست آمده بر 2،مقاومت هر الکترود زمین نسبت به جرم کلی زمین بدست خواهد آمد .

     

    ولی قبل از نتیجه گیری سریع از این موضوع لازم است قدری بیشتر در این باره مطالعه کنیم :

    چنانچه در یک زمین یا محیط مشابه کاملا همگن دو الکترود را که یکی ثابت بوده و آن را الکترود اصلی خواهیم نامید و محل دیگری را که الکترود کمکی می نامیم از نزدیکی الکترود اصلی بتدریج دور نموده و هر بار مقاومت زمین را اندازه گیری و یادداشت نمائیم ملاحظه خواهد شد که تا زمانی که الکترود ها خیلی به یکدیگر نزدیک باشند مقدار مقاومت بدست آمده برای هر کدام کم بوده و بتدریج هر چه الکترود کمکی را از الکترود اصلی دور نمائیم مقاومت زیادتر شده تا جائی که با وجود دور، و دور تر نمودن الکترود کمکی ، دیگر تأثیر قابل توجهی در نتیجه بدست آمده برای مقاومت مشاهده نخواهد شد .

    اگر در حالی که از الکترود ،جریان عبور نماید و به کمک یک ولتمتر ولتاژ بین الکترود و نقاطی از سطح زمین اطراف آن را که در جهت شعاعی از الکترود قرار دارند اندازه گیری نمائیم ملاحظه خواهد شد .

    اتصال زمین سیستم

    این نوع اتصال زمین که معمولا در زبان انگلیسیARTHING SYSTEM  E  و یا سیستم GROUNDING SYSTEM  می گویند. بمنظور محدود کردن ولتاژ هر  یک از هادی های  برق دار سیستم نسبت به زمین میباشد . هدف از اینکار جلوگیری از ایجاد خرابی در عایق بندی و یا تقلیل آن از راه محدود کردن ولتاژ قسمتهای  برق دار سالم نسبت به زمین در صورت بروز اتصال زمین بین یکی از قسمتهای برق دار آن سیستم در درجه اول و ایجاد مسیری با مقاومت کم برای برقراری جریانهای اتصالی با شدتهای نسبتا زیاد برای کار وسایل حفاظتی سیستم می باشد

    اتصال زمین حفاظتی  PROTECTIVE EARTHING

    همانطور که قبلا نیز اشاره شد یکی از خواص ذاتی برق تاثیر نامطلوب و گاهی کشنده آن بر روی موجودات زنده و انسان می باشد . رسوخ لوازم برقی به کلیه شئون زندگی امروزی از کارخانه و کوچه و خیابان ، امکان برق گرفتگی را بسیار زیاد نموده و لزوم چاره اندیشی جهت پیشگیری از آنرا محرز می نماید . باز هم لازم به یادآوری است که اگر محیط زندگی بطور کلی و جنس پوشش اغلب لوازم برقی مورد استفاده هادی نمی بود  شاید احتیاجی به ایجاد حفاظت هائی که از آن صحبت می شود نمی گردید . پس حفاظت در برابر برق گرفتگی به طور کلی معلول وجود برق گرفتگی و هادی بودن محیط زیست و بدنه های هادی لوازم و دستگاههای الکتریکی است . ( یادآوری می نماید امروزه بعضی از لوازم الکتریکی که دارای به اصطلاح عایق بندی مضاعف می باشند احتیاج به اتصال زمین نداشته و از نظر برق گرفتگی ایمن می باشند .)  

    انواع الکترود های زمین

     از انواع روشها و لوازم زیر می توان بصورت انفرادی یا اشتراکی استفاده کرد:

    1-       میله های فولادی مخصوص با روکش مس ، بصورت کوبیده شده زمین ، با حداقل میلیمتر قطر؛

    2-      لوله های گالوانیزه (لوله آب) بصورت کوبیده شده یا دفن شده (قائم) ، حداقل 1  اینچ

    3-       تسمه فولادی گالوانیزه گرم ، با حداقل 100 میلیمتر مربع سطح مقطع و 3 میلیمتر ضخامت (30*5/3 میلیمتر؛

    4-      صفحه مسی دفن شده در زمین (چاه به ابعاد حداقل 50 * 50  سانتیمتر و با 2 میلیمتر ضخامت ؛

    5-       هادی مسی (تسمه با سطح مقطع حداقل 50  میلیمتر مربع و با 2 میلیمتر ضخامت – هادی چند      مفتولی 35  میلیمتر مربع باحداقل هرمفتول  8/1میلیمتر؛

    6-      الکترودهای جاسازی شده در پیها ، با حداقل ضخامت فولاد 3  میلیمتر ؛

    7-      میله های فولادی در بتن مسلح ؛

    8-       هر نوع جرم فلزی دفن شده در زمین ، به شرط اینکه استفاده از آن ایجاد خرابی نکند (الکترولیز) ؛

    9-     زره وغلاف فلزی کابلهای دفن شده ، به شرطی که نسبت به برقرار بودن دائمی آنها اطمینان وجود داشته باشد و در تماس با زمین باشد .

    يادآوري

    مقاومت الكتريكي الكترود زمين به عوامل فراوان و از آن جمله شرايط و نوع خاك بستگي دارد؛ به اين ترتيب، براي احراز دو اهم مقاومت زمين براي ايمني،‌ ممكن است از يك يا چند روش ذكر شده در بالا استفاده كرد.

    رديف پ 1-4-1-  ملاحظه شود.

    پ 1-9-3- حداقل عمق الكترود زمين

    عمق دفن يا كوبيده شدن الكترود بايد به قدري باشد كه خشك شدن يا يخ زدگي زمين در فصول سال اثر قابل ملاحظه اي بر مقاومت آن نداشته باشد. در عين حال،‌ عمق الكترودها نبايد از مقادير زير كمتر باشد:

    - الكترودهاي كوبيده شده يا دفن شده به صورت قائم: 2 متر

    - لبه بالايي الكترود صفحه اي از سطح زمين: 5/1 متر

    - الكترودهاي افقي تسمه اي يا هادي مسي: 8/0 متر

    الكترودهاي زمين نبايد در خاك دستي كوبيده يا دفن شوند،‌براي همين عمق الكترودها از سطح زمين بكر اندازه گيري مي شود.

    پ-1-9-4- اندازه گيري مقاومت الكتريكي الكترود زمين

    در پايان كار احداث هر الكترود زمين، و از آن پس به صورت دوره اي، بايد مقاومت آن نسبت به جرم كلي زمين را به كمك دستگاههاي قابل قبول براي انجام اين كار و توسط افراد كار آزموده اندازه گيري كرد و اگر تغييرات قابل ملاحظه اي در مقاومت الكتريكي مشاهده شد، نسبت به توسعه سيستم اتصال زمين يا احداث الكترودهاي جديد، با هدف احراز دو اهم براي سيستم، اقدام كرد.

    براي هر الكترود زمين يا سيستم زمين بايد يك پرونده مخصوص تشكيل شود و اندازه گيريهاي دوره اي ،    با ذكر تاريخ دقيق، در آن ثبت شود. اين پرونده بايد در اختيار فرد،‌ افراد يا تشكيلات بهره بردار از سيستم و براي بازرسي در دسترس باشد.

    يادآوري

    براي تقليل مقاومت الكترود زمين مي توان آن را به وسائل مختلف آبياري كرد، مشروط به اينكه آبياري به صورت مداوم انجام شود.

     

    پ-1-9-5- الكترود زمين اساسي (براي هر دو نوع زمين، حفاظت سيستم و ايمني)

    در اغلب نقاط كشور، متداولترين روش احداث الكترود زمين همان است كه به آن "چاه زمين" مي گويند و آن عبارت است از يك صفحه مسي كه در عمق زمين دفن مي شود.

    عمق نصب الكترود منطقه اي از زمين محاسبه مي شود كه در آن نم طبيعي به طور دائم وجود داشته باشد. صفحه مسي بايد به صورت قائم در ته چاه قرار داده شود و در اطراف آن، حداقل به ضخامت 20 سانتيمتر از هر طرف،‌پودر ذغال هيزم ريخته و كوبيده شده باشد.

    اتصال هادي زمين به صفحه مسي ممكن است به يكي از دو روش زير انجام شود:

    الف) در انتهاي هادي،‌يك كابلشوي مسي،‌كه به حداقل دو عدد پيچ با مهره هاي قفل كننده مجهز است ، نصب مي شود. اين كابلشو ممكن است از نوع پرسي (با پرس هيدروليك) باشد.

    كابلشو، به كمك دو عدد پيچ مسي مجهز به مهره هاي اصلي و قفل كننده به صفحه مسي محكم مي شود.

     

    ب) به جاي استفاده از پيچ مي توان اتصالات را با استفاده از جوش اكسي‍ژن (لحيم سخت) انجام داد ؛ ‌ در  اين حالت بايد دقت شود هادي به كابلشو و كابلشو به صفحه مسي در كل سطح تماس خود جوشكاري شده باشد و تنها به جوشكاري در طول محيط كابلشو اكتفا نشود.

    پس از آنكه صفحه مسي در داخل زغال كار گذاشته شد،‌ متناوباً 5 لايه سنگ نمك خرد و سرنده شده و 5 لايه پودر ذغال ،  هر يك به ضخامت 15 سانتيمتر، در داخل چاه ريخته و فشرده مي شود. از آن به بعد، چاه با خاك سرند شده پر، و لايه به لايه فشرده مي شود.

    هنگام انجام عمليات ياد شده بايد ،‌ تا جايي كه ممكن است هادي اتصال زمين در وسط چاه قرار بگيرد و به هيچ وجه نبايد آن را تحت نيروي كششي قرار داد. هادي زمين از محل اتصال به صفحه مسي تا خارج شدن از زمين بايد يكپارچه باشد و هيچ نوع زدگي و خوردگي در طول آن وجود نداشته باشد.

    يادآوري 1

    به جاي صفحه مسي مي توان 5 حلقه هادي اتصال زمين را ، كه قطر متوسط حلقه هاي آن 50 سانتيمتر باشد كنار هم پيچيده و در زمين قرار داد. بقيه شرايط مانند حالت استفاده از صفحه خواهد بود.

    يادآوري 2

    در انجام اتصالات نباید  از لحيم نرم (سرب يا قلع) استفاده شود.

     

     

    يادآوري 3

    در حالي كه عمق لبه بالايي صفحه مسي نبايد از 5/1 متر كمتر باشد، ‌براي حداكثر آن حدي تعيين          نمي شود. مناسبترين عمق چاه،‌ عمقي است كه در آن " نم دائمي زمين" وجود دارد.

    يادآوري 4

    قبل از اقدام به حفر چاه براي اتصال زمين ، توصيه مي شود با شركت برق منطقه اي محل يا موسسه جايگزين آن مشورت شود تا نسبت به شرايط محلي زمين اطلاعات كافي كسب شود و آمادگي لازم به دست آيد.   در هر حال عمق چاه را مقامات صلاحيت دار تعيين خواهند كرد.

    يادآوري 5

    چاهي كه به منظور احداث الكترود زمين حفر مي شود بايد مختص همان كار باشد و از آن نبايد براي هيچ منظور ديگري استفاده شود. به همين ترتيب،‌استفاده از هر گونه چاه ديگري (آب يا فاضلاب و غيره) به منظور ايجاد اتصال زمين تحت هر عنوان و به هر دليلي ممنوع است.

    پ-1-9-6 الكترود زمين ساده ( فقط براي وصل  به هادي خنثي فشار ضعيف)

    گاهي احداث الكترود زمين اساسي براي همه مشتركان برق  عملي و اقتصادي نخواهد بود،‌ براي همين براي مواردي كه تعداد مشتركان در سيستم زياد است و مي توان با احداث تعدادی الكترود ساده تر با مقاومت بيشتر به مقاومت زمين مطلوب، دست يافت. از اين نوع الكترود استفاده خواهد شد.

    الكترود زمين ساده يك لوله گالوانيزه به قطر حداقل 1 اينچ (لوله آب) است كه در زمين كوبيده يا به صورت قائم دفن مي شود. حداقل طول لوله در زمين بكر نبايد از دو (2) متر كمتر باشد. لوله بايد يكپارچه  ، (بدون هر بوشن و جوش) و سالم باشد و در زمان نصب ، ‌هيچ گونه خراشيدگي ،‌ زنگ زدگي ،  خميدگي و

    فرورفتگي نداشته باشد. اگر لوله به روش كوبيدن نصب شود ، مي تواند از دو طرف داراي بريدگي هاي 45 درجه ( فارسي) باشد تا لوله راحت تر در زمين فرو رود.

    در صورتي كه لوله دفن مي شود،‌ بايد ابتدا چاهي به عمق حداقل 2 متر در زمين بكر بكنند (عمق خاك دستي، در صورت وجود، به حساب نمي آيد) و پس از قرار دادن لوله در وسط آن ، چاه را با 5  لايه  پودر ذغال چوب و 5  لايه نمك سنگ خرد شده و سرند شده به تناوب پر كنند و آن را بكوبند. ضخامت  هر  لايه ذغال يا نمك  15 سانتيمتر خواهد بود ؛ از آن پس چاه را با خاك سرند شده پر  مي كنند و آن را لايه به لايه مي كوبند.

    در محل خروج لوله از  زمين ، يك چاهك  بتني يا آجري (با ملات سيمان) كه  ابعاد‌ آن حداقل                  ( 30*30 *30 ) سانتيمتر خواهد بود، سر لوله را كه بايد حداقل 20 سانتيمتر از كف چاهك  بالاتر باشد ، در بر خواهد گرفت. كف چاهك به قطر 20 سانتيمتر خالي از هر گونه مصالح ساختماني خواهد بود تا هنگام آبياري آب به بالاي الكترود نفوذ كند. چاهك با يك دريچه مجهز به چارچوب فلزي بسته مي شود و در داخل آن نبايد  اجسام ديگري غير از سر لوله و بست اتصال زمين و انتهاي هادي زمين ، وجود داشته باشد.  بست اتصال  هادي زمين به لوله نبايد از جنس آلومينيم يا آلياژهاي آن باشد.  اين بست يا با پيچ محكم به دور لوله بسته مي شود. هادي زمين بايد با دو عدد پيچ و مهره به ترمينال مخصوصي كه  قسمتي از  بست  را تشكيل مي دهد  بسته مي شود. بايد بتوان  هادي اتصال به زمين را  در طول عبور از محل اتصال به ترمينال الكترود زمين  تا محل ترمينال اصلي زمين در پاي كنتور، به خوبي ديد ؛ مگر در جاهايي كه اين هادي، براي محفوظ بودن از درون يك لوله غير فلزي محافظ رد شده باشد.

    در پايان كار، و سپس به صورت دوره اي، بايد چاهك و هادي زمين را بازديد كرد تا از محكم بودن اتصالات و مصون ماندن آنها از زنگ زدگي و خوردگي اطمينان حاصل شود.

     

    يادآوري 1

    به خاطر لزوم آبياري الكترود زمين بايد آن را در محلي احداث كرد كه رطوبت حاصل به ساختمان و تاسيسات آن آسيب نرساند.

    يادآوري 2

    يادآوري شماره 5 ،  در زير رديف پ-1-9-5- ،  در اين مورد نيز صادق است.

    پ- 1-9-7 : شرايط استفاده از يك يا دو الكترود زمين براي حفاظت سيستم و ايمني

    پ-1-9-7-1- شرايط استفاده از يك الكترود زمين

    چنانچه در يك پست ترانسفورماتور خطوط ورودي و خروجي فشار متوسط همگي كابلي باشند و طول هر يك از خطوط قبل از پست از 3  كيلومتر كمتر نباشند ، مي توان براي هر دو منظور حفاظت سيستم و  ايمني آن را يك الكترود زمين استفاده كرد. در غير اين صورت لازم است طبق مفاد پ-1-9-7-2- عمل شود. بدنه هاي هادي مربوط به فشار متوسط و فشار ضعيف و نقطه خنثي فشار ضعيف، همگي به اين الكترود وصل مي شوند.

    پ-1-9-7-2 شرايط استفاده از دو الكترود زمين

    در مواردي كه امكان انتقال ولتاژ فشار قوي (به خصوص صاعقه) به تجهيزات فشار ضعيف وجود دارد، لازم است از دو الكترود زمين استفاده شود. در اين صورت، فاصله دو الكترود از يكديگر، در نزديكترين نقطه، نبايد از 20 متر كمتر باشد و در مورد الكترود هاي قائم اين فاصله نبايد از 20 متر يا دو برابر عمق الكترود ها – هر كدام كه بيشتر است- نزديكتر باشد.

     

    احداث دو الكترود براي هر پست در موارد زير لازم خواهد بود:

     

    الف) چنانچه حتي يكي از خطوط فشار متوسط ورودي يا خروجي پست ، هوايي باشد ( عليرغم مجهز بودن به صاعقه گير)

    ب) در صورتي كه خط يا خطوط فشار متوسط ورودي و خروجي پست كابلي باشند، حتي اگر يكي از آنها هم در فاصله اي كمتر 3  كيلومتر به خط هوايي تبديل يا به خط هوايي وصل شده باشد ، باز هم بايد براي  هر پست دو الكترود استفاده كرد.

    ياد آوري 1

    اگر طول خط كابلي كمتر از 3 كيلو متر باشد ، ولتاژ صاعقه فرصت تخليه از طريق زره يا غلاف كابل        را نخواهد يافت.

    ياد آوري2

    در پستهايي كه، طبق مقررات، احداث دو الكترود زمين الزامي باشد، معمولاً الكترود حفاظتي را در اطراف پست و الكترود ايمني و سيستم (خنثي فشار ضعيف) را در نقطه اي دورتر احداث مي كنند. هر يك از    رشته هاي هادي خنثي كابل هاي خروجي حامل نيرو ،  در صورت داشتن شرايط مناسب،                    (رديف پ -1-5-1) مي توانند براي اتصال به الكترود زمين مورد استفاده قرار گيرند.

    اگر خطوط خروجي از پست از نوع هوايي باشند مي توان الكترود زمين خنثي فشار ضعيف را يك يا دو دهنه بعد از پست احداث و به هادي خنثي وصل كرد.

    بدنه هاي هادي مربوط به تجهيزات فشار متوسط و فشار ضعيف ، بسته به نوع ساختمان پست ، از نظر شرايط طبيعي وصل بودن بدنه هاي هادي ، مي توانند به دو حالت زير به الكترود هاي زمين وصل شوند:

     

    الف) در مواردي كه تفكيك تابلوها و تاسيسات فشار متوسط از فشار ضعيف ممكن نباشد (مانند پست هاي تمام فلزي يا بتن مسلح كه تابلوهاي فشار متوسط و ضعيف آن از طريق اجزاي ساختمان آن ، يا ميله هاي آهني بتن ، به همديگر وصل شده اند) ، لازم است بدنه هاي هادي كليه لوازم و تجهيزات ، اعم از فشار ضعيف و متوسط، به الكترود زمين حفاظتي وصل شوند. در اين موارد نقطه خنثي فشار ضعيف بايد به الكترود سيستم ايمني وصل شود.

    ب) در مواردي كه امكان تفكيك تابلوها و تاسيسات فشار متوسط از فشار ضعيف وجود دارد ،  مي توان بدنه هاي هادي تابلوها و وسائل فشار ضعيف را به جاي وصل به الكترود حفاظتي ، به هادي خنثي ، و از آن طريق ، به الكترود ايمني وصل كرد. البته بدنه هاي هادي سيستم فشار متوسط، مانند حالت الف ، به الكترود زمين حفاظتي وصل مي شوند.

    يادآوري 3

    نظر به اينكه در اغلب ساختمانهاي پست ، تفكيك بدنه هاي فشار متوسط و فشار ضعيف مشكل است ،  وصل همه بدنه ها ،‌ اعم از فشار متوسط و ضعيف به الكترود حفاظتي، مطمئن تر خواهد بود.

    هادیهای اتصال  زمین

    اتصال بین هادی خنثی و الکترودهای زمین در سیستمهای کابلی باید به اندازه قابلیت هدایت هادی خنثی مربوطه باشد. در مورد شبکه های هوایی نصب یک نوار فولادی گالوانیزه به ابعاد 5/3 ×  30 میلیمتر   (100 میلیمتر مربع) کافی می باشد. از نظر استحکام مکانیکی ابعاد زیر باید مورد توجه قرار گیرد:

    در تاسیسات ثابت و حفاظت شده از نظر مکانیکی (در لوله و غیره)

    سیم مسی حداقل یک و نیم میلیمتر مربع

    در تاسیسات ثابت ولی حفاظت نشده از نظر مکانیکی

    سیم مسی حداقل 4 میلیمتر مربع

    با نوار فولادی با ضخامت حداقل 5/2 میلیمتر حداقل 50 میلیمتر مربع

    اندازه گیری مقاومت اتصال به زمین (الکترود زمین)

    روشی که در ذیل برای اندازه گیری الکترود زمین شرح داده می شود ساده ترین و شاید موثرترین نحوه اندازه گیری از این نوع باشد البته برای انجام اندازه گیری با این روش دستگاههای آماده ای وجود دارند که معمولاً دارای منبع تغذیه داخلی می باشند و بدون احتیاج به هر گونه محاسبه ای مستقیماً مقاومت زمین را نشان می دهد.

    باید توجه داشت که با وجود سادگی ظاهری اندازه گیری مقاومت زمین، در عمل بعلت عوامل متعددی که در انجام اینکار موثر می باشند بدست آوردن نتیجه صحیح و مقدار واقعی مقاومت زمین کاری پیچیده و مشکل بوده و احتیاج به انجام اندازه گیری های متعدد با تغییراتی در روش گفته شده باشد.

    در شکل زیر (2) نحوه شماتیک استقرار الکترود مورد اندازه گیری (X) ودو الکترود کمکی (Y) و (Z) وسایل اندازه گیری که متشکل از یک آمپر متر و یک ولتمتر و یک منبع تغذیه می باشد نشان داده شده است.

    شرح روش اندازه گیری

    جریان معینی بین دو الکترود مورد اندازه گیری (X) و الکترود کمکی جریان (Y) عبور داده شده بوسیله آمپر مترA مقدار آن اندازه گیری می شود. ولتاژ بین دو الکترود (X)  الکترود کمکی دیگری که الکترود ولتاژ (Z) خوانده می شود نیز بوسیله ولتمتر V اندازه گیری می شود. مقاومت الکترود (X) حاصل تقسیم ولتاژ به جریان اندازه گیری شده خواهد بود.

    منبع تغذیه

          منبع تغذیه ممکن است مستقیم(باطری) یا جریان متناوب با فرکانس شبکه باشد ، در صورت استفاده از منبع تغذیه با فرکانس شبکه لازم است که ترانسفور ماتوری با دو سیم پیچی مجزا (غیر از اتوترانسفورماتور) استفاده شود و مقاومت ولتمتر نیز در مقایسه با مقاومت الکترود کمکی ولتاژ (z) خیلی بالا باشد مقاومت الکترود(z) ممکن است به حدود 1000 اهم نیز برسد در اینصورت برای انجام یک اندازه گیری با دقت حدود 5 درصد ، لازم خواهد بود مقاومت ولتمتر حداقل 20000 اهم باشد. ضمناً لازم خواهد بود الکترود از سیستمی که به آن وصل میباشد جدا شده باشد. در اغلب موارد جریانهای سرگردانی که در زمین وجود دارند ، مانع از انجام آزمایش شده و مسبب وارد شدن اشتباهات فاحش در اندازه گیری میشوند برای از بین بردن این مانع در صورتیکه وجود داشته باشد، لازم خواهد بود از یک ژنراتور دستی با فرکانس متغیر که باتند و کند چرخاندن دسته آن تغییر می کند استفاده نمود؛ در اینصورت پریدن نامنظم عقربه دستگاه که  در اثر جریانهای سرگردان دستگاه بوجود می آید با کمی تغییر در چرخش ژانراتور از بین رفته و اندازه گیری در این حالت انجام می شود در صورتیکه از جریان مستقیم برای اندازه گیری استفاده شود لازم خواهد بود آزمایش دوبار و پس از تعویض قطبهای باطری انجام و در کوتاهترین مدت ممکن بعمل آید زیرا گازهای جمع شده در اطراف الکترودها ممکن است منشاء اثر اشتباهات فاحش شود، متوسط دو اندازه گیری ملاک عمل قرار می گیرد.

    الکترودهای کمکی

    این الکترودها معمولاً برای آسان کوبیدن آنها در زمین از فولاد بوده و مناسب ترین آن لوله فولادی گالوانیزه بقطر 2/1 اینج می باشد که بعمق حدود 1 متر در زمین فرو برده می شود. انتخاب محل کوبیدن الکترودهای زمین حائز اهمیت فراوان بوده و شاید عامل اصلی در یک اندازه گیری صحیح و بدست آوردن نتیجه رضایت بخش یا بالعکس باشد.

    بطور کلی باید دقت شود که الکترود کمکی جریان(Y) خارج از حیطه اثر مقاومت الکترود اصلی (x) باشد. عملاً نمی توان اینکار را بطور کامل انجام داد زیرا حیطه مقاومت هر الکترود از نظر تئوریک تا بی نهایت امتداد دارد ولی در عمل فاصله استقرار الکترود کمکی را می توان بنحوی انتخاب نمود که اثر حیطه مقاومت الکترود اصلی بر روی اندازه گیری عملاً کم اهمیت شود. اگر الکترود اصلی(x) از نوع ساده باشد بدین معنی که الکترود عبارت است از یک میله عمود کوبیده شده در زمین یا صفحه ای که در چاه دفن شده است باشد ،  میتوان الکترود کمکی (Y)  مثلاً در فاصله 30 متری آن قرار داد و الکترود (Z) را نیز در وسط دو الکترود دیگر مستقر نمود پس از انجام اندازه گیری اولیه با تغییر الکترود(Z) بطور حدود 7 متر یکبار به طرف (Y) و یکبار به طرف (X) دو اندازه گیری دیگر انجام داده می شود در صورتیکه اندازه گیری های سه گانه در حد دقت مورد نظر باشند متوسط آنها بعنوان مقاومت الکترود(X) انتخاب می شود و در صورتیکه که اندازه گیری ها در حد مطلوب نباشد باید الکترود(Y) را تغییر مکان داده و مثلا فاصله 45 متری از الکترود (X) مستقر نموده و کلیه اندازه گیری ها ی ذکر شده در بالا را دوباره تکرار نمود تا مقادیر مطلوب با حد دقت لازم به دست آید.

    روش ذکر شده در بالا مواردی که مقاومت الکترود اصلی (X) کم بوده و مثلاً 1 اهم یا کمتر باشد و مقاومت الکترود جریان(Y) خیلی زیاد باشد نتایج مطلوب نخواهد داد. در چنین مواردی حیطه مقاومت الکترود کمکی(Y) خیلی بزرگتر بوده و لازم خواهد بود فاصله آن از الکترود اصلی خیلی بیشتر باشد. این مسئله در مواردی که اندازه گیری مقاومت الکترود زمین یک نیروگاه یا پست اصلی که دارای سیستم های زمین بسیار گسترده می باشند انجام می شود ، ممکن است خودنمائی کند. برای اینگونه موارد نمی توان از دستور العمل های مشخصی پیروی نمود بلکه لازم خواهد بود منحنی یا منحنی های مقاومت زمین بترتیب زیر تهیه شود:

    الکترود کمکی (Y) در فاصله غیر مشخص قرار داده شده و با تعییر جای الکترود (Z) در فواصل معینی از الکترود (x) مقاومت ها برای موقعیت الکترود (z) اندازه گرفته شده و در روی محور مختصات منتقل       می شود. چنانچه با متصل نمودن نقاط مورد بحث در منحنی بدست آمده ، قسمتی که اساساً افقی باشد خودنمائی کند ، مقاومت الکترود زمین مورد اندازه گیری ، معادل همین قسمت افقی خواهد بود. در صورتیکه منحنی فاقد قسمت افقی باشد لازم خواهد بود الکترود(Y) را دورتر برده و اندازه گیری های جدید انجام و منحنی دیگری کشیده شود. به این عمل تا وقتی که در منحنی بدست آمده قسمت افقی مورد بحث در منحنی الزماً در وسط منحنی (وسط الکترودهای(X) و (Y)) نمی باشد مثلاً در یک مورد که مقاومت الکترود(X) 05/0 اهم و فاصله الکترود (Y) از الکترود(X) ، 600  متر بوده است قسمت افقی منحنی در فواصل بین 60 تا 90 متری از الکترود (X) بدست آمده بود.

    خطر برق گرفتگی تماس مستقیم و غیر مستقیم

    برق گرفتگی در اثر تماس در تاسیسات با ولتاژ کمتر از 1000 ولت را که عموم مردم با آن سر و کار دارند به دو طریق، تماس مستقیم و تماس غیر مستقیم صورت می گیرد که در هر دو حالت عامل اصلی برق گرفتگی، اعمال یک ولتاژ در اثر لمس و ایجاد اختلاف ولتاژ بین دو نقطه بدن است.

    مقدار مجاز ولتاژ تماس (  ) بستگی به عوامل زیر دارد:

    1 ـ نوع ولتاژ سیستم (متناوب یا مستقیم)

    2 ـ مدت زمان در تماس بودن با ولتاژ

    3 ـ مقدار مقاومت بدن و مسیر عبور جریان برق

    بطور کلی در صورتی که ولتاژ تماس کمتر از 50 ولت باشد، خطر برق گرفتگی وجود ندارد و بر طبق تحقیات انجام شده مقاومت بدن انسان ( ) بین 1300 تا 3000 اهم است که با فرض حداکثر ولت متناوب، میزان مجاز جریان عبوری از بدن عبارت است از :

    مفهوم ولتاژ تماس:

    RB = مقاومت زمین ترانس

    RE = مقاومت زمین مرجع

    R = مجموع کلیه مقاومت ها زمین

    UF = ولتاژ در محل وقوع خطا

    UB = ولتاژ تماس

    تماس قسمتی از دستگاه الکتریکی دارای فشار الکتریکی با قسمتی  از هادی دستگاه البته به غیر از قسمتی که به مدار جریان تعلق دارد مثلاً با بدنه موتور، صفحه های میز اجاق برقی، پایه یک چراغ رومیزی و غیره را اتصال بدنه گویند.

    و در اکثر موارد علت اتصال بدنه مربوط به اشکالات عایق است. ناگفته نماند که اغلب یک اتصال بدنه را با یک اتصال زمین اشتباه می گیرند. عواقب ناشی از اتصال بدنه ظاهر شدن ولتاژ خط (UF) است و آن مقدار فشار الکتریکی را گویند که ما بین یک قسمت هادی دستگاه الکتریکی که در مدار الکتریکی قرار نگرفته با زمین بوجود می آید.

    حال اگر شخصی با قسمتی از دستگاه تماس حاصل نماید قسمتی از آن فشار الکتریکی روی بدن شخص قرار دارد که این مقدار فشار الکتریکی را ، فشار الکتریکی تماس نام نهاده اند.

    مقدار جریانی که بخاطر فشار الکتریکی (UF) عبور می کند جریان خطا(IF) می گویند ، رابطه بین سیم حامل جریان را با زمین یا قسمتی از دستگاه مربوطه را اتصال زمین گویند. اگر جریان خطا IF از 20 میلی آمپر تجاوز نماید، برای انسان خطرناک بوده، و در بعضی از مواقع کمتر از این مقدار هم خطرناک خواهد بود . ولتاژ خطا و جریان خطا را همچنین ولتاژ عیب و جریان عیب نام نهاده اند.

    بنابراین حداکثر فشار الکتریکی تماس توسط VDE ، 65 ولت تعیین شده است. برای فشار الکتریکی تماس بالاتر بایستی به مقررات ایمنی توجه بیشتری مبذول داشته و در بعضی موارد فشار الکتریکی مجاز 42 ولت و 24 ولت می باشد. ولتاژ تماس بسیار کوچک خواهد بود که در عمل نیز چنین است. ولتاژ تماس تقریباً برابر ولتاژ فاز به زمین سیستم یعنی 220 ولت خواهد بود.

    همانگونه که در بالا اشاره شد، حفاظت در برابر تماس به دو نوع متفاوت تقسیم می شود که در زیر به شرح آنها می پردازیم.

    1 ـ حفاظت در برابر تماس مستقیم

    تماس مستقیم به مفهوم تماس انسان با قسمت های برق دار تاسیسات الکتریکی در عملکرد سیستم است که برای حفاظت در مقابل آن بایستی پیش بینی لازم از نظر فیزیکی و الکتریکی بعمل آید.

    2 ـ حفاظت در مقابل تماس غیر مستقیم

    منظور از تماس غیر مستقیم آن است که هنگام بروز خطایی در سیستم احتمال دارد قسمت های فلزی وسایل الکتریکی که در حالت عادی برق دار نیستند، تحت تاثیر این خطا دارای ولتاز شوند و در اثر تماس با آنها در چنین مواقعی برق گرفتگی و شوک ایجاد شود. بنابراین  رعایت نمودن حفاظت به شرح ذیل برای تماس مستقیم نمی تواند ایمنی لازم را در یک تاسیسات الکتریکی در حالت وقوع خطا تامین کند:

    1)      حفاظت توسط عایق کردن قسمت های زنده دستگاه

    2)      حفاظت توسط محفظه یا مانع

    3)      حفاظت توسط قرار گرفتن در خارج از دسترس

    4)      حفاظت توسط رله های حفاظت جان

    بعنوان مثال در صورتی که عایق وسیله ی الکتریکی در اثر ضربه مکانیکی و یابالا رفتن درجه حرارت از بین برود، امکان دارد قسمت های زنده آن به بدنه فلزی وسیله مزبور اتصال پیدا کند و باعث ایجاد ولتاژ بدنه دستگاه و زمین شوند. همانند مثالی که در قبل گفته شد (مربوط به شکل (3)) بنابراین علاوه بر این که باید اصول و موازین لازم را جهت جلوگیری از تماس مستقیم یا  قسمت های برق دار رعایت کرد، ضرورت دارد که از بروز ولتاژ های تماس بالاتر از حد مجاز جلوگیری بعمل آمد. این موازین و مقررات را که برای حفاظت جان افراد در مقابل تماس غیر مستقیم لازم است(موازین ایمنی اضافی) می نامیم .

    طبق این موازین لازم است به محض وقوع خطا در سیستم، مدار الکتریکی مربوطه توسط عنصر حفاظتی اتوماتیک(مثلا فیوز یا کلید خودکار و ...) در زمان مناسبی قطع شود بطوری که احتمال عبور جریان غیر مجاز از بدن افراد از بین برود. همانطور که می دانید هر چه ولتاژ تماس بیشتر باشد، مدت زمانی که شخص می تواند آن را تحمل کند کاهش می یابد.

    البته ولتاژ DC باید بدون ریپل باشد ؛ بنابراین خروجی یکسو کننده نیم موج یا تمام موج را نمی توان به عنوان ولتاژ مستقیم در نظر گرفت، بلکه چنین شکل موج های یکسو شده را باید بعنوان ولتاژ متناوب در نظر گرفت، منظور از ولتاژ مستقیم DC در جدول فوق ولتاژی است همانند ولتاژ صاف یک باطری است.

    یکی از روشهای مقابله با برق گرفتگی در اثر تماس غیر مستقیم که هنگام بروز خطا در سیستم بوجود       می آید ، زمین کردن سیستم الکتریکی است. البته در مورد سیستم های زمین نشده نیز روشهایی جهت حفاظت افراد از تماس غیر مستقیم وجود دارد که مورد بررسی قرار خواهدگرفت.

    روش های حفاظت در مقابل برق گرفتگی

    حفاظت الکتریکی: عبارتست از اقداماتی که باید در تاسیسات الکتریکی بعمل آورد تا اینکه خطرات ناشی از جریان برق باعث صدمه زدن به اشخاص ، حیوانات، دستگاها، مولدها، مصرف کننده ها و سیستم های حامل جریان نگردد.

            اتصال های ناشی از جریان برق را عمدتاً به سه دسته می توان تقسیم نمود:

    1 ـ اتصال بدنه که عبارتست از اتصال یکی از سیم های جریان برق به بدنه دستگاه

    2 ـ اتصال کوتاه که عبارتست از دو سیم لخت که نسبت به هم دارای اختلاف پتانسیل الکتریکی              می باشند(به یکدیگر) .

    3 ـ اتصال زمین که عبارتست از اتصال یکی از سیم های جریان

    برق به زمین

    در شکل (4)  انواع خطاها نشان داده شده است

     اتصالیهای مذکور، معمولاً  به دو صورت کامل و ناقص می تواند اتفاق بیفتد. اگر چنانچه اتصالی کامل باشد. به این معنی است که در محل اتصالی هیچ مقاومتی وجود ندارد و جریان بسیار زیادی که چندین برابر جریان مصرفی دستگاه است از این نقطه عبور می کند. اما اگر اتصال ناقص باشد، در محل اتصالی مقاومت وجود دارد بنابراین جریان اتصالی نسبت به حالت قبل کمتر است این نوع اتصالی اغلب خطرناک می باشد. زیرا به راحتی قابل تشخیص نیست، در هر مورد اتصالیهای گفته شده بایستی سیستم حفاظتی خاصی بکار برد.

    انواع روشهای حفاظت در مقابل برق گرفتگی

    1 ـ محافظت بوسیله عایق کاری

    یکی از بهترین روش ها که متاسفانه در همه جا عملی نیست ، عایق کردن دستگاه با انسان در مقابل زمین است. امروزه ما وسایل خانگی زیادی را مشاهده می کنیم که ایزوله شده اند و بهمین سبب تصادفات تا حد قابل ملاحظه ای کاهش یافته است. در اطاقها با کف ایزوله شده احتیاجی به پریز مجهز به کنتاکت محافظ نبوده و بر عکس محل هایی که کف آن ایزوله نشده است( بخصوص آشپزخانه ها) بایستی حتماً پریزهای با کنتاکت محافظ مجهز باشند.

    دو شاخه های با کنتاکت محافظ می توانند مورد استفاده هر دونوع مدل پریزهای قرار گیرد ، در تابلو ،     خانه ها و محل هایی که ما را ملزم به قطع و وصل کلیدهای فلزی می کند وسائلی از قبیل فرش لاستیکی، کفش لاستیکی انسان را در مقابل تماس با فشار الکتریکی ایزوله می کند. دستگاههایی که بوسیله عایق کردن حفاظت می شوند دارای سیم های رابط بدون حفاظتی می باشند( مانند دستگاه های متحرک خانگی از قبیل جاروی برقی، ریش تراش ، چرخ گوشت، رادیو و ..)

    2 ـ حفاظت توسط کلید محافظ

    همانند فشار الکتریکی پایین در کلید محافظ نیز ازیک ترانسفورماتورایزوله استفاده می شود که در طرف اولیه تا 500 ولت و ثانویه تا 380 ولت مجاز است قدرت انتقالی 5/7 کیلو وات  بازاء جریانی معادل 5/1 آمپر محدود شده است. در ضمن می توان فقط یک مصرف کننده به ترانسفور ماتور ایزوله اتصال نمود طرف ثانویه را نبایستی به زمین و یا نول متصل کرد. مزایای ایمنی قبل از هر چیز آن است که امکان استفاده همه ماشین های معمولی توسط اتصال به ترانسفورایزوله وجود دارد.

    3 ـ حفاظت توسط سیم محافظ سیستم

    کارگاه هایی که خود ، دارای دستگاههای تولید برق و یا پست های ترانسفورماتور را نمی توان به قسمت هایی که بمقدار تعلق دارد، بدنه یا قسمتی از اسکلت فلزی ساختمان و غیره ، توسط یک سیم مشترک محافظ اتصال نموده و به سیم زمین اتصال کرد که توسط آن بتوان از فشار الکتریکی تماسی بالا جلوگیری نمود.

    زمین کردن شبکه بایستی خوب قابل رویت باشد و تمام تجهیزات نبایستی مقاومت زمین بیشتر از 2 اهم داشته باشد، اگر مقاومت زمین حتی با زمین کردن اضافی معادل 2 اهم نگردید بایستی فشارالکتریکی بین دو سیم محافظ و زمین توسط تعدادی رله کنترل گردد تا با حصول مرز 65 ولت دستگاهها بدون تاخیر زمانی قطع شوند در سیم های چند رشته ای سیم محافظت برنگ قرمز بوده و یا بدنه فلزی که مخصوص نصب روی دیوار می باشد mm2 5/2 × 20 با رنگ سیاه با خط سفید DIN40705 مشخص شده اتصال دارد.(شکل 6) هر دو ولتمتر وصل شده در حالت معمولی مقداری معادل 5/0 فشار الکتریکی فاز را نشان می دهد، در صورت بروز اشکالات عایقی و یا اتصال زمین و غیره، عقربه ها دارای حرکات غیر مساوی شده و یا سیگنال اتصالی را نشان می دهد ، بدون اینکه دستگاه ها بلافاصله قطع شوند در تاسیسات تولید آب و با کوره های ذوب کننده و غیره خیلی ضروری است که محل عیب را شناخته و مشخص نمود.بدون اینکه اختلالی در روند کار پیش آید، تا زمانی که فشار الکتریکی تماس از 65 ولت تجاوز ننماید، سطح مقطع نامی سیم محافظ بایستی متناسب با سطح مقطع خارجی باشد و نبایستی در سیم کشی ها محافظت شده از mm2 5/1 و در غیر اینصورت از mm2 4 تجاوز نماید.درشکل (6) می توان از ولتمتر ، لامپ سیگنال و یا دستگاه اعلام خطر اکوستیکی تشکل شود.

    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در جمعه نوزدهم آبان 1391  |
     

     

    مبحث آتش نشانی درساختمان

    تاسیسات مکانیکی والکتریکی وشامل مطالب زیرمی باشد:

    1-ضوابط پلکان عمومی2-نکات مربوط به محل نصب آسانسور3-ضوابط آتش نشانی درمورداسانسور4-خروجی اسانسور5-ضوابط اتش نشانی پله فرار6-فایرباکس7-انواع سیستم فایرباکس8-استانداردنصب فایرباکس9-قرقره هوزریل10-استانداردنصب هوزریل11-معایب ومحاسن هوزریل وفایرباکس12-دودکش13-مشخصات دودکش14-ضوابط دودکش ها15-دستگاه اتش نشان16-یک اتش نشان چگونه کارمیکند17-افشانه گردپاش چگونه کارمیکند؟18-ضوابط19-حقاظت ساختمان درمقابل حریق20-کلیات تئوری حریق21-مراحل احتراق22-مثلث حریق23-منابع بروزاتش سوزی24-آشنایی باسیستم های اعلام حریق25-اجزای سیستم های اعلام حریق26-تجهیزات تشخیص حریق(دتکتورها)27-تجهیزات اعلام کننده حریق28-کابل کشی سیستم اعلام حریق29-چک لیست حریق30سیستم اعلام واطفاء حریق هوشمند31-سیستم اطفاء حریق اتوماتیک ایروسل پایروجن32-نحوه به کارگیری جعبه آتش نشانی به هنگام بروزاتش


    نمونه اسلایدهای داخل پاورپوینت:

    1-



    2-



    3-



    4-



    5-



    6-







    برچسب ها: مبحث اتش نشانی ، مبحث اتش نشانی درساختمان ، ساختمان ومبحث اتش نشانی ، مبحث اتش نشانی وایمنی ، ایمنی مبحث اتش نشانی ، ضوابط پلکان ، ضوابط پلکان عمومی ، محل نصب اسانسور ، نکات محل نصب اسانسود ، مبحث اتش نشانی واسانسود ، مبحث اتش نشانی واسانسور ، مبحث اتش نشانی وپلکان عمومی ، مبحث اتش نشانی وخروجی اسانسور ، پله فرارمبحث اتش نشانی ، فایرباکس ، فایرباکس مبحث اتش نشانی ، فایرباکس و ، فایرباکس ونصب ، نصب فایرباکس ، انواع فایرباکس ، سیستم فایرباکس ، نوع فایرباکس ، استاندارهای فایرباکس ، استانداردفایرباکس ، قرقره فایرباکس ، معایب فایرباکس ، محاسن فایرباکس ، هوزریل ، هوزریل وفایرباکس ، دودکش ، مشخصات دودکش ، ضوابط اتش نشان ،

    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در چهارشنبه سوم آبان 1391  |
     
     
    بيماريهاي چشمي را جدي بگيريد

     

    چشم شما شبيه يک توپ است که در آن بافتي سه لايه، حفره مرکزي رأ که حاوي مايع ژله اي مي‌باشد، احاطه کرده است. داخلي ترين لايه آن شبکيه است که نور را دريافت و تصوير اشيا، را به مغز ارسال مي‌کند. لايه مياني بين صلبيه (اسکلرا) و شبکيه قرار گرفته است و يووه آ يا مشيميه ناميده مي‌شود. لايه خارجي که اسکلرا ناميده مي‌شود، ديواره محکم و سفيد رنگ چشم مي‌باشد. يووئيت همان التهاب يووه آ مي‌باشد. يووئيت يک يا هر دو چشم را درگير مي‌کند و ممکن است ساير بخش‌هاي چشم از قبيل قرنيه، صلبيه، زجاجيه، شبکيه و عصب بينايي را نيز دچار مشکل کند. اين بيماري عامل 10‏% از نابينايي ها است.

    اهميت بيووه آ چيست؟

    يووه آ شامل بخش زيادي از عروق خوني (وريدها، شريان ها و مويرگ ها)، است که مسئول خون رساني داخل چشم هستند. به دليل اينکه يووه آ بخش‌هاي مهمي‌از چشم مانند شبکيه را خون رساني مي‌کند، التهاب آن مي‌تواند منجر به اختلال در بينايي شود.

    علايم يووئيت کدامند؟

    علايم يووئيت شامل موارد زير مي‌باشد:

    - حساسيت به نور

    ‏- تاري ديد

    ‏_ درد

    ‏- نقاط شناور در ميدان بينايي

    - قرمزي چشم

    در يووئيت ممکن است بروز ناگهاني قرمزي چشم، همراه يا بدون همراهي با درد چشم مشاهده شود که منجر به تاري ديد مي‌شود.

    اگر مبتلا به درد يا قرمزي چشم هستيد، لازم است جهت معاينه و درمان به چشم پزشک مراجعه کنيد.

    علل يووئيت چيست؟

    علل متعددي براي يووئيت مطرح مي‌شود که مهمترين آن ها عبارتند از:

    ‏- علل ويروسي: مانند زونا، اوريون و ويروس تب خال

    - علل قارچي: مانند هيستويکسموز

    ‏- علل انگلي: مانند توکسوپلاسموز

    - بيماري‌هايي که ساير بخش‌هاي بدن را درگير مي‌کنند از قبيل آرتريت، بيماري‌هاي معده اي - روده اي، بيماري‌هاي کلاژن، واسکولار

    ‏- سابقه ضربه به چشم

    در بيشتر موارد، علت اين بيماري ناشناخته است.

    يووئيت چگونه تشخيص داده مي‌شود؟

    معاينه دقيق چشم، توسط چشم پزشک در تشخيص يووئيت نقش مهمي‌دارد. التهاب بخش‌هاي داخلي چشم مي‌تواند تأثير دائمي‌برروي بينايي داشته باشد و حتي ممکن است در صورت عدم درمان، منجر به نابينايي شود.

    چشم پزشک بخش‌هاي داخلي چشم شما را معاينه مي‌کند و براي بررسي‌هاي تکميلي ممکن است از آزمايش خون، تست‌هاي پوستي يا عکس راديولوژي استفاده نمايد، هنگامي‌که يووئيت با بيماري زمينه اي ديگري مرتبط باشد، حتي ممکن است جهت بررسي ساير اعضاي بدن، با متخصصان ساير رشته ها مشورت شود.

    آيا يووئيت انواع مختلفي دارد؟

    انواع مختلفي از يووئيت وجود دارند که تقسيم بندي ان بر مبناي محل درگيري چشم مي‌باشد.

    وقتي که التهاب يووه آ محدود به عنبيه در جلوي چشم باشد، ايريتيس ناميده مي‌شود. التهاب عنبيه ممکن است شروع ناگهاني داشته باشد و يا در طي چندين ماه ايجاد شود و در مواردي که همراه با التهاب جسم مژگاني باشد، ايريدوسيکليت ناميده مي‌شود. التهاب بخش‌هاي خلفي چشم کوروئيديت يا کوريورتينيت ناميده مي‌شود که پيشرفت آن مي‌تواند آهسته تر از ساير انواع باشد.

    در مواردي نيز ممکن است قسمت‌هاي بينابيني درگير شود که به آن يووئيت بينابيني مي‌گويند.

    در حالتي که سير يووئيت آهسته باشد، ممکن است ظاهر چشم کاملاً طبيعي به نظر برسد و تنها با معاينه دقيق، التهاب داخل چشم مشخص مي‌شود.

    يووئيت چگونه درمان مي‌شود؟

    يووئيت يک بيماري خطرناک است و احتمال دارد منجر به آسيب دائمي‌چشم شود، بنابراين درمان در اولين فرصت توصيه مي‌شود.

    درمان يووئيت بستگي به علت آن دارد و شامل داروهاي ضد حساسيت، آنتي بيوتيک و کورتيکواستروئيدها مي‌باشد که ممکن است به صورت قطره يا پماد چشمي‌تجويز شود. قطره‌هاي چشمي‌کورتيکواسرتروئيدي و قطره‌هاي گشاد کننده مردمک، در کاهش ميزان التهاب و درد نقش بسيار مهمي‌دارند، در موارد التهاب بسيار شديد، ممکن است استفاده از داروهاي خوراکي يا تزريقي لازم باشد.

    اگر يووئيت با عفونتي در ساير بخش‌هاي بدن همراه باشد، لازم است همراه با کورتيکواستروئيدها از آنتي بيوتيک مناسب (طبق نظر چشم پزشک) استفاده شود.

    عوارض يووئيت چيست؟

    يووئيت ممکن است با عوارض زير همراه باشد: ه آب سياه (گلوکوم)

    - ‏آب مرواريد (کاتاراکت)

    - رشد عروق غير طبيعي در چشم

    - آسيب به شبکيه و جدا شدگي آن

    در اين عوارض ممکن است درمان با قطره‌هاي چشمي‌و يا جراحي به روش باز يا ليزر ضروري باشد.

    اگر مبتلا به قرمزي چشم شده ايد، در صورت عدم بهبود سريع آن، حتماً با يک چشم پزشک مشورت نماييد.

     

    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در جمعه بیست و یکم مهر 1391  |
     
     

     مارگزيدگي

    مار سمبل علم طب و مظهر ترس از ناشناخته هاست ، مار تصور هر آن چيزي است که او را مي ترساند . 

    همه ساله و با گرم شدن هوا و مناسب بودن طبيعت براي گلگشت بازار کوهپيمايي رونق گرفته و مردم براي تفريح و ورزش به کوهپايه ها و دامنه هاي طبيعت پناه ميبرند; از آنجائيکه مارها موجودات خونسردي هستند آنها نيز با توجه به گرم شدن هوا بر فعاليتهاي خود ميافزايند  و اين يعني افزايش مارگزيدگيها

    در اين مطلب بصورت بسيار مختصر سعي شده نکاتي  که در هنگام حضور در کوهستان جهت کاهش احتمال مارگزيدگي وجود دارد را بيان کنيم:

    پيشگيري
    اصولاً مار جانوريست گوشه گير و ترسو و در مواجه با انسان هميشه سعي بر آن دارد که سريعتر فرار کند و حمله فقط در مواردي اتفاق مي افتد که غافلگير شود و يا از طرف فرد تحريک و مجبور به نشان دادن عکس العمل شود که به نظر من هم از حق طبيعي خود استفاده مي کند و از اين بابت گناهي بر گردنش نيست .
    به عنوان مثال عکس العمل خودتان را در نظر بگيريد در موردي که درخواب ناز به سر مي بريد و ناگهان يکي کمر شما را محکم لگد کند و يا ....

    براي پيشگيري از مار گزيدگي بايد به موارد زير توجه داشته باشيم:


    1-يک مکان خنک و سايه دار مثل يک شکاف سنگي ، يک غار يا تو رفتگي سنگي ، سنگهاي کنار چشمه ها ، شاخه هاي سايه دار و درختها و ... همانقدر که براي شما مي تواند جذاب باشد براي يک مار هم که در طول روز مجبور به خنک نگه داشتن خود است جذاب است ، پس قبل از وارد شدن به اين مکانها بسيار دقت کنيد و با سر و صدا کردن باعث فرار ما را از اين مکانها بشويد .

    2- هنگام راه رفتن در ميان علفهاي بلند حتماً با دقت به زير پاي خود نگاه کنيد و حتماً هنگام راه رفتن از يک چوب دست ، عصا ، باتوم و .... استفاده کنيد و با کشيدن آن به زمين و ضربه زدن به سنگها و يا شاخه هاي جلوي پايتان ما را از ورود خود آگاه کنيد .


    3- 85 درصد مارگزيدگي ها در ناحيه زانو به پائين اتفاق
    مي افتد پس در انتخاب کفش مناسب دقت کنيد و با پوشيدن جورابهاي ضخيم تا زير زانوي خود را محافظت کنيد .


    4- بدون دقت و بي محابا دست به زير سنگهاي بزرگ و توده هاي علفي فرو نبريد ( فرضاً به خاطر چيدن يک گل يا سبزي )


    5- بعضي ها با ديدن مار وظيفه خود مي دانند که آن را بکشند و يا آنرا بگيرند که اين امر خود دليل اصلي 50% مارگزيدگيها است پس اگر يه وقتي در طبيعت با ماري مواجه شديد سربه سرش نذاريد و خيلي آرام بدون اينکه تحريکش کنيد عقب نشيني کنيد و فقط ازديدن اين موجود زيبا لذت ببريد .


    6- گاهي در کوه افرادي براي پيشگيري مار گزيدگي يک زنگوله کوچک به خود مي بندند که دايماً صدا کند و مارها از جلوي راهشان دور شوند اگر حوصله اين همه آلودگي صوتي را نداريد پس حداقل از سوت زدن ، آواز خواندن و .... غافل نشويد .


    7-هيچ وقت کوله پشتي خود را با درباز بر روي زمين رها نکنيد.


    8- لباسهاي خود را براي مدت طولاني بر روي زمين رها نکنيد .


    9- اگر کفش خود را در آورده ايد به هنگام دوباره پوشيدن آن دقت کنيد که چيزي توي آن نرفته باشد .


    10- اگر چادر زده ايد ، هميشه در آن را بسته نگه داريد و به هنگام شب وسايل و مخصوصاً کفش هاي خود را به داخل چادر بياوريد اگر هم به هر دليلي ناچار به بيرون گذاردن برخي لوازم از جمله کفش هاي خود شديد ، حتماً آنها را داخل يک کيسه غير قابل نفوذ قرار دهيد .


    11-اول خوب نگاه کنيد و بعد بپريد هيچوقت به جايي که آن را نمي بينيد پشت يک سنگ يک توده علفي و غير نپريد امکان دارد که روي يک مار بيافتيد .


    12- هرگز به يک مار حتي مرده بنمايد ، دست نزنيد .


    13-اگر در فاصله بسيار نزديک ( يک دو قدم ) با ماري مواجه شديد و ديديد که حالت دفاعي به خود گرفته است ، خونسردي خود را حفظ کنيد و سعي کنيد بدون اينکه برگرديد با چند قدم به عقب خيلي آرام از آن دور شويد .


    14- اگر متوجه شخصي و ماري در نزديکي او شديد بدون اينکه هول شويد با صداي بلند و بدون اينکه او را بترسانيد به خوبي او را راهنمايي کنيد تا از منطقه خطر دور شود .


    15- اين فکر که مارهاي کوچک خطري ندارند ، کاملاً نادرست است از کجا مي دانيد شايد با يک بچه افعي مواجه شده باشيد و بد نيست بدانيد که مار جعفري که از سمي ترين انواع افعي هاي ايران به حساب مي آيد ماري است بسيار زيبا ، کوچک و ظريف و با قطري کم


    16- اوج فعاليت مارها پس از تاريکي هوا است که در اين هنگام به شکار مي پردازند و اين بدين معني است که شب هنگام مار مي تواند هر جايي باشد پس اگر در شب قصد پياده روي داريد از چراغ استفاده کنيد و جلوي پاي خود را به دقت نگاه کنيد .


    17- صبح زود مارها از سرماي دم صبح بي حال مي شوند ، به همين خاطر براي گرم شدن خود را به مکانهايي که بعد از طلوع آفتابگير هستند مي کشانند ، پس مراقب چنين مکانهايي باشيد .

     


     

    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در جمعه بیست و یکم مهر 1391  |
     

     

    این بار تقصیر رو گردن کی بندازیم!

     

    سقـوط خونیـن 21 کـودک

    پیش‌ دبـستانی از پـله بـرقی !

    21کودک پیش‌دبستانی که از سوی یکی از مراکز مشهد برای تفریح راهی پارک ملت شده بودند بر اثر بروز نقص فنی در دستگاه پله برقی، دچار حادثه شدند. این حادثه در ساعت 10:30صبح یکشنبه و هنگام عبور کودکان از پله‌برقی پل عابر‌پیاده انتهای بلوار سجاد رخ داد.

    ماجرا از این قرار بود که کودکان پیش‌دبستانی در حال قرار گرفتن روی پله برقی بودند که بر اثر برگشت ناگهانی پله برقی دو نفر از آنها تعادلشان را از دست‌دادند و روی بقیه سقوط کردند. به‌دنبال این ماجرا، کودکان یکی بعد از دیگری به پایین پله‌ها سقوط کردند و در این میان دو نفر از آنها که بقیه رویشان سقوط کرده بودند به‌دلیل گیر کردن لباس یا بند کیفشان در لابه‌لای دندانه‌های پله‌برقی، دچار ترس و آسیب‌دیدگی شدند. لباس‌های آنها طوری بین دندانه‌های پله برقی گیر کرده بود که هیچ‌کدام توان حرکت نداشتند و زیر دست و پای بقیه کودکان دچار جراحات شدید شدند

    بر پایه این گزارش، دو تن از کارشناسان آتش نشانی و متولیان فنی پله برقی در سطح شهر مشهد در این باره گفتند : علت این حادثه در دست بررسی است اما به نظر می رسد عمل نکردن ترمز پله برقی باعث شده تا پله به عقب برگردد و باعث مجروح شدن این کودکان شود.

     

     


    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در چهارشنبه نوزدهم مهر 1391  |
     

    خاموش کننده هاي دستي


     

    مبانی آتش نشانی ( خاموش کننده هاي دستي )

     

    1-2 - تعريف خاموش کننده

    خاموش کننده ها براي استفاده در شرايط اضطراري با هدف به اينکه بتوانند در مراحل اوليه شروع آتش سوزي ازگسترش آن جلوگيري وآتش را اطفاء نمايند ساخته شده اند.
    خاموش کننده ها دراندازه هاي مختلف که تا 14 کيلو بصورت پرتابل(قابل حمل) وانواع بزرگتر آن بعلت ازدياد وزن درجاي مشخصي نصب و يا برروي چرخ قرار گرفته است وازاين دستگاهها با توجه به ظرفيت مواد داخل آنها مي توان در حريقهاي کوچک استفاده نمود. طرز کار خاموش کننده ها با هم فرق مي کنند، لاکن عموماً از يک تکنيک و شيوه بخصوص پيروي کرده وبه يک منظور خاص ساخته شده ونتيجه کار آنها تفاوت چنداني ندارند.

    2- 2-انواع خاموش کننده ها

    1-خاموش کننده محتوي آب
    2-خاموش کننده محتوي کف
    3-خاموش کننده محتوي پودر گاز
    4-خاموش کننده محتوي گاز
    5-خاموش کننده محتوي مايعات تبخير شونده (هالوژنه)

    3-2- تأمين فشار درخاموش کننده ها
    1-فشار(گاز) حاصل از واکنش 2 ماده شيميائي
    2-فشار يک گاز بي اثر از قبيل (CO2 يا N2) در داخل فشنگي
    3-فشار هوا( ازطريق کمپرسور) با سيلندر هوا
    4-فشار دروني ماده خاموش کننده

    4-2 -خاموش کننده هاي محتوي آب

    جهت اطفاء حريقهاي ناشي از مواد قابل احتراق معمولي مانند: (چوب، کاغذ، پلاستيک، لاستيک) گروه A (خشک ) استفاده مي گردد اين مواد براي اطفاء لازم است حرارتشان کاسته شود يا به عبارتي خنک شوند که اين امر معمولاً با تاثير آب يا محلولهاي آبي انجام مي شود، اغلب حريقهاي مربوط به منازل ازگروه A هستند وبهترين، کاربردي ترين واقتصادي ترين ماده خاموش کننده نيز در اينگونه موارد آب است، چنانچه خاموش کننده هاي آبي درکنار تاسيسات الکتريکي مورد استفاده قرار گيرند جريان آب وتماس با تاسيسات الکتريکي مي تواند يک شوک الکتريکي شديد اعمال نمايد. خاموش کننده هاي آبي در دو نوع بصورت ذيل وجود دارند.

    5-2-خاموش کننده هاي محتوي آب وگاز

    محلول موجود در سيلندر2/3 آب خالص وبراي فشار مورد نياز از گاز CO2 (کربنيک) در داخل فشنگي استفاده مي گردد، جهت جلوگيري از زنگ زدگي داخل سيلندر را با لايه نازکي از پلاستيک يا ماده ضد زنگ مي پوشانند. خاموش کننده هاي آب وگاز عموماً غير قابل کنترل مي باشند و ازاين خاموش کننده در جهت اطفاء حريقهاي از نوع گروه A( خشک) استفاده مي گردد.
    1-بدنه اصلي
    2-سيلندر گاز کربنيک(فشنگي)
    3-لوله خارج کننده
    4-نازل
    5-کفه وميله ضربه
    6-درب پوش اصلي

    مبانی آتش نشانی ( خاموش کننده هاي دستي )

    جهت جلوگيري از يخ زدگي در نقاط سردسير بايد مقداري ضد يخ در محلول اضافه نمائيم، جهت کارکرد با دستگاه ابتدا بايد ضامن را کشيد وبا ضربه وارد نمودن به کفه ضربه باعث سوراخ شدن صفحه فلزي بالاي سيلندر گاز شده (فشنگي)، ودستگاه بلافاصله تحت فشار قرار گرفته وآماده به کار مي باشد.
    آزمايش ماهانه خاموش کننده آب وگاز
    1-هر سه ماه يکبار درپوش را باز کرده وفشنگي گاز را از محزن اصلي جدا مي کنيم.
    2-فشنگي را وزن کرده درصورتيکه بيش از 10% از وزن آن کم شده باشد آن را شارژ مي نمائيم.
    3-درصورت کم بودن محلول (آب) به آن آب اضافه مي کنيم تا2/3 مخزن.
    4-بدنه، کفه، ميله ضربه، سوزن، واثر خروجي را کاملاً بازديد مي نمائيم.
    آزمايش سالانه
    در صورت امکان سالي يکبار دريک حريق آموزشي ازخاموش کننده استفاده و آن را شارژ مي کنيم.
    آزمايش بدنه
    بدنه خاموش کننده بايد هر 2 تا 5 سال يکبار با فشار معيني(حدوداً 3 الي 4 برابر زمان شارژ) توسط کارخانه سازنده تحت فشار قرار گيرد تا از سلامت بودن آن اطمينان حاصل گردد.

    6-2- خاموش کننده آب وهوا

    مواد اطفائي اين دستگاه آب خالص وبراي فشار مورد نياز از هوا بطريقه کمپرسور استفاده مي شود، چون بدنه اين سيلندر دائماً تحت فشار قرار دارد. بايد مقاومتي برابر با حدود (PSI) 600 پوند بر اينچ مربع داشته باشد ودرحالت شارژ فشار آن بين 150- 60(PSI) مي باشد اين خاموش کننده قابل کنترل است وجهت اطفاء حريقهاي از نوع گروه A (خشک) استفاده مي گردد، بدليل اينکه اين دستگاه دائماً تحت فشار مي باشد بر روي آن فشار سنج نصب شده که دو کار انجام مي دهد.

    مبانی آتش نشانی ( خاموش کننده هاي دستي )

    1-فشار داخل سيلندر را نشان مي دهد
    2-درصورتيکه فشار دستگاه به هر عللي افزايش يابد فشار سنج از هم پاشيده وفشار آن تخليه مي گردد.
    1- بدنه اصلي
    2- لوله خروجي (داخلي)
    3- نازل
    4- شيلنگ لاستيکي
    5- اهرم شير
    6- دستگيره
    7- فشار سنج
    8- ضامن
    ضمناً جهت جلوگيري از زنگ زدگي، بدنه اين خاموش کننده ازداخل با لايه اي از جنس پلاستيک نازک و يا ضد زنگ پوشيده مي گردد وطريقه عمليات با دستگاه به اين طريق است که ابتدا ضامن را کشيده وبا يک دست خاموش کننده وبا دست ديگر لوله را گرفته وبا فشار بر روي اهرم، خروجي خاموش کننده باز وماده داخل به محل مورد نظر هدايت مي شود.
    آزمايش ماهانه : با بازديد از طريق فشار سنج وضعيت خاموش کننده بررسي
    آزمايش سالانه: با ايجاد حريق آموزشي مصرف و مجدداً شارژ مي گردد.
    آزمايش بدنه: هر 2 سال يکبار با فشار معيني توسط کارخانه تست بدنه صورت مي گيرد.

    7 – 2 -خاموش کننده کف شيميائي

    اين خاموش کننده از دو مخزن با حجم هاي مختلف تشکيل شده بطوريکه يکي درداخل ديگري قرار مي گيرد. درمخزن بزرگ محلول بي کربنات سديم و دراستوانه کوچک محلول سولفات آلومينيوم که هر دو محلول هيچگونه تماسي با هم ندارند ودر هنگام عمليات ابتدا با بازکردن شير فلکه و واژگون نمودن سيلندر وسبب مخلوط شدن دو ماده شيميائي ودرنتيجه کف شيميائي وهمچنين گاز CO2 توليد مي شود که اين گاز هم عامل فشار وهم عامل درتوليد حبابهاي کف نقش دارد.
    گرچه خاموش کننده کف در اصل براي استفاده در حريقهاي کلاس B (مايعات قابل اشتعال) مي باشد وليکن مي توان از آن نيز درمورد حريقهاي کلاسA (خشک نيز استفاده نمود.
    کف براي اطفاء به اين طريق عمل مي کند که در صورت پرتاب بر روي مواد مشتعل به سرعت روي حريق را پوشانده ومانع برخاستن گاز قابل اشتعال از روي مواد گشته واز رسيدن اکسيژن (هوا) به حريق جلوگيري ودرنتيجه عمل اطفاء صورت مي گيرد خاموش کننده هاي کف عموماً «غير قابل کنترل مي باشند.»

    مبانی آتش نشانی ( خاموش کننده هاي دستي )

    آزمايش ماهانه
    1-درپوش خاموش کننده را باز کرده سيلندر داخلي( کوچک) را خارج سازيد.
    2-با دو قطعه چوب هر دو محلول را کاملاً بهم زده ودر صورت کم شدن به آن آب اضافه مي کنيم.
    3-از باز بودن خروجي مطمئن شويد.
    آزمايش سالانه
    درصورت امکان درحريق آموزشي استفاده ومجدداً شارژ نمائيد.

    8-2- خاموش کننده کف مکانيکي با هواي فشرده

    2/3حجم اين خاموش کننده محلول کف (که با آب مخلوط شده) و1/( 3) بقيه هواي فشرده مي باشد وبراي جلوگيري از زنگ زدن، داخل سيلندر روکش پلاستيک کشيده مي شود ودر انتهاي لوله خروجي (سرنازل) سرلوله کفساز کوچکي نصب مي باشد که محلول خاموش کننده با عبور از آن با هوائي که از مجراهاي اطراف بداخل کشيده مي شود تشکيل حباب مي دهد ازاين خاموش کننده جهت اطفاي حريقهاي کلاسB وبعضاً A نيز استفاده مي گردد، جهت کار با دستگاه ابتدا ضامن را کشيده وبا وارد نمودن فشار بر روي اهرم وهدايت ماده اطفايي به محل حريق، اين خاموش کننده درحالت شارژ حدود 10 اتمسفر فشار دارد.

    مبانی آتش نشانی ( خاموش کننده هاي دستي )

    آزمايش ماهانه
    درصورت امکان هر سه ماه يکبار هواي خاموش کننده تخليه ابتدا بازديد محلول کف سپس قطعات داخل وخارج بدنه اعم از سر لوله- صافي- لوله خروجي – در پوشش وهمچنين از لحاظ زنگ زدگي بازديد شود.
    آزمايش سالانه
    درصورت امکان در حريق تمريني استفاده ومجدداً شارژ گردد.

    9 – 2 –خاموش کننده کف وگاز

    دراين خاموش کننده 2/3محلول کف+ آب وعامل فشار گاز CO2 (کربنيک) در داخل فشنگي مي باشد وبراي حريقهاي کلاس BوبعضاًA نيز استفاده مي گردد وجهت کار با آن ابتدا ضامن را کشيده وسپس با وارد نمودن ضربه به کف باعث سوراخ شدن صفحه فلزي بالاي سيلندر شده و دستگاه تحت فشار قرار مي گيرد و آماده بکار مي باشد.
    آزمايش ماهانه
    هر سه ماه يکبار پس از باز کردن درپوش، محلول ، سرلوله، صافي لوله خروجي – وشيلنگ دستگاه را بازديد وفشنگي آن را نيز از نظر شارژ بودن وزن مي کنيم.

    مبانی آتش نشانی ( خاموش کننده هاي دستي )

    آزمايش سالانه
    درصورت امکان در حريق آموزشي مصرف ومجدداً شارژ گردد.
    1-بدنه سيلندر
    2-صافي
    3-لوله خارج کننده
    4-سيلندر گازCO2(گاز گربنيک)
    5-شيلنگ لاستيکي
    6-سرلوله کفساز مخصوص کف
    7-نازل
    8-سوراخهاي هواکش
    9-کف وميله ضربه

    10-2- خاموش کننده هاي پودري

    اين خاموش کننده ها درانواع قابل شارژ ويکبار مصرف در بازار عرضه مي شود بسياري از ساکنين منازل ترجيح مي دهند از انواع يکبار مصرف آن استفاده کنند بدليل اينکه احتياج به مراقبت ونگهداري کمتري دارند معمولاً سيلندرها به شکل استوانه اي مي باشند. خاموش کننده هاي پودري درمورد حريقهاي از نوع گروه B (مايعات قابل اشتعال) استفاده مي شود، پودر سمي شناخته نشده ولي باعث التهاب مجاري تنفس براي مدت طولاني وهمچنين درمحيط هاي بسته پودر قدرت بينائي را کاهش مي دهد. ساخت اين دستگاه در دو نوع طراحي شده يکنوع که دائماً تحت فشار مي باشد ونوع دوم عامل فشار دريک سيلندر کوچک قرار دارد.

    11-2- خاموش کننده محتوي پودر گاز

    اين خاموش کننده به دو دسته تقسيم مي شود:
    1-پودر وگاز سيلندر(فشنگي) داخل
    2-پودر وگاز سيلندر(فشنگي) خارج
    2/3 حجم سيلندر اصلي پودر (بي کربنات سديم) پر شده است وعامل فشار گاز کربنيک (CO2) در داخل فشنگي که يا در کنار سيلندر اصلي ويا در داخل آن تعبيه شده است مي باشد ودر موقع استفاده از نوع فشنگ خارج ابتدا شير فلکه مربوطه به فشنگي را باز نموده وگاز داخل آن بلافاصله داخل مخزن اصلي شده و فشار مورد نياز ايجاد مي شود ونوع فشنگ داخل نيز با ضربه وارد نمودن برکفه ضربه باعث سوراخ شدن فلزي بالاي فشنگي محتوي گاز CO2 شده وبلافاصله گاز مزبور وارد مخزن اصلي خاموش کننده مي شود وسيلندر تحت فشار قرار مي گيرد. خاموش کننده هاي پودري عموماً قابل کنترل وبدنه آنها معمولاً داراي سوپاپ ايمني که بر روي درپوش نصب مي باشند که به هرعلتي افزايش فشار داشته باشد سوپاپ عمل کرده وفشار اضافه تخليه مي گردد ومعمولاً سوپاپ آن با فشار 17 اتمسفر تنظيم شده است. از اين خاموش کننده اگرچه مقدار کمي مصرف شود نمي توان براي حريقهاي ديگر استفاده نمود.

    مبانی آتش نشانی ( خاموش کننده هاي دستي )

    1-بدنه
    2-ضربه گير
    3- لوله خروجي داخل مخزن
    4-سيلندر گاز فشنگي
    5- لوله ورودي گاز بداخل محفظه پودر
    6-شيلنگ فشار قوي
    7-اهرم شير نازل
    8-نازل
    9-نگهدارنده نازل
    10-درب اصلي خاموش کننده
    11-کف وميله ضربه
    12-ضامن
    13-گيره نصب به ديوار
    آزمايش ماهانه پودر وگاز
    1-هر سه ماه يکبار درب سيلندر را باز نموده واز کلوخه نشدن پودر مطمئن مي شويم.
    2-از باز کردن خروجي به سيلندر وهمچنين سالم بودن بست ها ولوله لاستيکي با اطلاع شويم.
    3-مخزن فشنگي را وزن کرده تا از شارژ بودن آن مطلع شويم چنانچه بيش از 10% گاز کم شده باشد مجدداً شارژ نمائيد.
    آزمايش سالانه
    درصورت امکان دريک حريق آموزشي استفاده ومجدداً شارژ نمائيد.
    آزمايش بدنه
    هر دوسال يکبار تست بدنه توسط کارخانه سازنده انجام شود.

    12-2- خاموش کننده پودر هوا

    2/3حجم اين سيلندر پودر و 1/3 ديگر آن هواي خشک يا N2 (ازت) ودر زمان شارژ فشار آن حدود 10 اتمسفر مي باشد.
    دراين خاموش کننده پودر داخل سيلندر دائماً زير فشار مي باشد وبه همين علت مسئله کلوخه شدن پودر کمتر وجود دارد. غالباً بر روي اين خاموش کننده مانومتر (فشار سنج) نصب مي باشد که فشار داخل آن تحت کنترل از اينطريق است چون بدنه اين سيلندر تحت فشار دائم قرار گرفته.

    مبانی آتش نشانی ( خاموش کننده هاي دستي )

    1-بدنه اصلي
    2-لوله خروجي
    3-نازل
    4-شيلنگ لاستيکي
    5-اهرم شير
    6-دستگيره
    7-فشار سنج
    8-ضامن
    لذا، از فولاد مخصوص که قدرت تحمل فشار زياد داشته باشد ساخته مي شود سيستم آب بندي شير آلات آن حساس مي باشد به همين دليل از اين خاموش کننده مي توان به اندازه نياز استفاده کرد ودرصورت باقي بودن مواد در داخل آن درحريقهاي بعدي نيز استفاده نمود واز اين دستگاه جهت اطفاء حريقهاي گروه B (مايعات قابل اشتعال) استفاده مي شود وطريقه کارکرد آن به اين شکل مي باشد، چند مرتبه خاموش کننده را تکان دهيد سپس ضامن را کشيده وبا فشار بر روي اهرم خروجي سيلندر باز و پودر به محل حريق هدايت مي شود.
    آزمايش ماهانه پودرهوا
    بازديد ظاهري وتست فشار سيلندر از طريق فشار سنج
    آزمايش سالانه
    درصورت امکان در حريق آموزشي استفاده ومجدداً شارژ گردد.
    آزمايش بدنه
    هر دو سال يکبار تست بدنه توسط کارخانه سازنده انجام گيرد. به لحاظ اينکه خاموش کننده پودر وهوا دائم تحت فشار است بايد از مقاومت بدنه بيشتري برخوردار باشد.

    13-2- خاموش کننده گاز کربنيک CO2

    اين خاموش کننده محتوي 2/3گاز CO2 که تحت فشار حدود 900- 800PIS به صورت مايع در آمده ودرسيلندر قرار دارد. چون بدنه آن فشار زيادي را بايد متحمل گردد به همين علت از فولاد وبدون درز ساخته مي شود. گاز CO2 از هوا سنگين تر وغير قابل اشتعال است. به همين خاطر در موقع اطفاء بخوبي سطح آتش را پوشانده وجانشين اکسيژن ودرنتيجه عمل اطفاء بنحو احسن صورت مي پذيرد.
    ازاين خاموش کننده بيشتر در محلهاي بسته وبراي اطفاء تاسيسات الکتريکي و دستگاههاي کامپيوتري استفاده مي گردد بدليل اينکه گاز مزبور درمحل مصرف هيچ اثري از خود به جاي نمي گذارد اين خاموش کننده ها معمولاً قابل کنترل هستند سر لوله خاموش کننده CO2 به شکل قيفي يا شيپوري است وعلت آن نيز اين است 1-از سرعت زياد گاز به هنگام خروج جلوگيري کرده وبه آن اجازه انبساط مي دهد. 2- ماده اطفايي را به محل مورد نظر هدايت مي نمايد.
    اگر چه دي اکسيد کربن سمي نيست ولي وقتي به ميزان زياد درفضاي بسته براي اطفاء حريق استفاده شود مي تواند خطرناک باشد چنانچه يک سيلندر حاوي گاز کربنيک دريک محل بدون تهويه استفاده شود ميزان اکسيژن را تقليل مي دهد وهر شخصي در آن محل باشد دچار بيهوشي يا حتي مرگ در اثر فقدان اکسيژن خواهد شد. بعلاوه ايجاد مه ناشي از CO2 مي تواند باعث کاهش ديد وخطاي ناشي از اين امر گردد. چنانچه بهر علتي فشار داخل سيلندر افزايش يابد سوپاپ ايمني که بر روي 2700 PSI تنظيم شده است عمل کرده وفشار اضافي تخليه مي گردد به همين خاطر نبايد اين سيلندر در زير تابش مستقيم خورشيد ويا درمجاورت دستگاه هاي حرارتي قرار گيرد.
    بدنه اين خاموش کننده بايد قادر باشد فشاري معادل با 7000 PSI را تحمل نمايد جهت کار با خاموش کننده ابتدا دسته حمل را در دست گرفته وپين ضامن را خارج کرده ودسته تخليه را فشار مي دهيم وبايد مراقب بود که اعضاي بدنه با شيپور تخليه کننده تماسي پيدا نکند( درطي عمليات) زيرا اين قسمت بسيار سرد مي باشد وباعث سوختگي درمحل تماس مي گردد. ضمناً درگروه هاي نجات براي شکار حيوانات موذي مانند مار وغيره از اين خاموش کننده استفاده مي شود.

    مبانی آتش نشانی ( خاموش کننده هاي دستي )

    آزمايش ماهانه
    با وزن کردن سيلندر از شارژ بودن آن باطلاع مي شويم چنانچه بيش از 10% از وزن گاز کم شده باشد، جهت پرکردن آن اقدام مي نمائيم. درصورت نداشتن وسيله وزن کشي با تکان دادن يا زير روي کردن خاموش کننده بصورت تقريبي مي توان از مقدار مايع داخلي مطلع شد.
    آزمايش بدنه
    هر 5 سال يکبار با فشاري برابر با 3375 PSI (پوند بر اينچ مربع) بدنه سيلندر توسط کارخانه سازنده مورد آزمايش قرار مي گيرد.

    14-2-خاموش کننده هاي مايعات تبخير شونده( هالوژنه)

    گرچه مايعات تبخيرشونده به عنوان ماده اطفائي غير قابل قبول شناخته شده اند واستفاده ازاين مواد محدود و قدغن شده (بدليل صدمه رساندن به لايه ازن) ليکن به لحاظ اينکه احتمال دارد در بعضي از مؤسسات و شرکتها ازاين خاموش کننده استفاده شود توضيح مختصري درباره اين اطفاء کننده ها مي دهيم دراين خاموش کننده بمنظور ساخت مواد اطفائي از دو هيدرو کربور بنام هاي متان CH 4 واتان C2H6 بعنوان مواد پايه درنظر گرفته شده وهيدروژن اين ترکيب توسط عناصر هالوژنه ( F-CL-BR-I) جايگزين مي شود ومواد حاصله قابليت اشتعال نداشته وحدوداً 4 الي 5 برابر از هوا سنگين ترهستند وبه سرعت روي حريق را پوشانده ومانع رسيدن اکسيژن به حريق مي شود واز طرفي در واکنشهاي زنجيره اي سوختن دخالت کرده ودر نتيجه عمل اطفاء صورت مي گيرد اين مواد تا زمانيکه در داخل سيلندر يا ظروف در بسته هستند بصورت مايع ودرمحيط بصورت گاز مي باشند. اين خاموش کننده را مي توان در اکثر حريقها استفاده کرد بخصوص درحريقهاي دستگاه کامپيوتري وهمچنين دستگاه هاي ظريف الکتريکي مواد هالوژنه جديد پس از مصرف هيچ اثري از خود بجا نمي گذارد. عامل فشار دراين خاموش کننده ها از سه طريق به دست مي آيد.1-فشار هوا يا ازت2- فشار گاز در داخل فشنگي3- فشار دروني خود ماده
    انواع اين خاموش کننده در بازار به اين شرح مي باشد.
    1-نوع سقفي که بصورت اتوماتيک عمل مي کند.
    2-نوع بولينگي که با پرتاپ بر روي حريق عمل اطفاء انجام مي گيرد.
    3-به شکل استوانه اي

    طريقه عمليات با خاموش کننده ها

    ابتدا سيلندر را بصورت آماده در دست گرفته وسپس پشت به باد ورو به موضع حريق قرار مي گيريم واطفاء را از لبه آتش شروع وبا حرکت به سمت جلو و حرکت سريع نازل به طرفين ادامه مي دهيم. (بصورت جارويي) جريان تخليه نبايد در فاصله خيلي نزديک به مواد قابل اشتعال انجام شود، زيرا در اثر سرعت وفشار زياد در هنگام خروج ماده اطفائي امکان پخش سوخت به اطراف وتوسعه حريق وجود دارد بنابراين فاصله بايد به نوع حريق ووسعت ونوع خاموش کننده آن تعيين گردد.

    مبانی آتش نشانی ( خاموش کننده هاي دستي )

    15-2- اطلاعات ودستورالعمل بر روي بدنه خاموش کننده

    1-نوع خاموش کننده و طريقه کارکرد آن
    2-نام کارخانه سازنده
    3-سال ساخت دستگاه
    4-شماره استاندارد
    5-شرايط نگهداري دستگاه

    16-2- تعيين مکان مناسب جهت نصب خاموش کننده

    1-حداکثر در ارتفاع 5/1 متري از سطح زمين نصب شود چنانچه وزن خاموش کننده بيشتر از 18 کيلو باشد حداکثر در ارتفاع 1 متري از سطح زمين نصب شود. درمکان هاي که تردد کودکان ونوجوانان کم است مي توان در ارتفاع پايين تر نصب کرد.
    2-توزيع يکنواخت صورت بگيرد.
    3-در نزديکي ورودي و خروجيها باشد.
    4-درمکاني نصب شود که امکان صدمات فيزيکي را به حداقل برساند.
    5-مسير جهت دسترسي کوتاه وخالي از وسائل دست وپا گير ومزاحم فراهم شود.
    6-درفضاي باز سيلندر نبايد درمقابل تابش مستقيم نور خورشيد يا برف وباران قرار گيرد.
    7-همچنين بايد دقت داشت که خاموش کننده بايد در فاصله اي دورتر از مواد مخاطره آميز نصب شوند.
    8-وقتي که خاموش کننده بر روي چرخ يا ديوار نصب مي باشد بايد از بستهاي مخصوص استفاده نمود.

    17- 2- شناسايي نوع خاموش کننده از طريق رنگ بدنه سيلندر

    بدليل اينکه زمان در اطفاء آتش سوزيها اهميت بسيار دارد بعضي از کارخانجات سازنده سيلندرهاي آتش نشاني اقدام به رنگ آميزي بدنه سيلندر در رابطه با نوع ماده اطفائي نموده اند که شخص عمل کننده بتواند با توجه به نوع حريق سريعاً خاموش کننده مورد نظر را انتخاب وعمليات اطفاء را انجام دهد تا تي الامکان از اتلاف وقت جلوگيري بعمل آيد که بشرح زير مي باشد.
    1-خاموش کننده محتوي آب ــــــ به رنگ آبي
    2-خاموش کننده محتوي کف ــــــ به رنگ زرد يا ليموئي
    3-خاموش کننده محتوي پودر ــــــ به رنگ قرمز
    4-خاموش کننده محتوي گاز ــــــ به رنگ مشکي
    5-خاموش کننده محتوي هالوژنه ــــــ به رنگ سبز
    لازم به ذکراست درحال حاضر اکثر توليد کنندگان از رنگ قرمز براي تمام خاموش کنندگان استفاده مي کنند.
    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در چهارشنبه نوزدهم مهر 1391  |
     

    تاریخچه آتش نشانی

    پيش درآمد

    اميركبير، ‌تازه به محل كارش رسيده بود و مي‌خواست كار روزانه اش را شروع كند كه يكي از خفيه نويسان وارد شد و گزارشي را به رؤيت وي رساند:‌
    «حاجي ميرزا احمد نام، ‌قهوه خانه سرپوشيده ملكي سراج الملك را كه نزديك قراول خانه دروازه قديم شميران واقع است، اجاره كرده، ‌بالاخانه و خود قهوه خانه را مملو ازچليك‌هاي نفت كرده است.‌اين انبار خيلي خطر دارد. چنانچه خداي نخواسته حريق درآن جا واقع شود، ‌معالجه پذير نيست، لذا، ‌مراتب به جناب وزير نظام اطلاع داده شد».
    امير، ‌نگاهي به گزارش‌انداخت، ‌ابروانش را درهم كشيد، ‌دقايقي را به فكر كردن گذراند و بعد، ‌زير لب زمزمه كرد:
    - امان از جهل ! امان از طمع !‌اين مردم، ‌به فكر خودشان هم نيستند و هيچ فكر نمي كنند كه انبار كردن نفت، ‌آن هم درمجاورت آتش اجاق و درجايي كه هر روز ده‌ها نفر به آن تردد مي‌كنند و چپق و قليان مي‌كشند، ‌چقدر خطر دارد و يك جرقه چطور ممكن است تمام زندگيشان را خاكستركند.
    امير كبير كه تازه چند ماهي مي‌شد زمام اموركشور را به دست گرفته بود و علاقه و اشتياق زيادي داشت تا تغييرات دلخواهش را درنظام سياسي و اجتماعي كشور شروع كند و ضمناً در روزهاي قبل نيز چنان گزارش‌هايي به دستش رسيده بود، ‌با خود‌انديشيد:‌
    «شواهد نشان مي‌دهد قهوه خانه ميرزا احمد تنها مكاني نيست كه چنين وضعيتي دارد و قطعاً خيلي‌هاي ديگر هم ممكن است اشتباه او را كرده باشند».
    تا قبل از صدارت اميركبير، ‌نفت مورد نياز مردم براي مصارف سوخت و روشنايي، ‌دربشكه‌هاي 110 كيلويي، ‌به وسيله شتر، ‌از بادكوبه روسيه وارد مي‌شد و مردم براي خريد نفت از ظرف‌هايي به گنجايش دو سيرو نيم (5/187 گرم)‌، ‌پنج سير (375 گرم)‌و چارك (‌750 گرم)‌ يا بزرگ تر، استفاده مي‌كردند، ‌اما درآن زمان بعضي تجار، ‌براي آن كه بتوانند نفت را راحت تر درتمام مناطق كشور توزيع كنند، ‌نفت را به صورت حلب‌هاي 20 كيلويي هم وارد مي‌كردند. با‌اين حال، به دليل وارداتي بودن نفت و از آن جا كه گاهي به طور نامرتب توزيع مي‌شد، يا دربرخي از محلات اصلاً توزيع نمي‌شد، ‌گروهي از مردم دسترسي دايمي به نفت نداشتند و براي‌اين كه از نظر تهيه آن درمضيقه نمانند، ‌هرگاه نفت گيرشان مي‌آمد، ‌مقدار زيادي از آن را خريداري مي‌كردند و خصوصاً از وقتي واردات نفت چليكي رايج شد، ‌به دليل آن كه نگهداري اش ساده تر بود، انباشت نفت توسط خانواده‌ها و خصوصاً كساني كه از نظر شغلي نياز بيشتري به نفت داشتند، ‌شدت گرفت.
    موضوع گزارش، ‌خصوصاً كه مشابهات متعددي نيز داشت، به نظر اميركبير جالب آمد، يك بارديگر گزارش را كه مختصر و مفيد هم نوشته شده بود، ‌خواند و متحير ماند كه چه كند و چون چيزي به نظرش نرسيد، از جا برخاست، ‌مشغول قدم زدن درطول و عرض اتاق و فكر كردن شد و وقتي نتيجه‌اي نگرفت، ‌كوشيد تا به بقيه كارهاي روزانه خود بپردازد. اما نتوانست از فكر گزارشي كه خوانده بود، ‌بيرون بيايد.
    اميركبيراطلاعات خوبي در زمينه‌هاي مختلف داشت و خوب مي‌دانست تاريخ نخستين آتشي كه توسط انسان افروخته شد از چهار هزار سال تجاوز مي‌كند و‌اين را هم مي‌دانست كه آتش يكي از كشفيات مهم بشري است و اگر چه عاملي بسيار مهم براي رفاه و آسايش انسان و نجات او از تاريكي و سرما و مددكار بشر درپخت غذا و عامل رشد بسياري از صنايع اوليه است وانسان با استفاده از آن توانسته به پيشرفت‌هاي قابل اعتنايي در زمينه ابزار سازي، ‌سفال سازي، شيشه گري، ذوب فلزات و... دست يابد، اما خارج شدن آن از كنترل هم مي‌تواند خطرات جبران ناپذيري به دنبال داشته باشد.
    او كه تاريخ را خوب خوانده بود و به خوبي خبر داشت درتاريخ كشورمان آتش‌سوزي به كرات شهرهايي را به كام خود كشيده و حتي به ورطه نابودي افكنده است، ‌شهر سوخته در67 كيلومتري جنوب زابل دراستان سيستان و بلوچستان را به يادآورد كه درسال‌هاي 3200 تا 2100 پيش از ميلاد رشد و شكوفائي خاصي داشت و چندين بار درآتش سوخت و دوباره بازسازي شد. شهري كه حداقل در روزگار ما كاوش‌هاي باستان شناسي انجام شده درآن ثابت كرده است حداقل چهار دوره مشخص آباداني به خود ديده و ظاهراً درچهارمين دوره حياتش براثر آتش‌سوزي به كلي ويران شده و از بين رفته است.
    اميركبيرهمچنين مي‌دانست درواپسين سال‌هاي سلطنت هخامنشيان نيز آتش‌سوزي درتخت جمشيد باعث از ميان رفتن بخش عظيمي از ثروت ملي شده است، و درسال 325 هجري قمري، بغداد كه درآن زمان جزو قلمرو‌ايران به شمار مي‌آمد، به كام حريقي فرو رفت كه دو شبانه روز ادامه داشت و شهر را به كلي ويران كرد. مغولان هم قسمت‌هاي وسيعي از‌ايران را به آتش كشيدند و درشب سه شنبه دوازدهم ماه شوال 1098 هجري قمري، ‌آتشي كه دريكي از خانه‌هاي ساري برافروخته شده بود، ‌منجر به آتش‌سوزي مهيبي شد كه پس از ساعتي، دامنه اش تمام شهر را دربر گرفت و...
    از يادآوري آتش‌سوزي‌هايي كه درايران اتفاق افتاده بود، ‌پشت امير لرزيد و به نظرش رسيد صرف نظر از آتش‌سوزي‌هايي كه عمدي بوده، ‌وقوع حريق حادثه‌اي است كه هرزمان ديگر و در هر جاي ديگري از كشور نيز احتمال دارد اتفاق بيفتد و‌اين، درحالي است كه درهيچ كجاي مملكت، ‌امكاناتي نيز براي مبارزه با حريق‌هاي اتفاقي و آتش‌سوزي‌هايي كه ناشي از بي احتياطي مردم باشد، ‌وجود ندارد.
    آن روز، ‌ذهن اميركبير، مدتي طولاني با موضوع گزارشي كه خوانده بود، درگيري داشت و براي حل مشكل از هر راهي وارد مي‌شد، به بن بست مي‌رسيد و هر بار به خود مي‌گفت:
    - كاري نمي توان كرد. هيچ قانون و قاعده‌اي وجود ندارد كه بر اساس آن بتوان قهوه چي متخلف را مورد بازخواست قرارداد يا از‌اين كار خطرناك منع كرد. تازه، ‌اگر هم قانوني وجود داشت، با يك گل بهار نمي‌شد. به فرض هم كه با ميرزا احمد برخورد شود، او تنها آدم متخلف نيست و نمي توان بالاي سر يكايك مردم مراقب گماشت تا مرتكب چنين تخلفي نشوند.
    اما ناگهان، جرقه‌اي ذهنش را روشن كرد:
    - يك كار مي‌توان انجام داد... كاري كه گذشتگان غفلت كرده و هيچ وقت انجام نداده‌اند. بايد فهم مردمي را كه به دليل جهل يا غرض فرمانروايان هميشه دربي خبري نگه داشته شده‌اند، بالا برد تا خودشان بتوانند نفع و ضرر را تشخيص بدهند و از اقدام به كارهايي كه به صلاحشان نيست، خودداري كنند و چنين كاري، فقط از دو طريق امكان پذير است: اول احداث مدرسه درهمه جاي كشور و بعد انتشار روزنامه‌اي كه از طريق آن بتوان درزمينه مسايل مختلف، ‌مردم را آگاه و به آنها اطلاع رساني كرد.
    دقيقاً از همان روز، ‌اميركبير به فكر اجراي سريع‌انديشه‌هايي افتاد كه از مدت‌ها پيش در ذهن داشت و به همت او درسال 1230 شمسي، ابتدا يك كارخانه كاغذسازي درشمال شرقي تهران تأسيس شد و كاغذهاي تحريري مرغوبي از آن بيرون آمد كه به كاغذ اميري شهرت يافت و وقتي خيالش از بابت تأمين كاغذ راحت شد، ‌به موازات فعاليت كارخانه كاغذسازي، ‌دستور به انتشار روزنامه "وقايع اتفاقيه" داد و از بين افراد صاحب صلاحيتي كه مي‌شناخت، "ميرزا جبار تذكره چي " را به عنوان مدير روزنامه تعيين كرد و كار مباشرت ترجمه روزنامه را به "برجيس صاحب" داد و سپس در روز پنجم ربيع الاول 1268 (‌ديماه 1231)‌ دربخش شمالي ارگ شاهي و درمحلي كه سابقاً سربازخانه بود، ‌مدرسه دارالفنون را با مديريت " محمدعلي خان شيرازي " (‌وزير خارجه)‌ افتتاح كرد و تصميم گرفت از دانش آموختگان آن مدرسه براي تأمين معلم بقيه مدارس كشور استفاده كند.
    سابقه مبارزه با آتش
    سابقه آتش‌سوزي دردنيا، چيزي كم از تاريخ كشف آتش توسط انسان ندارد و بدون آن كه نيازي به ارائه مدارك و اسناد تاريخي باشد، مي‌توان حدس زد و باور داشت كه انسان از وقتي آتش را شناخت، ‌پيوسته درمعرض خطرات ناشي از آن بود و البته، ‌اسناد و مدارك متعددي نيز موجود است و تأييد مي‌كند افزون بر آتش‌سوزي‌هاي مهيبي كه درايران اتفاق افتاده و به برخي از آن‌ها اشاره شد، مردمان كشورهاي ديگر نيز بارها صدمات سنگين ناشي از حريق‌هاي عمدي يا اتفاقي را تجربه كرده‌اند و به همين دليل، ‌از ديرباز يافتن راه‌هايي براي مقابله با آتش‌سوزي مورد توجه مردم بسياري از نقاط جهان بوده و شواهد موجود حكايت از آن دارد كه روميان باستان براي محافظت از جان و مال مردم، حراست از جنگل‌ها و مراتع همچنين حفظ بناهاي عمومي كه حكم سرمايه‌هاي ملي را داشت، ‌تجهيزات ويژه‌اي تأمين كرده و افرادي را براي مقابله با آتش‌سوزي‌هاي احتمالي درنظرگرفته بودند، درمصرهم از قرن دوم ميلادي به بعد،‌اين امر جدي تر گرفته شد و حتي فردي به نام " هرون " از اهالي اسكندران، ‌دستگاه ويژه‌اي براي خاموش كردن آتش ساخت كه تا مدتي نسبتاً طولاني استفاده از آن فقط درانحصار مصريان بود، ‌اما بعد‌ها تكنولوژي ساخت و تكنيك استفاده از آن، توسط سياحان و مسافران به ممالك ديگر نيز راه يافت و مورد استقبال و تقليد قرارگرفت. درچين قديم هم، پايگاه‌هايي به فاصله 500 متر از همديگر ساخته شده بود، ‌كه سربازاني مجهز به وسايل اطفاء حريق درآن‌ها مستقر بودند و چنانچه درجايي از شهرها آتش‌سوزي اتفاق مي‌افتاد، مي‌توانستند دراسرع وقت خود را به آنجا برسانند.
    با‌اين حال، تا حوالي قرن هفدهم ميلادي، ‌مطالعات و اقدامات ملت‌ها براي مبارزه با آتش‌سوزي، ‌حالتي منطقه‌اي، ‌پراكنده و غير منسجم داشت و مردمان هركشوري براساس امكانات و يافته‌هاي خودشان عمل مي‌كردند. اما از آن زمان به بعد، با پيشرفت علم و صنعت و رشد ناگهاني اطلاعات جوامع بشري درزمينه موضوعات مختلف كه زمينه ساز بسياري از اختراعات و ابتكارات بود، ‌دستگاه‌هاي آتش‌نشاني متعددي توسط ملل مختلف ابداع و درسطح دنيا پراكنده شد و درطول زمان تكامل يافت و چون معمولاً تمام ابداعات و اختراعات بشري زاييده احتياج است، ‌آتش‌سوزي مهيب و گسترده‌اي كه درشهرهاي بزرگي مثل توكيو، ‌لندن، نيويورك و... به وقوع پيوست، باعث شد تا مردم جوامع مختلف، براي مقابله با حوادث مشابه آن‌ها، ‌مراكزي تأسيس كنند و تجارب خود را دراختيار همديگر قراردهند و نتيجه آن همكاري، ‌تأسيس سازمان‌هاي متعدد آتش‌نشاني بود كه امروزه درسطح دنيا داير است و مدرن ترين تجهيزات اطفاء‌ حريق را دراختيار دارند.
    متأسفانه به دليل آن كه تا قبل از نهضت مشروطيت درايران، نوشتن تاريخ اجتماعي، ‌رونق و رواج چنداني نداشت و مورخان غير از رويدادهاي سياسي و جنگي، يا احوالات سران و سلاطين در مورد ثبت و ضبط بقيه رويدادها رغبتي قابل اعتنا نشان نداده‌اند، ‌درحال حاضر اطلاعاتي كه درباره وقوع آتش‌سوزي‌هاي كوچك و بزرگ دراختيار داريم، ‌بسيار محدود است و فقط از دوره سلطنت ناصرالدين شاه كه كلانتران محلات موظف شده بودند گزارش‌هاي روزانه‌اي از اوضاع و احوال حوزه مسئوليت خود تهيه كنند و به دربار بفرستند، اطلاعات دست و پا شكسته‌اي از زمان و مكان برخي حريق‌ها و بعضاً خسارات ناشي از آن‌ها موجود است. از جمله‌اين كه:‌
    14 ذيعقده.... چند روز قبل سه باب دكان درشهر سبزوار آتش گرفت و ضرر فاحش به مالكان دكاكين و منازل رسانيد.
    29 محرم.... دو شب قبل بازار آتش گرفت. بيست و چهار باب دكان سوخت و دوازده هزارتومان خسارت به اهل بازار رسيد و ضمناً اسباب و اثاثيه مردم را اوباش شهر بردند.
     
    تأسيس اولين آتش‌نشاني
    اميركبير، كه برنامه‌هاي اصلاحي متعددي براي تغيير سيماي كشور داشت و براساس ديده‌ها و شنيده‌هايش از زندگي مردم كشورهاي ديگر و بيش از همه براساس مطالعات و‌انديشه‌هايش علاقه مند بود طرحي نو دراندازد و به عقب ماندگي ديرينه كشور خاتمه دهد، ‌نخستين كسي بود كه تصميم گرفت به موازات آگاه ساختن مردم در مورد خطرات آتش، نهادي هم براي مقابله با حريق درهمه جاي كشور‌ايجاد كند و چون در دوره وليعهدي ناصرالدين شده سال‌ها درتبريز خدمت كرده و به چشم ديده بود درآن شهر تأسيسات و تجهيزاتي به امر آتش‌نشاني تخصيص يافته است، ‌قصد الگو برداري از اقدامات انجام شده درآن شهر و تعميم آتش‌نشاني درسطح كشور را داشت. اما افسوس كه عمرش كفاف نداد تا‌ايده‌هاي خود را به مرحله اجرا برساند و نابخردي شه جوان قاجار و توطئه و فتنه گري كساني كه به پشتوانه اغراض يا وابستگي‌هاي خود، ‌چشم ديدن او را نداشتند، باعث شد تا بسياري از‌انديشه‌هايش براي تغيير سيماي‌ايران و ازجمله تأسيس نهادي براي مقابله با آتش‌سوزي، ‌از مرحله طرح خارج نشود و اجرا نشده بماند.
    تبريز، اولين شهري بود كه درآن بلديه تأسيس شد و " قاسم خان والي "، كه درتاريخ آن شهر نماد خدمت به مردم درسال‌هاي اوليه قرن 13 شمسي محسوب مي‌شود، ‌10 سال بعداز تولد بلديه، ‌درگوشه ديگري از شهر، ‌درخيابان خاقاني، ‌نبش خيابان بهادري امروز، ‌بنيان تشكيلاتي را گذاشت كه درارديبهشت ماه سال 1296 شمسي افتتاح شد و به دليل وظيفه خاصي كه براي آن تعريف شده بود، ‌از همان ابتدا به اطفائيه شهرت يافت. پيش ازآن، ‌درسال 1221 شمسي مأموران روسيه تزاري براي تأمين امنيت و حفظ منافعي كه درتبريز داشتند امكاناتي را به امر آتش‌نشاني اختصاص داده بودند، كه ازچند پمپ دستي دو طرفه، ‌از جنس برنز و مس براي پمپاژ آب تشكيل مي‌شد. اقدامات روس‌ها درتبريز، ‌اگر چه حكم نخستين سند درباره تأسيس نهادي رسمي براي مبارزه با آتش درايران 165 سال پيش را دارد، ‌ولي اسناد تاريخي گواهي مي‌دهد كه از آن امكانات فقط براي اطفاء حريق استفاده مي‌شد و براي مقابله با ساير حوادث كارآيي نداشت. درحالي كه قاسم خان والي، ‌وقتي اداره اطفائيه تبريز را بنيان گذاشت، ‌رسيدگي به ساير حوادث غير مترقبه، ‌از سيل و زلزله گرفته تا آوار، سقوط از بلندي و... را هم جزو وظايف اطفائيه قرارداد و كوشيد ابزار و ادوات مقابله با آن سوانح نيز تهيه شود و دراختيار مأموران شاغل دراداره اطفائيه قرار گيرد.
    يكي از شاخص ترين ويژگي‌هاي اداره اطفائيه تبريز، كه درحد خود نوعي ابتكار بديع به شمار مي‌آيد، ‌احداث برج " يانقين " است كه دركنار ساختمان اطفائيه قرارداشت وهم‌اينك نيز‌ايستگاه شماره يك و ساختمان مركزي سازمان آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني تبريز درمجاورت آن قرارداد.
    واژه " يانقين "، ‌در زبان مردم آذربايجان به معناي آتش و آتش‌سوزي است و فلسفه وجودي برج زيبا و ديدني يانقين كه با 23 متر ارتفاع، ‌يكي از ابنيه معروف دوره قاجاريه درتبريز محسوب مي‌شود، آن بود كه چون درزمان تأسيس اداره اطفائيه هيچ گونه امكانات مخابراتي براي تماس سريع مردم با اطفائيه وجود نداشت و احتمال مي‌رفت درصورت وقوع آتش‌سوزي مأموران زماني درجريان حادثه قراربگيرند و به محل آتش‌سوزي برسند كه كار از كار گذشته و زيان فاحشي به بار آمده باشد، " ‌قاسم خان والي"، برج را به عنوان ديده بان احداث كرد و دستور داد درتمام ساعات شبانه روز، عده‌اي دراتاقك ديده باني بالاي آن به نگهباني مشغول باشند و درصورت مشاهده دود و آتش يا غبار غليظ درهر نقطه‌اي از شهر، محل را شناسايي كرده و سپس، با به صدا درآوردن زنگ برنزي بزرگي كه دربالاي برج تعبيه شده بود، ‌مأموراني را كه به حالت آماده باشد درپائين برج مستقر بودند، مطلع سازند، تا به آنجا بشتابند.
    همچنين، ‌نقل است برج يانقين كاركرد ديگري نيز داشت و بر فراز آن چراغي تعبيه شده بود كه شب‌ها آن را روشن مي‌كردند و مسافراني كه شب هنگام وارد شهر مي‌شدند، ‌درصورت ضرورت مي‌توانستند براي جهت يابي و پيدا كردن راه خود از ان استفاده كنند و جالب‌اين كه آن ابتكار دريكصد سال پيش، ‌مورد توجه اغلب سياحاني كه به تبريز سفركرده بودند، ‌قرارگرفت. تا جايي كه اغلب آن‌ها درسفرنامه‌هايشان به برج يادشده اشاره كرده‌اند و تأكيد آن‌ها باعث شد تا مسئولان آتش‌نشاني چند كشوراز جمله فرانسه، ‌با نحو ه كار و عملكرد آتش‌نشان‌هاي تبريزي آشنا شوند و با الگو برداري از آن، فناوري‌ايراني آن مقطع تاريخي را به كشور خود انتقال و مورد بهره برداري قراردهند.
    پلان برج مورد اشاره، ‌كه تا قبل از توسعه شهر تبريز بلندترين ساختمان شهر به حساب مي‌آمد و از بالاي آن تمام نقاط شهر به وضوح ديده مي‌شد، درداخل به شكل دايره بوده، يك رشته پله حلزوني به قسمت فوقاني آن راه دارد و داراي هشت نورگير هلالي است و بخش زيرين آن كه از يك چهارطاق تشكيل شده، به منزله پايه برج به شمار مي‌آيد و به قرنيزي سنگي منتهي مي‌شود.
    درچند دهه گذشته، از يك سو به دليل توسعه شهر و رويكرد شهرنشينان تبريزي به بلندمرتبه سازي و ازسوي ديگر به واسطه كم توجهي متوليان حفظ ميراث فرهنگي، ‌كه باعث احداث بناهاي متعددي درحريم برج و گوشه و كنار آن شده، ‌اندك‌اندك برج يانقين اهميت پيشين خود را ازدست داد و شهرتش رو به افول گذاشت. ضمن‌اين كه پيدايش امكانات جديد و پيشرفته ارتباطي، ‌نظير تلفن، استفاده از برج را توجيه نا پذير مي‌ساخت. با‌اين حال، هنوز چيزي از اعتبار و اهميت برج كاسته نشده و افزون بر‌اين كه از سال 1377 به عنوان قديمي ترين بناي مربوط به تشكيلات آتش‌نشاني كشور، درفهرست آثار ملي به ثبت رسيده است، ‌سال گذشته آتش پاد دوم " امير كاردوست "، مديرعامل سازمان آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني تبريز پيشنهادي مطرح كرد مبني بر‌اين كه چون تبريز اولين شهر برخوردار از آتش‌نشاني بوده و برج يانقين قديمي ترين سمبل آتش‌نشاني در‌ايران محسوب مي‌شود، شايسته است همزمان با مراسم گراميداشت يكصدمين سال تأسيس شهرداري در تبريز، ‌برج يانقين كه هم اكنون بخشي از وسايل، تجهيزات و ماشين آلات آن نيز درمحل اداره آموزش سازمان آتش‌نشاني تبريز موجود است و درمناسبت‌هاي مختلف مورد بازديد مسافران و ساير علاقه مندان قرارمي گيرد، به موزه آتش‌نشاني كشور تبديل شود.
    آتش‌نشاني تبريز، تا سال 1371 به صورت واحد و اداره‌اي وابسته به شهرداري، زير نظر بلديه سابق و شهرداري بعدي انجام وظيفه كرد. اما درسال 1371 اساسنامه تشكيل آن به صورت سازماني مستقل، به تصويب وزارت كشور رسيد و از آن زمان تاكنون به صورت نهادي مستقل با شرح وظايف مشخص، ‌مشغول فعاليت است.
     
    شكل گيري اوليه آتش‌نشاني
    دومين و سومين واحد آتش‌نشاني كشور، باتوجه به ضرورت حفظ چاه‌هاي نفت مسجد سليمان وپالايشگاه آبادان، ‌توسط دولت انگلستان درخوزستان تأسيس شد و چون بعد از شهادت اميركبير دربهمن ماه 1231 جانشينان وي، نه تنها دنباله‌انديشه‌هايش را نگرفتند، ‌بلكه كوشيدند تا برخي از اقدامات او را نيز خنثي كنند، اقدام ديگري دراين زمينه صورت نگرفت و تفكر تأسيس نهادي براي مقابله با آتش دركليه نقاط كشور، كه گويا اميركبير مقدمات آن را نيز فراهم كرده بود، به فراموشي سپرده شد. تا‌اين كه درسال 1260 شمسي و هنگام سفر اول ناصرالدين شاه به فرنگ، هنگام اقامت وي درشهر" حاجي طرخان " روسيه، وقتي دسته‌اي از آتش‌نشان‌هاي آن شهر مانوري درحضورش برگزار كردند، چنان ذوق زده شد كه اظهار داشت آن مانور بسيار مورد توجهش قرارگرفته است و درجريان دومين سفر خود به فرنگ، ‌هنگام بازديد از يك‌ايستگاه آتش‌نشاني، ‌تجهيزاتي كه براي اطفاء حريق درآن جا موجود بود، وي را بيشترغرق تعجب ساخت و تأسف آور آن كه به رغم مشاهده تلاش‌هايي كه مردم ديگر كشورهاي دنيا براي مقابله با آتش‌سوزي انجام مي‌دادند و با وجودي كه بعد از سفرهاي خارجي او چندين آتش‌سوزي مدهش دركشور به وقوع پيوست، ‌حتي فكر‌ايجاد تشكيلاتي مشابه آنچه دركشورهاي ديگر جريان داشت و به صورت امري بديهي درآمده بود، ‌به ذهنش نرسيد و تا سال‌هاي پس از ترور او توسط ميرزا رضاي كرماني، ‌كه روز جمعه 17 ذيقعده سال 1313 هجري قمري اتفاق افتاد،‌ايران همچنان فاقد سازمان و تجهيزاتي براي پيشگيري و مقابله با حريق‌هاي خانمان سوز بود و فقط درآخرين سال‌هاي سلطنت او اداره‌اي با عنوان احتسابيه درتهران داير شد كه كارنظميه، ‌بلديه و عدليه يعني شهرباني، ‌شهرداري و دادگستري كنوني را به طور يكجا انجام مي‌داد و آن اداره كه شماري از كاركنانش با عنوان «محتسب» مورد اشاره قرارمي گرفتند، ‌از دو شعبه با عنوان‌هاي «احتساب» و «تنظيف»‌ تشكيل مي‌شد كه درهر كدام از شعبه‌هاي وابسته، ‌عده‌اي نايب، ‌فراش و رفتگر خدمت مي‌كردند. محتسب‌ها كارشان را زير نظر حكومت و كلانتر شهر انجام مي‌دادند و بر رسيدگي به جرايم و گاهي داد و ستد و فروش كالاها نظارت داشتند و كاركنان شعبه تنظيف هم مؤظف بودند با وسايل و امكاناتي ابتدايي، زباله‌ها را از گوشه و كنار شهر جمع كنند و با 100 رأس اسب، قاطر و الاغي كه دراختيار داشتند، به بيرون از شهر انتقال دهند. همچنين شعبه تنظيف عده‌اي سقا دراستخدام داشت كه موظف بودند با مشك، كوچه‌ها و خيابان‌هاي شهر را آب پاشي كنند تا گرد و غبار ناشي از حركت مردم، وسايط نقليه و چهارپايان، ‌باعث اذيت و آزار شهروندان نشود و علاوه بر آن مسئوليت، ‌موظف بودند هنگام وقوع آتش‌سوزي‌ها نيز درامر خاموش كردن آتش دخالت كنند، ‌كه نگفته پيداست چون امكانات و تجهيزاتي كه دراختيار سقاها قرارداشت، نامتناسب با وظيفه شان بود، ‌درمبارزه با آتش و اطفاء‌حريق نمي توانستند نقش قابل اعتنايي‌ايفا كنند و به بيان بهتر، ‌بود و نبودشان تفاوتي نمي كرد.
    آن وضعيت، ‌با شدت و ضعف‌هايي تا هنگام نهضت مشروطيت ادامه داشت. اما پس از امضاء فرمان مشروطيت درسال 1285 شمسي و تغييراتي كه درساختار اداره كشور به وجودآمد، ‌مشروطه خواهان كه آشنايي‌هايي با اصول تقسيم كار و شيوه‌هاي اداره شهر درجوامع غربي داشتند، ‌تصميم گرفتند طبق ضوابط خاصي به ساماندهي اوضاع شهر تهران و تأسيس نهادهايي مدني بپردازند و ازجمله اقداماتشان دراين رابطه آن بود كه درهر شهر، ‌كسي را به عنوان رئيس شهر تعيين كردند و اجراي امور شهري را برعهده اش گذاشتند و مدتي بعد، همان تفكر مقدمه تأسيس تشكيلاتي با عنوان بلديه شد.
    هدف اوليه از تأسيس بلديه، حفظ منافع شهرها و برآورده كردن حوايج شهرنشينان مثل اداره كردن اموال منقول و غير منقول، ‌نگهداشت سرمايه‌هاي متعلق به شهر،‌ايجاد تسهيلاتي براي دسترسي آسان مردم به مواد غذايي، ‌تميز نگه داشتن كوچه‌ها، ‌ميدان‌ها و خيابان‌ها، روشن كردن شهر درشب، ‌پاكيزگي حمام‌ها و... بود و براي اولين بار، ‌بيمه بناهاي متعلق به شهر دربرابر حريق و... مورد توجه قرار گرفت و اميد مي‌رفت بلديه‌اين امر را كه با حفظ جان و مال دربرابر آتش بستگي داشت، ‌جدي بگيرد. با‌اين حال، بلديه درزمينه آتش‌نشاني اقدام چشمگيري انجام نداد و ازآنچه درسال‌هاي آخر سلطنت ناصرالدين شاه جريان داشت تجاوز نكرد و درنتيجه هيچ تغييري درابزار و ادوات مورد استفاده مأموران مبارزه با حريق به وجود نيامد.
    بعد از كودتاي ننگين رضا خان درسال 1299 شمسي و خصوصاً بعداز شروع سلطنت رضا خان، ‌تشكيلات بلديه به نحو محسوسي تغيير كرد و براي آن كه شهر تهران سرو ساماني به خود بگيرد و از وضع سابق خارج شود، ‌درسال 1303 شمسي، ‌بلديه تهران يك دستگاه اتومبيل آب پاش براي آب پاشي خيابان‌هاي خاكي شهر خريداري كرد و يك سال بعد، هنگامي كه سرلشكر كريم بوذرجمهري كفالت بلديه تهران را برعهده داشت، وجود همان ماشين آب پاش، ‌مقدمه‌اي براي شكل گيري نهادي براي مقابله با آتش‌سوزي درتهران شد. به‌اين ترتيب كه چند متر لوله، ‌يك سر لوله و چند شير به آن ماشين افزودند تا براي اطفاء حريق‌هاي احتمالي نيز كارآيي داشته باشد.
    درابتداي تأسيس اداره اطفائيه، ‌فردي آلماني به نام «‌هانري فردريش دوئل» كه از مكانيك‌هاي قشون به شمار مي‌آمد، ‌به رياست فني و يكي از افسران روس سفيد به نام «كلنل وربا» (كه به‌ايران پناهنده شده بود)، ‌به رياست نظامي آن منصوب شدند و اداره موصوف با 15 نفر پرسنل، ‌كه همگي از درجه داران قشون بودند، ‌كار خود را شروع كرد. ولي درسال‌هاي بعد، ‌به موازات تجهيز اداره اطفائيه، ‌دركادر اداره كننده آن تشكيلات نيز تغييراتي به وجود آمد و اداره اش تحت نظر رؤساي‌ايراني كه از بين افسران ارتش انتخاب مي‌شدند، قرارگرفت و بر تعداد كاركنانش افزوده شد.
    اداره اطفائيه، فعاليت خود را ابتدا در300 متري ميدان توپخانه و درابتداي خيابان چراغ برق (امير كبير بعدي)‌، و درمحلي استيجاري درگاراژ حسيني كه متعلق به فردي موسوم به نام " سيد اسدا..." بود و قسمتي از گاراژ غرب كه مقابل كوچه عرب‌ها درشمال همان خيابان قرارداشت، ‌شروع كرد و يك دستگاه اتومبيل آب پاشي كه تنها دارايي آن را تشكيل مي‌داد، ‌اگر چه اسماً به امر آتش‌نشاني اختصاص يافت، اما عملاً‌ براي امور ديگري نيز مورد استفاده قرارمي گرفت.
    درآن هنگام، ‌چون تنها منبع تأمين آب آشاميدني مردم تهران جوي‌هاي روباز و به شدت آلوده‌اي بود كه از كنار خيابان‌ها مي‌گذشت و مصرف آب آلوده هرچند گاه يك بار بيماري‌هايي مسري را درسطح شهر شيوع مي‌داد، ‌عده‌اي از افراد، با گاري اسبي‌هايي كه منبع فلزي بزرگي بر روي آن‌ها تعبيه شده بود، از سرچشمه قنات‌ها آب برداشت كرده و درمحلات مختلف، ‌به منازل شهروندان مي‌رساندند و بابت تحويل هر سطل آب به متقاضيان، مبلغ‌اندكي دريافت مي‌داشتند.
    براثر استقبال مردم از آب سالم و رونق گرفتن كار صاحبان گاري اسبي‌ها، ‌كه اصطلاحاً با عنوان «آبي» از آنان ياد مي‌شد، ‌مسئولان بلديه تصميم گرفتند دراين زمينه نيز فعاليتي انجام دهند. لذا، ‌از اتومبيلي كه قبلاً فقط به آب پاشي خيابان‌ها اشتغال داشت و پس از تأسيس اداره اطفائيه دراختيار آن اداره قرارگرفته بود، ‌براي آبرساني به محلات مختلف شهر هم بهره گيري كردند.
    پركردن منبع آب‌هاي تعبيه شده بر روي گاري‌ها، به‌اين دليل كه صاحبان گاري‌ها ناچار بودند سطل سطل آب از قنات بردارند و به داخل منبع بريزند تا پرشود، ‌با دشواري و اتلاف وقت زيادي همراه بود. اما ماشين مورد اشاره، ‌چون يك موتور پمپ نيز داشت كه با استفاده از آن، ‌منبع به راحتي و درزماني كوتاه پر مي‌شد. از طرف ديگر سرعت پايين گاري اسبي‌ها باعث مي‌شد آب مورد نياز شهروندان دير به دست آنان برسد، ‌درحالي كه ماشين يادشده‌اين مشكل را نيز نداشت. نتيجتاً آبرساني بلديه به وسيله ماشين، دركوتاه مدت توانست نظر مردم را جلب كند. به همين جهت، ‌بعدها بلديه براي گسترش امر آبرساني، ‌پنج دستگاه اتومبيل مشابه آن خودرو را از كشور آلمان خريد و درنتيجه، ‌اداراه اطفائيه صاحب شش دستگاه اتومبيلي شد كه همچنان براي آبرساني هم مورد بهره برداري قرارمي گرفت.
    از آنجا كه دريكي دو سال اول تأسيس اداره اطفائيه، ‌چند حريق درتهران اتفاق افتاد و هنگام وقوع آن‌ها ماشين‌هاي آب پاش درسطح شهر پراكنده بود و عملاً تجهيزات موجود نتوانست دراطفاء‌ آن حريق‌ها نقش قابل اعتنايي‌ايفا كند و از طرف ديگر تقاضاي مردم براي برخورداري از آب سالم هم رو به افزايش بود و ظاهراً اداره اطفائيه وظيفه داشت به موازات انجام وظيفه درحوزه آتش‌نشاني امر آبرساني شهري را نيز مديريت كند، ‌درآذرماه سال 1307 با نيت تقويت توان فني اداره اطفائيه، ‌يك دستگاه آب پاش بزرگ و چهار دستگاه آب پاش كوچك مارك"N.A.G" كه لاستيك‌هاي توپر داشت، از كشور آلمان خريداري شد و به طور كامل دراختيار اداره اطفائيه قرارگرفت. عده‌اي از شوفرهاي (رانندگان) مستعد قشون و گروهبان‌هاي قديمي هنگ‌هاي بهادري و آهنين هم براي به كار‌انداختن و هدايت ماشين‌هاي جديد به اداره اطفائيه منتقل شدند و اطفائيه، ‌ظاهراً سامان پيدا كرد. با‌اين وجود، ‌به دليل وسعت يافتن شهر، ‌افزايش جمعيت آن و كارگاه‌هايي كه درحومه تهران شروع به فعاليت كرده بود، ‌گاهي اوقات، ‌خصوصاً زماني كه حريق‌هاي شديدي روي مي‌داد، يا به طور همزمان درچند جاي شهر حريق به وقوع مي‌پيوست، ‌تشكيلات آتش‌نشاني به تنهايي نمي توانست مشكل را حل كند و درنتيجه، ‌از نيروهاي امدادي ساير ارگان‌ها، ‌از جمله نظميه (‌شهرباني)‌و قشون (‌ارتش)‌نيز براي كمك به مأموران آتش‌نشاني استفاده مي‌شد و طبق دستورالعملي كه براي مأموران وضع شده بود، ‌آنان وظيفه داشتند پس از اطفاء‌هر حريق، ‌گزارشي درخصوص چگونگي وقوع حادثه و اقداماتي كه دررابطه با آن انجام داده‌اند، ‌تهيه كنند كه مجموعه‌اي از آن‌ها را درخلال كتب مختلفي كه درباره تهران قديم نوشته شده، مي‌توان يافت و يكي از آن‌ها چنين است: «وقوع حريق – سه ساعت قبل از ظهر امروز حريقي درعمارت مسكوني آقاي ناصر نداماني واقع درخيابان شاه آباد رخ داد. مأمورين نظميه و بلديه با جديت فوق العاده به وسيله اتومبيل اطفائيه و وسايل ديگر مشغول خاموش كردن آن شده، ‌دراين بين يك دستگاه اتومبيل اطفائيه اداره قشون نيز رسيده و پس از دو ساعت اشتعال و سوختن سقف و مقداري از ديوارها و قسمت عمده اثاثيه، ‌موفق به خاموش كردن آن و جلوگيري از سرايت به منازل ديگر گرديدند. آقايان كفيل بلديه و اديب السلطنه سرداري هم درآنجا حضور داشته و با مأمورين كمك مي‌نمودند. علت حريق هنوز معلوم نيست و گويا از آتش سيگاري بوده است».
    آمار موجود دلالت دارد براين كه تا حدود سال 1307 شمسي مجموع تجهيزات آتش‌نشاني تهران عبارت بود از 15 دستگاه ماشين آتش خاموش كن نو و آماده كار، 3 دستگاه "بنز مرسدس "، ‌4 دستگاه " اشكودا "، ‌2 دستگاه پورسك "N.A.G" و 4 دستگاه موتور پمپ، ‌به علاوه 84 كاميون اسقاط كه پس از مستعمل شدن توسط ادارات ديگر دراختيار آتش‌نشاني قرارگرفته بود و تأثيري درامر اطفاء حريق نداشت. لذا، ‌تجهيزات آتش‌نشاني چنان كه بايد و شايد جوابگوي احتياجات تهران نبود و مسئولان به جاي تجزيه و تحليل مشكلات، ‌انجام مطالعه بر روي گسترش شهر و پيش بيني مشكلاتي كه بر سرراه انجام وظيفه آتش‌نشان‌ها وجود داشت و توسعه آتش‌نشاني را فقط درحد خريد اتومبيل مي‌دانستند. تا‌اين كه وقوع يك حادثه مسئولان را ازخواب بيدار كرد. به‌اين ترتيب كه روز 8 مهرماه 1307 سالن سينماي صنعتي واقع درخيابان لاله زار آتش گرفت. آتش‌سوزي درآن سالن، ‌كه يكي از مدرن ترين و مجهزترين سينماهاي پايتخت محسوب مي‌شد و به نمايش فيلم براي بانوان اختصاص داشت، ‌به دليل وسايل قابل اشتعال درآن، ‌درزماني كوتاه شدت گرفت و بناهاي اطراف را نيز به خطر‌انداخت و مأموران آتش‌نشاني، ‌گردان مهندسي ارتش و عوامل پليس ساعت‌ها زحمت كشيدند تا توانستند آتش را خاموش كنند. اما متأسفانه با تمام فداكاري و از خودگذشتگي مأموران ‌آتش‌سوزي اگرچه از نظر جاني به كسي لطمه‌اي نزد، ‌اما وقتي خاموش شد كه از آن سينماي مجهز، ‌فقط مشتي خاكستر بر جاي مانده بود.
    فرداي آن روز، ‌روزنامه اطلاعات، ‌ضمن چاپ گزارش مشروحي از واقعه، ‌به لزوم تقويت آتش‌نشاني تهران اشاره كرد و خاطر نشان ساخت:‌ «... وقتي واقعاً فكركنيم متوجه مي‌شويم ماهيچ وسيله اطفائيه‌اي نداريم، ‌ما يك اداره مخصوص اطفائيه مي‌خواهيم، براي‌اين كه به مجرد وقوع حريق و صدا كردن زنگ تلفن آن اداره، ‌سوت اتومبيل‌هاي اطفائيه هم از طرفي بلند شود. متأسفانه تاكنون به‌اين امر توجهي نشده است و مأمورين نظميه و بلديه، ‌بايد با نبودن وسايل كافي خود را درخطر حريق بيندازند. علي‌ايحال اميدواريم بلديه زودتر درصدد تهيه وسايل كافي براي اطفاء‌حريق و تهيه چند دستگاه اتومبيل‌هاي اطفائيه و اداره و بودجه مخصوص براي‌اين منظور برآيد كه از مشقت كاركنان و مأمورين فعلي اطفائيه و خطرات آن كاسته شود و اگر طالب كسب تمدن جديد دنيا هستيم، بايد لوازم آن را نيز از هرحيث فراهم كنيم...».
    تشكيلات اطفائيه، ‌چندين سال، ‌همچنان درخيابان چراغ برق و درگاراژهاي حسيني و غرب داير بود. تا‌اين كه براثر وسعت يافتن شهر وتعدد حريق‌هايي كه درمناطق مختلف اتفاق مي‌افتاد، مسئولان امر بالاخره متوجه شدند ماشين آلات و نفراتي كه دراختيار دارند، ‌جوابگوي نيازهاي شهري با وسعت و جمعيت تهران نيست. به همين جهت، ‌درسال 1310 شمسي با پيگيري " كريم آقا بوذر جمهري"، ‌كه در رابطه با امر آتش‌نشاني بيشترين مسئوليت را برعهده داشت و به تعبيري مدير ارشد آن خوانده مي‌شد، ‌براي احداث ساختماني متناسب با وظايف اداره اطفائيه و همچنين تأمين بودجه‌اي منطبق با حجم فعاليت‌هاي آن، ‌پيشنهادي تهيه و تقديم مجلس شد، ‌كه با تصويب آن پيشنهاد، ‌درسال 1311 اداره اطفائيه ابتدا به قسمت شرقي آسايشگاه سابق بلديه و سپس به بيرون از محدوده شهر، به ميدان حسن آباد و محل گورستان متروكه‌اي كه درآنجا واقع بود (‌محل كنوني‌ايستگاه شماره 1 سازمان آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني)‌، انتقال يافت و ساختمان جديدي درآن محل احداث و تدريجاً تكميل شد و كليه تشكيلات اداره اطفائيه را به آنجا منتقل كردند.
    درسال 1313 "حسن خان معتضدي" به رياست اداره آتش‌نشاني منصوب شد. وي با علاقه مندي‌هايي كه به كار خود داشت، از ابتداي قبول مسئوليت، شروع به تلاش گسترده‌اي براي سامان بخشيدن به امور اطفاء حريق كرد و ضمن خريد لباس‌هاي نسوز براي آتش‌نشان‌ها، ‌دولت را متقاعد ساخت يك فروند كشتي آتش‌نشاني نيز از كشور آلمان خريداري كند، ‌تا براي خاموش كردن حريق كشتي‌ها، ‌دردرياچه مازندران مورد استفاده قراربگيرد و به‌اين ترتيب، ‌با سعي او، ‌دراستان گيلان نيز اداره اطفائيه‌اي تشكيل شد كه مركز آن در بندر انزلي واقع بود.
    اطفائيه، آتش‌نشاني شد
     
     
    در آخرين سال‌هاي دهه 1320، كه‌اندك‌اندك مشخص شد آتش‌نشاني حكم حرفه‌اي تخصصي را دارد و دست‌اندر كارانش بايد دانش فني لازم را داشته باشند، ‌لزوم برخورداري مأموران آتش‌نشان از مهارت‌هاي فني احساس شد و دولت عده‌اي از كاركنان اداره اطفائيه را براي گذراندن يك دوره آموزش حرفه‌اي، به خارج از كشور اعزام كرد، ‌كه پس از بازگشت آن عده به كشور، ‌اداره اطفائيه اقدام به تشكيل كلاس‌هاي ويژه‌اي براي مأموران خود كرد و كساني كه درخارج از كشور آموزش ديده بودند، ‌مؤظف شدند با تدريس در آن كلاس‌ها، آنچه را آموخته‌اند، ‌به همكاران خود آموزش دهند.
    به‌اين ترتيب، اداره اطفائيه اولين قدم‌ها را براي تبديل شدن به نهادي توانمند در راه گذشت و سه سال بعد، ‌در اواخر سال 1333 شمسي، هنگامي كه نيروهاي ماهر در حد نياز تأمين شده بود، عنوان اطفائيه به آتش‌نشاني تغيير يافت و چون آن هنگام مصادف با توسعه صنايع و شكل گيري مناطق مسكوني جديد در اطراف تهران بود، تصميم گرفته شد آتش‌نشاني تهران علاوه بر داشتن يك اداره مركزي سه شعبه نيز در نقاط مختلف شهر در اختيار داشته باشد كه بر مبناي آن تصميم و با سعي شهرداري، تهران علاوه بر اداره مركزي آتش‌نشاني، صاحب شعباتي نيز در انتهاي خيابان شهباز (خاقاني)، خيابان شوش و انتهاي خيابان بهار شد.
    همچنين به علت بعد مسافت تهران و شميران و از آنجا كه شميران از نظر موقعيت جغرافيايي نسبت به تهران در ارتفاع قرار داشت و هنگام ضرورت، دسترسي به نقاط مختلف آن دشوار مي‌نمود و اغلب اوقات همين امر موجب تأخير در امداد رساني به حادثه ديدگان مي‌شد، احداث شعبه‌اي از آتش‌نشاني در شميران نيز مورد توجه قرار گرفت و درسال 1334، يكسال بعداز افتتاح شعبات سه گانه آتش‌نشاني در شهر تهران، پايگاه شميران نيز به مرحله بهره برداري رسيد و در همان سال قرارداد خريد چهار دستگاه اتومبيل آتش‌نشاني جديد با كارخانه‌ايراني ارج كه از مدتي پيش مطالعاتي را بر روي شبيه سازي مدل اتومبيل‌هاي آتش‌نشاني خارجي شروع كرده بود، به امضاء رسيد و آن تجهيزات، پس از تحويل، ‌در اختيار شهرداري شميران قرار گرفت.
    در آن زمان، با وجودي كه چند تانكر مخزن دار در خدمت آتش‌نشاني قرار داشت، مأموران طبق معمول گذشته، همچنان با كمبود امكانات و تجهيزات روبرو بودند و اسناد و مدارك موجود نشان مي‌دهد به آن نسبت كه شهر گسترش مي‌يافت و بر وسعت و جمعيت آن افزوده مي‌شد، ‌تشكيلات آتش‌نشاني رشد نمي كرد و هنگام بروز آتش‌سوزي‌هاي بزرگ، مأموران آتش‌نشاني عملاً با كمبود امكانات مواجه مي‌شدند. به‌اين جهت، علاوه بر اتومبيل‌هاي مخصوص آب پاشي كه خود آتش‌نشاني در اختيار داشت، ماشين‌هاي باربري، ‌خودروهاي حمل گوشت و كاميون‌هاي حمل زباله نيز به عنوان تجهيزات كمكي در اختيار مأموران اداره آتش‌نشاني قرار مي‌گرفت و درمقابل، ‌در ساعات خارج از عمليات امدادي، ‌حتي اتومبيل‌هاي مخصوص مبارزه با حريق جهت آبرساني به محلات، آب پاشي خيابان‌ها، آبياري درختان و خدمات متفرقه ديگري از‌اين قبيل، مورد استفاده قرار مي‌گرفت كه البته كارشناسان متعددي عنوان كرده‌اند آن سنت غلط كه سال‌ها رواج داشت، ‌به نوبه خود عامل مهمي در جهت عقب ماندگي سيستم آتش‌نشاني كشور بود.
    همچنين تا حدود 30 سال بعد از تأسيس آتش‌نشاني، كاركنان آن اداره از وسايل و تجهيزات حفاظت فردي بهره‌اي نداشتند و هنگام مأموريت‌هايشان ناچار بودند با كفش و لباس معمولي در عمليات شركت كنند. بعد‌ها، لباس كار متحدالشكلي براي افراد آتش‌نشان در نظر گرفته شد و تعداد محدودي كلاه‌ايمني نيز دراختيار آن‌ها قرار گرفت، اما در سال‌هاي بعدي، به موازات توسعه تهران اداره آتش‌نشاني رشد كرد و چون روز به روز بر حسب ضرورت در برابر مسئوليت‌هاي سنگين تري قرار مي‌گرفت، تا حدي‌اين مهم مورد توجه قرار گرفت. و هنگام خريد وسايل اطفائي، ‌اقلامي از وسايل حفاظت فردي نيز خريداري مي‌كردند. از جمله در سال 1336 تعداد 10 ماسك ضد گاز و 6 ماسك ضد دود و درسال 1337 استفاده از لباس نسوز در آتش‌نشاني مورد استفاده قرار گرفت و به مرور زمان، آتش‌نشاني تهران به اسنوكر، نردبان، ماشين كف ساز، ‌تانكرهاي مجهز، موتورپمپ، تور نجات، لباس نسوز، ماسك ضد گاز، ماسك ضد دود و... مجهز شد. تا جايي كه هم اكنون بزرگ ترين نردبان خاورميانه و سومين نردبان بزرگ جهان به ارتفاع 64 متر دراختيار آتش‌نشاني تهران قرار دارد.
    در سال 1340 شمسي واحدي به نام گروه «امداد و نجات» در‌ايستگاه حسن آباد‌ايجاد شد تا دركنار اطفاي حريق، ‌امداد و نجات حادثه ديدگان را برعهده بگيرد.
    در سال 1349 با توجه به ترافيك خيابان‌هاي تهران و به دستور شهردار وقت يك كادر موتور سوار، با موتور سيكلت‌هايي كه مجهز به بي سيم بودند و مي‌توانستند تا 120 كيلوگرم بار حمل كنند – تشكيل شد و مقرر گرديد در زمان وقوع آتش‌سوزي، با سرعت تجهيزات مقدماتي را به محل حادثه برسانند و تا رسيدن اتومبيل‌هاي سنگين و نيروهاي لازم، عمليات اوليه اطفائي را انجام دهند و بعد‌ها چند شهرستان نيز به تجهيزاتي مشابه مجهز شدند. به اضافه‌اين كه درسال 1344 كميسيون بودجه مجلس شوراي ملي در جلسه سوم دي ماه خود، به منظور ارتقاء‌ايمني فرودگاه‌هاي كشور با خريد چند دستگاه اتومبيل آتش‌نشاني جهت اداره كل هواپيمايي كشوري موافقت كرد و براساس آن موافقت چهار دستگاه ليلاند ديزل مخصوص اطفاء حريق در فرودگاه، دو دستگاه آمبولانس از نوع شورولت جنگي و سه دستگاه جيپ اطفائيه، براي مقابله با حريق‌هاي احتمالي در فرودگاه خريداري شد.
    عمده مشكل آتش‌نشاني تا سال 1350 آن بود كه از بدو تأسيس اطفائيه در تهران تا سال 1350، وسعت تهران، با سرعت به چند برابر رسيد، درحالي كه تعداد‌ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني به كندي افزايش يافت و درسال 1350، با وجودي كه چند‌ايستگاه جديد در تهران شروع به فعاليت كرد، تعداد‌ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني تازه به 7 واحد رسيد. اما درسال‌هاي بعد از آن، گسترش و توسعه آتش‌نشاني شتاب بيشتري گرفت. براي نمونه در سال 1353 سه پايگاه ديگر به تعداد‌ايستگاه‌ها افزوده شد و روز 25 اسفند ماه سال 1355، درحالي كه تعداد‌ايستگاه‌ها به 13 واحد رسيده بود، مركز جديد ستاد و فرماندهي آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني در محل وسيعي در خيابان آزادي (آيزنهاور سابق) افتتاح شد و با شروع به كار آن مركز،‌ايستگاه آتش‌نشاني ميدان حسن آباد كه تا آن تاريخ به عنوان‌ايستگاه مركزي آتش‌نشاني مورد اشاره قرار مي‌گرفت، به‌ايستگاه شماره 1 تغيير نام داد و در سال 1356 مجموعاً 16‌ايستگاه، ‌كه سه‌ايستگاه آن از امكانات نجات نيز برخوردار بود، در تهران فعاليت داشت.
    آتش‌نشاني در مناطق ديگر
    همزمان با تهران، شهر قزوين از آتش‌نشاني برخوردار شد و درپي ان اهواز در سال 1304، بندر انزلي در سال 1305، در رشت درسال 1310، ‌مشهد درسال 1312، زنجان درسال 1327، اصفهان درسال 1328 و... در رديف پيشگامان احداث و تأسيس‌ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني قرارگرفتند و همدان در سال 1336 به گروه شهرهاي برخوردار از آتش‌نشاني پيوست و پس از آن، به موازات تأسيس شهرداري در شهرهاي مختلف،‌ايستگاه‌هاي متعدد ديگري، در ساير مناطق كشور احداث شد و به بهره برداري رسيد. با وجود‌اين، بسياري از شهرهاي كشور، از‌اين توسعه بركنار ماندند. همچنان كه درايلام آتش‌نشاني خيلي دير شروع به كار كرد و شروع به كار آن نيز داستان جالبي داشت. به‌اين معني كه بعد از شكل گيري و تأسيس شهرداري‌ايلام در سال 1342 دو نفر به عنوان نگهبان در جوار ساختمان شهرداري به كار گمارده شدند كه وظيفه آنان رسيدگي به امور اطفاء حريق بود و چنانچه جايي از شهر آتش مي‌گرفت، افرادي كه درمعرض خطر و خسارت قرار داشتند، ناچار بودند با مراجعه حضوري به ساختمان شهرداري، آن مأموران را درجريان حادثه قرار دهند. اما از زماني كه رسيدگي به امور آتش‌نشاني در سراسر كشور طرف توجه جدي واقع شد، يك دستگاه اتومبيل ذيل روسي و سپس يك دستگاه انترناش و چند سال بعد يك دستگاه لندرور انگليسي تحت عنوان خودرو پيشرو، براي امور آتش‌نشاني ان شهر خريداري شد. با‌اين حال، تا اولين سال بعداز پيروزي انقلاب اسلامي و زمان شروع جنگ تحميلي‌ايلام از نظر تجهيزات آتش‌نشاني در فقر مطلق قرار داشت تا بالاخره در آن سال چهار دستگاه خودرو بنز به تقويت آتش‌نشاني اختصاص يافت.
    همچنين شهرستان آمل جزو شهرهايي است كه اگر چه از سال 1302 شهرداري درآن شروع به فعاليت كرد، اما تا سال 1349 شهرداري آن فاقد دايره آتش‌نشاني بود و درآن سال صاحب واحد آتش‌نشاني با 12 مأمور شد. اما تنها وسيله خاموش كننده حريقي كه دراختيارش قرارگرفت، يك دستگاه شورولت مدل 57 بود كه به هيچ وجه توانايي پاسخگويي به نيازهاي شهر رانداشت. ولي بعد‌ها يك دستگاه اتومبيل رومانيائي مدل 70 هم توسط اتحاديه شهرداري‌هاي كشور تهيه شد و دراختيار آتش‌نشاني آمل قرار گرفت.
    سازمان آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني تهران بزرگ
     
     
     
    در تاريخ ششم آبان ماه 1353، در يكصد و سومين جلسه انجمن شهر تهران اساسنامه سازمان آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني در چهار فصل، 28 ماده و 14 تبصره تصويب شد كه تا سال 1357 امور مختلف آتش‌نشاني بر مبناي اساسنامه مزبور انجام مي‌شد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، با انحلال سازمان دفاع غير نظامي، فلسفه وجودي آتش‌نشاني‌هاي كشور براساس بندهاي 14 و 20 ماده 55 قانون شهرداري تعريف و از همين رو سازمان‌هاي آتش‌نشاني زير مجموعه شهرداري قلمداد گرديد و شهرداري‌ها ملزم شدند، براي حفظ شهرها از خطر سيل، حريق و ديگر مخاطرات، تدابير مؤثري اتخاذ كنند و نظر به‌اين كه‌ايران كشوري حادثه خيز است و از 40 نوع حادثه طبيعي شناخته شده، حداقل 30 مورد آن درايران امكان وقوع دارد، توجه به بحث‌ايمني و تهيه و تدوين ضوابط و مقررات‌ايمني براي آن امري ضروري تشخيص داده شده و وظايف سازمان آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني به شرح زير تعيين گرديده است:‌
    1- ارتباط، ‌همكاري، هماهنگي و مشورت با مراكز علمي، نظامي، پزشكي و ساير سازمان‌ها و اشخاص مربوطه.
    2- تعيين صلاحيت فني و امكانات شركت‌هاي خصوصي و دولتي با عنوان‌هاي مختلف، اعم از طرح‌ايمني يا شارژ كننده و فروشنده و سازنده ماشين‌ها، قطعات، ادوات و تجهيزات مختلف مربوط به امور‌ايمني و نجات و آتش‌نشاني در سطح جامعه.
    3- اشاعه و به كارگيري رشته‌هاي ورزشي بين كاركنان سازمان، مخصوصاً نيروهاي عملياتي، به منظور تقويت و آمادگي جسماني و بالابردن روحيه افراد كه لازمه‌اين حرفه است.
    پس از پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن ماه 1357 تا پايان سال 1368 مجموعه آتش‌نشاني رشد سريعي داشت و مجموع‌ايستگاه‌ها به 26‌ايستگاه اطفاء‌حريق و 7‌ايستگاه امداد و نجات رسيد.
    با گسترش فعاليت شهرداري تهران در سال‌هاي اخير و لزوم گسترش فضاهاي‌ايمن و تعميق و تعميم فرهنگ‌ايمني، ‌در سطح شهر تهران، برنامه‌هايي اصولي همچون آموزش شهروندان و‌ايجاد ساخت و سازهاي مناسب و مقاوم در برابر زلزله و مطابق با استانداردهاي جهاني در دستور كار قرار گرفت و‌اين رويه كماكان ادامه دارد. در حال حاضر تهران بزرگ، ‌55 پايگاه آتش‌نشاني و 10‌ايستگاه امداد و نجات دارد كه درمناطق مختلف شهر پراكنده است، ‌ولي هنوز هم‌اين تعداد‌ايستگاه تكافوي نيازهاي كلانشهري چون تهران را نمي كند. بنابراين، گسترش شبكه‌ايستگاه‌ها و آموزش شهروندان، همچنان درحال پيگيري است. كما‌اين كه 10‌ايستگاه جديد آتش‌نشاني درحال ساخت بوده و تعداد شهرونداني كه براي مقابله با حريق و حوادث غير مترقبه ديگر آموزش ديده‌اند، ‌از 800 هزار نفر در سال 1379 به چندين ميليون نفر درسال جاري رسيده است.
    طبق قانون، درشرايط عادي محدوده عمل آتش‌نشاني هر شهر و منطقه، همان شهر و در داخل محدوده همان منطقه است، ‌اما در شرايط اضطراري، با هماهنگي از طرف مقام ذيصلاح و نياز مراكز همجوار، فعاليت سازمان آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني مرز و محدوده مشخصي ندارد و مأموران آن مؤظف هستند درهر كجا كه ضرورت اقتضا كند، به انجام وظيفه بپردازند.
    تجهيز آتش‌نشاني به سيستم«GIS»
    از مدتي پيش، ‌براي نخستين بار دركشور و حتي در سطح خاورميانه، سامانه امداد و نجات سازمان آتش‌نشاني شهرداري تهران موفق به كسب مجوز از شوراي تأمين استان به منظور استفاده از سيستم «GIS» اطلاعات مسكن شده است كه تاكنون به طور انحصاري در اختيار مركز مخابرات شهر تهران بود.
    به گفته محمد رضا حاجي بيگي، مديرعامل سازمان آتش‌نشاني و خدمات‌ايمني شهرداري تهران، از آنجا كه سرعت در عمليات و اقدامات امداد و نجات و كوتاه كردن زمان رسيدن نيروهاي آتش‌نشان به محل حادثه، بزرگ ترين دغدغه سازمان آتش‌نشاني شهرداري تهران است، بهره مندي از فناوري‌ها و تكنولوژي روز دنيا تأثير زيادي بر بهبود عملكرد سيستم امداد و نجات، خصوصاً براي كلان شهري چون تهران دارد و به همين دليل شوراي تأمين استان به تجهيز سازمان آتش‌نشاني به سيستم «GIS» كه سال‌هاست در كلان شهرهاي توسعه يافته دنيا مورد استفاده ستادهاي فرماندهي نيروهاي امداد و نجات قرار مي‌گيرد، ‌موافقت كرده و درآينده نزديك‌اين سيستم در ستاد فرماندهي آتش‌نشاني تهران نصب خواهد شد.
    عملكرد سيستم «GIS» چنين است كه به محض تماس حادثه ديده با تلفن 125، ‌نشاني محل تماس گيرنده، ‌بر روي نقشه GIS مشخص و همزمان زنگ خطر نزديك ترين‌ايستگاه آتش‌نشاني به محل حادثه، به صدا در مي‌آيد. صرفه جويي در استفاده از نيروي انساني، ‌سرعت عمل، ‌كاهش خسارات مالي و جاني، ‌كاهش احتمال خطاي ستاد فرماندهي و دقت بيشتر در يافتن نشاني و كروكي محل حادثه، ‌از ديگر مزاياي بهره مندي از‌اين سيستم است. به گفته رئيس سازمان آتش‌نشاني شهرداري تهران، از آنجا كه تا چند وقت ديگر مجموعاً 120‌ايستگاه آتش‌نشاني مجهز به ناوگان امداد و نجات خواهد شد، ‌زمان حضور نيروهاي آتش‌نشان در محل آتش‌سوزي‌ها به سه دقيقه، ‌كه مطابق با استانداردهاي جهاني است، كاهش مي‌يابد. ناگفته پيداست‌اين استاندارد با درنظرگرفتن وسعت تهران، انبوه جمعيت، تراكم ساختمان‌ها و ازدحام ترافيك در معابر شهري، ‌ركوردي بي نظير براي نيروهاي امدادي تهران در سطح جهان قلمداد خواهد شد.
     
    روز ملي آتش‌نشاني
    دركشور ما، كه بيش از 160 سال سابقه آتش‌نشاني دارد و‌اين امر حكايت گر توجه به‌ايمني، حداقل طي 5/1 قرن گذشته است، براي ارتقاء‌ايمني و افزايش مصونيت مردم و جامعه در برابر آسيب‌هاي ناشي از حوادث (اعم از طبيعي و غير طبيعي)‌ روز هفتم مهر ماه به عنوان روز آتش‌نشاني تعيين شده و به دليل آن كه درهيچ جامعه‌اي نمي توان به‌ايمني، به صورت صد در صد دست يافت، ‌كارشناسان معمولاً از اصلاحاتي نظير «ارتقاء‌‌ايمني» و «سطح پيشرفت‌ايمني» استفاده مي‌كنند و سطح پيشرفت‌ايمني را در رابطه تنگاتنگ با توسعه مي‌دانند و با هدف حداكثر كردن سطح پوشش‌ايمني، ‌هدف دستيابي به حداكثر توسعه را تعقيب مي‌كنند و با‌اين نگرش مي‌توان گفت هدف از نامگذاري روز هفتم مهر ماه به عنوان روز ملي‌ايمني و آتش‌نشاني، تلاش براي تبديل توجه به‌ايمني به يك فرهنگ در كشور است.
    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در جمعه هفتم مهر 1391  |
     

    بررسی ضوابط بلند­مرتبه­سازی در شهر تهران

     

    چکیده

    هم اکنون ضوابط بلندمرتبه‌سازی در شهر تهران در دست تهیه است و ضوابط قبلی بناهای بلندمرتبه‌سازی در شهر تهران مربوط به بناهای 6 طبقه و بیشتر می‌باشد که اشکالات فراوانی داشته است که شاهد این مدعا وضعیت نابسامان بناهای بلند کنونی در شهر تهران می‌باشد.

    این گزارش به بررسی ضوابط مربوط به بلندمرتبه‌سازی در شهر تهران و به تّبّع آن مشکلات اساسی ایجاد شده در سیمای شهر به واسطه بناهای بلند در ابعاد مختلف می‌پردازد. علاوه بر این مقایسه‌ای تطبیقی میان تعاریف و ضوابط بلندمرتبه‌سازی شهر تهران با برخی شهرهای اروپایی نیز صورت می‌گیرد تا مشکلات مربوط به ضوابط شهر تهران بیشتر آشکار گردد.

    نتایج به دست آمده در این گزارش حکایت از سه مشکل عمده در ضوابط مربوط به بلندمرتبه‌سازی در شهر تهران را دارد که عبارتند از: 1- تعریف بنای بلند 2- ضوابط مربوط به این بناها 3- چگونگی ارائه مدارک و نقشه‌های پیشنهادی بنای بلند.

     

    مقدمه

    ساختمان‌های بلندمرتبه در شهرهای امروزی، یکی از موارد مهم و تاثیرگذار در سیمای شهرها هستند. جنبه­های نشانه­ای، زیباشناسانه، هویتی و خواناسازی محیط از جمله ابعاد قابل بررسی نقش ساختمان‌های بلندمرتبه در سیمای شهری است. اما بر خلاف تاثیر مهمی که این ساختمان‌ها در شهرها دارند، همواره خلاء تاثیر آنها در تصمیم‌گیری‌های کلان شهری و تاثیر آنها بر سیمای شهری احساس می‌شود.

    ضوابط احداث ساختمان‌های بلند تهران به همراه مطالعات اولیه دستیابی به آن، در کتاب “ساختمان‌های بلندمرتبه تهران: ضوابط و مکان‌یابی” توسط مهندسین مشاور زیستا برای ساختمان‌های بلند‌تر از 6 طبقه در شهر تهران تهیه شده است. البته در طرح جامع جدید تهران ساختمان‌های بلند‌تر از 12 طبقه به عنوان ساختمان بلند تعریف شده است. اما به دلیل اینکه تا کنون ضوابطی جهت احداث این گونه بناها ارائه نشده است و روند تهیه ضوابط آنها در دست تهیه است، در این گزارش به بررسی ضوابط مربوط به ساختمان‌های 6 طبقه پرداخته می‌شود. از این رو در این نوشتار ابتدا اهمیت بناهای بلند به اختصار شرح داده می‌شود و سپس به نقد ضوابط موجود برای ساختمان‌های بلند‌تر از 6 طبقه در شهر تهران پرداخته می‌شود که عامل اصلی شکل‌گیری بناهای بلند کنونی این شهر بوده است و سپس به مشکلات ساختمان‌های بلند در سیمای شهر تهران اشاره می‌گردد. در ادامه به بررسی تجربه سایر کشورها در رابطه با ابنیه بلند پرداخته می‌شود تا مقایسه‌ای میان ضوابط شهر تهران و برخی شهرهای دیگر جهان انجام گیرد تا مشکلات ضوابط مربوط به تهران مشخص گردد. در پایان خاطر نشان می­گردد هدف اصلی این گزارش کمک به تهیه ضوابط جدید ساختمان‌های بلندمرتبه در شهر تهران است که در حال حاضر در دست تهیه می‌باشد.

     

    روش تحقیق

    این تحقیق براساس چهار بخش اصلی زیر به انجام رسیده است که در نهایت در پی یافتن مشکلات مربوط به ضوابط بلندمرتبه‌سازی در شهر تهران از بعد منظر شهری است:

     ●     بررسی ضوابط موجود در رابطه با بلندمرتبه‌سازی در شهر تهران

     ●     تشخیص مشکلات بناهای بلند در شهر تهران براساس چارچوب نظری منظر شهری

     ●      بررسی ضوابط بلندمرتبه‌سازی در برخی شهرهای انگلستان

     ●     مقایسه تطبیقی میان ضوابط بناهای بلند در شهر تهران و شهرهای نمونه مورد مطالعه و نتیجه‌گیری نهایی

     

    چارچوب نظری

    پایگاه نظری این نوشتار براساس منظر شهری به مفهوم نوین آن می‌باشد. در مفهوم نوین منظرشهری، مباحث کالبدی و ادراکی شهر توامان با یکدیگر در تصمیم‌گیری‌ها و ارزیابی‌ها مدنظر هستند. علاوه بر آموزه‌های منظر شهری به دلیل اهمیت تاثیرات بصری بناهای بلند در شهر، تاثیرات بصری این نوع بناها نیز به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گرفته است.

     

    1-    اهمیت ابنیه بلند در شهر:

    ساختمان‌های بلندمرتبه در شهرهای امروزی، دارای تاثیرات عمده‌ای هستند. یکی از مهم‌ترین این نقش‌ها به دلیل مقیاس خاص این نوع بناها می‌باشد.

    “گوردن کالن” (1382) در کتاب “گزیده‌ای از منظر شهری”، منظر شهری را “هنر تناسبات” می‌داند. اهمیت مطالعه تاثیر ساختمان‌های بلندمرتبه نیز در ارتباط با تاثیرگذاری زیاد آنها در تناسبات شهری است. تاثیرگذاری این نوع ابنیه در تناسبات شهری از یک سو دارای جنبه‌های مثبت است و از سوی دیگر دارای جنبه‌های منفی نیز می‌تواند باشد. در زیر به برخی جنبه‌های مثبت و منفی این نوع ابنیه در منظر شهری اشاره می‌گردد.

    جدول شماره 1 (ماخذ: مولف)

    نکات مثبت

    نکات منفی

    - تاثیر در خوانایی محیط

    - ارتقاء کیفیت منظر شهری و تاثیر در خط آسمان

    - کیفیت نشانه‌ای این نوع ابنیه در منظر شهری و تاثیرگذاری آنها در ایجاد مکان با هویت

    - امکان کور کردن دیدهای شهری و پانوراما توسط ساختمان‌های بلند

    - ایجاد ناهنجاری بصری در محیط اطراف

    - ایجاد خرده اقلیم و سایه‌های وسیع

    ((Short, 2007;Tavernor, 2007;Zacharias,1999

     

    2-    نقد و بررسی ضوابط بلندمرتبه‌سازی درشهرتهران:

    تهیه ضوابط نهایی ساختمان‌های بلندمرتبه براساس مطالعات اولیه‌ای صورت گرفته است که فهرست آنها در ابتدای کتاب “ساختمان‌های بلندمرتبه تهران: ضوابط و مکان‌یابی” ذکر شده است. در این فهرست 3 بخش اصلی  که در ادامه به آن اشاره می‌گردد، قابل تفکیک است. از این رو این نوشتار نیز براساس همین 3 بخش به بررسی ضوابط می‌پردازد.

     

    1-2- عوامل موثر در دستیابی به ضوابط ساختمان‌های بلندمرتبه

    عوامل موثر جهت دستیابی به ضوابط و مقررات ساختمان‌های بلند براساس یک تقسیم‌بندی کلی به دو بخش اصلی “ضوابط ساخت” و “ضوابط مکان‌یابی” تقسیم می‌گردد که در ادامه به توضیح آنها پرداخته می‌شود (مهندسین مشاور زیستا،1383)

    1-1-2- ضوابط ساخت:

     در این ضوابط، چگونگی معماری خود بنا و همچنین ارتباط بنا با قطعه زمین و خیابان مجاور مدنظر است. در این بخش 7 بند اصلی که در نهایت تعیین‌کننده تراکم ساختمانی هستند برای هر قطعه زمین ارائه گردیده است، که عبارتند از:

    -      عدم سایه‌اندازی زمستانی

    -      رعایت فاصله متناسب با ارتفاع ابنیه با یکدیگر

    -      هماهنگی با عرض معبر مجاور

    -      اثرگیری از ویژگی‌های کالبدی قطعه ( مساحت، ابعاد، شکل، مکان استقرار بنا نسبت به خیابان)

    -      رعایت فضای باز مناسب

    -      توجه به مباحث حفاظتی (زلزله، آتش سوزی، ...)

    -      توجه به مباحث زیبایی‌شناسی و منظر شهری

    در بندهای مطرح شده بالا، بجز بند هفتم ( توجه به مباحث زیبایی‌شناسی و منظر شهری) سایر بندها دارای تعاریف مشخصی هستند، اما بند هفتم که یکی از مهم‌ترین بندها در تعیین ضوابط ساخت است تعریف مشخصی ندارد. به همین دلیل در تبدیل این بندها به ضوابط نهایی برای ساخت بناهای بلند تاثیر بند هفتم دیده نمی‌شود. هرچند این 7 بند به صورت جداگانه مطرح شده‌اند اما در نهایت یک ضابطه برای همگی آنها ارائه شده و آن ضابطه “ لفاف فضایی” است که به نظر می‌رسد بیشتر براساس بندهای 1،2 و 3 شکل گرفته است و تاثیر سایر بندها و به خصوص بند هفتم که دارای اهمیت زیادی است نادیده گرفته شده است.

    بند هفتم می‌تواند تاثیر تعیین کننده‌ای در شکل و شخصیت کلی شهر بگذارد. با زیرا ساختمان‌های بلند به دلیل مقیاس تاثیرگذارشان دارای آثار و نتایج موثرتری در ظاهر یک شهر هستند. به همین دلیل بهتر بود این بند از سایر بندها جدا می‌گردید و در مورد آن ضوابط دیگری ارائه می‌شد. یکی از دلایل زشتی بناهای بلند در حال حاضر نیز عدم توجه به این بند است، زیرا “ تاج” بناهای بلند که  از فواصل دور هم قابل رویت است، به جای آنکه زیباترین قسمت بنا باشد با عقب نشینی‌های پله‌ای و 45 درجه به زشت‌ترین قسمت بنا تبدیل شده است.

     

    2-1-2-ضوابط مکان‌یابی:

    در ضوابط مکان‌یابی مسائل شهری از قبیل موقعیت گسل‌ها در شهر، محدودیت‌های زیست محیطی و ... مدنظر می‌باشند. دست‌یابی به ضوابط مکان‌یابی براساس مطالعات اولیه و از طریق کتاب “ساختمان‌های بلندمرتبه تهران: ضوابط و مکان‌یابی” به ترتیب بندهای پنج‌گانه زیر می‌باشد:

    -      خطر گسل‌ها در شهر

    -      محدودیت‌های زیست محیطی ناشی از آلودگی هوا

    -      مبحث سرانه فضای باز

    -      مطالعات ترافیکی

    -      تعیین مکان مناسب براساس: الف) سیمای شهر  ب) نشانه شهری  ج) تنوع شهری د­) بهره­گیری از توان‌های محیطی

     

    در بندهای فوق، 4 بند اول دارای تعاریف مشخصی هستند اما برای بند پنجم تعریف مشخصی ارائه نشده است و معیارهایی که برای سنجش در خصوص سیمای شهر و نشانه شهری ارائه شده است بیانگر معنای درست این واژه‌ها نیست. معیار ارزیابی ارائه شده برای سیمای شهر “ نسبت ارتفاع به عرض” عنوان شده و نشانه شهری نیز به “ شناخت شهر در جهت­یابی و حرکت” تعبیر گردیده است. این در حالی است که مواردی همچون سبک معماری، مصالح مورد استفاده و سایر متغیرهای کالبدی نیز می‌توانند در سیمای شهرتعیین‌کننده باشند. در تعریف نشانه شهری، عوامل مهم دیگری از جمله مسائل هویتی و ادراکی نیز دخیل هستند اما در تعریف فوق، فقط از نشانه شهری “ به شناخت شهر در جهت‌یابی” تعبیر شده است.

    به این ترتیب، اینکه بندی تحت عنوان سیمای شهر و نشانه شهری موجب تعیین ضابطه مکان‌یابی باشد درست است اما به شرط آنکه تعاریف و معیارهای ارائه شده نیز مطابق با معنای صحیح این واژه‌ها باشند. زمانی که صحبت از سیمای شهر یا نشانه شهری مطرح می‌گردد، مواردی همچون مسائل هویتی، ادراکی و حس مکان نیز دارای اهمیت می‌باشند؛ زیرا بناهای بلند اساساً به دلیل مقیاس تاثیرگذارشان دارای اهمیت نشانه‌ای زیادی در شخصیت بخشی به هر شهر می‌باشند و این شخصیت بخشی، رابطه نزدیکی با معیارهای هویتی و ادراکی دارد از این رو نشانه شهری فقط برای جهت‌یابی در یک شهر نیست بلکه دارای ماهیت هویتی نیز هست.  با توجه به اینکه بناهای بلند نسبت به سایر بناها در شهر به میزان زیادتری قابل رویت هستند تاثیر آنها در شخصیت بخشی به شهر به مراتب بیشتر از سایر بناها است.

    از این رو توجه به بناهای بلند و نقش نشانه‌ای آنها در سیمای شهر نیازمند توجه به ماهیت هویتی این بناها در شهر است که در ضوابط ارائه شده کمی قابل دست‌یابی نیست.

    به همین دلیل به جای آنکه معیارهای کمی در این بخش تعیین‌کننده باشند، بهتر است راهبردهای استراتژیک مطرح گردند تا طراحان بتوانند طرح‌های خود را در آن چارچوب ارائه نمایند و در نهایت این طرح‌ها در کمیته‌های صاحب صلاحیت مورد بررسی کیفی قرار گیرند.

     

    2-2- تعیین بهره­وران و آسیب­پذیران ضوابط

    کتاب “ساختمان‌های بلندمرتبه تهران: ضوابط و مکان‌یابی”، بهره‌وران طرح­های بلندمرتبه‌سازی را سازندگان ساختمان‌هاي بلند و شهرداري (كه از طريق جذب/ اضافه ارزش اضافي به تأمين بودجه عمران شهري مي‌پردازند) معرفي مي‌كند و شهرونداني كه احداث ساختمان‌هاي بلند حقوق همسايگي آنها را به خطر مي‌اندازد را آسيب‌پذيران معرفي مي‌كند.

    البته آنچه در اين فصل تحت عنوان بهره‌وران و آسيب‌پذيران آمده است درست است ولي كافي نيست؛ زيرا بهره‌وران و آسيب پذيران اصلي در يك شهر بر اثر ساخت ابنيه بلند، كل شهر و همه شهروندان هستند زيرا كه در صورت موفقيت يك بناي بلند در شهر، شخصيت كلي شهر و رضایت شهروندان در اين رابطه ارتقاء مي‌يابد ولي در صورت نامناسب بودن، نه تنها همسايگان بنا بلكه كل شهر از اين حيث آسيب خواهد ديد. لذا باید نگاه به ابنيه بلند كلي‌تر از آنچه در اين فصل آمده است، باشد. زيرا آنچه موجب سود شهرداري‌ها از اين راه مي‌شود از سوي ديگر موجب نامناسب شدن چهره شهر مي‌گردد.

     

    3-2- ضوابط بلندمرتبه‌سازی

    بعد از ارائه عوامل موثر در تعیین ضوابط احداث ساختمان‌های بلند و همچنین تعیین بهره وران و آسیب پذیران در کتاب “ساختمان‌های بلندمرتبه تهران: ضوابط و مکان‌یابی” در نهایت ضوابط اجرایی جهت ساخت این نوع بناها ارائه گردیده است. آنچه در این ضوابط به چشم می‌خورد براساس محوریت تعریف “ لفاف فضایی” است که براساس معیارهایی همچون سایه‌اندازی و رعایت حریم همسایگان قابل دفاع است. اما مسلم است که این معیارها به عنوان مقیاس­هایی مطرح هستند که می‌باید در کنار معیارهای جامع دیگری  همچون شکل شهر و شخصیت شهر مطرح گردند.

    به همین دلیل ضوابط موجود بیشتر براساس توجه به معیارهای خرد و جزئی شکل گرفته و آنچه عامل تعیین‌کننده در تعریف “ لفاف فضایی” بوده است صرفاً توجه به رفع مشکل سایه‌اندازی است و سایر معیارهای مطرح شده در مطالعات اولیه در تعیین ضوابط نهایی تاثیری نداشته‌اند و به نظر می‌رسد که به صورت تزئینی در قسمت مطالعات اولیه به آنها اشاره شده است.

     

    3-    مشکلات بناهای بلند در تهران

    یکی از عواملی که موجب شده است تا آشفتگی شهر تهران جلوه بیشتری داشته باشد وجود نامتناسب ابنیه بلند در تهران است. بر همین اساس نیاز است تا تاثیر ساختمان‌های بلندمرتبه به عنوان یکی از عناصر اصلی سیمای شهری و همچنین به عنوان نقاط عطف در شهر مورد تدقیق بیشتری قرار گیرند. زیرا ابنیه بلند می‌توانند به دلیل تاثیرگذاری زیادشان به عنوان نقاط عطف شهری، تاثیر بسزایی در شخصیت بخشی به یک شهر داشته باشند. 

    اهم مشکلات ابنیه بلند در شهر تهران را، می‌توان به صورت زیر طبقه‌بندی نمود:

    -      مشکلات عملکردی:

     ضوابط موجود در این بخش، به ابنیه بلند فقط براساس سایه‌اندازی و لفاف فضایی در طبقات بالا می‌پردازد. این در حالی است که براساس ضوابط رایج در سایر کشورها، ساختمان‌های بلند باید براساس معیارهای مختلفی از جمله موارد زیر مورد بررسی قرار گیرند:

    ارتباط با زمینه، تاثیر بر محیط تاریخی، ارتباط با سیستم حمل‌و‌نقل، کیفیت ممتاز معماری، مشارکت با امکانات و فضاهای عمومی، تاثیر بر محیط بلافصل، مشارکت در خوانایی محیط و مطابقت با اصول پایداری.

    -      مشکلات زیباشناختی:

    علیرغم اهمیت ابنیه بلند به لحاظ زیباشناختی در محیط، هیچ گونه معیار مشخصی برای سنجش این نوع ابنیه به لحاظ زیبا شناختی وجود ندارد. این در حالی است که ابنیه بلند به دلیل تناسبات خاص خود دارای تاثیرگذاری زیادی در زیبایی شهر هستند.

    -      مشکلات هویتی- ادراکی:

    ابنیه بلند هم به لحاظ شکلی و هم به لحاظ معنایی تاثیر زیادی در منظر شهری دارند. ابنیه بلند به عنوان نشانه‌های یک شهر دارای بار معنایی می‌باشند و به همین دلیل باید دقت بیشتری در مورد کیفیت این نوع ابنیه وجود داشته باشد. این درحالی است که بسیاری از ابنیه بلند در تهران نه از کیفیت معماری لازم برخوردارند و نه به لحاظ معنایی و هویتی دارای ارزش‌های لازم، هستند.

     

    -      مشکلات بصری:

    از دیگر نمونه‌های ضعف در منظر شهری تهران از بین رفتن دیدها و منظره‌های شهری است که با ساختن برج‌ها در مکان‌های نامناسب از بین رفته است. در این راستا هیچ گونه توجه جدی به ماهیت دید و تاثیر این نوع ابنیه در دیدهای کوتاه (short-rang view) و دیدهای بلند (long-rang view)، در شهر تهران نشده است.

    براساس مشکلات مطرح شده در بالا، اعمال ضوابط اختصاصی برای مکان‌یابی، معماری و اندازه ساختمان‌های بلندمرتبه شهر تهران بدون توجه به تاثیرات متقابل برج و شهر و اکتفا به جنبه‌های کالبدی و تاثیرات محیطی ابنیه، شرایط سیمای شهر تهران را پیوسته دچار اشکالات بیشتری می‌کند.

     

    4-    بررسی تعاریف و  ضوابط بناهای بلند در برخی شهرهای دنیا:

    یکی از مهم‌ترین عوامل در تعیین وتعریف ضوابط بناهای بلند، تعریف اولیه‌ی نوع بنا‌هاست. زیرا تعریف بنا، نوع نگاه به این بناها را نیز مشخص می‌نماید. تعریف ساختمان‌های بلند در جهان دارای تفاوت‌های زیادی می‌باشد به طوریکه در برخی شهرهای کشوری مانند آمریکا ساختمان‌های 40 طبقه به عنوان ساختمان‌های کوتاه شناخته می‌شوند (بمانیان،1377) یا حتی در برخی شهرهای انگلستان همچون لندن ساختمان‌های بلندمرتبه براساس موقعیت مکانی تعریف متفاوتی دارند. به طور مثال بلندی 75 متر برای داخل شهر لندن و 25 متر برای اطراف رودخانه “تیمز” و 30 متر برای سایر مکان‌ها به عنوان تعریف ابنیه بلند در نظر گرفته شده است.( Mayor of London, 2001)

    نکته مهمی که در راستای تعریف ساختمان‌های بلندمرتبه در کشورهای پیشرفته وجود دارد این است که تعریف این نوع بناها فقط براساس ارتفاع نیست بلکه دارای متغیرهای کیفی نیز می‌باشد. “ساختمان بلند” دارای یک مفهوم نسبی است که می‌باید علاوه بر ارتفاع آن، به موارد دیگری نیز توجه شود. به همین دلیل، تعریف ساختمان‌های بلند در رابطه با مسائل شهری می‌تواند ترکیبی از متغیرهای کمی و کیفی باشد.

    به طور مثال در برخی مناطق انگلستان تعریفی که از ساختماهای بلند ارائه می‌شود براساس ارتفاع، تاثیرگذاری بر محیط اطراف یا تاثیر عمده بر خط آسمان است (Westminster City Hall,2009; Leicester city council , 2007).  اگر بنایی یکی از این شرایط را داشته باشد، ساختمان بلندمرتبه محسوب می‌شود. به طور مثال با این شرایط یک ساختمان با ارتفاع متوسط هم به شرط تاثیرگذاری در خط آسمان یا محیط اطراف می‌تواند تابع ضوابط بلندمرتبه‌سازی باشد.

    در زیر به تعریف بناهای بلند در برخی شهرهای انگلستان اشاره می‌گردد: 

    جدول شماره 2

    تعریف ساختمان بلندمرتبه

    Leicester city

    Liverpool city

    Plymouth

    ●     ارتفاع بیشتر از 20 متر

    ●     هر بنایی با هر ارتفاع که از ارتفاع بناهای شاخص اطراف بلندتر باشد

    ●     هر بنایی که در خط آسمان شهر تاثیرگذار است

     

    ●     از فاصله‌ای بیشتر از فاصله معمولی دیده شود

    ●     تاثیر بیشتری بر روی نشانه‌های شهری و بناها و بافت‌های تاریخی بگذارد

    ●     قسمت بالای آنها از بیشتر  نقاط شهر دیده شود

    ●     تخیل بیننده را تسخیر کند و قسمتی از تصویر ذهنی گردد

    ●    هر بنایی که به طور قابل توجهی از سایر بناهای همجوار بلندتر باشد 

    ●    هر بنایی که در خط آسمان تشخیص داده شود

     

    (ماخذ: مولف- برگرفته از(Westminster City Hall,2009; Leicester city council , 2007; Plymouth City Council,2005)

     

    اکنون ضوابط بلندمرتبه‌سازی در برخی شهرهای انگلستان که پیرامون بناهای بلند تحقیقات زیادی به عمل آورده‌اند ارائه می‌گردد تا نکات مهم این ضوابط آشکار گردد. ضوابط بلندمرتبه‌سازی در این شهر‌ها را می‌توان براساس 10 آیتم کلی ارائه نمود که هر کدام به تناسب دارای آیتم‌های جزئی نیز می‌باشند. این 10 آیتم و جزئیات آنها به شرح زیر می‌باشد(Westminster City Hall,2009; Leicester city council , 2007; Plymouth City Council,2005; Mayor of London, 2001):

     

    1-    چگونگی ارتباط با زمینه

    -      میزان پاسخگویی این بناها به الگوهای فرهنگی و کالبدی شهر و توسعه کلی شهر

    -      تاثیر این بناها بر محیط بلافصل براساس موارد زیر:

     ●     رعایت تناسب با محیط اطراف شامل خیابان‌ها، فضاها و احجام پیرامونی

     ●     جلوگیری از ایجاد تاثیر دره گونه (canyon effect) در خیابان‌های اطراف

     ●     رعایت میزان اشراف بر محیط اطراف

     ●     ایجاد پیاده‌رو و فضای سبز  مناسب جهت عابران

     ●     عدم ایجاد مشکل سایه‌اندازی بر طبقات پایین بناهای اطراف (rights of light)

     ●     ایجاد حداقل پیاده‌رو 3 متری برای بناهای 8 طبقه و 5 متری برای بناهای بیشتر از 8 طبقه

     

    2-    تاثیر در محیط تاریخی

    -      میزان تاثیر بر منظر تاریخی شهر و خیابان‌های اطراف شامل

     ●     میزان افزایش خوانایی

     ●     میزان نفوذپذیری یعنی بناهای بلند به گونه­ای طراحی شوند که موجب پرهیز مردم از ورود به محوطه­های تاریخی پرگردد. برای مثال ساخت بناهای بلند موجب باریکی پیاده­­روها نگردد تا مردم در ورود به محوطه­های تاریخی دچار مشکل گردند و برعکس با طراحی پیاده‌روهای عریض می‌توان مردم را در ورود به بافت‌های تاریخی تشویق کرد)

     ●     ایجاد کریدورهای دید جدید و تقویت کریدورهای دید موجود از محوطه اطراف شهر به سمت مرکز شهر و بالعکس

     ●     در نظر گرفتن بناهای مهم و تاریخی در کریدورهای دید

    -      مطالعه تاثیر بناهای بلند در تقویت یا تضعیف ارزش تاریخی بافت

    -        تاثیر بر اِلِمان‌های تاریخی، ساختمان‌های تاریخی پس‌زمینه، مناطق حفاظت شده، پارک‌ها و باغ‌های تاریخی

    3-    چگونگی ارتباط با سیستم حمل‌و‌نقل

    -        نزدیکی به حمل‌و‌نقل عمومی

    -        توان و کشش بزرگراه‌ها، خیابان‌ها و پیاده‌روهای اطراف

    -        وجود پارکینگ یا امکان طراحی متناسب آن برای مراجعه‌کنندگان و استفاده‌کنندگان از بنا

    -        دسترسی مناسب برای پیاده‌رو

    -        دسترسی مناسب برای معلولین و ناتوانان جسمی شامل: رمپ، سطوح غیرلغزنده، نورپردازی مناسب و ...

     

    4-    کیفیت معماری مناسب

    بناهای بلند به دلیل نقش نشانه‌ای در شهر دارای اهمیت می‌باشند و باید از کیفیت بالایی به لحاظ معماری برخوردار باشند. جهت دستیابی به این کیفیت موارد زیر باید رعایت گردند:

    -      هماهنگی با بناهای اطراف

     ●     چگونگی ارتباط خطوط، شکست‌ها  و شخصیت بنا با بناهای اطراف

     ●     تاثیر بر دیدهای محلی ( به طور مثال چگونگی پایان دادن محورهای دید یا قاب‌بندی صحنه‌ها)

    -      کیفیت فرم بنا

     ●     دارای فرم منطقی باشد

     ●     نباید حس نفوذناپذیری ایجاد کند

    -      حجم و مقیاس (سازگاری با حجم و مقیاس محیط اطراف)

    -      کیفیت طبقه همکف بنا

     ●     سازگار و در ادامه فعالیت و شخصیت موجود در محیط باشد

     ●     خوانایی ورودی

     ●     مسیر ورودی متناسب با تراکم جمعیتی مراجعه‌کننده باشد

    -  پارکینگ (بهتر است درون زمین باشد)

    -  تاج ساختمان

     ●     به دلیل تاثیر در خط آسمان دارای اهمیت است

     ●     پرهیز از قرار دادن مواردی که موجب تضعیف و کاهش وضوح خط آسمان گردد

    -      مصالح (دارای بهترین کیفیت ممکن باشد و حداکثر از سه نوع مصالح استفاده گردد)

     

    5-    مشارکت در امکانات و فضاهای عمومی

    -      تنوع و مشارکت در کاربری‌ها برای پاسخ به نیازهای محلی

    -      کاربری‌های پیشنهادی در همکف موجب سرزندگی در محیط اطراف گردد

    -      بنا بتواند خدمات عمومی علاوه بر سایت متعلق به خود ارائه نماید

     

    6-    تاثیر بر روی محیط اطراف و خرده اقلیم

    -      تاثیر باد در پایه‌های بنا، اطراف ورودی و پیاده‌رو

    -      ظاهر بنا در شب

    -      میزان انعکاس بنا در روز (میزان انعکاس نباید آزار دهنده)

    -      بنا نباید محدود‌کننده پیشنهادات دیگر برای بناهای بلندمرتبه باشد

     

    7-    میزان نفوذپذیری و خوانایی سایت

    -      بنا تا چه حد می‌تواند نشانه‌ای قابل درک برای کمک به تعریف شخصیت یک ناحیه باشد

    -      بنا تاچه حد سایت را به محله و محدوده اطراف مرتبط می‌سازد

     

    8-    پایداری

    -      میزان هماهنگی با پایداری شامل مقولاتی همچون: میزان استفاده از انرژی، میزان انتشار co2، آلودگی آب و هوا، میزان استفاده از زمین، اکولوژی، مصالح

     

    9-    تاثیرات درازمدت در شهر

    -      تاثیر احتمالی بر روی نیازهای آتی برای واحدهای مسکونی و سایر کاربری‌ها

    -      تاثیر در اقتصاد آینده شهر

     

    10-      ارائه نقشه‌های کامل (شامل جزئیات و تاثیرات بصری در شهر)

    -      تحلیل جامع از سایت و محلات اطراف، شامل: گونه‌شناسی بناهای اطراف، فرم و حجم بناهای اطراف، اکولوژی، توپوگرافی

    -      ارائه روند طراحی از تحلیل تا طراحی نهایی

    -      ارائه تصاویر فتومونتاژ از بنا در مقیاس دید پاناراما از شهر، دید از فاصله 500 متری و دید نزدیک از خیابان

    -      ارائه جزئیات اجرایی، نماها و مقاطع  به طور دقیق در مقیاس 20/1

    از بررسی ضوابط فوق مشخص می‌گردد که باید یک سیر منطقی از تعریف بنای بلند و ضوابط مربوط به آن در شهر و در نهایت چگونگی ارائه نقشه‌ها و مستندات مربوط به پیشنهاد بنای بلند ارائه ‌گردد. یکی از نقاط قوت این ضوابط در نگاهی جامع به بنای بلند است که اکثر ابعاد تاثیرگذار این نوع بنا را در شهر تحت پوشش قرار می‌دهد. نکته مهم دیگر این ضوابط بند 10 می‌باشد که به چگونگی ارائه نقشه‌ها و مستندات از سوی پیشنهاددهندگان بنا می‌پردازد، زیرا چگونگی اثبات توجه طراحان به 9 آیتم قبلی فقط از طریق این مستندات امکان‌پذیر است.

     

    ۱- تعریف بنای بلند

    از مقایسه تعریف بنای بلند در تهران با سه شهر ذکر شده در جدول شماره 2 مشخص می‌گردد که در تعریف بنای بلند علاوه بر اینکه معیارهای کمی از جمله ارتفاع باید مدنظر باشد، باید معیارهای کیفی نیز به تعریف بنای بلند اضافه گردد.

    برای رفع این مشکلات باید ابتدا تعریف بنای بلند از حالت کمی (بالای 12 طبقه) به ترکیبی از متغیرهای کمی و کیفی تغییر یابد. به طور مثال می‌توان پیشنهاد نمود ابنیه­ای که دارای تاثیر شاخصی در خط آسمان شهر باشد نیز جزو ابنیه بلند محسوب می­شود. در این حالت ضوابط بصری بلندمرتبه‌سازی می‌تواند در مورد این بناها اعمال گردد.

     

    2-    ضوابط مربوط به ابنیه بلند

    ضوابط مربوط به بناهای بلند با توجه به مقیاس بناهای بلند در شهر باید در ابعاد گسترده‌تری مورد بررسی قرار گیرد. از جمله این ضوابط می‌توان به تاثیرات بصری و کیفیت مناسب معماری این نوع بنا‌ها در شهر اشاره کرد که کمبود آنها در ضوابط مربوط به شهر تهران دیده می‌شود. زیرا همانطوریکه اشاره گردید یکی از مشکلات بناهای بلند در شهر تهران تاثیرات نامناسب بصری این بناها در شهر می­باشد.

     

    3-    چگونگی ارائه مدارک و نقشه­های پیشنهاد بنای بلند

    نهایتاً نکته مهمی که جای آن در ضوابط بلندمرتبه‌سازی شهر تهران خالی است، این است که تمامی ضوابط مورد اشاره باید در نقشه‌ها و مدارک ارائه شده از جانب پیشنهاد دهندگان بنای بلند، جهت تصمیم‌گیری به مراجع تصمیم‌گیر ارائه شوند. از جمله مهم‌ترین این مدارک می‌توان به تصاویر سه بعدی یا فتومونتاژ جهت بررسی تاثیرات این بناها در شهر و همچنین نقشه جزئیات اجرایی جهت تضمین کیفیت این نوع بناها اشاره نمود.

     

     

    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در جمعه سی و یکم شهریور 1391  |
     
          اصول ایمنی در برق

     

    مقدمه: در ایین مقاله به بررسی سه عامل حادثه ساز در میان پیمانکاران یعنی برق گرفتگی و اتصال کوتاه و سقوط از سر تیر پرداخته و به بررسی عوامل آن و پیشنهاد هایی برای محافظت پیمانکاران از این خطرات خواهیم پرداخت.

    حوادث برق گرفتگی (ضرری جرحی)
    لازم به توضیح است طبق اطلاعات جمع آوری شده بیشتر حوادث پیمانکاران برروی شبکه خطوط 20 KV بوده است.
    دلایل حوادث بعد از بررسی به شرح ذیل است:
    1. .عدم استفاده از تجهیزات حفاظتی چون دستکش 400 V ,فازمتر 20 K Vیا معیوب بودن آنها
    2. عدم زمین کردن شبکه خطوط بعد از قطع برق یا قطع سیم زمین در تجهیزات
    3 .عدم آزمایش شبکه خطوط از نظر برق دار بودن
    4 . استفاده از پیمانکار گاه بی تجربه و یا کم تجربه در احداث یا نوسازی شبکه و نظارت سهلانگارانه وضعیف ناظرین در این موارد
    5. خرابی بازو های و فرسودگی و عدم سرویس به هنگام سکسیونر زمین
    6. عدم هماهنگی بین گروه پیمانکار(به علت خصوصی سازی وعدم تغییرات ساختار سنتی با آن) با برق منطقه ای در قطع در زمان مقرر
    7. .مانور اشباه به علت به روز نبودن اطلاعات نقشه مانوری وبه روز کردن اطلاعات مسولین هر بخش

    8. خرابی و فرسودگی بازو های سکسیونرو تجهیزات مشابه و درنتیجه عدم قطع برق
    9. عدم بازدید بصری و اطمینان کاذب به تجهیزات بعد از اعمال دستور قطع
    10. کار بر روی شبکه 400 V بدون توجه به قطع یا وصل بودن شبکه 20 KV تغزیه آن
    11. عدم اطلاع از طراحی خط خطوط 400 V که چند فیدر تغزیه دارند وقطع یک فیدر تغزیه خط و عدم آزمایش شبکه خطوط از نظر برق دار بودن
    12. ورود ولتاژ پیش بینی نشده به شبکه
    13. آموزش ندیدن پیمانکاران در باره نحوه صحیح تست و تعمیر نگهداری تجهیزات واصول ایمنی لازم برای کار
    14 عدم رعایت فاصله ایمنی از تجهیزات
    15. عدم هماهنگی بین گروه پیمانکار گروه پیمانکار دیکری که بر همان خط مشغول به کار است که بدون اطلاع دیگری خط را برق دار می کنند.
    16. .قطع نکردن هر دو خط خطوط دو مداره برای سرویش و نگهداری یکی لز آنها
    17.نقص سیستم زمین های تجهیزات از دید دزدی کابل زمین و افزایش مقاومت زمین با افزایش طول الکترود یا افزایش تعداد الکترود ها یا درمان شیمیایی خاک
    18.برخورد ساعقه به خط
    19.تعجیل در کار و عدم هماهنگی با ارگان های مرتب

    بدین ترتیب علت اکثر برق گرفتگی ها را می توان عدم رعایت اصول ایمنی از سوی پیمانکاران و ناظرین اجرا وسهلانگاری پیمانکاران در استفاده از لوازم ایمنی شخصی خود دانست.

    بسته پیشنهادی سازنده برای این بخش:

    1.ارائه آموزش و نظارت در باره رعایت اصول ایمنی در ریز موارد و درباره همه تجهیزات
    2. رعایت کلیه مراحل چارت بی برق نمودن در تعمیر خطوط سرد وگرم از سوی پیمانکار
    3. دوره سرویس و نگهداری و بازدیدعینی مستمر از پرنده زدگی وصحت عملکرد تجهیزات
    4.کمیته ایمنی برق منطقه ای بایدتقویت شده و به بررسی علل برق گرفتگی بپردازد و در پی آن مغصرین را توبیخ گرداند و با تبین علت حادثه از تکرار آن جلوگیری کند.
    5.شناخت تمامی انشعابات و نقشه عملیاتی و طرح خطوط به روز
    6.کنترل ابزار کار با تهیه چک لیست های لازم به همراه تیم های ایمنی
    7.قبل از استقرار پیمانکار تجهیزات شخصی و گروهی از نظر کمی وکیفی کنترل شود و دستور تعویض ابزار در صورت نیاز صادر شود
    8.نظارت بر رعایت اصول ایمنی حین کار
    9.نظارت بر روحیه پیمانکار و ممانعت از کار های خطرناک هنگام مناسب نبودن روحیه فردی مثل عدم تعمیر خط گرم برای فرد تحت فشار روانی
    10.نظارت بعد از پایان پروژه برای کنترل تجهیزات:زیرا بعضی پیمانکاران از ترس مواخذه شدن آسیب دیدن تجهیزات ایمنی را گزارش نمی دهند مثلا:چوب استیک 20 kv را که می شکند با چسب می چسبانند ظاهری فریبنده ولی خطری مهلک را اگر دقت نشود به دنبال دارد.
    11.کمیته ای باید صلاحیت فنی پیمانکار را با آزمون یا ارائه مدارک رسمی از سوی پیمانکار بررسی کند تا از افراد بی تجربه شرکت های پیمانکاری استفاده نکند
    12.به کار گیری ابزار جریمه در هنگام مشاهده عدم رعایت نکات ایمنی در حین کار و تشویق در صورت رعایت
    13.تشکیل جلسات ایمنی ماهانه کمیته با پیمانکاران و کارگران

    حوادث اتصال کوتاه: (ضرری جرحی)
    1.بی احتیاتی حین کار کردن در تابلوها از سوی پیمانکار
    2. برخورد وسایل فلزی از جمله ابزا کار
    جریان الکتریکی اتصال کوتاه حرارت تولیدی این جریان الکتریکی آهن را به راحتی ذوب می کند وباعت سوختگی در دست ها می شود.
    بدین ترتیب علت اکثر اتصال کوتاه ها را می توان عدم رعایت اصول ایمنی از سوی پیمانکاران دانست
    بسته پیشنهادی سازنده برای این بخش:
    1.استفاده از پیمانکار با تجربه در احداث یا نوسازی شبکه
    2.آموزش نکات ایمنی فردی به پیمانکاران

    حوادت سقوط از سر تیر: (ضرری جرحی)
    1.عدم استقرار ایمن در جرثقیل بالا برنده
    2.نبستن کمربند حفاظتی
    3.فرسودگی خود تیرفرسودگی کمربند حفاظتی
    4.برق گرفتگی لحظه ای پیمانگاری که کمربند حفاظتی خود را نبسته
    دلایل فرسودگی تیر:
    1. در اثر برخورد وسایل نقلیه به آنها
    2. قدمت استفاده یا پوسیدگی در زیر زمین در تیرهای چوبی
    3.گالوانیزه بودن و زنگ زدگی در تیر های فلزی
    4.عدم رعایت نکات فنی حین نصب مثل مقدار بتن و عمق حفاری
    5. مصالح غیر استاندارد در ساخت تیرهای بتنی
    6.عدم رعایت نکات فنی انتخاب نوع کلاس تیر از نظر وزن زیر بار و نقاط تحت کشش و زوایا

    بدین ترتیب علت اکثر سقوط ها بر اثر بی احتیاطی خود پیمانکار در رعایت نکات ایمنی و فرسودگی تجهیزات است.

    بسته پیشنهادی سازنده برای این بخش:
    1.آموزش نکات ایمنی فردی پیمانکاران
    2. استفاده از پیمانکار با تجربه
    3.بررسی تیر از لحاظ فرسودگی ودر صورت فرسودگی با سیم بکسل به جرثقیل و اطراف تیر و...مانع از سقوط احتمالی یا مانع از آسیب احتمالی پیمانکار شد.
    4.فرسودگی تجهیزات ایمنی و فرسودگی تیر ها با تعویض بهنگام
    5. رعایت نکات فنی انتخاب نوع کلاس تیر و مصالح استاندارد در ساخت آن

    حوادث رانندگی: (ضرری جرحی و اقتصادی)
    1.سرعت در هنگام راندگی
    2. عدم توانایی بر کنترل وسیله نقلیه
    3.عدم رعایت سایر مقررات راهنمایی رانندگی حادثه ساز
    4. بروز مشکل خرابی خودرو پیمانکار
    5. بی دقتی و کم تجربه ای رانده جرثقیل

    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391  |
     
     


                                                         اصول ايمني برق

    افراد در تمام سنين در معرض خطر برق گرفتگي قرار دارند و به علت سيم كشي نادرست ويا وجود سيمهاي لخت و يا دستكاري وسائل برقي همه ساله افراد زيادي را در معرض خطر قرار مي دهد .

    درزمينه خطر برق گرفتگي حتما نيازي نيست كه تماس مستقيم بين بدن انسان و سيم برق وجود داشته باشد بلكه وجود رطوبت به ميزان زياد در محيط مي تواند به عنوان يك واسطه جريان برق را به بدن منتقل نمايد زيرا بدن هادي خوبي براي جريان برق مي باشد .

    جريان برق علاوه بر خطر مستقيمي كه متوجه انسان مي كند ( فيبرولاسيون بطني) خطر ديگري كه به همراه دارد شوك حاصل از عبور جريان برق مخصوصا در بزرگسالان و افراد مسن مي باشد به اين معني كه در بعضي از موارد فرد بر اثر همين شوك ثانويه كه باعث سقوط و يا پرت شدن فرد مي گردد دچار انواع آسيب ها خواهد شد.

    اصول امداد رساني در برق گرفتگي ها

    برق گرفتگي در اكثر اوقات همراه با ايجاد ضايعه در مكانيزم تنفسي و قلب خواهد بود بعلاوه در برخي اوقات سوختگيهاي شديدي نيز ممكن است براثر عبور جريان برق بوجود بيايد كه معمولاً اين سوختگيها به علت شدت وسعتشان بايد در مراكز درماني تحت درمان قرار گيرند .

    در موقع مواجه شدن با فردي كه دچار برق گرفتگي شده اصول زير را بايد رعايت نمود :

    ?-ضمن حفظ خونسردي قبل از هرچيز جريان برق را قطع و مصدوم را ازمحل حادثه دور مي كنيم .

    ?-چون جريان برق قلب و دستگاه تنفسي را زودتر از هرقسمت ديگر تحت تاثير قرار ميدهد لذا پس از اطمينان از توقف حركات قلب و تنفس سريعاً اقدام به ماساژ قلبي و تنفس مصنوعي نمود .

    ?-محل سوختگي را كه دراثر عبور جريان برق در بدن ظاهرشده است با يك پارچه ضدعفوني شده خشك مي پوشانيم .

    ?-فرد حادثه ديده ممكن است احساس درد داشته باشد در اين وضعيت نبايد به او دارويي تجويز كرد .

    ?-درصورتيكه سوختگي به چشمان او آسيب رسانده باشد چشمها را با گاز استريل پوشانده و به او توصيه مي كنيم كه چشمهاي خود را باز نكند .

    ?-لباس هاي او را شل كرده به او آرامش مي دهيم و اطراف او را خلوت مي كنيم و در صورتي كه هوشياري كامل داشته باشد مقداري مايعات به او مي خورانيم .
     

     

    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391  |
     
     
     
     
     
     
     

                                                           ایمنی


    اگر به فرهنگ لغت مراجعه شود ، ایمنی به صورت زیر تعریف می شود : شرایط آزاد بودن از مشکلات یا آزاد بودن از شرایطی که موجب آسیب ، صدمه یا خسارت می شوند . به عبارت دیگر ایمنی رهایی از پتانسیل ضرر و زیان است . متخصصان ایمنی سیستم ، ممکن است عباراتی مانند : «ایمنی افزایش یافته ، ایمنی اصلاح شده و ایمن تر » را برای یک سیستم به کار ببرند . شکل عبارات فوق سنجش و اندازه گیری میزان افزایش یافته یا اصلاح شده است . ایمنی باید به عنوان مشخصه و خصوصیتی از یک سیستم مانند کیفیت و قابلیت اعتماد باشد . این خصوصیات بخش تکمیل کننده سیستم هستند . ایمنی در یک سیستم ممکن است به عنوان کیفیتی از سیستم تعریف شود که اجازه می دهد سیستم تحت شرایط از پیش تعیین شده با حداقل خسارت ناشی از حادثه ، عمل کند .

    ریسک

    ریسک با احتمال و امکان وجود صدمه و آسیب مرتبط است .به عبارت دیگر ارزش پذیرفته شده خسارت است در واقع ریسک بیانی از امکان حادثه ناگوار بر حسب شدت خطر و احتمال خطر است .

    ایمنی سیستم چیست؟

    مفهوم ایمنی سیستم کاربرد تکنیکی و مدیریتی مهارت ها جهت شناسایی کنترل خطرات از طریق دوره ( سیکل ) عمر یک پروژه ، برنامه یا فعالیت است . در گذشته ، برنامه های ایمنی معمولاً جهت جلوگیری از حوادث بر اساس فلسفه after - the- fact تنظیم می شودند . برای مثال ، عمل پرواز توسط هواپیما اغلب « پرواز – سقوط – پرواز» نامیده می شد و بدین نحو تفسیر می شد که : آن را بسازید و پرواز کنید ، اگر عمل نکرد و سقوط کرد ، مجدداً آن را بسازید و پرواز کنید تا موفق شوید در طی این فرآیند ، نواقص را بشناسید و آنها را برطرف کنید.

    وقتی که حادثه ای اتفاق می افتد ، بررسی جهت تعیین علت آن باید انجام گیرد . علل به وجود آورنده حادثه و راه های جلوگیری از حوادث مشابه باید مورد بحث و بررسی قرار گیرند .

    از طرف دیگر ، مفهوم ایمنی سیستم ، شامل پروسه طراحی شده ، نظم داده شده ، به طور سیستماتیک سازمان یافته و فرایند Befor-the-fact که به عنوان روش شناسایی ، آنالیز و کنترل ایمنی درنظر گرفته می شود . وجود نظم در ایمنی سیستم ، اقتضا می کند که خطرات قبل از این که اتفاق بیافتند ، شناسایی شده و مورد ارزیابی قرار گیرند . خطرات باید حذف شوند یا در یک سطح قابل قبولی جهت اینکه سیستم بتواند توسعه یابد ،تست شود و به صورت ایمن نگه داری و عمل کند ، کنترل شود . مهندسی ایمنی سیستم یک بخش حیاتی ازپروسه طراحی است که باید روی محصول یا سیستم اجراشود . ایمنی یک جزء ضروری از کار است که جهت تعیین کیفیت طراحی به مرحله عمل درمی آید .

    آنالیز خطر ، قلب عملکرد ایمنی سیستم است . پیش بینی و کنترل خطرات در مراحل طراحی یک فعالیت ، ستون اصلی ایمنی سیستم را تشکیل می دهند . ایمنی سیستم ، آنالیز نقس نیست . خطر مفهومی وسیعتر از نقص دارد و شامل ریسک

    خسارت یا آسیب است.

    از طرف دیگر نقص عبارت است از عملکرد بعضی چیزها از راه و مسیری که مورد نظر نیستند و نقص می تواند بدون ایجاد خسارت ، اتفاق بیافتد.

    هدف ایمنی سیستم این است که هر شخصی می خواهد تحت شرایطی کار و زندگی کند که خطرات آن شناخته شده و در سطح قابل قبولی از لحاظ پتانسیل آسیب رسانی کنترل شده باشد .

    همه جنبه های برنامه ایمنی باید شامل طراحی ، مهندسی ، آموزش، روش مدیریتی و کنترل سوپروایزر در شناسایی و حذف یا کنترل آن ، مورد توجه قرار گیرند . مدیریت و مهندسی ایمنی سیستم جهت طراحی مناسب سیستم با نظام های دیگر مهندسی و مدیریتی باید همکاری های لازم را داشته باشند .

     

     



     
     

    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391  |
     

                 ایمنی و ضوابط استقرار پمپ بنزین ها

     

    • ضروری است کلیه جایگاه های سوخت مجهز به سیستم آب آتش نشانی و سیستم کف شوند .
    • احداث کانال در حاشیه طولی پمپ بنزینها با در نظر گرفتن شیب مناسب در مقابل محل تخلیه سوخت و هدایت کانال به حوضچه سرپوشیده با ظرفیت حداقل ۲۰۰۰۰ لیتر.
    • تخلیه حوضچه بعداز هربارشستشو و در نظر گرفتن پمپ مناسب جهت تخلیه.
    • لازم است که تا انتهای تخلیه سوخت راننده در محل حضور داشته باشد.
    • ضروری است به تعداد کافی خاموش کننده پودری و سطل شن در جایگاه وجود داشته باشد . لازم است پرسنل آموزش و تعلیمات لازم ایمنی را فراگرفته باشند .
    • کروکی مسیرلوله کشی ها و شیرفلکه و مخازن سوخت تهیه و در اختیار سازمان آتش نشانی قرار گیرد .
    • سیم ارت مخازن بررسی و درصورت وجود نقص سریعاً مرتفع گردد .
    • تعبیه تابلوهای هشدار در خصوص عدم استعمال دخانیات و تلفن همراه در داخل جایگاه
    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391  |
     
                      مقررات ملی ایمنی



    مقررات ملی ایمنی و حفاظت در حین اجرای کار مصوب فصل اول _ تخريب بخش اول _ عمليات مقدماتي تخريب ماده ۱ قبل ازاينكه عمليات تخريب شروع شود ، بايد بازديد دقيقي ازكليه قسمت هاي ساختمان دردست تخريب به عمل آمده ودرصورت وجود قسمت هاي خطرناك وقابل ريزش ، اقدامات احتياطي ازقبيل نصب شمع ، سپر ،حائل و ستون هاي موقتي جهت مهارآن قسمت ها به عمل آيد . ماده ۲ قبل از شروع كار ، جريان برق ، گاز ، آب وساير خدمات مشابه با اطلاع و نظارت سازمان هاي مربوطه به طور مطمئن قطع ودرصورت نياز به برقراري موقت آنها ، اين عمل بايد با موافقت ونظارت سازمان هاي ذيربط ورعايت كليه احتياطات ومقررات ايمني مربوطه انجام گردد . ماده ۳ منطقه خطر دراطراف ساختمان دردست تخريب بايد كاملاً محصور و علامات خطروهشدار دهنده نصب گردد واز ورود غير مسئول به منطقه محصور شده جلوگيري به عمل آيد . ماده ۴ درهنگام شب ، مرز منطقه محصورشده بايد با نصب چراغ هاي قرمز ويا علائم مشخصه ديگر ازقبيل تابلوهاي شبرنگ وغيره مشخص گردد . ماده ۵ كليه راههاي ورودي وخروجي ساختمان دردست تخريب بجزراهي كه براي عبور ومروركارگران وافراد مسئول درنظر گرفته شده ، بايد مسدود گردد . ماده ۶ كليه شيشه هاي موجود دردرب ها وپنجره ها بايد قبل از شروع عمليات تخريب درآورده شده ودرمحل مناسبي انبار گردد . بخش دوم _ اصول كلي تخريب ماده ۷ عمليات تخريب بايد از بالاترين قسمت يا طبقه شروع وبه پايين ترين قسمت يا طبقه ختم گردد ، مگر درموارد خاصي كه تخريب به طور يكجا واستفاده ازمواد منفجره درفونداسيون وازراه دوربارعايت كليه احتياطات ومقررات ايمني مربوطه وكسب مجوزهاي لازم انجام ويا ازطريق كشيدن باكابل وواژگون كردن ويا ازطريق ضربه زدن با وزنه هاي درحال نوسان انجام شود . ماده ۸ درمواردي كه عمل تخريب ازطريق كشش وواژگون انجام شود ، بايد از كابل هاي فلزي محكم استفاده شود وكليه كارگران وافراد مسئول درفاصله مناسب ومطمئن وكاملاً دوراز منطقه نگهداشته شوند . ماده ۹ درمواردي كه ازوزنه هاي درحال نوسان براي تخريب استفاده مي شود بايد دراطراف محل اصابت وزنه ميدان عملي به عرض ۵/۱ برابر ارتفاع ساختمان درنظر گرفته شود . ماده ۱۰ وزنه هاي درحال نوسان مذكور درماده فوق بايد به ترتيبي كنترل گردند كه بجز ساختمان دردست تخريب به جاي ديگر اصابت ننمايند . ماده ۱۱ ازتخريب قسمت هايي كه ساختمان كه باعث تخريب وريزش ناگهاني قسمت هاي ديگر ساختمان گردد بايد جلوگيري به عمل آيد . ماده ۱۲ درپايان كار روزانه ، قسمت هاي دردست تخريب نبايد درشرايط ناپايداري كه دربرابر فشار باد يا ارتعاشات آسيب پذير باشند ، رها گردند . ماده ۱۳ مصالح ومواد حاصل ازتخريب هرقسمت ياطبقه بايد به موقع به محل مناسبي منتقل گردد وازانباشته شدن آن به ترتيبي كه مانع ازانجام كارشده ويا استحكام طبقات پايين تررا به خطر اندازد ، جلوگيري به عمل آيد . ماده ۱۴ ميخ هاي موجود درتيرهاوتخته هاي حاصل ازتخريب بايد بلافاصله به داخل چوب فروكوبيده ويا كشيده شود . ماده ۱۵ درصورت لزوم ، جهت جلوگيري ازپخش گردوغبار ناشي ازتخريب بايد درفواصل زماني مناسب قسمت هاي دردست تخريب به وسيله آب فشان مرطوب گردد . ماده ۱۶ كليه پرتگاه هاودهانه هاي موجود دركف طبقات وساير قسمت ها به استثناء دهانه هايي كه براي حمل وانتقال مواد و مصالح حاصل ازتخريب ويا لوازم كارمورد استفاده قرار مي گيرند ، بايد به وسيله نرده يا حفاظ هاي مناسب محصور يا پوشانده شوند . ماده ۱۷ درمحوطه تخريب بايد گذرگاه هاي مطمئن براي عبور ومرور كارگران درنظر گرفته شود . اين گذرگاه ها بايد روشن وفاقد هرگونه مانع باشد . ماده ۱۸ به استثناء پلكان ها ، رهروها ونردبان ها ودرهائي كه براي استفاده كارگران به كارمي رود بايد كليه راه هاي ارتباطي ديگر ساختمان درتمام مدت تخريب مسدود گردد . ماده ۱۹ اگر ساختمان دردست تخريب بيش از دوطبقه ويا بلند تر ازهشت متر ازكف پياده رو بوده وفاصله ساختمان ازپياده رو يا معبر كمتر ازپنج متر باشد بايد راهرو سرپوشيده موقتي براي تمام طول ساختمان با عرض متناسب درپياده رو ازچوب يا مصالح مقاوم مشابه ساخته شود وروشنائي لازم طبيعي ويا مصنوعي به طور دائم براي اين راهرو تأمين گردد . ماده ۲۰ سقف راهروهاي سرپوشيده بايد حداقل درحدود ۷۰۰ كيلوگرم برمتر مربع فشار را تحمل نمايد ودرصورتي كه ازاين سقف ها براي گذرندان برخي مصالح نيز استفاده شود بايد حداقل ۱۵۰۰ كيلوگرم برمتر مربع فشار را تحمل نمايد . ماده ۲۱ به منظور جلوگيري ازخطرات ناشي ازسقوط مصالح ساختماني ، اطراف خارجي سقف راهروهاي سرپوشيده بايد داراي حفاظ كاملي ازچوب يا توري فلزي مقاوم با ارتفاع حداقل يك متر باشد . اين حفاظ ممكن است حداكثر نسبت به سقف زاويه ۴۵ درجه به طرف داخل داشته باشد . ماده ۲۲ درصورتي كه راهروهاي سرپوشيده داراي درهايي براي بارگيري مصالح وغيره باشد . اين درب ها بايد همواره بسته باشد مگر درمواقع بارگيري وحمل كه بايد مراقبت كافي به عمل آيد . ماده ۲۳ سقف راهروهاي سرپوشيده كه ازالوارساخته مي شود بايد حداقل پنج سانتي مترضخامت داشته باشد اجزاء متشكله راهرو بايد به هم وبه كف مهارشده باشد . ماده ۲۴ اگرساختمان دردست تخريب ازمعبر يا پياده رو بيش از پنج مترفاصله داشته باشد مي توان به جاي ايجاد راهروي سرپوشيده ازحصار يانرده استفاده كرد . ماده ۲۵ درمحل هاي ورود و خروج كارگران به ساختمان مورد تخريب بايد راهروهاي سرپوشيده با حداقل ۳ متر طول و عرض نيم متر بيش ازعرض درب ورودي ساخته شود تاازسقوط مصالح برروي آن جلوگيري به عمل آيد . ماده ۲۶ مصالح ساختماني نبايد به وسيله سقوط آزاد به خارج پرتاب شود مگرآنكه پرتاب ازداخل كانالهاي چوبي يا فلزي انجام گيرد . ماده ۲۷ كانالهاي چوبي يا فلزي كه براي هدايت مصالح به خارج به كار مي رود چنانچه بيش از ۴۵ درجه شيب داشته باشد بايستي ازچهار طرف كاملاً مسدود باشد ، به استثناي دهانه هايي كه براي ورود وخروج مصالح تعبيه گرديده است . ماده ۲۸ دهانه خارجي كانالهاي چوبي يا فلزي بايد مجهز به دريچه محكمي بوده ودرهنگام كاربه وسيله يك نفركارگر مراقبت شود ودرساير مواقع درب آن مسدود باشد وهمچنين درابتداي كانالهاي مزبور نيز بايد تدابير واحتياطات لازم براي جلوگيري ازسقوط اتفاقي كارگران به داخل دهانه ورودي به كاربرده شود . ماده ۲۹ محل نگهداري ابزار ووسائل ساختماني وساختمان هاي موقت كارگران بايد درجايي قرارداشته باشد كه درمعرض خطرريزش ويا سقوط مصالح ومواد حاصل ازتخريب نباشد . ماده ۳۰ كليه كارگران وافرادي كه درعمليات تخريب دخالت دارند ، بايد مجهز به كلاه ايمني مناسب باشند وهمچنين درصورت لزوم وبنا به موقعيت واقتضاي كار بايد دستكش ، كفش ، عينك وماسك حفاظتي مناسب مطابق با ضوابط آئين نامه وسائل حفاظت انفرادي دراختيار آنها گذارده شده ونظارت وكنترل لازم درمورد استفاده ازآنها به عمل آيد . بخش سوم _ تخريب وبرچيدن ديوارها ماده ۳۱ ديوارويا قسمتي ازديوار كه ارتفاع آن بيش از۲۲ برابرضخامت آن است ، نبايد بدون مهارهاي جانبي آزاد بماند . ماده ۳۲ براي خراب كردن وبرچيدن ديوارهاي نازك ومرتفع وفاقد استحكام كافي به طريق دستي بايد ازداربست استفاده شود . ماده ۳۳ درمواردي كه ديوارازطريق واردآوردن نيرووفشار تخريب مي گردد ، بايد كليه كارگران وافراد ازمنطقه ريزش دورنگهداشته شوند . ماده ۳۴ قبل از خراب كردن هريك از ديوارهاي داخلي ياخارجي بايد سوراخ ها ودهانه هايي كه تافاصله سه متر ازمحل تخريب دركف طبقه قرار دارد به وسيله مصالح مقاوم به ابعاد كافي پوشانده شود مگر آنكه درطبقات پايين مطلقاً كارگري كار نكند ويا راه هاي ورودبه اين طبقات قبلاً مسدود شده باشد . ماده ۳۵ ديوارهايي كه براي نگهداري خاك زمين يا ساختمان هاي مجاور ساخته شده اند ، نبايد تخريب گردند مگر آنكه قبلاً آن خاك برداشته شده ويا ساختمان مربوطه به وسيله شمع وسپرمحافظت شده باشد . بخش چهارم _ تخريب وبرچيدن طاق ها ماده ۳۶ درطاق هاي ضربي چه هنگامي كه سوراخ درآن ايجاد مي شود وچه هنگامي تخريب آن بايد آجرها ومصالح بين دو تيرآهن تاتكيه گاه هاي طاق به طور كامل برداشته شود . ماده ۳۷ هنگام تخريب طاق پس از برداشتن قسمتي از طاق ، بايد روي تيرآهن ها يا تيرچه ها به طور عرضي الوارهايي حداقل به ضخامت ۵ سانتي متروبه عرض ۲۵ سانتي متر به تعدادكافي گذارده شود تاكارگران بتوانند درروي آنها مستقرشده وبه كارخودادامه دهند . ماده ۳۸ هنگام تخريب طاق ، بايد طبقه زير آن به طوري مسدود شود كه هيچ يك از كارگران نتوانند درآن رفت و آمد كنند . بخش پنجم _ تخريب وبرچيدن اسكلت فلزي ساختمان ماده ۳۹ درصورت استفاده ازجرثفيل براي پايين آوردن تيرآهن ها وقطعات فولادي ، مقررات آئين نامه حفاظتي وسائل حمل ونقل وجابجاكردن مواد و اشياء دركاگاه هابايد رعايت گردد . ماده ۴۰ پس از تخريب وبرداشتن طاق اگر نصب جرثفيل ساختماني روي تيرآهن ضروري باشد بايد قبلاً به وسيله الوار تمام اطراف محل نصب جرثقيل بجز قسمتي كه براي حمل وسائل ومواد لازم باشد ، پوشانده شده وبه طرز محكم ومطمئن استقرار يابد . ماده ۴۱ هنگام استفاده ازجرثقيل هاووسائل مشابه بايد يك سلسله علامات مشخص به كاررود وتمام افرادي كه با اين گونه وسائل كارمي كنند قبلاً آموزش لازم رابراي آشنايي وبه كاربردن علامات مذكور ديده باشند . ماده ۴۲ هنگام پايين آوردن تيرآهن هاي بريده شده به وسيله جرثقيل ، براي حفظ تعادل وجلوگيري ازلنگر بار بايد ازطناب هدايت كننده نيز استفاده شود . ماده ۴۳ ازسوارشدن روي باروآويزان شدن كارگران به كابل دستگاههاي بالابربايد جلوگيري به عمل آيد . ماده ۴۴ هنگام استفاده ازجرثقيل براي حمل كپسول هاي اكسيژن واستيلن بايد از محفظه هايي استفاده شود كه اين كپسول ها به طورمطمئن درآن مستقرشده باشد . ماده ۴۵ قبل از بريدن تيرآهن بايد احتياط هاي لازم به منظور جلوگيري ازنوسانات آزاد تيرآهن بعداز برش به عمل آيد تاصدمه اي به اشخاص ويا وسائل يا استخوان بندي ساختمان مورد تخريب وارد نيايد . ماده ۴۶ پائين آوردن تيرآهن هاي بريده شده بايد به طور آهسته انجام شود وانداختن آنها ازبالا مطلقاً ممنوع است . ماده ۴۷ هنگامي كه تخريب ساختمان فلزي بدون استفاده ازجرثقيل انجام مي گيرد ، بايد قبل از برداشتن تيرآهن ها وستون هاي هرطبقه ، كف طبقه ، بلافاصله زير آن با الوار پوشانيده شود . بخش ششم _ تخريب دودكش هاي بلند ، برج هاوسازه هاي مشابه ماده ۴۸ دودكش هاي بلند ، برج ها و سازه هاي مشابه نبايد ازطريق انفجار يا واژگوني تخريب شوند ، مگرآنكه قبلاً محدوده حفاظت شده ومطمئني با وسعت كافي دراطراف آن درنظرگرفته شده باشد . درصورتي كه قرارباشد سازه هاي فوق الذكر به طريق دستي تخريب گردد ، بايد ازداربست استفاده شود . ماده ۴۹ به تناسب تخريب سازه هاي مذكور ازبالابه پائين سكوي داربست نيزبايد به تدريج پائين آورده شود ، به ترتيبي كه همواره محل استقراركارگران مربوطه پائين تراز نقطه بالائي سازه بوده واين اختلاف ارتفاع كمتراز ۵۰ سانتي متر وبيشتر از ۱۵۰ سانتي متر نباشد . ماده ۵۰ ازايستادن واستقراركارگران دربالاي سازه هاي مذكور بايد جلوگيري به عمل آيد . ماده ۵۱ مصالح حاصله ازتخريب سازه هاي مورد بحث بايد ازداخل به پائين ريخته شده وبراي جلوگيري ازتجمع مصالح بايد قبلاً دريچه اي درپائين ترين قسمت سازه جهت تخليه آن ايجاد شود . ماده ۵۲ تخليه مصالح حاصله ازتخريب مذكور درماده فوق ، فقط بايد پس ازتوقف كارتخريب انجام شود . ماده ۵۳ درصورت استفاده ازبالابر ، تكيه گاه آن بايد مستقل ازداربست باشد . فصل دوم _ گودبرداري وحفاري بخش اول _ عمليات مقدماتي گودبرداري وحفاري ماده ۵۴ قبل از اينكه عمليات گودبرداري وحفاري شروع شود ، اقدامات زيربايد انجام شود . الف _ زمين مورد نظر ازلحاظ استحكام دقيقاً مورد بررسي قرار گيرد . ب _ موقعيت تأسيسات زيرزميني ازقبيل كانالهاي فاضلاب ، لوله كشي آب ، گاز ، كابل هاي برق ، تلفن وغيره كه ممكن است درحين انجام عمليات گودبرداري موجب بروز خطر وحادثه گردند ويا خود دچار خسارت شوند ، بايد مورد شناسائي قرار گرفته ودرصورت لزوم نسبت به تغيير مسيردائم يا موقت وبا قطع جريان آنها اقدام گردد . ج _ درصورتي كه تغيير مسير يا قطع جريان تأسيسات مندرج دربند ب امكان پذيرنباشد بايد به طريق متقضي ازقبيل نگهداشتن به طورمعلق ويا محصور كردن وغيره ، نسبت به حفاظت آنها اقدام شود . د _ موانعي ازقبيل درخت ، تخته سنگ وغيره اززمين مورد نظر خارج گردند . ه _ درصورتي كه عمليات گودبرداري وحفاري احتمال خطري براي پايداري ديوارها وساختمانهاي مجاوردربرداشته باشد ، بايد ازطريق نصب شمع ، سپرو مهارهاي مناسب ايمني وپايداري آنها تأمين گردد . بخش دوم _ اصول كلي گودبرداري وحفاري ماده ۵۵ اگردرمجاورت محل گودبرداري وحفاري كارگراني مشغول به كارديگري باشند ، بايد اقدامات احتياطي براي ايمني آنان به عمل آيد . ماده ۵۶ ديوارهاي هرگودبرداري كه عمق آن بيش ازيك متر بوده واحتمال خطر ريزش وجودداشته باشد ، بايد به وسيله نصب شمع ، سپر ومهارهاي محكم ومناسب حفاظت گردد ، مگر آنكه ديواره ها داراي شيب مناسب ( كمتر اززاويه پايدار شيب خاكريزي ) باشد . ماده ۵۷ درمواردي كه عمليات گودبرداري وحفاري درمجاورت خطوط راه آهن ، بزرگراه ها ويا مركز وتأسيساتي كه توليد ارتعاش مي نمايد ، انجام شود بايد تدابير احتياطي ازقبيل نصب شمع ، سپر ومهارهاي مناسب براي جلوگيري ازخطرريزش اتخاذ گردد . ماده ۵۸ مصالح حاصل ازگودبرداري وحفاري نبايد به فاصله كمتر ازنيم متر ازلبه گودريخته شود . همچنين اين مصالح نبايد درپياده روها ومعابرعمومي به نحوي انباشته شود كه مانع عبورومرورگردد . ماده ۵۹ ديواره هاي محل گودبرداري وحفاري درمواردذيل بايد دقيقاً مورد بررسي وبازديد قرارگرفته ودرنقاطي كه خطرريزش يا لغزش به وجودآمده است ، وسائل ايمني نصب يا تقويت گردد . الف _ بعدازيك وقفه ۲۴ ساعته يا بيشتر دركار ب _ بعداز هرگونه عمليات انفجاري ج _ بعداز ريزش هاي ناگهاني د _ بعداز صدمات اساسي به مهارها ه _ بعداز بخبندان هاي شديد . و _ بعد از باران هاي شديد . ماده ۶۰ درمحل هايي كه احتمال سقوط اشياء به محل گودبرداري وحفاري وجوددارد ، بايدموانع حفاظتي براي جلوگيري ازواردشدن آسيب به كارگران پيش بيني گردد . همچنين براي پيشگيري ازسقوط كارگران وافراد عابر به داخل محل گودبرداري وحفاري نيزبايد اقدامات احتياطي ازقبيل محصور كردن محوطه گودبرداري ، نصب نرده ها ، موانع ، علائم هشداردهنده ويا ايجاد گذرگاههاي موقت ، مطمئن وايمن انجام شود . ماده ۶۱ شب ها دركليه معابر وپياده روهاي اطراف محوطه گودبرداري وحفاري بايد روشنائي كافي تأمين شود وهمچنين علائم هشداردهنده شبانه ازقبيل چراغ هاي احتياط ، تابلوهاي شبرنگ وغيره دراطراف منطقه محصور شده نصب گردد . ماده ۶۲ قبل از قرار دادن ماشين آلات ووسائل مكانيكي ازقبيل جرثقيل ، بيل مكانيكي ، كاميون وغيره ويا انباشتن خاكهاي حاصل ازگودبرداري وحفاري ومصالح ساختماني درنزديكي لبه هاي گود ، بايد شمع سپر ومهارهاي لازم جهت افزايش مقاومت درمقابل بارهاي اضافي درديواره گود نصب گردد . ماده ۶۳ درصورتي كه ازوسائل بالابربراي حمل خاك ومواد حاصل ازگودبرداري وحفاري استفاده شود ، بايد پايه هاي اين وسيله به طورمحكم ومطمئن نصب گرديده وخاك ومواد مذكور نيز بايد با محفظه ايمن ومطمئن بالاآورده شود. ماده ۶۴ هرگاه ديواري جهت حفاظت يكي از ديواره هاي گودبرداري مورد استفاده قرارگيرد بايد به وسيله مهارهاي لازم پايداري آن تأمين شود . ماده ۶۵ درصورتي كه ازموتورهاي احتراق داخلي درداخل گوداستفاده شود ، بايد با اتخاذ تدابير فني ، گازهاي حاصله ازكارموتور به طور مؤثر ازمنطقه كاركارگران تخليه وخارج گردد . ماده ۶۶ چنانچه وضعيت گود يا شيار به نحوي است كه روشنايي كافي با نور طبيعي تأمين نمي شود بايد جهت جلوگيري ازحوادث ناشي ازفقدان روشنائي ازمنابع نور مصنوعي استفاده شود . ماده ۶۷ درصورتي كه احتمال نشت وتجمع گازهاي سمي وخطرناك درداخل گود وجود داشته باشد بايد با اتخاذتدابير فني ونصب وسائل تهويه ، هواي منطقه تنفسي كارگران به طورمؤثر تهويه گردد . ماده ۶۸ درمواردي كه حفاري درزير پياده روها ضروري باشد ، بايد جهت پيشگيري ازخطرريزش اقدامات احتياطي ازقبيل نصب مهارهاي مناسب با استقامت كافي انجام وبانصب موانع ، نرده ها وعلائم هشداردهنده ، منطقه خطربه طوركلي محصور وازعبورومرور افراد جلوگيري به عمل آيد . ماده ۶۹ درگودها و شيارهايي كه عمق آنها از يك متر بيشتر باشد ، نبايد كارگر را به تنهايي به كارگمارد . ماده ۷۰ درحفاري با بيل وكلنگ بايد كارگران به فاصله كافي ازيكديگر به كار گمارده شوند . ماده ۷۱ درشيارهاي عميق وطولاني كه عمق آنها بيش ازيك متر باشد ، بايد به ازاء حداكثر هرسي متر طول ، يك نردبان كارگذارده شود . لبه بالائي نردبان بايد تانود سانتي متر بالاتر از لبه شيار ادامه داشته باشد . بخش سوم _ راه هاي ورود و خروج به محل گودبرداري وحفاري ماده ۷۲ براي رفت و آمد كارگران به محل گودبرداري بايد راه هاي ورودي وخروجي مناسب وايمن درنظرگرفته شود. درمحل گودهائي كه عمق آن بيش از۶ متر باشد ، بايد براي هرشش متريك سكو يا پاگرد براي نردبان ها ، پله ها وراه هاي شيب دار پيش بيني گردد اين سكوها يا پاگردها وهمچنين راه هاي شيب دار وپلكان ها بايد به وسيله نردههاي مناسب محافظت شود . ماده ۷۳ عرض معابر وراه هاي شيب دار ويژه وسائل نقليه نبايد كمتر ازچهار متر باشد ودرطرفين آن بايد موانع محكم ومناسبي نصب گردد . درصورتي كه اين حفاظ ازچوب ساخته شود. قطرآن نبايد ازبيست متر كمتر باشد . ماده ۷۴ درمحل گودبرداري بايد يك نگهبان مسئول نظارت برورود وخروج كاميون ها وماشين آلات سنگين باشد ونيز براي آگاهي كارگران وساير افراد ، علائم هشداردهنده درمعبر ورود وخروج كاميون ها وماشين آلات مذكور نصب گردد . ماده ۷۵ راه هاي شيب دار ومعابري كه درزمين هاي سخت ( بدون استفاده از تخته هاي چوبي ) ساخته مي شود ، بايد بدون پستي وبلندي وناهمواري باشد . فصل سوم _ داربست تعريف : داربست هرساختار موقتي شامل يك يا چند جايگاه ، اجزاي نگاه دارنده ، اتصالات وتكيه گاه ها است كه درطي اجراي هرگونه عمليات ساختماني ازقبيل تعميرات ، نماسازي ، تخريب ، تميز كاري ، رنگ آميزي يا ساير كارهاي مشابه به منظور دسترسي به بنا وحفظ ونگهداري كارگران يا مصالح درارتفاع ، مورد استفاده قرار مي گيرد . بخش نخست : مقراركلي ضرورت استفاده ازداربست ماده ۷۶ كليه كارهائي راكه نتوان درارتفاع با استفاده ازنردبان يا وسايل ديگر به طور اطمينان بخش انجام داد بايستي براي كارگران داربست هاي مناسب وكافي فراهم كرد . ماده ۷۷ برپاكردن ، پياده كردن ودادن تغييرات اساسي درداربست ها بايد فقط تحت مديريت ونظارت يك شخص باكفايت ومسئول وحتي المقدور به وسيله كارگراني كه دراين گونه كارها تجربه كافي دارند انجام گيرد . كيفيت اجزاي داربست ماده ۷۸ اجزاي داربست ها وكليه وسائلي كه درآن به كار مي رود بايد ازمصالح مناسب ومرغوب ، طوري طراحي ، ساخته وآمده شود كه واجد شرايط ايمني كاربراي كارگران بوده وتوانائي پذيرش بارها وفشارهاي وارده را داشته ودرشرايط مناسبي نگاهداري شوند . ماده ۷۹ قطعات چوبي كه درساخت داربست ها به كارمي روند بايستي ازكيفيت مرغوبي برخوردار بوده والياف بلندي داشته باشند . دروضعيت خوبي قرارداشته ورنگ نشده باشند . هيچ نوع كاري روي آنها انجام نگرفته باشد وعاري ازهرگونه عيب خطرناك وبدون گره وپوسته وكرم خوردگي وپوسيدگي باشند . ماده ۸۰ تدبيرهاي لازم اتخاذ شود تاتخته هاو الوارهايي كه براي ساخت داربست به كارمي روند ، دربرابر ترك خوردگي محافظت شوند . ماده ۸۱ وسائلي كه براي ساخت داربست ها به كارمي روند بايستي درشرايط خوبي درانبار نگاهداري شوند وازوسائل نامناسب محافظت جداگردند . ماده ۸۲ ازطناب هاي ليفي نبايستي درداربستي كه درهرمكان برپاشده استفاده كرد كه درآنجا احتمال آسيب ديدگي اينگونه طناب ها وجود دارد . ماده ۸۳ طناب هائي كه با اسيدهايا مواد خورنده وفرساينده ديگر درتماس بوده اند ، يا معيوبند نبايد به كارگرفته شوند . ماده ۸۴ درداربست نبايد ميخ هاي چدني به كاربرده شود . پايداري وفراهم كردن داربست ماده ۸۵ داربست ها بايستي با ضرب اطميناني تاچهار برابر حداكثر بارگيري طراحي شوند . ماده ۸۶ براي برپاكردن داربست بايد وسايل كافي فراهم وبه كارگرفته شود . ماده ۸۷ هرداربستي بايد به طور مناسب وكافي مهارگردد . ماده ۸۸ بجزداربست هاي مستقل،هرداربستي بايد درفاصله هاي مناسب دردوجهت عمودي و افقي محكم به ساختمان مهارشود . ماده ۸۹ هرسازه وهروسيله اي كه به عنوان تكيه گاه جايگاه كارمورد استفاده قرارمي گيرد ، بايد طبق استاندارد فني ساخته شده و پايه محكمي داشته باشد وبا ميل مهارهاومهاربندي مناسبي استوارگردد . ماده ۹۰ پايه هاي داربست بايد به طورمطمئن ومحكمي مهارشده باشد تامانع نوسان وجابجايي ولغزيدن داربست گردد. ماده ۹۱ درداربست هاي مستقل دست كم يك سوم تيرهاي حامل جايگاه ، تا پياده شدن كامل داربست بايد درجاي خود باقي بماند و برحسب مورد به تيرهاي افقي يابه تيرهاي عمودي به طور محكمي بسته شود . ماده ۹۲ هرگز نبايد براي تكيه گاه داربست يا ساخت آن از آجرهاي لق ، لوله هاي فاضلاب ، بلوك غيرمتصل سفال ، بشكه ، جعبه يا مصالح نامطمئن ديگر استفاده شود . ماده ۹۳ بخش هاي فلزي داربست نبايد ترك خوردگي ، زنگ زدگي يا عيب هاي ديگر داشته باشند كه احتمالاً به استحكام آن زياني وارد سازد . ماده ۹۴ داربست ها بايد دروضعيت خوبي نگاهداري شوند ، هريك ازبخش هاي آنها بايد طوري متصل ، جاافتاده و مهاربندي شوند كه درصورت استفاده معدني ازداربست جابجا نشوند . ماده ۹۵ براي جلوگيري ازخطرافتادن اتفاقي مصالح ساختماني يا ابزاركارازطبقات مختلف داربست بايستي اقدامات احتياطي زيربه عمل آيد : الف _ نصب توري يا سرپوش مناسبي درطبقات زيرين . ب _ نصب پاخوري به ارتفاع ۱۵ سانتي متر درلبه جايگاه . ماده ۹۶ ميخ هائي كه براي اتصال اجزاي داربست چوبي به كار مي رود بايد به ابعاد وكلفتي مناسب وتعدادكافي باشند وتا انتها به طور كامل كوبيده شوند نه اينكه نيمه كاره رهاشده وسپس خم گردد . بازرسي تعميرات ماده ۹۷ پيش ازبرپاكردن هرداربست شخص واجدشرايط بايد همه بخش هاي داربست را بررسي نمايد : الف _ دست كم يك باردرهفته . ب _ پس از هروضعيت نامناسب جوي وهرتوقف درازمدت كار ونبايد آنهارا به كاربرد مگر آنكه ازهرنظر با كيفيتي كه براي به كارگيري آنها تعيين شده منطبق باشد . ماده ۹۸ هيچ بخش ازداربست را نبايد پياده كرد وداربست را درحالتي بجاگذاشت كه بتوان ازبخش هاي باقي مانده استفاده كرد ، مگرآنكه بخش بجامانده منطبق با اين مقررات باشد . ماده ۹۹ هرداربستي كه كارفرما آن را دردسترس كارگرانش مي گذارد خواه آن را برپاكرده باشد يا نه بايدپيش ازبه كارگيري شخص صلاحيتداري آن را بررسي كند تا اطمينان حاصل نمايد كه : الف _ داربست دروضعيت پايداري است . ب _ وسايلي كه براي ساخت آن به كار رفته اند سالم اند . ج _ داربست براي انجام كاري كه درنظرگرفته شده مناسب است . و _ تجهيزات ايمني لازم درجاي خود قرار دارند . ماده ۱۰۰ اگر قسمتي ازداربست احتياج به تعمير داشته باشد نبايد قبل از رفع نقص وتعميرداربست به كارگران اجازه كاركردن درروي آن داده شود . ماده ۱۰۱ بعد از اتمام كارروزانه بايد كليه ابزار ومصالح ازروي داربست برداشته شود . ماده ۱۰۲ درموقع پياده كردن داربست بايد كليه ميخ هاازقطعات پياده شده كشيده شود . استفاده ازداربست ماده ۱۰۳ جابجايي ، انباركردن مصالح ساختماني ، عبوروكاركردن روي داربست بايد با احتياط انجام گيرد واز هر ضربه ناگهاني به داربست اجتناب گردد مانند پريدن وجفت زدن روي تخته جايگاه . ماده ۱۰۴ درطول مدت استفاده ازداربست بايد دائماً نظارت شود تاباربيش ازاندازه ومصالح ساختماني غيرلازم روي آن نهاده نشود . ماده ۱۰۵ تاآنجا كه امكان دارد بار روي داربست بايد به طور يكنواخت توزيع گردد ، تا ازعدم تعادل خطرناك داربست اجتناب شود . ماده ۱۰۶ ازداربست ها نبايد براي انباركردن مصالح ساختماني استفاده شود مگر مصالحي كه براي انجام كارفوري مورد نياز باشد . ماده ۱۰۷ درمواقعي كه هوا طوفاني است و بادشديدمي وزد كاررا بايد قطع كرد تا آنكه تمام احتياط هاي لازم اتخاذ شود . ماده ۱۰۸ درمواردي كه روي جايگاه داربست برف يا يخ وجود داشته باشد نبايد كارگران روي آن كاركنند ، مگرآنكه كليه برف يا يخ ازروي داربست برداشته شود وروي آن ماسه نرم ريخته شده باشد . ماده ۱۰۹ درقسمت هايي ازكابل يا طناب داربست كه احتمال بريدگي يا سائيدگي مي رود بايد با تعبيه بالشتك ازآن محافظت به عمل آورده شود . ماده ۱۱۰ هنگامي كه درمجاورت خطوط نيروي برق احتياج به نصب داربست باشد بايد مراتب قبلاً به اطلاع اداره برق رسانده شود تاترتيب مقتضي براي جلوگيري ازخطرات احتمالي داده شود مانند ايزولاسيون كابل هاي برق فشار ضعيف . نصب دستگاههاي بالابرروي داربست ماده ۱۱۱ هرگاه لازم شود روي داربست دستگاه بالابر نصب گردد بايد : الف _ بخش هاي متشكله داربست به دقت بازرسي شوند ودرصورت لزوم به نحومناسبي به مقاومت آن افزوده شود . ب _ ازحركت وجابجايي تيرهاي افقي داخل ديواري جلوگيري شود . ج _ درصورت امكان ، پايه هاي عمودي به طور محكمي به بخش مقاوم ساختمان ودرمحلي كه دستگاه بالابر نصب گردد ، متصل ومهارشوند . ماده ۱۱۲ هرگاه سكوي دستگاه بالابر بين ريل ها جابجا نشود يا هرگاه به هنگام بالايا پايين رفتن بارامكان برخورد آن باداربست وجود داشته باشد بايد براي جلوگيري ازگيركردن باربه داربست ، سرتاسر ارتفاع آن با نرده هاي عمودي پوشيده شود . بخش دوم : جايگاه كار قواعد كلي ماده ۱۱۳ كليه داربست هايي كه كارگران برروي آن كار مي نمايند بايد داراي تعداد كافي جايگاه كارباشد . ماده ۱۱۴ هيچ بخشي ازجايگاه كارنبايستي برروي آجرهاي لق ، لوله هاي آب ، دودكش وساير مصالح غيرمطمئن ونامناسب قرارگيرد . ماده ۱۱۵ ازجايگاه داربست نبايستي استفاده شود مگر آنكه ساخت آن به اتمام رسيده ووسايل حفاظتي لازم به طورمناسب نصب شده باشد . ماده ۱۱۶ پهناي جايگاه با درنظرگرفتن نوع كار بايستي مناسب باشد ودرهربخش آن بايد گذرگاه بازي به پهناي ۶۰ سانتي متر فارغ از هرمانع ثابت ومصالح انباشته شده فراهم گردد . ماده ۱۱۷ درهيچ موردي پهناي جايگاه كارنبايد ازاندازه هاي زيركمتر باشد : الف _ ۶۰ سانتي متر اگرازجايگاه فقط براي اشخاص به كارمي رود . ب _ ۸۰ سانتي متراگر از جايگاه براي نهادن مصالح ساختماني استفاده مي شود . پ _ ۱۱۰ سانتي متر اگر از جايگاه براي نگاهداري جايگاه يا سكوي بلندتر ديگري استفاده مي شود . ج _ ۱۳۰ سانتي متر اگر ازجايگاه كار براي نصب يا شكل دادن به سنگ هاي نماي ساختمان استفاده مي شود . د _ ۱۵۰ سانتي متر اگر از جايگاه هم براي نگاهداري سكوي بلند تر ديگر وهم براي نصب وشكل دادن به سنگها استفاده مي شود . ماده ۱۱۸ به طور كلي حداكثرپهناي سكوئي كه با تيرهاي داخل ديواري نگاهداري مي شود ، نبايد از۱۶۰ سانتي متر بيشتر شود . ماده ۱۱۹ درصورت امكان يك فضاي خالي بالاي سري دست كم به ارتفاع ۱۸۰ سانتي متر بايستي بالاي جايگاه كاردرنظر گرفته شود . ماده ۱۲۰ جايگاه هرداربست پايه اي بايستي دست كم يك متر پائين تر ازمنتهي عليه تيرهاي عمودي قرار گيرد . ماده ۱۲۱ تخته هاوالوارهائي كه جزئي ازجايگاه كاربه شمارمي آيند ويا به صورت پاخورلبه جايگاه به كاربرده مي شوند بايد داراي شرايط زيرباشند : الف _ با درنظرگرفتن فاصله بين تيرهاي تكيه گاه جايگاه ، كلفتي آنها ايمني لازم را تأمين نمايد ، ودرهيچ موردي كلفتي آنها از۵۰ سانتي متركمتر نباشد . ب _ پهناي آنها دست كم ۱۵ سانتي متر باشد . ماده ۱۲۲ هرتخته وهرالوار كه جزئي ازجايگاه كاربه شمار مي آيد نبايد بيش از ۴ برابركلفتي تخته يا الوار ازانتهاي تكيه گاه تجاوز نمايد . ماده ۱۲۳ تخته ها و الوارها نبايد روي همديگر قرار گيرند مگرآنكه احتياط هاي لازم به عمل آمده باشد ، مانند متصل كردن قطعاتي كه دوسر آن پخت شده است تا خطر زمين خوردن به حداقل كاهش يابد وجابجائي چرخهاي دستي به آساني صورت گيرد . ماده ۱۲۴ تخته هاي زيرپائي كه درساختمان يك جايگاه به كارمي رود بايستي ازنظر كلفتي متحدالشكل باشند . ماده ۱۲۵ تخته ها ويا الوارهائي كه جزو سكوي كاربه شمار مي آيند بايد حداقل با سه تكيه گاه نگاهداري شوند ، مگر آنكه فاصله بين تيرهاي افقي پشت سرهم تكيه گاه وكلفتي تخته ها طوري باشد كه خطر شكم دادن بيش از حد وبلند شدن سر ديگر تخته دربين نباشد . ماده ۱۲۶ جايگاه هاي كاربايد به شيوه اي ساخته شوند كه تخته هاوالوارهاي تشكيل دهنده آنها ، هنگام استفاده معمولي جابجا نشوند . ماده ۱۲۷ هرسكو يا جايگاه كه بيش از ۲ متر بالاي زمين ياكف قرار دارد بايد داراي تخته بندي نزديك به هم باشد يا چنان پهلوي يك ديگر كوبي شده باشد كه هيچ نوع ابزار ولوازم كارومصالح ازلاي آنها به پائين سقوط ننمايد . حفاظ گذاري ( حفاظت ازسقوط ) ماده ۱۲۸ هربخشي ازجايگاه كاريا محل كاري كه بلندي آن بيش از ۲ متر است و امكان دارد شخص ازبالاي آن بيافتد بايستي داراي جان پناه با شرايط زيرباشد : ۱_ حفاظ ازجنس مرغوب ومناسب وداراي استحكام كافي باشد . ۲_ نرده بالائي يك الي ۱۵/۱ متر بالاي سطح جايگاه قرارگيرد . ۳_ براي جلوگيري ازسرماخوردن كارگران وافتادن مصالح ساختماني وابزاركار ازروي جايگاه پوخوري درلبه باز به بلندي ۱۵ سانتي متر نصب گردد . ۴_ نرده مياني بين پاخوري ونرده بالائي قرارداده شود . ماده ۱۲۹ حفاظ هاي نرده اي و پاخورهاي لبه جايگاه داربست بايد درسوي داخلي ستون عمودي مهارشوند . ماده ۱۳۰ نرده ها ، پاخورها ووسايل ديگر حفاظتي كه درجايگاه داربست به كار رفته اند نبايد ازجاي خود برداشته شوند مگر درزماني ودرحدي كه براي ورود اشخاص ، حمل يا جابجائي مصالح ساختماني لازم است . ماده ۱۳۱ جايگاه هاي داربست هاي معلق بايد ازهر سوداراي حفاظ نرده اي وپاخور باشند ، اما الف _ اگر كارطوري باشد كه نتوان حفاظ بلندتري گذارد ، نيازي نيست كه بلندي حفاظ طرف ديواربيش از۷۰ سانتي متر باشد . ب _ اگر كارگران روي سكو يا جايگاه نشسته كارمي كنند ، گذاردن حفاظ وپاخورسوي ديوارالزامي نيست ولي دراين حالت جايگاه بايستي داراي طناب ، كابل يازنجيرهائي باشد تابراي كارگران به صورت دستگيره هاي محكمي باشند ودرزمان سرخوردن كارگر قابل گرفتن باشد . ماده ۱۲۳ فاصله بين ديوار وجايگاه بايد تا حد امكان كم باشد . مگر هنگامي كه كارگران روي سكو نشسته كارمي كنند دراين حالت فاصله بين ديواروجايگاه نبايد از۴۵ سانتي متر بيشتر باشد . بخش سوم _ داربست پايه چوبي تيرهاي عمودي ماده ۱۳۳ تيرهاي عمودي پايه بايستي : الف _ عمودي يا كمي به سوي ساختمان تمايل داشته باشد . ب _ به حد كافي نزديك به هم قرار داده شوند تادرهر اوضاع واحوالي كه ممكن است پيش آيد ، ثبات داربست تضمين گردد . ماده ۱۳۴ كلفتي پايه ها بايستي : الف _ برحسب حداكثر باري كه انتظار مي رود تحمل نمايند تعيين گردد . ب _ هم سطح بالاترين تيرافقي ، دست كم ۸ سانتي متر باشد . ماده ۱۳۵ هرگاه پايه عمودي داربست چوبي بايستي ازطريق اتصال بلندترشود . الف _ پايه پاييني به تيربالائي بايستي به وسيله برش نيم و نيم به هم ميخ شود مشروط براينكه طول قطعه روي هم قرار گرفته ازيك متر كمتر نباشد وارتفاع داربست از۸ متر تجاوز ننمايد . ب _ بايد مقطع مسطح تيربالائي روي مقطع مسطح پايه پائيني قرار گيردودو قطعه حداقل به وسيله دوصفحه چوبي با ضخامت مناسب كه طول آن كمتر ازيك متر وعرض آنها كمتر ازعرض پايه نباشد به هم متصل گردند واستحكام واتصال آنها به پايه به وسيله ميخ ها كاملاً تأمين شده باشد . درصورتي كه پايه ها ازچوب گرد نباشد بايد محل اتصال تخته ها به اين قطعات قبلاً به شكل مسطح درآيد . ج _ پايه اي كه ارتفاع آن زياد شده بايستي به وسيله تيرهاي افقي ، تيرهاي افقي داخل ديواري ويا با تكيه گاه هاي مناسب ديگري حمايت شود . ماده ۱۳۶ ثبات پايه هاي عمودي بايد از راه هاي زيرتأمين گردد : الف _ با فروكردن درعمقي اززمين كه ميزان آن برحسب جنس خاك تعيين مي شود . ب _ با قرار دادن آنها روي تخته ها يا زير پايه ( زيرسري ) هاي مناسب ديگر به شيوه اي كه از لغزش آنها جلوگيري كند . ج _ يا باهروسيله مناسب ديگر . ماده ۱۳۷ هرگاه دوداربست بايستي درگوشه ساختمان به هم متصل شوند يك پايه عمودي بايد درگوشه بيروني داربست ، درمحل برخورد گذارده شود . تيرهاي افقي ماده ۱۳۸ تيرهاي افقي داربست بايد عملاً تراز باشند وبه وسيله پيچ ها ، گيره ها ،طناب ها يا وسايل مؤثر ديگر به طور محكمي به پايه هاي عمودي بسته شوند . ماده ۱۳۹ دوسر انتهايي تيرهاي افقي متوالي هم سطح بايد روي پايه عمودي ، به همديگر محكم بسته شوند مگر آنكه ازوسايل خاصي استفاده گردد كه همان استحكام را تضمين نمايد . ماده ۱۴۰ دوتيرافقي متوالي بايستي دست كم به اندازه يك متر روي هم بيافتند ( همديگر را بپوشانند .) ماده ۱۴۱ ازبرپايي داربستي كه سرهاي انتهايي تيرهاي افقي آن فاقد تكيه گاه است بايد اجتناب شود درهرصورت بار نبايستي برروي سرهاي انتهايي تيرهاي افقي كه تكيه گاهي ندارند ، قرار داده شود . ماده ۱۴۲ فاصله عمودي بين رديف هاي تيرهاي افقي نبايستي ازچهار مترتجاوز نمايد . ماده ۱۴۳ تيرهاي افقي بايستي درسرتاسر طول افقي داربست ادامه داشته باشد . ماده ۱۴۴ درمواقع ضروري براي جلوگيري ازخطربارهاي سنگين ، تيرهاي افقي بايستي به طورمناسبي مانند محكم بستن با گيره يا وسائل مؤثر ديگر تقويت شوند . ماده ۱۴۵ تيرهاي افقي بايستي براي پايداري داربست تااتمام كاربرروي پايه ها باقي بمانند . تيرهاي افقي داخل ديواري ماده ۱۴۶ تيرهاي افقي داخل ديواري داربست كه جايگاه كارروي آنها قرارگيرد بايد از يك قطعه ساخته شده ومستقيم و به طورمحكمي به تيرهاي افقي متصل گردند . ماده ۱۴۷ اگر ازتيرهاي افقي استفاده نشده باشد ، تيرهاي افقي داخل ديواري بايد به تيرهاي عمودي بسته شوند وروي گوه هايي كه به طرز محكمي ثابت شده ، تكيه داشته باشند . ماده ۱۴۸ اگرنتوان يك سر انتهايي تيرافقي داخل ديواري را به ديوار تكيه دادن آن تير بايستي با وسايل مؤثر ديگر نگاهداري شود . ماده ۱۴۹ تيرهاي افقي داخل ديواري كه به ديوار تكيه داده مي شوند بايد بدون كوچك كردن سطح مقطع آن حداقل ده سانتي درداخل ديوارفروروند . ماده ۱۵۰ ابعاد تيرهاي افقي داخل ديواري بايستي با وزني كه مي بايد تحمل كنند متناسب باشند . ماده ۱۵۱ فاصله بين دو تيرافقي داخل ديواري پشت سرهم كه جايگاه را نگاه مي دارند بايستي با درنظرگرفتن باري كه بايد تحمل كنند جنس تخته هاي جايگاه تعيين گردد . ماده ۱۵۲ به طور كلي براي تخته هايي كه ۵۰ ميلي متر يا بيشتر ضخامت دارند فاصله يا شده نبايد از ۲ متربيشتر شود . مهاركردن يا اتكاي ثابت واستحكام جانبي ماده ۱۵۳ داربست هاي پايه چوبي كه به قسمت هاي محكم وقابل اطمينان ساختمان مهارشده اند . بايستي به وسيله تيرها وتخته هاي ضربدري ازبالابه پائين درتمامي طور داربست ، درنقاط برخورد تيرهاي افقي و پايه هاي عمودي محكم بسته شوند ، تا ازكج شدن داربست جلوگيري شود . بخش چهارم _ داربست فلزي لوله اي مقررات كلي ماده ۱۵۴ داربست هاي فلزي لوله اي بايد : الف _ ازموادمناسبي مانند لوله هاي فولادي يا فلز مشابهي كه استقامتي نظير فولاد دارد ساخته شده باشد . ب _ استحكام كافي براي نگاهداري باري را كه مي بايد تحمل نمايد با ضريب اطمينان چهارداشته باشد . ماده ۱۵۵ تمام قطعات عمودي وافقي داربست هاي فلزي لوله اي بايد به طور مطمئن به همديگر متصل شوند . ماده ۱۵۶ درمواقع ضروري براي جلوگيري ازخطر، داربست فلزي لوله اي بايد به طورمورب وضربدري درفواصل مناسب ودرجهت مختلفه محكم بسته شود . ماده ۱۵۷ داربست ها با قطعات فلزي نبايد درنزديكي ودربالاي مناطقی كه خطر خطوط وتجهيزات برق دار وجود دارد برپا شوند ودرهرصورت بايد درفاصله ايمني قرارگيرند به علاوه مفاد ماده ۱۱۰ اين آئين نامه نيزبايد مراعات شود . ماده ۱۵۸ لوله هائي كه درداربست هاي فلزي لوله اي به كارمي رود بايد مستقيم و عاري اززنگ زدگي ، خوردگي ، قرشدگي وساير معايب باشد . ماده ۱۵۹ سرهاي انتهايي لوله هاي فلزي بايستي صاف باشند تادرافزايش ارتفاع داربست وساير اتصال دهي منطقه اتكا واتصال كاملاً روي همديگر قرارگيرند . ماده ۱۶۰ لوله ها بايستي به اندازه وبا مقاومت مناسب براي باري كه مي يابد تحمل نمايند ساخته شوند ودرهيچ مورد قطرخارجي آنها كمتر از۵ سانتي متر نباشد . پايه هاي عمودي ماده ۱۶۱ پايه ها درداربست هاي فلزي لوله اي بايد هميشه دروضعيت عمودي نگاهداري شود . ماده ۱۶۲ اتصالات درپايه هاي عمودي براي داربست فلزي لوله اي بايستي به طريق زير باشد : ۱ _ متصل به تيرهاي افقي يا ساير قطعات مقاوم كه مانع جابجائي آنها شود . ۲ _ به تناوب طوري بسته شود كه اتصالات مجاور دريك سطح نباشد . ماده ۱۶۳ با درنظرگرفتن مواد متداول كه درداربست هاي فلزي به كارمي رود فواصل بين پايه هاي عمودي نبايد ازاندازه هاي زير تجاوز نمايد : ۱ _ ۸/۱ متربراي كارهاي سنگين با قابليت تحمل ۳۵۰ كيلو گرم برمتر مربع . ۲ _ ۳/۲ متر براي كارهاي سبك با قابليت تحمل ۱۲۵ كيلوگرم برمتر مربع . تيرهاي افقي ماده ۱۶۴ تيرهاي افقي بايد: ۱ _ دست كم تا ۳ پايه عمودي ادامه داشته باشد . ۲ _ به طور مطمئن به هرپايه عمودي متصل شود . ماده ۱۶۵ اتصالات بين تيرهاي افقي بايد : ۱ _ به پايه هاي عمودي بسته شود . ۲ _ اتصالات تيرهاي افقي نبايد درطبقات مختلف مستقيماً روي هم قرارگيرد . ماده ۱۶۶ فاصله عمودي بين تيرهاي افقي نبايد از۲ متر تجاوز نمايد . ماده ۱۶۷ هرگاه داربست فلزي لوله اي به مصالح بنائي ساختمان متصل مي شود تيرهاي افقي بايستي به طورمطمئن و محكم به مصالح بنائي به وسيله صفحات ثابت شده يا ساير وسايل مؤثر ديگر متصل گردد. ماده ۱۶۸ هرگاه جايگاه هاي كار ازجاي خود برداشته مي شوند ، كليه تيرهاي افقي بايد براي حفظ پايداري داربست درمحل خود باقي بمانند . تيرهاي افقي داخل ديواري يا دستك ها تعريف : تيرهاي افقي داخل ديواري يا دستك ها بخشي ازداربست هستند كه بر روي آنها جايگاه كارقرار دارد . داربست هايي كه به وسيله دورديف پايه حمايت مي شوند هردوسرتيرهايي كه جايگاه برروي آن قرار دارد برروي تيرهاي افقي قرارمي گيرند كه دراين صورت دستك ناميده مي شود . ماده ۱۶۹ درداربست هاي فلزي لوله اي يك دستك بايد كنارهرپايه عمودي قرار گيرد . ماده ۱۷۰ فاصله معمولي بين هر كدام ازدستك ها درداربست هاي فلزي لوله اي نبايد از۵/۱ متر تجاوز نمايد . ماده ۱۷۱ فاصله دستك ها براي كارهاي سنگين درداربست هاي فلزي لوله اي نبايد از ۹۰ سانتي متر وبراي كارهاي نيمه سنگين از۱۵/۱ متر تجاوز نمايد . ماده ۱۷۲ وقتي كه تيرهاي افقي داخل ديواري به ديوار ساختمان تكيه دارند بايستي دست كم ۱۰ سانتي متر درداخل ديوار فروروند . اتكاي ثابت و مهاركردن ماده ۱۷۳ داربست هاي فلزي با يك دريف پايه بايستي به طور مطمئني به ديوار ساختمان مهارشود . ماده ۱۷۴ خصوصيات اتكاي ثابت بايستي چنين باشد : ۱_ لوله هاي مهاردرنقاط برخورد پايه ها با تيرهاي افقي به نماي خارجي داربست بسته شوند . ۲_ لوله هاي مهاربه مصالح بنائي به طور مطمئني بسته شوند . ۳_ اولين ، آخرين ويكي درميان ازپايه ها به وسيله لوله هايي به ساختمان مهار شوند به صورت متناوب يعني ازهرتير افقي بعدي همان پايه . نرده گذاري ماده ۱۷۵ پاخورها بايستي پيچ شده يا به طورمطمئني به پايه ثابت شود يا به طور مناسبي به تخته هاي جايگاه متصل گردد . ماده ۱۷۶ نرده حفاظتي بايستي به وسيله اتصالي هاي مناسبي به پايه متصل شود . ضمناً لوله هاي ضربدري نبايد به عنوان حفاظ به كاربرده شود . ماده ۱۷۷ جان پناه جايگاه داربست هاي پايه لوله اي بايستي برطبق مقررات مواد ۱۲۸ تا ۱۳۰ اين آئين نامه تهيه شود. علاوه برآن درصورت امكان درطرف خارج داربست درمحل احداث جايگاه توري حفاظتي مناسب و مطمئني بسته شود . اتصالات ماده ۱۷۸ مفاصل واتصالات داربست هاي فلزي لوله اي بايد : ۱_ فولادچكش خوار وغير قابل خوردشدن يا ازمواد مشابهي باهمان مشخصات واستقامت باشد. ۲_ دقيقاً وبه درستي به وسيله قفل وبست و يا بوشن ويا سه راهي وچهارراهي برروي سرتاسر قطعات سطوح اتكاي مورد استفاده متصل گردند . به نحوي كه اتصالات هرزنبوده وحركت ولرزش نداشته باشد . ماده ۱۷۹ اتصالات بايد : ۱_ ايجاد تغيير شكل درلوله هانمايد . ۲_ خودشان تغيير شكل يابند . ماده ۱۸۰ وقتي كه ازخاصيت اصطكاك براي سفت كردن اتصالات استفاده مي شود اينگونه اتصالات نبايد درجابجايي به عنوان نيروي اوليه كشش مورد استفاده قرارگيرند . ماده ۱۸۱ اتصالات داراي پيچ ومهره بايد تا آخر دندانه كاملاً پيچ وسفت شوند . بخش پنجم _ داربست هاي معلقي كه جايگاه آن با راه اندازي دستي كارمي كنند ماده ۱۸۲ تيرهاي پيش آمده بايد : الف _ داراي مقاومت وسطح مقطع كافي براي تأمين استحكام وپايداري داربست باشند . ب _ به طو عمودي به نماي خارجي ساختمان نصب گردند . ج _ بادقت نصب شود تا مناسب با ركاب ها وكفه فلزي جايگاه باشد . ماده ۱۸۳ بخش پيش آمده اين تيرهااز ساختمان بايد به گونه اي باشد تا درموقعي كه جايگاه كار( پلات فورم ) درحالت آويزان ثابت شده فاصله جايگاه ازنماي خارجي ساختمان از ۳۰ سانتي متر بيشتر نباشد مگر درموارد استثنايي كه در ماده ۱۳۲ به آن اشاره شده . ماده ۱۸۴ تيرهاي پيش آمده بايستي به وسيله پيچ يا وسايل مشابه اي به طورمطمئني به اجزاي اصلي ساختمان اتكاي ثابت داشته ومهار شوند . ماده ۱۸۵ پيچ هاي مهاربايستي به خوبي سفت شوند وبه طور مطمئني تيرهاي پيش آمده را به اسكلت بندي وبدنه ساختمان متصل سازند . ماده ۱۸۶ درمواقعي كه تيرهاي پيش آمده به اتكاي كيسه هاي شن يا ساير وزنه هاي تعادل آزاد وول مهارمي شود وسايل فوق بايستي به طور اطمينان بخشي به تيرهاي پيش آمده بسته شوند . ماده ۱۸۷ قلاب هاي آويزان وسقف هاي فلزي حمل بايستي ازفولادمناسب چكش خوار يا مواد ديگري كه داراي مشخصات مشابه فولادي باشد ساخته مي شوند . ماده ۱۸۸ درانتهاي هريك از تيرهاي پيش آمده يا درانتهاي هريك ازتيرآهن هاي حمال بايستي پيچ هاي متوقف كننده نصب شود . ماده ۱۸۹ طناب هاي آويزان بايد : الف _ ازالياف بلند ونوع عالي يا ساير رشته هاي طبيعي يافيبرهاي مصنوعي با كيفيت مشابه ياطناب سيمي ساخته شود ب _ دست كم داراي ضريب اطمينان ۱۰ براي رشته ها وفيبرها وحداقل ۶ براي سيم فولادي باشد . ماده ۱۹۰ طناب هاي آويزان بايد دورپولي ها وقرقره هاي مناسبي جمع شوند تا اينكه جايگاه كارقادرباشد به طوراطمينان بخشي بالا يا پائين برود . مده ۱۹۱ طناب هاي آويزان بايد به طورمناسبي درمقابل سائيدگي وزدگي محافظت شوند . ماده ۱۹۲ پولي ها وقرقره هاي جمع كننده طناب ها وكابل ها بايستي به وسيله كابل ها به جايگاه هاي كار( پلات فورم) متصل شوند . جايگاه هاي كار( پلات فورم ) ماده ۱۹۳ طول جايگاه هاي كار( پلات فورم هاي ) داربست هاي معلق با راه اندازي دستي نبايستي از۸ متر ودرعرض از۶۰ سانتي متر تجاوز نمايد . ماده ۱۹۴ پلات فورم هابايد : الف _ به وسيله دو يا چندين طناب يا زنجير آويزان باشند كه ازهم بيش از ۵/۳ مترفاصله نداشته باشند . ب _ به وسيله نرده هاي يك قطعه اي كه برروي ركاب هاي فلزي تكيه دارند محافظت شده واين ركاب ها به طناب ها وزنجيرهاي آويزان متصل شوند . ماده ۱۹۵ درهيچ زماني طناب مياني نبايد بيشتر ازهريك ازدوطناب كناري آن كشيده شود . ماده ۱۹۶ پلات فورم ها بايد برروي تسمه ها يا ركابهايي ازفولاد ملايم يا آهن سخت با سطح مقطع مناسب سوار شوند. تسمه وركاب هاي فلزي بايستي حداكثر به فاصله ۵/۳ متر از يكديگر قرار گيرند . ماده ۱۹۷ ركاب هاي پلات فورم بايستي از زير تخته هاي جايگاه عبور كرده به طور محكم به آنها بسته شوند . راه اندازي ماده ۱۹۸ نبايد بيش ازدو نفركارگرودريك زمان برروي جايگاه داربست معلق با راه اندازي دستي كارنمايند . ماده ۱۹۹ جايگاه دو يا چندين داربست معلق با راه اندازي دستي نبايد به وسيله تخته يا وسايل ديگر به هم اتصال داده شوند . ماده ۲۰۰ درمواقعي كه داربست معلق با راه اندازي دستي كارنمي نمايد بايستي به ساختمان بسته شود يا به سطح زمين پائين آورده شده وابزار وساير مصالح وآت اشغال ازروي آن برداشته شود . ماده ۲۰۱ داربست هاي معلق با راه اندازي دستي قبل از به كارگيري بايستي به وسيله دوبار بارگيري درمسافرت كوتاه آزمايش شود . ماده ۲۰۲ درداربست هاي معلق با راه اندازي دستي كارگران برروي جايگاه آن نشسته كارمي كنند بايستي وسايل پيش بيني شود تا جايگاه را دست كم در۴۵ سانتي متر نگهداري تادرهنگام تكان خوردن داربست ، مانع برخورد زانوهاي كارگران با ديوارگردد . بخش ششم _ داربست هاي معلق با راه اندازي ماشيني جايگاه ماده ۲۰۳ تيرهاي پيش آمده : تيرهاي پيش آمده بايد تماماً با مقررا مواد ۱۸۲ تا ۱۸۵ ، ۱۸۷ و ۱۸۸ تطبيق داشته باشد . ماده ۲۰۴ فقط تحت شرايط بي نهايت استثنائي بايد ازوزنه هاي تعادل به عنوان وسايل نگهدارنده تيرهاي پيش آمده استفاده شود . كابل هاي آويز ماده ۲۰۵ فقط كابل هاي آويزفولادي كه با مقررات ماده۱۸۹ ( ب ) منطبق است بايستي درداربست هاي معلق با راه اندازي ماشيني جايگاه برده شود . ماده ۲۰۶ درازاي كابل هاي تعليق بايستي به اندازه اي باشد تادروضعيتي كه جايگاه درپائين ترين حدقراردارد ، دست كم دودور طناب روي هراستوانه باقي بماند . ماده ۲۰۷ سرهاي پائيني كابل هاي تعليق بايستي به طور مطمئني به ماشين بالابربه وسيله كليپس يا ساير وسايل مشابه بسته شود . ماشين بالابر ماده ۲۰۸ ماشين هاي بالابر برداربست بايد طور ساخته شوند ونصب گردند كه بخش متحرك آنها براي بازرسي به آساني دردسترس باشد . ماده ۲۰۹ بدنه ماشين هاي بالابر بايد به وسيله پيچ ها ياوسايل مؤثرديگري به طورمطمئني به تكيه گاه ها ودستگاههاي جايگاه متصل شود . ماده ۲۱۰ وينچ ها درداربست هاي معلق بايد : الف _ ازنوع متوقف كننده اتوماتيك باشد . ب _ با ضامن ، گيره ( شيطانك ) ويك وسيله قفل كننده مؤثر تهيه شود تااينكه جايگاه را بتوان درهرسطحي به طور اطمينان بخشي نگهداشت ، ومواقعي كه كنترل ازدست رها مي شود گيره به طوراتوماتيك عمل كند . زماني كه گيره قبل از پائين آوردن بايستي ازقيد رها شود يك وسيله مناسب ايمني بايستي فراهم شود تااز برگشت وينچ وقتي كه ضامن ازقيد رها شده جلوگيري نمايد . ماده ۲۱۱ اگر نيرو بالاكشدن وپائين آوردن به وسيله موتور تأمين مي شود زماني كه فشاردستي درسويچ يا اهرم استارت آزاد مي شود موتور بايستي متوقف شود وبه طور خودكار قفل گردد وبه طوراطمينان بخشي جايگاه را نگه دارد . ماده ۲۱۲ قسمت هاي متحرك ماشين داربست بايستي دست كم هرهفته يكبار بازرسي شود . ماده ۲۱۳ زماني كه ماشين بالابرجابجا مي شود بايستي قبل از اينكه مجدداً به كار گرفته شود بازرسي ومعاينه كامل شود . جايگاه كار( پلات فورم ) ماده ۲۱۴ جايگاه هاي كاربايستي با مقررات ماده ۱۹۴ منطبق باشد . ماده ۲۱۵ جايگاه هاي كارنبايستي دردرازا از۸ متر ودرپهنا از ۵/۱ مترتجاوز نمايد . راه اندازي ماده ۲۱۶ درمواقعي كه كارگران برروي داربست هاي معلق سنگين كارمي نمايند ايمني كابل تعليق بايستي به وسيله قفل كردن وينچ ها يا به وسيله وسايل مؤثر ديگر تأمين گردد . ماده ۲۱۷ بايستي ازتكان خوردن يا ضربه زدن داربست هاي معلق با راه اندازي ماشيني جايگاه ، به ساختمان به وسيله لوازم ووسايل بسته بندي يا نرده وحائل گذاري مقابل و جلوي ساختمان جلوگيري شود . ماده ۲۱۸ وقتي كه ازداربست هاي معلق با راه اندازي ماشيني استفاده نمي شود بايد : الف _ كليه ابزارها وساير وسايل پرتابل برداشته شود . ب _ درمحل خود به طور اطمينان بخشي بسته شود يا به سطح زمين پائين آورده شود . بخش هفتم _ انواع ديگر داربست ها داربست ديواركوب يا طره ( Bracket scaffolds ) تعريف : داربست طره اي تشكيل يافته ازيك سكوي كاركه ازطرف داخل برروي بخش هاي مقاوم ساختمان به خوبي مهار شده ( به شكل بالكن ) وبه وسيله تكيه گاه هاي مايل ( Brackets ) كه درزير سكونصب مي شود وبا ديوار وسكو تشكيل يك سه گوشه قائم الزاويه را مي دهد حمايت مي شود . ماده ۲۱۹ هيچ داربست طره اي نبايد به كاررود مگر آنكه تكيه گاه هاي مايل ( Brackets ) داراي مقاومت وازجنس فلز مناسب بوده وخودداربست به طوراطمينان بخشي به وسيله پيچ ومهره وواشر مناسبي مهارشده باشد . ماده ۲۲۰ داربست هاي طره اي فقط بايد توسط كارگراني مانند درودگران ، رنگ كاران وبرق كاران كه لوازم و تجهيزات سنگيني احتياج ندارند ، مورد استفاده قرارگيرد . ماده ۲۲۱ پهناي سكوي كارداربست طره اي نبايد از۷۵ سانتي متر بيشتر باشد . ماده ۲۲۲ تكيه گاه هاي مايل ( Brackets ) بايستي به گونه اي طراحي شوند تادرمقابل باري ، حداقل به سنگيني ۱۷۵ كيلوگرم ودرقسمت انتهايي خارجي مقاومت نمايند . ماده ۲۲۳ تكيه گاه هاي مايل( Brackets ) بايستي به طور اطمينان بخشي به وسيله پيچ ومهره نصب شوند . ماده ۲۲۴ فاصله بين تكيه گاه هاي مايل ( Brackets ) نبايد از۳ متر تجاوزنمايد . داربست روي خرك ماده ۲۲۵ درموارد زير نبايد ازداربست هايي كه روي خرك برپاشده اند استفاده كرد : ۱_ اگر بيش از دو رديف خرك روي هم نهاده شده باشد . ۲_ اگر بلندي آن اززمين يا كف ، يا ازجايگاه داربست ثابتي بيش از ۳ متر باشد . ۳_ اگر روي داربست معلقي نصب شده باشد . ماده ۲۲۶ داربست هاي روي خرك بايد برروي پايه هاي محكم وتراز برپاشوند . ماده ۲۲۷ پهناي داربست روي خرك كه برروي سكوي ديگر نصب شده است بايد به نحوي باشد كه روي سكو به اندازه كافي فضاي آزاد براي جابجايي مصالح ساختماني وآمدوشد ويا كار اشخاص باقي ماند . ماده ۲۲۸ داربست ها بايد به طور محكمي ثابت شوند تامانع جابجايي آن گردد . ماده ۲۲۹ خرك هايي كه براي تهيه داربست هاي روي خرك به كاربرده مي شود بايستي به طوراطمينان بخشي مهارشود تادربرابر نيروهاي جانبي مقاومت نمايد . ماده ۲۳۰ فواصل خرك هابايد به گونه اي باشد تا پايداري داربست را تأمين نمايد . داربست هاي نردباني ماده ۲۳۱ داربست هاي نردباني فقط بايد براي كارهاي سبكي به كارروند كه درآنها از مصالح كمي استفاده مي شود ( مانند رنگ كاري _ نوسازي ومانند آنها ) ويا براي انجام كاري كه درنظرگرفته شده مناسب باشد . ماده ۲۳۲ نردبانهايي كه براي پايه هاي داربست هاي نردباني به كارمي روند بايد : الف _ داراي مقاومت كافي باشند . ب _ يك ازشرط زيررا داراباشند : ۱_ يا درعمقي اززمين فرورفته باشند كه با درنظرگرفتن نوع خاك تعيين مي شود . ۲_ يابه شيوه اي روي زيرپايه اي ها يا تخته هايي قرارداده شوند كه هردوپايه هرنردبان روي سطح تراز قرار گيرند وپايه هاي آنها به طورمحكمي مهارگردند تااز لغزيدن شان جلوگيري شود . ماده ۲۳۳ درمواردي كه ازنردبان دوطرفه براي ايجاد داربست استفاده مي شود نبايد ارتفاع داربست ازشش متر بيشتر باشد وبيش ازدونفر دربالاي داربست دريك زمان كارمي كنند وتخته جايگاه نبايد ازسه پله آخرنردبان بالاترقرارگيردو بايد درسطح تراز قرارداده شود . فصل چهارم _ نردبان ها ماده ۲۳۴ درمواردي كه امكان تكيه دادن نردبان قابل حمل به محل كارباشيب مناسب واطمينان بخش وجود نداشته باشد براي جلوگيري ازحركت نردبان بايدپايه يا تكيه گاه آن محكم بسته ويا مهارشود . ماده ۲۳۵ نردبان هاي قابل حمل بايد طوري قرارداده شوند كه پايه نردبان درجاي ثابتي قرارگرفته وتكيه گاه بالانيز استحكام كافي براي تحمل بار وارده داشته باشد . ماده ۲۳۶ چنانچه نردبان درمحلي كه احتمال لغزش دارد قرارداده شود بايد به وسيله گوه يا كفشك يا ساير وسائل مشابه ازلغزش پايه ها جلوگيري گردد . ماده ۲۳۷ افزودن ارتفاع نردبان به وسيله قرار دادن جعبه يا بشكه درزير پايه هاي آن ممنوع است . ماده ۲۳۸ نردبان نبايد درجلوي دربي كه باز مي شود قرارداده شود مگر آنكه دركاملاً محكم بسته و قفل شده باشد . ماده ۲۳۹ درجايي كه رفت و آمد زياد است وهمچنين درساختمان هاي بيش از دو طبقه بايد براي بالارفتن وبراي پائين آمدن ازنردبان هاي جداگانه استفاده نمود . ماده ۲۴۰ استفاده ازنردباني كه پله هاي آن دررفته و يا معيوب است ويا پايه هاي آن داراي نقص ، ترك وشكستگي باشد ممنوع است . ماده ۲۴۱ نردبان يك طرفه به طول بيش ازده متر نبايد به كاربرده شود . ماده ۲۴۲ نردباني كه روي يك پايه به وسيله چوب هاي افقي ساخته مي شود نبايد به كاربرده شود . ماده ۲۴۳ طول نردبان بايد طوري انتخاب شود كه پس از تعبيه صحيح آن طرفين نردبان حداقل يك متر ازكف طبقه كه كارگران درآن پياده مي شود بلندتر بوده و قسمت انتهايي آن فاقد پله باشد . ماده ۲۴۴ نردبان ها دركف وبالابايستي به طريق مطمئني محكم وثابت شوند به طوري كه ازلغزش آن درجهات مختلف جلوگيري به عمل آيد . ماده ۲۴۵ دونردبان كوتاه نبايد به هم متصل وبه جاي نردبان بلند به كاربرده شود . ماده ۲۴۶ نردبان نبايد رنگ زده شود وپايه ها وپله هاي آن بايد ازموادروغني ولغزنده عاري باشد . ماده ۲۴۷ درنردبان هاي دوطرفه لولاي بالا بايد همواره روغنكاري شود كه حركت آن به آساني وكامل انجام گيرد . ماده ۲۴۸ سكويي كه براي پياده شدن ازنردبان دربالاقرارمي گيرد نبايستي عرض آن ازنيم متر كمتر باشد واين سكو به استثناي قسمتي كه نردبان برروي آن قرارگرفته است بايد به وسيله نرده محافظت شود . ماده ۲۴۹ درنردبان هاي ثابت براي هر ۹ متر ارتفاع يك پاگرد بايد پيش بيني گردد و هرسه متر ازنردبان كه حدفاصل دو پاگرد است بايدبه نحوي قرارگيرد كه درامتداد قطعه قبلي نباشد . فصل پنجم _ انباركردن مصالح ماده ۲۵۰ درمواردي كه مصالح ساختماني درمحل عبور ومرور عمومي يا مجاورآن ريخته مي شود بايد مراقبت كافي به عمل آيد كه اين مصالح طوري روي هم انباشته شود كه ازفروريختن يا ريزش ياافتادن احتمالي آنها جلوگيري گردد. ماده ۲۵۱ مصالح ساختماني بايد درجايي قرار داده شود كه موجب بروز حوادث ترافيك نگردد وشب ها محوطه انباشتن مصالح به وسيله چراغ قرمز با احتياط مشخص گردد . ماده ۲۵۲ الوارهابايد روي چوب هاي عرض قرار داده شوند به طوري كه كاملاً روي زمين قرارنگيرند و چنانچه ارتفاع الوارهاي انبارشده ازيك متر تجاوز كند درارتفاع هريك متر بايد چوب هاي عرضي قرارداده شود . ماده ۲۵۳ كيسه هاي سيمان يا آهك يا گچ نبايد بيش از ده عدد روي هم قرارگيرد مگر آنكه محل مخصوصي براي انبار كردن آنها قبلاً جاسازي شده باشد . ماده ۲۵۴ ازانباركردن مصالح ساختماني درنزديكي لبه گودبرداري ، چاه يا هرنوع برتگاه بايد جلوگيري به عمل آيد . ماده ۲۵۵ آجر و سفال نبايد در بيش از دو مترارتفاع انباشته شود واطراف آن بايد به وسيله چوب هاي قائم محافظت گردد . ماده ۲۵۶ برداشتن مصالح انبارشده بايدازبالاترين قسمت شروع گردد . ماده ۲۵۷ كيسه هاي سيمان ، آهك يا ساير مواد مشابه بايد درمحل خشك ودورازرطوبت انبارشوند . ماده ۲۵۸ تيرآهن بايد به ارتفاع كم طوري روي هم انباشته شود كه امكان غلطيدن آن نباشد . ماده ۲۵۹ ورق فلزي بايد به طورافقي روي هم انباشته شود وارتفاع آن از يك متر تجاوز ننمايد . ماده ۲۶۰ طرفين لوله هاي فلزي كه انبار مي شوند بايد به وسيله ميله آهني يا وسائل مشابه ديگر مهارشود كه ازباز شدن وغلطيدن آنها جلوگيري گردد . ماده ۲۶۱ انبارشن و ماسه وسنگ بايد مرتباً مورد بازديد قرارگيرد تادراثر برداشتن موجبات ريزش آنها وحادثه فراهم نگردد . ماده ۲۶۲ مصالح ساختماني اگردركنارديواريا تيغه انبارشود بايد طوري انباشته شود كه فشار بيش از اندازه به ديواريا تيغه وارد نيايد . فصل ششم _ مقررات متفرقه ماده ۲۶۳ كليه كارگران كارگاه هاي ساختماني بايد مجهز به كلاه وكفش ايمني بوده و همچنين درصورتي كه شرايط و نوع كاراقتضاء نمايد ، سايروسائل حفاظت فردي ازقبيل دستكش ، عينك ، ماسك ، كمربند و طناب نجات ، گوشي و غيره مطابق ضوابط آئين نامه مربوطه بايد دراختيار كارگران قرارداده شود . ماده ۲۶۴ كليه معابر ، پلكان ها ، سطوح شيب دار ، بازشوها ، پرتگاه ها وبه طوركلي تمام نقاطي كه احتمال خطر سقوط افراد را دربردارند ، بايد به وسيله نرده وپوشش هاي موقت و مناسب حفاظت گردند . ماده ۲۶۵ ازكاركردن كارگران برروي بام ساختمان ها درهنگام بادوطوفان وبارندگي شديد و يا هنگامي كه سطح با پوشيده ازيخ باشد بايد جلوگيري به عمل آيد . ماده ۲۶۶ ازبه كارگماردن كارگران بي تجربه وتازه كار برروي بام هاي شيب داربايد جلوگيري به عمل آيد . ماده ۲۶۷ درهنگام كاربرروي بام هاي شيب دار ويا بام هاي پوشيده ازصفحات شكننده مانند صفحات موج دار نورگير و ورق هاي فشرده سيماني ( ايرانيت ) بايد از نردبان ها يا صفحات كراولينگ با عرض حداقل ۲۵ سانتي متر استفاده شود اين نردبان ها وصفحات بايد به طورمحكم ومطمئن نصب گردند تاازلغزش آنها درزير پاي كارگران جلوگيري به عمل آيد . ماده ۲۶۸ درلبه سطوح شيب دار بايد موانع مناسب وكافي جهت جلوگيري ازسقوط كارگران ويا ابزار كارپيش بيني شود . ماده ۲۶۹ كارگراني كه برروي بام هاي شيب دار با شيب بيش از ۲۰ درجه كارمي كنند بايد مجهز به كمربند ايمني و طناب نجات باشند . ماده ۲۷۰ معابري كه براي عبور فرغون يا چرخ هاي دستي ساخته مي شود بايد داراي سطوح صاف باشد و براي عبورهرفرغون حداقل يا متر عرض منظور گردد . ماده ۲۷۱ قالب بتون بايد قبل از بتون ريزي بازديد ونسبت به استحكام آن اطمينان حاصل شود تادرموقع بتون ريزي قالب فرونريزد . ماده ۲۷۲ درموقع برداشتن قالب بتون بايد احتياط هاي لازم به منظور حفاظت كارگران ازخطراحتمالي سقوط بتون يا قالب به كاربرده شود . ماده ۲۷۳ دستگاه هاي بتون ساز بايد داراي ضامن باشد تادرهنگام تميزكردن دستگاه را قفل وازحركت اتفاقي آن جلوگيري كند . ماده ۲۷۴ براي بالابردن تيرهاي آهن بايد ازكابل يا طناب هاي محكم استفاده شود وبراي جلوگيري ازخمش بيش ازحد كابل بايد چوب يا وسيله مشابه ديگري دربين تيرآهن وكابل قرارداده شود واززنجير براي بالابردن تيرآهن استفاده نشود . ماده ۲۷۵ درموقع نصب ستون ها يا تيرهاي آهن قبل ازجداكردن نگهدارنده تيرآهن بايد حداقل نصف تعداد پيچ و مهره ها بسته يا جوشكاري لازم انجام شده باشد . ماده ۲۷۶ خرپاها بايد به وسيله نگهدارنده برروي پايه قرارگيرد وپس از نصب مهارهاي لازم واطمينان كامل از پايدار بودن آن از نگهدارنده جدا شود . ماده ۲۷۷ قبل ازنصب تيرآهن برروي تيرآهن ديگر ، تيرآهن زيرين بايد صددرصد پيچ و مهره ويا جوشكاري شده باشد . ماده ۲۷۸ درمواردي كه تيرآهن دركف طبقه به طور موقت قرارداده مي شود كليه اتصالات طبقه پايين بايد انجام شده باشد . ماده ۲۷۹ درمواردي كه ستون هاي آهن روي هم قرارمي گيرند نبايد بيش از يك طبقه ستون بدون جوشكاري واتصالات لازم روي ستون زيرين قرارداده شود . ماده ۲۸۰ تيرهاي آهن و ستون ها بايد بلافاصله پس از نصب ازنظر اطمينان به انجام صحيح وكامل كاربازديد شود . ماده ۲۸۱ درمواقع بارندگي شديد ووزش بادهاي سخت ويخ بندان بايد ازنصب و برپاداشتن تيرهاي فلزي خودداري شود . ماده ۲۸۲ جوشكاري الكتريكي به وسيله داربست هاي آويزان كه با كابل نگهداري شود مجاز نيست . ماده ۲۸۳ كابل هاي دستگاه هاي جوشكاري الكتريكي بايد داراي روپوش عايق مطمئن وبدون زدگي باشد . ماده ۲۸۴ ازگذاردن باروتكيه دادن داربست به كارهاي بنائي كه به طور كامل ملات آن سفت نشده باشد بايد جلوگيري به عمل آيد . ماده ۲۸۵ درموقعي كه كارهاي بنائي درطبقات زيرانجام مي گيرد ، هنگام نصب و برپاداشتن تيرآهن وكارهاي بتوني ونصب سنگ درطبقات بايدسقف ويا پوشش مناسبي بين آنها قرارداده شود تاازسقوط مصالح ازطبقات بالا برروي كارگران جلوگيري گردد . ماده ۲۸۶ بالابردن آسفالت يا قيرداغ به وسيله كارگرونردبان ممنوع است . ماده ۲۸۷ ظرف محتوي قيرداغ نبايد درمحوطه بسته نگهداري شود مگر آنكه قسمتي ازمحوطه بازبوده وتهويه به طور كامل وكافي انجام گيرد . ماده ۲۸۸ شعله هاي باز ، مشعل ، كبريت مشتعل ووسائل مشابه نبايد درمجاورت دهانه هاي مجاري ، فاصلاب ، خطوط اصلي گازو مجاري مشابه قرارداده شود . ماده ۲۸۹ كارگران را نبايد به بالابردن و پائين آوردن باروابزاركارحجيم يا سنگين به وسيله نردبان واداركرد . ماده ۲۹۰ براي گرم كردن بشكه هاي محتوي قيرجامد بايد ترتيبي اتخاذ گردد كه ابتدا قسمت فوقاني قيردرظرف ذوب شود وازحرارت دادن وتابش شعله به قسمت هاي زيرين ظرف قير در ابتداي كارجلوگيري به عمل آيد . اين آئين نامه مشتعل بر۶ فصل و۲۹۰ ماده به استثناد مواد ۸۵ و ۸۶ قانون كار جمهوري اسلامي ايران درجلسه مورخ ۱۹/۵/۱۳۷۲ شوراي عالي حفاظت فني مورد بررسي وتآييد ودرتاريخ ۲۷/۶/۱۳۷۲ به تصويب نهايي وزيركاروامور اجتماعي رسيد . اصول ایمنی برق اصول ايمني برق افراد در تمام سنين در معرض خطر برق گرفتگي قرار دارند و به علت سيم كشي نادرست ويا وجود سيمهاي لخت و يا دستكاري وسائل برقي همه ساله افراد زيادي را در معرض خطر قرار مي دهد . درزمينه خطر برق گرفتگي حتما نيازي نيست كه تماس مستقيم بين بدن انسان و سيم برق وجود داشته باشد بلكه وجود رطوبت به ميزان زياد در محيط مي تواند به عنوان يك واسطه جريان برق را به بدن منتقل نمايد زيرا بدن هادي خوبي براي جريان برق مي باشد . جريان برق علاوه بر خطر مستقيمي كه متوجه انسان مي كند ( فيبرولاسيون بطني) خطر ديگري كه به همراه دارد شوك حاصل از عبور جريان برق مخصوصا در بزرگسالان و افراد مسن مي باشد به اين معني كه در بعضي از موارد فرد بر اثر همين شوك ثانويه كه باعث سقوط و يا پرت شدن فرد مي گردد دچار انواع آسيب ها خواهد شد. اصول امداد رساني در برق گرفتگي ها برق گرفتگي در اكثر اوقات همراه با ايجاد ضايعه در مكانيزم تنفسي و قلب خواهد بود بعلاوه در برخي اوقات سوختگيهاي شديدي نيز ممكن است براثر عبور جريان برق بوجود بيايد كه معمولاً اين سوختگيها به علت شدت وسعتشان بايد در مراكز درماني تحت درمان قرار گيرند . در موقع مواجه شدن با فردي كه دچار برق گرفتگي شده اصول زير را بايد رعايت نمود : ۱-ضمن حفظ خونسردي قبل از هرچيز جريان برق را قطع و مصدوم را ازمحل حادثه دور مي كنيم . ۲-چون جريان برق قلب و دستگاه تنفسي را زودتر از هرقسمت ديگر تحت تاثير قرار ميدهد لذا پس از اطمينان از توقف حركات قلب و تنفس سريعاً اقدام به ماساژ قلبي و تنفس مصنوعي نمود . ۳-محل سوختگي را كه دراثر عبور جريان برق در بدن ظاهرشده است با يك پارچه ضدعفوني شده خشك مي پوشانيم . ۴-فرد حادثه ديده ممكن است احساس درد داشته باشد در اين وضعيت نبايد به او دارويي تجويز كرد . ۵-درصورتيكه سوختگي به چشمان او آسيب رسانده باشد چشمها را با گاز استريل پوشانده و به او توصيه مي كنيم كه چشمهاي خود را باز نكند . ۶-لباس هاي او را شل كرده به او آرامش مي دهيم و اطراف او را خلوت مي كنيم و در صورتي كه هوشياري كامل داشته باشد مقداري مايعات به او مي خورانيم .

    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391  |
     

    اختلالات وعوارض بعدی پس از برق گرفتگی

    1- اختلالات قلبی عروقی :

    دراثر تحقیقات کلینیکی روی کسانی که شوک الکتریکی دیده اند مشاهده شده که تخلیه های الکتریکی ایجاد اختلالات عروقی خاص می کند که گاهی کم اهمیت و موقتی بوده وبعضی اوقات شدید وطولانی است و درموارد حاد منجربه مرگ می شود . در مرحله اول فشار خون نقصان می یابد این پدیده موقتی بوده فقط چند ثانیه طول می کشد .مرحله دوم فشار خون بالا می رود که بلا فاصله پس از مرحله اول شروع می شود و به طور کلی کمتر از یک دقیقه پس از اتمام شارژ الکتریکی به طول می انجامد . در مرحله سوم فشار خون به مدت زیادی پایین می آید ضمناًفشار وریدی بالا رفته وپس از پایان برق گرفتگی به سرعت به حال عادی بر می گردد .

    در معاینات بالینی در مدتی بیش از30 تا60 دقیقه بعد از وقوع حادثه نتایج زیر بدست آ مده است :

    الف) اختلال ریتم : 3مورد ،ریتم اضافی ضربان قلب ،احساس پایین ریختن دل و بالاخره فیبریلاسیون دهلیزی قلب .

    ب) اختلال هدایت عصبی : 9 مورد ، بلوکاژ (قطع جریان خون ) برانش راست نوع WILSON بوده است .

    ج) اختلال قلب : 15 مورد تاکیکاردی (ازدیاد ضربان قلب ) طپش قلب ودرد جلوی دیده شده است .

    د) اختلال در گردش خون اکیلی : 4 مورد ایسکمی (کم خونی ) 4 مورد ا نفاکتوس میوکارد و 2 مورد کم خونی توام با ضایعه ISCEMIC - LESION دیده شده است . بعضی اختلالات قلبی عروقی پس از برق گرفتگی به وجود می آید مانند پاره شدن دریچه های قلب مانند دریچه میترال انبساط حاد قلب ،لخته شدن خون در عروق .

    باید توجه داشت که حالات ذکر شده در بالا و اختلالات قلبی بلافاصله پس از شوک الکتریکی ایجاد نشده است بلکه پس از مدت کم و بیش طولا نی ( پس ا زچندهفته تا چند ماه حتی چند سال بعد از بروز حادثه ) بوجود می آید .شوک الکتریکی ممکن است ضایعاتی را که قبلًا در بدن وجود داشته تشدید نماید به طور مثال شخصی که مبتلا به ضایعه دریچه میترال بوده این امر باعث فیبریلاسیون دهلیزی می شود .

    2- اختلالات و ضایعات عصبی :

    اختلالات عصبی ممکن است بلافاصله پس از برق گرفتگی یا مدتی پس ا زآن بروز کند همچنین ممکن است بطور کامل معالجه پذیربوده عواقب بعدی نداشته یا ممکن است اختلالات به طوردائم باقی بماند. یکی ازاختلالات عصبی که به طور حاد پیش می آید از دست دادن شناسایی است که مدت عارضه آن بنا به وضع حادثه متفاوت است و به دنبال آن اختلال مشاعر ، هذیان گویی ، سر درد عصبی ، از دست دادن حافظه ،گزگز کردن بدن و انقباض غیر ارادی وشدید عضلات بوجود می آید .

    3- اختلالات حسی (شنوایی وبینایی ) :

    اختلالات بینایی که بیشتروبلافاصله اتفاق می افتد عبارت است از التهاب در محفظه قدامی وته چشم ، ورم ملتحمه ورم شبکیه،ورم عنبیه که تماما در اثر نور شدید وحرارت قوس الکتریکی است . ورم ملتحمه در نزد کارگرانی که روی شبکه های توزیع نیرو کار می کنند دیده شده است . ضایعه ته چشم عبارت است از متورم شدن ته چشم شخص که عارضه آ ن به زودی مرتفع می شود . عبور مستقیم جریان از چشم آ ب مروارید بوجود می آورد و یا عوارض مانند کم شدن قدرت بینایی وتورم عصب چشم را بوجود می آورد .

    اختلالات شنوایی عبارت است از کم شدن شنوایی که ممکن است منجر به کری کلی شود ممکن است در نزد افراد برق گرفته اختلالات عصبی و اختلالات بینایی وشنوایی تواما بوجود آ ید .همچنین سایر عوارض دیگری نظیر عوارض کلیوی ، پخته شدن عضلات و ... را بوجود می آورد.

    روشهای پیشگیری از خطرات برق :

    اغلب خطر برق گرفتگی در مواقعی پیش می آ یدکه پوشش سیمهای برق معیوب شده باشد اگر روپوش سیمهای حامل برق پاره یا در آ ن شکافی ایجاد شود در موقع دست زدن ممکن است سانحه ای بوجود آید همچنین ممکن است پوشش سیمهای داخلی موتورها یا دستگاههای الکتریکی ساییده یا سوخته شود ودراثرتماس بابدنه دستگاه مخاطراتی ایجاد کند این مورد بیشتر در موتورها یا دستگاههایی که قابل حرکت بوده وآ نها رابرای انجام کار ا زنقطه ای به نقطه دیگر حمل می کنند پیش می آ ید .اگر شدت جریان از 025/0 آمپر تجاوز کند در موقع عبور از بدن موجب مرگ می شود. مقاومتی که بدن شخص در مقابل عبور جریان برق بوجود می آ ید متفاوت است واز 500 تا 5000 اهم یا بیشتر می رسد . این اختلاف مقاومت بستگی به طبیعت شخص و وضع محیطی دارد که در آن قرار گرفته است . در شرایط نا مساعد ومواردی که تدابیر حفاظتی کامل اتخاذ نشده باشد یک اختلاف پتانسیل مختصرمثلا 15 تا20 ولت نیز ممکن است برای شخص خطرناک باشد . البته عبورجریان نیزدرشدت برق گرفتگی وخطرات ناشی از آ ن دخالت تام دارد . اگر در دستگاههایی که با فشار ضعیف 24 ولت کار می کنند اتصال بدنه بوجود آ ید ممکن است به اشخاصی که مورد برق گرفتگی حساسیت واستعداد دارند آسیب برساند زیرا اگر مقاومت بدن شخص درحدود 1500 اهم باشد جریانی معادل 048/0 آمپر از بدن عبورکرده وچون میزان آ ن ازحد 025/0 آمپر بیشتر است باعث مرگ او خواهد شد .

    تامین حفاظت بوسیله ایزوله کردن شخص:

    یکی از راه حل های اساسی برای محفوظ کردن کارگران عبارت است از ایزوله کردن آنها بوسیله دستکش،کاسک ، لباس یا کفش حفاظتی که از موارد عایق ساخته شده و شخص رادر مقابل ورود جریان از بدن، کف محل کار را با موا د عایق مانند فرش لاستیکی مفروش کرده و یا از زیر پایی یا چهار پایه یا پایه های عایق استفاده کرد. دو یا چند جسم هادی یا دستگاههای الکتریکی که نزد به هم قرار داشته باشد ممکن است دراثرعواملی مانند اتصالی به بدنه وامثال آ ن دارای اختلاف پتانسیلهای مختلف شوند و دست کارگران در آن واحد به هر دوی آنها اصابت کند که دراین صورت با وجود مجهز بودن به کفش عایق جریان خطرناک از بدن کارگرعبور خواهد کرد. شدت جریان خطرناکی که ازبدن عبور می کند متناسب با اختلاف پتانسیل بین دودستگاه فوق الذکر می باشد دراین قبیل موارد می باید این اجسام را بوسیله یک سیم هادی به یکدیگرمتصل کرد تا درچنین مواردی اختلاف پتانسیل بین آ نها وجود نداشته باشد .

    حفاظت در مورد اتاق یا محفظه هایی که بدنه آ نها دارای پتانسیل یکسان می- باشد :

    اگر شخصی درداخل اتاق یا محفظه ای قرارگیرد که پتانسیل تمام نقاط آ ن باهم مساوی ویکسان باشد تا در مدتی که در داخل اتاق باقی مانده خطری برایش موجود نیست ولی به محض اینکه پای خودرا برای خروج از اتاق روی زمین گذاشت تحت اثر اختلاف پتانسیل اتاق و زمین دچار برق گرفتگی خواهد شد .

    تامین حفاظت بوسیله ایزوله کردن سیم ترانسفورماتور از زمین:

    برای اینکه شدت جریان موجود در یک سیم هادی که به منبع تولید برق متصل شده است از بدن شخص بگذردکافی است که مدار جریان آ ن بسته شود مدار در این مورد فقط با متصل کردن سیم خنثی ترانسفورماتور می باشد این منظور در موردی تعیین می شود که کارخانه یا محل کار دارای یک ترانسفورماتور مخصوص به نام ترانسفورماتورایزولمان باشد تغذیه کلیه دستگاهها مستقیماً بوسیله این ترانسفور ماتور عملی می گردد . همچنین ممکن است ترانسفورماتورهایی رابه اسم ترانسفورماتورایزولمان روی مدار تغذیه هریک از دستگاههای مورد نظر قرار دارد متاسفانه دراین مورد اگر در محلی از شبکه اتصال به زمین ایجاد شود چون مدار مسدودی از راه زمین بوجود می آید خطر برق گرفتگی پیش خواهد آمد . برای جلوگیری از خطر باید مراقبتهای دقیق به عمل آورد که شبکه در طول خط کاملا عایق باشد ودستگاههای الکتریکی روی فوند امنتها عایق نصب شده باشد همچنین اگر در پوشهای عایق سیمهای الکتریکی ناقل جریان عینی مشاهده شد باید بلافاصله اقدام به تعمیر یا تعویض آنها گردد.

    تامین حفاظت بوسیله اتصال دادن به زمین :

    طریقه دیگری که برای جلوگیری ازخطر برق گرفتگی موجود می باشد عبارت است از اتصال دادن بدنه به زمین در مورد کلیه قطعات فلزی و دستگاههای الکتریکی که ممکن است دراثرخراب شدن روپوش سیم ووصل شدن به بدنه این قطعات تولید جریان خطرناک اتصالی کند با اجرای این عمل بدن شخص که با این دستگاهها معیوب تماس پیدا می کند درانشعاب جریان قرار می گیرد و مقدار شدت جریانی که به طورشنت از بدن عبور می کند جزیی ا زجریان خطرناک اصلی می باشد و اگر سیم اتصال به زمین به طور صحیح وبا مقاومت کم نصب شده با شد شدت جریانی که از بدن عبور میکند به میزان خطرناک 025/0 آ مپرخطرناک نمی رسد . در کارخانجات برای جلوگیری از خطرعبور جریان از بدن در اثر ایجاد اتصالی بین فاز و بدنه دستگاههای برقی باید بوسیله سیمی با مقاومت کم وحساب شده بدنه دستگاهها را به زمین اتصال داد .

    تامین حفاظت افراد بوسیله رله دیفرانسیل :

    رله دیفرانسیل روی موتورها ومصرف کننده ها نصب شده و روی اختلاف جریان خروجی دستگاه عمل کرده ودر صورت ایجاد اتصال بدنه در دستگاه وفرار جریان خطا به زمین میزان جریان خروجی ا ز دستگاه کمتر از جریان ورودی می شود جریان ورودی وخروجی در دوسیم پیچ که در دو جهت مخالف یکدیگر پیچیده شده می رود . در حال عادی که اتصال بدنه بوجود نیامده جریان هر دو سیم پیچ مساوی بوده حوزه مغناطیسی ایجاد نمی شود ولی دراثر ایجاد اختلاف بین دو جریانی که در این دو سیم پیچ می رود حوزه مغناطیسی ایجاد شده و هسته مغناطیسی باعث قطع مدار می گردد زمان قطع مدار در حدود1/3 ثانیه بوده وبه این طریق اتصال به بدنه را در این مدت کوتاه قطع می کند ودیگر خطر برق گرفتگی نخواهد داشت .

    |+| نوشته شده توسط مهدی سرداری در شنبه بیست و هشتم مرداد 1391  |
     
     
    بالا